دوازده قانون معنوی موفقيت
دوازده قانون معنوی موفقيت
از نگاه قرآن و سنّت
مقدمه
برای درك يك زندگي پاك و آرام و بدور از اضطراب ، تنها آرزو کافی نیست . چه كنيم تا با روحيه عالي و با اعتماد و اتّكال به خداي رحمان و باور به سرمايه هاي بي شمار خدادادي خويش ، از لحظه لحظه عمرمان لذت ببريم و به مصداق « يا أيّتُهَا النَّفْسُ الْمطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه » از زندگي و خالق زندگي راضي باشيم و او هم از ما راضي باشد .
ما براي موفقيت ، به دو عامل مهم نياز داريم : 1ـ باورهاي خداگونه و فردا ساز ؛ 2ـ روحيه با نشاط و انگيزه ساز .
تصورات و گمان هاي واهي ، مسئله سازند و توليد محدوديت مي كنند . وقتي درباره خود و ديگران باورهاي اشتباه داريد و بر درستي آن پا مي فشاريد ، انگار عينكي بر چشم زده ايد كه از پشت آن ، همه چيز را تار و نامشخص مي بينيد ، و آنچه را كه مي بينيد ، باور مي كنيد . باورهاي غلط ، منشأ انديشه هاي غير منطقي و انديشه هاي نادرست ، نشاط ، روحيه و انگيزش را در انسان تخريب مي كند .
باورهاي خداگونه و روحيه عالي ، باعث مي شوند تا به دو كليد طلايي ديگر دست يابيم : 1ـ انتخاب هاي درست ؛ 2ـ استفاده بهتر و حداكثري از فرصت هاي زندگي .
خداي رحمان اراده فرموده است تا ما با نوع باورها و انديشه هايي كه در ذهن داريم و نوع رفتارهايي كه انجام مي دهيم ، برنده يا بازنده باشيم . بنابراين تنها افكار و رفتارهاي ماست كه در زندگي ما ، نقشي تعيين كننده دارند . « كلٌّ يَعمَلُ علي شاكلتِه »
« هر كس از مرد يا زن ، رفتار شايسته انجام دهد ، در حالى كه خدا و حقايق آسماني را باور داشته باشد ، بىترديد او را (در دنيا) به زندگى پاكيزهاى زنده خواهيم داشت »
« هر كه از ياد من ، روى گرداند ، حتماً براى او ( بخاطر عدم اعتقاد به خدا ، زياده خواهي ، عدم قناعت نفس ، ترس از حوادث و عدم اعتماد به قدرت متعال ) زندگى تنگى خواهد بود ، و روز قيامت او را نابينا محشور مىكنيم »
انساني پيروز است كه هرگاه با مسائل روبرو مي شود ، آنها را عالي حلّ كند و هر تهديدي را به فرصتي تبديل سازد و با غلبه بر مسائل زندگي ، دايرة راحتي و صبوري اش بيشتر و راه نجات خود را ، در زندگي پيدا كند . همة ما از چاه مشكلات نه با دست روي دست گذاشتن و تماشاي زنده به گور شدن خود ، بلكه با تسليم نشدن ، و آموختن راه حلّ ها ، به يك زندگي پر از نشاط و موفّقيت دست پيدا ميكنيم .
ترديد ندارم ، انساني كه به آينده اش اميدوار نيست ، خود را زشت مي بيند ، هيچ رؤيايي در سر ندارد ، براي خود ارزش قائل نيست ، و در برابر مسائل زندگي ، روحيه اش را مي بازد و زود نااميد مي شود ؛ بي ترديد او انسان غافلي است كه به رحمت و قدرت بي كران خداي رحمان و به دارايي هاي بي شمار الهي اش باور ندارد . چگونه باور دارد ؟ در حالي كه خداي رحمان فرمود : « أدعوني أستَجبْ لكم » اگر بخواهيد و واقعاً بخواهيد ، من اجابت خواهم كرد . و وعده فرموده است كه « از انسان هايي كه به خدا و خود و زندگي ، باورهاي خداگونه دارند ، دفاع مي كند » و نيز فرمود : اگر در دنياي درونت تحولي شكل بگيرد ؛ و تو به ياري حق ؛ بتواني به جاي انديشه هاي بيمارگونه و يأس آورت ، انديشه هاي عالي توليد كني ، و به جاي رفتارهاي فردا سوزت ، رفتارهاي مطلوب بنشاني ، من كه خداي مهربان توأم ، درهاي رحمتم را برويت باز خواهد كرد . « و لو أن اهل القري آمنُوا و اتقَوا ، لفتحنا عليهم بركاتٍ من السماء و الأرض »
دوازده قانون معنوي موفقيت
۱ـ داشتن اهداف بلند و همت بلند در زندگي .
۲ـ اصل اقدام و فعاليت . يعني تكيه گاه او فقط هوش و استعداد نيست ، بلكه براي رسيدن به اهداف بلند زندگي اش از هيچ تلاشي دريغ نمي ورزد . بايد دانست كه انسان هاي موفق لزوماً از سرشار از هوش بالايي نبودند بلكه كار و مداومت اينان را موفق كرد
۳ـ تأثير شانس را در زندگي نپذيرفتن . « امام صادق ع : متوسلين به شانس مشركند .»
« تويي كه با اراده ، استقامت ، دعا ، صدقه ، احسان به والدين و به ديگران و ذكر و نيايش در طول سال و به ويژه در شب هاي قدر تقدير الهي را به نفعت تغيير مي دهي . العبد يدبّر و والله يقدّر »
خداي رحمان به كسي ستم نكرده است ( لَيسَ بظلّامٍ لِلعَبيد ) در عالم پر است از امواج مثبت و در تو پر است از قدرت تسخير اين امواج ؛ اين تويي كه بايد تسخير كني . ترا باورها ، انديشه ها ، تلاش هاي مستمر ؛ به مقصود مي رساند . امام حسين (ع) : إنك لاتدركُ ما تُحِبّ إلا بتَرْكِ ما تَشْتَهي .
اي نسخه ي نامه الهي كه تويي اي آينه ي جمال شاهي كه تويي
بيرون ز تو نيست آنچه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي
« و آن ليس للإنسان إلا ما سعي »
بزرگي مي گفت : دنيا نه مخالف ماست و نه موافق ما . نسبت دنيا با ما بي طرفانه است . اين ماييم كه با رعايت قانون زندگي به قدر تلاش مان امواج مثبت اين عالم را جذب مي كنيم . و به سوي كمال رهسپار خواهيم شد . سفري را آغاز مي كنيم كه مقصدش خداست . مطلوبش انس و معاشقه ي با خداست .
شهيد مطهري : برخي دنيا بر آنان سوار است و برخي بر دنيا و زندگي سوارند . و برخي از افراد مشكلات بر اينان سوار است و برخي ديگر ، اينان بر مشكلات سوارند .
۴- خواستن ، توانستن است . « خواستن به معناي با همه وجود آن را بخواهد و براي بدست آوردن آن از هيچ تلاشي دريغ نورزد .
۵- « به فضل الهي هيچ امر غير ممكن وجود ندارد » را باور كنيم . از خداي رحمان بخواهيم . با دعا و از خدا خواستن و اراده كردن ، مي توان زندگي را تغيير دهيم . « أدعوني استجب لكم »
۶ـ كار بزرگ را پلكاني كردن . هدف را به قطعاتي تقسيم كنيم تا در نهايت به آن برسيم
۷- توجه و تمركز حواس روي اهداف زندگي
۸- اعتقاد به امداد غيبي .
۹- اعتماد و اتّكال به خداي رحمان
زندگي ، بدون خدا ، رنجي است بي پايان . « و مَنْ أعْرَضَ عن ذكري فإن له معيشه ضنكاً ؛ و هر كه از ياد من روى بگرداند ، بىترديد زندگى سختى خواهد داشت » » (طه/124)
خداي رحمان فرمود : « اگر مرا یاری کنید ، من شما را یاری می کنم و قدمهایتان را استوار می گردانم » یار خدا بودن یعنی قوانين الهي را ارج نهادن ، کمک به همنوعان ، نرنجاندن دیگران ، احترام به والدین و ... .
رابرت جى. رينگر ، در كتاب « فروپاشى تمدن غرب » مي نويسد : بشر امروزى در غرب به اين نتيجه رسيده است كه زندگى بدون معنويت ، رنج و عذاب روانى را در پى دارد و به روح انسان ، سردى و سستى مىبخشد و لذت و شادى پايدار را از انسان سلب مىكند . آمار بالاى جرم و جنايت ، مفاسد اخلاقى و جنسى ، از هم پاشيدگى نظام خانوادگى و تعداد فراوان نوجوانان و جوانان خيابانى رانده شده از كانون خانواده و روى آوردن جوامع ليبرال براى تأمين خوشىها و شادىهاى كاذب به مواد مخدر ، مشروبات الكلى ، قرصهاى اكستاسى ، خشونت و ... ، همگى بيانگر چنين واقعيتى و حاكى از رنج بىامانى است كه غرب به آن دچار شده است ؛ تا آن جا كه « نوجوانان در سرازيرى سقوط قرار گرفتهاند و برخى از آنان خود را با قتل همنوعان شان ارضا مىكنند . آنان در گوشه و كنار شهرها مىگردند و به آسانى و با بهانههاى احمقانه و گاهى بدون هيچ بهانه ، دست خود را به خون مردم مىآلايند و اين كارشان را نوعى ورزش و تفريح تلقى مىكنند» (رابرت جي ، رينگر )
مقام معظم رهبرى در اين زمينه مي فرمايد : « توجه و عشق به خدا ، به زندگى معنا مىبخشد و خلأهاى روحى و زندگى بشر را پر مىكند و موفقيت در همه ميدانهاى زندگى بشر را به همراه مىآورد و علت اين كه در كشورهايى نظير آمريكا ، هيچ چيز حتى پول ، قدرت نظامى و علم ، نتوانست خوشبختى و آسودگى روحى ـ روانى به دنبال بياورد ، همين بيگانگى با خدا و معنويت است » (مقام معظم رهبرى ، 18 / 5 / 75)
در عرفان اسلامي ، يكي از عوامل مهم ناآرامي و اضطراب دائم ، داشتن تعلقات و خواسته هاي بي شمار نفساني است ، چراكه تعلقات همانند تیغ هایی هستند که بر روح و جان آدمی چنگ می زنند و زخم سنگینی بر دل و جان می نشانند .
علامه طباطبايي(ره) آرامش رواني را از حالات انسان حكيم و صاحب اراده و از ويژگي هاي مراتب بالاي ايمان برشمرده است . لذا مهمترين عامل اضطراب و نگراني را ، بايد در فقدان باورهاي عميق ديني و خواسته هاي نفساني جست ، كه آدمي را از راه عدالت دور مي سازد و به تجاوز و عبور از حدود الهي مي كشاند .
مال را کز بهر دین باشی حمول نِعْمَ مال ، صالح خواندش رسول
آب در کشتی ، هلاک کشتی است آب اندر زیرکشتی ، پُشتی است
« مولوي ، سرچشمه خوشی ها و ناخوشی ها را ، درونی می شمارد ، نه بیرونی . او می گوید : منبع جمیع خوشی ها ، دل و ضمیر آدمی است و این ضمیر اوست که سایه اش را بر اشیاء و امور خارجی می اندازد و باعث مطلوبیت آنها می شود ؛ اما آدمی از سر جهل و نا بخردی ، ابزار خوشی را با سرچشمه خوشی درهم می آمیزد و در نتیجه ابزار خوشی را منشأ خوشی می پندارد . پس اصل لذت در اندرون ماست و سایه آن بر موجودات خارجی می افتد و آنها را خواستني مي كند .
راه لذت از درون دان ، نه از برون ابلهی دان ، جستن قصر و حصون
آن یکی در کنج مسجد ، مست و شاد وان دگر در باغ ، ترش و بی مراد
آري امکانات و شرايط خوب بيروني ، مؤثرند ، ولی نه آن گونه که بتوانند آرامش واقعی را برای انسان فراهم سازند ؛ نمونه اش زندگی انسان های امروزی است که از بهترین امکانات رفاهی برخوردارند ، اما در دنياي درون ، از اضطراب ها ، بي هويتي ها ، يأس و افسردگي ها و خود درگیری ها رنج مي برند ، به گونه ای که حتی حاضر می شوند ، برای رهایی از وضع آشفته خود ، به انواع اعتيادها گرفتار و يا دست به خودکشی بزنند .
آرنولد توين بي مي نويسد : « بحراني كه اروپائيان ، در قرن حاضر دچار آن شده اند ، اساساً به فقر معنوي باز مي گردد و تنها راه درمان اين فروپاشيدگي اخلاقي ، كه غرب از آن رنج مي برد ، بازگشت به دين است . » (محمد نباتي ، تاثيردين بر كاهش اضطراب ، روزنامه کیهان ، سایت (http://kortan.wordpress.com )
خداوند سبحان فرمود : « كساني كه به خدا ايمان آورده و ايمان خود را به ظلم نيالوده اند ، داراي امنيت و آرامش اند و آنان هدايت يافتگان واقعي هستند » (انعام / 82)
يونگ ، روان كاو شهير مي گويد : « مراجعين من كه دچار بيماري هاي رواني بودند و سن شان از 35 سال به بالا بود ، حتّا يك نفر يافت نمي شد كه مشكل رواني او در آخرين مرحلة تحليل ، به ايمان مذهبي مربوط نگردد . بهتر است بگويم كه آنان ، به خاطر فقدان باورهاي مذهبي و فقر معنويت ، بيمار شده اند و هيچيك از آنان ، تا نگرش مذهبي و ديني خويش را باز نيافتند ، واقعاً درمان نشده اند » (موسوي لاري ، رسالت اخلاق در تكامل انسان ، 170)
در مقابل این گروه ، در طول تاریخ ، انسان هایی را می بینیم که با انواع سختی ها و مشکلات مادی رو به رو بودند ؛ اما درونی آسوده و آرام داشتند و نه تنها آن سختی ها را منشأ خیر می دانستند ، بلکه شکرگزار خداوند هم بودند ، چرا که سختی هاي زندگی را ، وسیله آزمایش و امتحان خداوندی می دانستند و برای عبور موفّق از مصائب ، به خداوند توکّل می کردند . بنابراين هر قدر تعلقات انسان كمتر ، تقرب به خداوند ، بيشتر می شود و بالطبع به آرامش بیشتری می رسد « تنها با یاد خدا ، دلها آرام می گیرد »
وين داير ميگويد : ما در زندگي يك ماموريت داريم و آن « ماموريت براي شادي » ؛ بنابراين موفقيت ، خودش به سراغ كسي نمي رود ، بلكه بايد آنرا خلق كرد . تحقيقات نشان ميدهد : كساني كه در جستجوي شادي هستند ، شادي را بيشتر تجربه مي كنند .
رسول اعظم (ص) فرمود : « دعا و راز و نياز با خدا ، سلاح مؤمن است » يعني انسان با دعا و راز و نياز با خدا ، مي تواند با حفظ آرامش ، با دشمنان آرامش بجنگد و خارها را از سر راه زندگي بردارد .
امام سجاد (ع) مي فرمايد : « تويي مقصودم ... مناجات با تو فرح و آرامش خاطر من و دواي مرض و شفاي قلب سوزانم است »
ديل كارنگي مي نويسد : « روان پزشكي همان چيزهايي را تعليم مي دهد كه پيامبران تعليم مي دادند ، چون پزشكان روحي دريافته اند كه دعا و نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين ؛ نگراني ، تشويش ، هيجان و ترس و اضطراب را برطرف مي سازد . يكي از پيشوايان علم مزبور مي گويد : كسي كه حقيقتاً معتقد به مذهب است ، هرگز گرفتار امراض عصبي نخواهد شد »
مؤمن بخاطر نگاه خوشبينانه به هستي و به رويدادهاي زندگي و باور به هدفمندي خلقت ، كمتر در معرض احساسات منفي و مخرب قرار مي گيرد . و از لحظه لحظه زندگي اش در كنار حداي رحمان ، لذت مي برد .
۱۰- أنس با پروردگار (نماز)
نماز, داروى نسيان و وسيله ذكر خداوند است . نـمـاز, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است . نماز يعنى دل كندن از مـاديـات و پـرواز دادن روح ، يـعـنى پا را فراتر از ديدنى ها و شنيدنى ها نهادن . هر زيبايي و خيري را كه شما تصور نماييد در نماز وجود دارد (ادب در بـرابـر سـخـن ؛ مـراعات حقوق ديگران ؛ رعايت نوع تـغـذيـه و بهداشت نمازگزار ؛ همسردارى ؛ ولايت ؛ نـظـم و ترتيب ؛ انـعطاف و هم آهنگى ؛ اعـتـماد ؛ ورزش ؛ آمـوزش اجبارى ؛ امـر به معروف و نهى از منكر ؛ ... ) . پيامبر خدا (ص) مي فرمايد : « نماز ، كليد هر خوبى است »
و نيز فرمود : « همواره امتم در خير و خوبى هستند ، تا آنگاه كه با يكديگر دوست باشند و نماز را بر پا دارند ... پس اگر چنين نكنند به قحطى و خشكسالى گرفتار مى شوند »
از ميان رفتن بديها ؛ پاكى جان ؛ راندن شيطان ؛ بازداشتن از كار زشت و ناپسند ؛ پايدارى ؛ رسيدن به هر خوبى ؛ تقرّب به خداوند متعال ؛ ورود به بهشت و ... بخشي از آثار تربيتي نماز به شمار مي آيد .
در اينجا به اختصار به برخي از آثار تربيتي نماز اشاره مي شود :
1ـ نماز ، انسان را از فحشا و منكرات ، باز مى دارد : « ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر »
أمير الْمؤ منين (ع) فرمود : بزرگترين سنگر ، در برابر حمله هاى شيطان ، نماز است . و نيز فرمود : نماز بهترين قلعه و دژ محكمى در برابر وسوسه ها و حيله هاى شيطان است .
امام صادق (ع) مي فرمايد : « كسى كه دوست دارد ببيند آيا نمازش مقبول درگاه الهى شده است يا نه ، بايد ببيند آيا نماز، او را از زشتى ها و منكرها باز داشته يا نه . به همان مقدار كه باز داشته نمازش قبول است »
پيامبر خدا (ص) فرمود : « نماز ، چهره شيطان را سياه مى كند » .
امام علي (ع) مي فرمايد : « نماز ، پناهگاه رحمان و وسيله راندن شيطان است » .
2ـ نماز ، ياد خدا و ماية نزديكي به اوست : « نماز را ، براي ياد من ، به پا دار »
پيامبر خدا (ص) مي فرمايد : « همانا نماز ، وسيله تقرّب شخصِ با ايمان ، به خداست » .
و نيز فرمود : « نماز ، وسيله تقرّب هر شخص با تقوا است » .
امام علىّ (ع) فرمود : « همانا زكات به همراه نماز ، وسيله تقرب مسلمانان قرار داده شده است » .
امام صادق (ع) پس از آنكه ابوحنيفه به ايشان گفت : اى ابوعبدالله ، چقدر بر نماز شكيبايى مى ورزى ، فرمود : « اى نعمان ، آيا نمى دانستى كه نماز ، وسيله تقرّب هر شخص باتقوا است ؟ »
3ـ نماز ، راه رستگارى مؤ منان است : « مؤمنان ، با نماز رستگار مى شوند » .
سعادت انسان در گرو ايمان و عمل صالح است . خداوند رحمان مي فرمايد : « من عمل صالحا من ذكر او انثي و هومؤمن فلتحينيه حيوه طيبه ؛ هر كس از مرد و زن ، كار نيكى انجام دهد و ايمان بخدا داشته باشد ، او را با زندگى سعادتمند و پاكيزه ، حيات مي بخشيم » يعني رفتار نيك ، همراه با ايمان ، زندگي دنيوي و اخروي انسان را تغيير مي دهد و حيات پاكيزه اي در دنيا و آخرت ، نصيب افراد مؤمن و نيكوكار مي سازد . »
« هركس به ملاقات پروردگارش ، اميدوار است ، بايد عمل صالح انجام دهد .»
امام خمینی (ره) مي گويد : « تمام چیزهایی که انبیا از آن میسوختند ، این بود که میدیدند مردم دارند خودشان را طرف جهنم میکشند . انبیا مظهر رحمت حق تعالی هستند . میخواهند که مردم خوب باشند . میخواهند همه مردم معرفت اللّه داشته باشند . میخواهند همه مردم سعادت داشته باشند . وقتی میبینند که این مردم دارند به جهنم میروند ، ایشان افسوس میخوردند »
در جای دیگری میفرماید : « یکی از غصههای انبیا هم همین است که تعلیمات شان را نتوانستند به ثمر برسانند ، آنگونه که تعلیم اقتضا میکند . پیغمبر (ص) میخواست همه مردم را علیبن ابیطالب (ع) کند ، ولی نمیشد »
راز سقوط انسان ، غفلت از پيام هاي آسماني و نماز نخواندن است . اهل دوزخ ، در جهنم ، فرياد مي زنند و مى گويند : « اگر (دستورات پيامبران را) اطاعت مى كرديم ، و از عقل و خرد بهره مند بوديم ، ألآن جايگاه مان در آتش دوزخ نبود » و در آيه ديگر ، علّت ورود آنان ، به دوزخ را ، عدم اقامة نماز مي داند : « قيامت وقتى از دوزخيان سئوال مى شود ، به چه علت شما داخل آتش شديد ، (در جواب ) مى گويند : ما از نمازگزاران نبوديم » پيامبر خدا (ص) فرمود : « كليد بهشت ، نماز است » .
و نيز مي فرمايد : « خداى رحمان فرمود : براى بنده ام تعهّد كرده ام ، اگر نماز را در وقتش برپا دارد ، كيفرش ندهم و او را بى محاسبه وارد بهشت گردانم » .
4ـ براي عبور از مشكلات و مسائل زندگي ، از نماز ياري بجوييد : « واستعينوا بالصبر و الصلوة » يعني براي اينكه بتوانيد قدرتمندانه مسائل زندگي را حلّ كنيد ، به دو اهرم معنوي نيازمنديد : صبوري و ارتباط عاشقانه با خدا (نماز) .
« اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، از شكيبايى و نماز يارى جوييد ؛ كه خدا با شكيبايان است .»
حذيفه مي گويد : هرگاه غم و اندوهى به پيامبر (ص) مى رسيد ، نماز مى خواند . در مجمع البيان آمده است: « هرگاه اندوهگين مى شد ، از نماز وروزه يارى مى جست ».
امام صادق (ع) مي فرمايد : علىّ (ع) هرگاه از چيزى انديشناك مى گرديد ، به نماز پناه مى برد و سپس اين آيه را تلاوت مى كرد : « و از شكيبايى و نماز يارى جوييد».
آزمون هاي الهي ، براى مؤمنين ضرورى است و چيزى بهتر از ايمان آگاهانه و بندگي عاشقانه نمى تواند پيشامد هاى روزگار را ، براى وى توجيه كند و انسان را از ميادين آزمايش ، موفق بيرون آورد . امام صادق (ع) فرمود : « مؤمن از پاره آهن سخت تر است ؛ زيرا آهن با آتش دگر گون مى شود ، اما مؤمن اگر كشته شود ، سپس پيكرش پراكنده گردد و دوباره كشته شود ، در اعتقاد او دگرگونى به وجود نمى آيد .»
كليد دوري از لغزش ها ، ايمان به خداست ؛ چرا كه خداوند به خاطر عنايتى كه به مؤمن دارد ، همواره او را در سايه حمايت خود قرار مي دهد ، و او را از لغزش ها و سردرگمى ها و ترديد ها ، نجات مى بخشد ، چنان كه قرآن كريم مى فرمايد : « والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و إن الله لمع المحسنين ؛ آنها كه در راه ما مى كوشند ، ما آنها را راهنمايى مى كنيم ، كه به راستى خداوند با نيكوكاران است .»
آن كه در زير پرچم حق ، جاى گرفت ، به گناهان ، گرفتار نگردد ، چرا كه خداي سبحان ، از آنان در برابر خطرات ، حمايت مي كند : « إن الله يدافع عن الذين امنوا ؛ همانا خداوند مدافع و پشتيبان مؤمنان است .»
برخي از افراد ، در جستجوي دنياي بي مسئله اند ، و گمان مي كنند كه مي توان بدون به جان خريدن سختي ها ، به اهداف شان دست يابند ، از اين رو در برخورد با اندك سختي و حوادث تلخ ، نااميد گشته و آه و ناله سر مي دهند .
امام علي (ع) فرمود : « هرگاه دچار مصيبت شدي ، ببين اگر قدرت علاجش را داري و مي تواني آن را از خود دور كني ، پس كوتاهي مكن و اگر قدرت نداري ، بدون جزع و بي تابي ، آن را تحمل كن »
امام علي (ع) می فرمایند : « هیچ ایمانی ، مانند شرم و شکیبایی نیست »
« صبر به منزله سر ، برای پیکر ایمان است » « ایمان بدون صبرهیچ فایده ای ندارد »
5ـ نماز محبوب خداست : معاوية بن وهب مى گويد : از امام صادق (ع) پرسيدم : برترين و بالاترين چيزى كه بندگان با آن به پيشگاه پروردگارشان نزديك مى شوند و محبوب ترين كار در نزد خداى عزوجل چيست ؟ آن حضرت فرمود : « پس از شناسائى خدا ، چيزى را برتر از نماز سراغ ندارم و چيزى بالاتر از آن نخواهد بود » .
زيد شحام مى گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود : « آخرين وصيت پيامبران و محبوب ترين كارها در پيشگاه خداوند ، نماز است » .
6ـ بدي ها را از ميان مي برد : ابوذر ميگويد : عرض كردم : اى پيامبر خدا ، توبه مردى كه دروغ عمدى بگويد چيست ؟ فرمود : « استغفار و نمازهاى پنجگانه ، كه آن را مى شويد » .
پيامبر خدا (ص) فرمود : » هر كس وضو بگيرد آنگونه كه فرمان داده شده و نماز بخواند آنگونه كه فرمان يافته ، هر چه پيشتر كرده ، آمرزيده مى شود » .
و نيز فرمود : « وقت هيچ نمازى در نمى رسد ، جز اينكه فرشته اى در پيشگاه خداوند فرياد بر مى آورد : اى مردم ، برخيزيد و به سوى آتش هايى كه بر پشت خود افروخته ايد ، برويد و با نمازهايتان آن ها را خاموش سازيد » .
امام علىّ (ع) فرمود : « هر كس نماز را با آگاهى از حقيقتش به جا بياورد آمرزيده مى شود » .
و نيز فرمود : « گناهى كه مهلت يابم پس از آن دو ركعت نماز بخوانم ، مرا انديشناك نمى كند » .
7ـ نماز ، دل را پاك مي كند : مهمترين عامل براي پاك زيستن و مقاومت در برابر تمايلات سير ناشدني هواي نفس ؛ ارتباط عاشقانه با خداي رحمان است . در مناجات شعبانيه مي خوانيم : « خداوندا ، تواني در من نيست تا بدان ، از عصيان و سر پيچي تو روي گردان شوم ، مگر به هنگامي كه براي محبت خود ، بيدار و هوشيارم كرده باشي »
پيامبر خدا (ص) مي فرمايد : « مثال نماز در ميان شما ، مثال جوى آبى است كه بر خانه يكى از شما روز و شب روان باشد و او پنج بار خود را در آن بشويد. پس (همانگونه كه) هيچ چركى با پنج بار شستن باقى نمى ماند ، گناهان نيز با پنج بار نماز خواندن ، باقى نمى مانند » .
« خداوند به جوان عبادت پيشه بر فرشتگان مباهات ميكند و ميفرمايد : اي فرشتگان من ، بنده ام را ببينيد ، كه به خاطر من از شهوتش ، چشم پوشيده است »
و نيز فرمود : « هفت نفرند كه خداوند ، در روزي كه سايهاي جز سايه او نيست ، آنها را در سايه خويش قرار ميدهد : اول ، پيشواي عدالت پيشه است و دوم جواني كه در عبادت خداوند ، رشد نمايد ... »
« همانا خداوند جواني را كه ، جواني اش را در عبادت و اطاعت او سپري كند ، دوست مي دارد »
« برتري جوان عابدي كه در جواني عبادت كند ، بر پير عابد ، هم چون فضيلت پيامبران بر ساير مردم است . » امام علىّ (ع) فرمود : « نماز ، صابون خطاهاست » .
8ـ نماز ، رحمت الهي را فرود مي آورد : پيامبر خدا (ص) فرمود : « اى ابوذر ، هيچ مؤمنى به نماز نمى ايستد ، جز اينكه از او تا عرش نيكى نثارش مى شود و فرشته اى بر او گمارده مى گردد كه ندا در مى دهد : اى پسر آدم ، اگر مى دانستى چه در نمازت به دست مى آورى و با كه مناجات مى كنى ، نه ملول مى گشتى و نه روى مى گرداندى » .
امام علىّ (ع) مي فرمايد : « نماز ، رحمت را فرو مى آورد » .
و نيز فرمود : « هنگامى كه انسان به نماز مى ايستد ، ابليس پيش مى آيد و چون مى بيند رحمت الهى او را در بر گرفته است ، حسودانه به او مى نگرد » .
9ـ انسان ، با نماز به آرامش مي رسد : « انسان ، فقط در سايه ايمان به خدا ، آرام مي گيرد » .
« آگاه باشيد كه دلها تنها به ياد خدا آرام مىيابد * آنها كه ايمان آوردند ، و عمل هاي شايسته انجام دادند ، پاكيزهترين (زندگى) نصيب شان است و بهترين سرانجامها »
« آگاه باشيد كه دوستداران خدا را ، هيچ ترس و اندوهى نيست » ؛ مراد غم ها و ترس هاى مادي و دنيوى است ، و گرنه دوستان خدا ، وجودشان از خوف حق تعالي و ترس از عدم انجام مسئوليت ها ، مالامال است ، كه اين ترس و اندوه جنبه معنوى دارد و ماية تكامل وجود انسان و ترقى او است ، اما مؤمنان راستین ، از هر گونه ترس ها و اندوه هاى مادى ، و از هر گونه وابستگى و اسارت آزادند ، از این رو نه آنچه را که در گذشته از دست دادند ، آنان را ناراحت مي كند و نه از حوادث احتمالي آينده ، مي ترسند . در نتیجه امنيت و آرامش واقعى بر وجود آنها حكمفرماست ؛ « ياد خدا مايه آرامش دلها است ؛ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » و نماز ، بالاترين مصداق ياد خداست .
اولياي خدا كسانى هستند كه ميان آنان و خدا ، فاصلهاى نيست ، و در پرتو نور معرفت و عمل صالح ، خدا را با چشم دل ، چنان مىبينند كه هيچگونه ترديدى به دل هايشان راه نمىيابد ، در نگاه اينان ، هر چه غير خداست ، كوچك و كم ارزش است .
امير مؤمنان على (ع) مىفرمايد : « دلهاى آنها محزون و مردم از شرّ آنها در امانند » و نيز مىفرمايد : « اگر خداوند اجل را ، براى آنها مقرر نكرده بود ، به خاطر عشق به پاداش الهى و ترس از مجازات او حتى يك چشم بر هم زدن ، ارواح آنها در بدن هايشان آرام نمىگرفت »
اثر تكوينى و طبيعى ايمان و تقوا اين است كه انسان را از انواع دلهرهها و وحشت هايى كه زائيده شك و ترديد و همچنين مولود گناه و انواع آلودگيها است ، از روح و جسم انسان دور مىسازد ؛ حال چگونه ممكن است انساني بدون ايمان و تكيه گاه معنوى ، احساس آرامش كند ؟
روانشناسي معتقد است كه : اکثر بیماری هاى روانى که ناشى از ناراحتی هاى روحى و رواني است ، در میان افراد غیر مذهبى دیده مى شود ؛ افراد مذهبى به هر نسبت که داراي ایمان قوى و محکم هستند ، از این بیماریها مصون ترند ؛ از این رو یکى از عوارض زندگى ، در دنياي معاصر ، که در اثر ضعف ایمان هاى مذهبى پدید آمده است ، افزایش اضطراب ، افسردگي و بیماریهاى روانى و عصبى است .
زندگى ، همچنان که خوشیهايي دارد ، رنجها ، مصائب ، شکستها ، از دست دادن ها ، تلخی ها و ناکامی ها هم دارد ، كه پاره اي از آنها قابل پیشگیرى یا برطرف کردن است ؛ اما پاره اى از حوادث جهان ، قابل پیشگیرى و یا برطرف ساختن نیست ، مثلا خواه ناخواه انسان ، به سوى پیرى گام بر مى دارد و عوارض پيري ، چهره زندگى را دژم مى کند ؛ و يا اندیشه مرگ ، انسان را رنج مى دهد ، اما ایمان مذهبى در انسان نیروى مقاومت مى آفریند ، زيرا از نگاه فرد با ايمان ، مرگ پايان زندگي نيست ، بلكه انتقال از دنیاي فانى و گذرا به دنیاي باقى و پایدار , و از جهانى کوچکتر به جهانى بزرگتر است , مرگ منتقل شدن از جهان عمل و کشت ، به جهان نتیجه و محصول است . از این رو چنین فردى ، نگرانی هاى خویش را ، با کوشش در کارهاى نیک ، برطرف مى سازد .
انـسـان مؤ من ، از يك سو ، چون خود را همواره داراى تكيه گاه محكم مى داند و از اين احساس ، نيرو و نشاط مى گيرد ، از آرامش رواني برخوردار است : « اَلَّذينَ امَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّهِ ، اَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ؛ آنـان كـه به خدا ، ايمان آورده اند و دلشان با ياد خدا آرامش مى گيرد . آگاه باشيد ! كه تنها با ياد خدا دلها آرامش مى پذيرد »
از سـويـى ديگر، در برابر پيشامدهاى ناگوار ، پاداش الهى را ، فراروى خويش مى بيند و شكيبايي مي ورزد : « خداوند شكيبايان را ، بى حساب پاداش مى دهد »
ديگر آن كه او اين سختى ها را زودگذر مى بيند و در انتظار سعادت حتمى و جاودانى به سر مى برد : « آنـان كـه گـفـتـنـد : « اللّه » پـروردگـار مـا اسـت و اسـتـقـامـت ورزيـدنـد ، فـرشـتگان بر آنان نازل مي شوند و به آنان مي گويند : كه نترسيد و غمگين مباشيد و مژده باد بر شما ، بهشتى كه بدان وعده داده شديد »
بـنابراين شخص مؤ من در برابر هر پيشامد تلخ و ناگوارى ، خود را در پناه پناهگاهى أمن مى بـيـنـد و بـه جـاى پـناه بردن به انواع اعتياد و دست زدن به جرم و جنايت و خودكشى و يا دچار شـدن بـه بـيـمـارى هـاى روانى ، به آن نيروى جاودانه و قادر ، پناه مى برد و به پيروزى و رستگارى خويش اميدوار مى گردد : « هـر كـس تـقـوا پـيـشـه كـنـد ، خـداوند راه هاي خروج از مشكلات را ، به رويش مى گشايد و از جايى كه گمان نمي برد ، به او روزى مى رسـانـد ، و هـر كـس بـه خـدا تـوكـّل كـنـد ، خدا براى او كافى است ، كه خداوند ، امرش [ بر همه عالم ] نافذ است »
بنيامين راش پدر روانپزشكي آمريكا مي گويد : « دين آنقدر براي پرورش و سلامت روح آدمي اهميت دارد كه هوا براي تنفس »
ويليام جيمز فيلسوف و روانشناس آمريكايي مي گويد : اگر از من بپرسند كه وجود خداوند چگونه ممكن است در حوادث و رويدادهاي زندگي ، تغييري را ايجاد كند ؛ به صراحت جواب مي دهم : « با اتصال بشر در موقع دعا » .
دكتر توماس هايسلوپ مي گويد : « مهمترين عامل آرامش بخش ، كه من در طول سال هاي متمادي تجربه كرده ام و در مسايل رواني به آن پي برده ام ، همين نماز است . »
ديل كارنگي مي نويسد : « اگر مردم از تسكين خاطر و آرامشي كه دين و عبادت به آدمي مي بخشد نصيبي مي داشتند ، ممكن بود از اغلب اين خودكشي ها و بسياري از ديوانگي ها جلوگيري كرد .
الكسس كارل مي نويسد : « دعا و نماز قوي ترين نيرويي ست كه انسان مي تواند توليد كند ، نيرويي ست كه چون قوة جاذبه ، وجود حقيقي و خارجي داد »
رسول خدا (ص) فرمود : نماز ستون دين است و در آن ، ده أثر وجود دارد كه عبارتند از :
1ـ نماز باعث زيبايى صورت است .
2ـ نماز باعث نور قلب است .
3ـ نماز باعث راحتى بدن است .
4ـ نماز انيس (انسان ) در قبر است .
5ـ نماز نازل كننده رحمت و مايه اعمال است .
6ـ نماز چراغ (و روشنايى ) آسمان است .
7ـ نماز باعث سنگينى ميزان اعمال است .
8ـ نماز رضايت پروردگار عالميان است .
9ـ نماز قيمت بهشت (و امكانات ) در آن است .
10ـ نماز حجاب در برابر آتش دوزخ (و عذاب ) است .
۱۱- تحول در نظام باورها و اصلاح اندیشه های مخرب
زندگي ما ، بازتاب تمام و كمال باورهاي ماست . ما وقتي باورهايمان را نسبت به خدا و خود و زندگي و ديگر انسان ها تغيير مي دهيم ؛ زندگي مان هم تغيير مي كند . « إن الله لا يغير ما بقومٍ حتي يغيروا ما بأنفسهم » زير بناي موفقيت و شادكامي ، عزت نفس و خودباوري است . و تا زماني كه باور نكني كه توانايي هاي تو بيش از مسائل و مشكلات زندگي ات مي باشد و تو قادري مسائل زندگي ات را به درستي حل كني و بر مشكلات فائق آيي ، هيچ اتفاق زيبا و مثبتي در دنياي تو رخ نمي دهد .
انساني كه بر اين باور است كه خودش خالق سرنوشت خود است ؛ اوست كه با انتخاب ها و استفاده صحيح از فرصت هاي زندگي ؛ آينده اش را مي سازد ؛ آن موقع است كه خودش را به دست شانس نمي سپارد ، بلكه با بلند همتي و تلاش مستمر و به ياري خداوند سبحان ، آينده اي زيبايي را براي خود خلق مي كند و از لحظه لحظه ي زندگي اش لذت مي برد ؛ آري او انساني است كه از همسرش ؛ از شغلش ؛ از محل زندگي اش راضي است و اميدوارانه به دستاوردهاي بيش تر و بالاتر مي انديشد .
علت ناآرامي بسياري از مردم را ، بايد در نوع انديشه آنها از زندگي جست و جو كرد . برخي به غلط تصور مي كنند ، هر چه رنج و مشقت است ، گريبان آنها را گرفته است . اين افراد از كاه ، كوه مي سازند و همواره از روزگار و بخت بد خويش مي نالند . در حالي كه انساني كه از سلامت روان برخوردار است ، واقع بينانه ، با حوادث زندگي روبرو مي شود و آنها را با كسب اطلاعات بيشتر و مشورت با مشاوران آگاه و دلسوز ، با توكل بر خدا ، اميدوارانه حلّ مي كند .
امام علي (ع) فرمود : « روزگار هر انساني دو روز بيش نيست ؛ روزي كه بر وفق خواست اوست و روزي ديگر كه به زيان او رقم مي خورد ! »
امام علي (ع) خطاب به امام حسن (ع) مي فرمايد : « ليس كلّ طالبٍ يصيبُ » يعني « اينگونه نيست كه هر طالبي ، به مقصدش برسد » . يعني هر انساني ، بي ترديد با حوادثي روبرو مي شوند كه ظاهري ناخوشايند دارند و گاهي از رسيدن به برخي از اهدافش باز مي ماند ؛ ولي اين به معناي زشتي آن واقعه و پايان زندگي نيست ، بلكه يا خيري در اوست و هديه اي است از دوست ، و ما از آن بي خبريم ، و يا اين حادثه محصول تصميم هاي پر اشتباه ما بوده است و خودخواهانه ، بدون مشورت ، اقدام كرديم و اكنون بايد ، پيامدهاي تلخ آن را بچشيم و تجربه بيندوزيم كه دگرباره ، گزيده نشويم .
ديل كارنگي مي گويد : « افكار ما معرف شخصيت ماست و طرز تفكر ما ، عامل مجهولي است كه سرنوشت ما را تعيين مي كند »
امرسن مي نويسد : « زندگي يك فرد بشر ، زادة افكار روزانة اوست »
امام علي (ع) : فرمود « خود را به نيّت پاك و توجه نيكو عادت ده تا در تلاش و كوشش هايت موفق گردي »
چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد چترها را بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را ، زير باران بايد برد و نپرسيم پدرهاي پدرها ، چه نسيمي ، چه شبي داشته اند
پشت سر نيست فضايي زنده پشت سر مرغ نمي خواند پشت سر خستگي تاريخ است زندگي تر شدن پي در پي زندگي آب تني كردن در حوضچة «اكنون» است لب دريا برويم ،
تور در آب بيندازيم و بگيريم طراوت را از آب صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم .
امام صادق (ع) فرمود : « ايام زندگي سه روز است : روزي كه گذشته و برگشت ندارد ؛ روزي كه هم اكنون موجود است و بايد آن را مغتنم شمرد و فردايي كه نيامده و تنها آرزوي آن در دست مردم است »
براي رهايي از حسرت گذشته و بيم آينده ، روان شناسان ، واقع بيني و ژرف نگري را پيشنهاد كرده و مي گويند : « ما در حال حاضر در نقطة تلاقي گذشته و آيندة معدوم قرار گرفته ايم و محال است حتّا براي لحظه اي بتوانيم در غير زمان حال زندگي كنيم .
ديل كارنگي مي نويسد : « آينده همين امروز است . فردايي وجود ندارد و روز رستگاري و نجات ، جز امروز نيست . كساني كه براي آينده در تشويشند ، بي جهت نيروي خود را تلف مي كنند و براي خود مشكلات و گرفتاري هاي فكري و عصبي به وجود مي آورند »
تجربه علمي و قريب پانزده سال تجربه معلمي ام در سطح مدارس و دانشگاه اين است كه كسي دچار رفتار خود تخريب گر و احساسات منفي مي شود و تن به تصميم ها و ارتباطات نامطلوب و فضيلت كش مي دهد كه خود را زشت و كوچك ببيند و از جايگاه بلند انساني اش غفلت ورزد . « من هانت عليه نفسه فلا تأمن شرّهُ »
اي نسخة نامه الهي كه تويي اي آيينة جمال شاهي كه تويي
بيرون ز تو نيست ، آنچه در عالم هست از خود بطلب ، هر آنچه خواهي كه تويي
امام علي (ع) فرمود : « أتَزْعَمُ أنّكَ جِرمٌ صَغيرٌ و فيْكَ انْطَوَي الْعالَمُ الأَكْبَر »
قرآن کریم و تأثیر باورهای انسان در زندگی
1ـ رفتار های شایسته انسان ، زاییده باورها و اندیشه های خداگونه اوست .
قانون زندگي ، قانون باورهاست . باورهاي عالي ، سرچشمه همه موفقيت هاي بزرگ زندگي است . دستاوردهاي ما را در زندگي ؛ باورهاي ما مي سازند . زيرا باورها ، تعيين كننده كيفيت انديشه هاست و انديشه ها ، عامل اوليه اقدام ها و اقدام ها ، عامل اصلي دستاوردهاست . « و أن ليس للإنسانِ إلا ما سَعي »
اگر خودت را باور نكني كه مي تواني به اذن خداي رحمان و با استفاده از سرمايه هاي خداداديت ، آينده اي زيبا براي خود بسازي ، هيچ تصميمي در دنياي تو خلق نمي شود . در حالي كه موفقيت ها ، با تصميم ها ، آغاز مي شوند ، زيرا تا تصميمي اتّخاذ نشود ، هيچ تغييري در زندگي تو رخ نمي دهد .
از نگاه قرآن كريم ، ميان باورهاي عالي ( ايمان ) و رفتارهاي عقلاني ( اعمال شايسته ) ، رابطة مستقيمي وجود دارد و مي فرمايد : « و اما كسى كه ايمان آورد و عملى شايسته كند ، براى او پاداشى بسيار نيك است »
« ... كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عملى شايسته انجام دهند ، آنها وارد بهشت مىشوند و هيچ گونه ستمى نمىبينند »
« هر كس از مرد يا زن ، عمل نيك انجام دهد ، در حالى كه ايمان داشته باشد ، پس او را بىترديد (در دنيا) به زندگى پاكيزهاى زنده خواهيم داشت و ( در آخرت ) در برابر اعمال خوبشان ، پاداش خواهيم داد »
رفتارهاي شايسته ، خوشبختي و موفقيت ، محصول باورهاي خداگونه است . استاد جعفر سبحاني مي نويسد : « رفتار شايسته ، نه تنها نشانه وجود ايمان در دل ها و ماية تجلّي و درخشش آن در قلمرو زندگي است ، بلكه ايمان بدون عمل صالح و مسئوليت پذيري ، بسان درخت بي ثمري است که فقط به درد سوختن مي خورد ، نه براي تربيت و پرورش ؛ بلکه نسبت عمل صالح به ايمان ، به منزله نسبت تنه درخت ، به ريشه آن است که هر يک در ديگري اثر متقابل دارد و وجود هر يک ، مايه تکامل ديگري است و آسيب پذيري يکي ، موجب آسيب پذيري ديگري نيز هست »
پس ايمان به تعبیر امام علی (ع) مجموعه اي از اقرار زباني و عمل قلبي و بدني است . بنابراين پدران و مادران و مربيان جامعه ، بايد بدانند ، تا درخت ايمان در جان كودك و نوجوان و جوان جامعه كاشته نشود ، و اينان با حقايق آسماني اين عالم و ره آورد انبيا آشنا نشوند ، نمي توان انتظار داشت كه دست به رفتارهاي خود تخريب گر نزنند و دچار احساسات منفي همچون يأس ، اضطراب و افسردگي ... نشوند
قرآن عزيز فرمود : « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ ؛ بگو هر كس ، بر طبق خُلق و خُوى خود عمل مىكند » يعني « از كوزه همان برون تراود كه دراوست »
شاكله ، به هر گونه عادت ، نگرش و روشى كه به انسان جهت مىدهد گفته مىشود . بنا براين عادت هاي انسان و نیز باورهاي درست و نادرست او ، شاكله شخص را می سازند ؛ بنابراين عمل هر چه باشد ، با شاکله آدمی هماهنگ است ؛ پس نسبت شاكله به عمل ، نسبت روح به بدن است .
2ـ منشأ اصلي رفتارهاي ويرانگر و احساسات غير منطقي انسان ، خدا فراموشي و پیروی از هواهاي نفساني است .
خدا فراموشي ، سبب مي شود كه انسان خود را فراموش كند و خود فراموشي موجب مي شود كه تمام رفتارهاي انسان ، بر اساس هوس و خواهش هاي سير ناشدني نفس شكل بگيرد ؛ كه در اين صورت ، تمام رفتارهاي غير اخلاقي و غير انساني ، در نگاه او مجاز و شايسته جلوه مي نمايد .
بنابراین خدا فراموشي و هوا پرستي ، مهمترین عوامل برای بروز رفتارهاي غير عقلاني و عواطف منفي همچون يأس و اضطراب است . خداوند مهمترین عامل سقوط دانشمند بزرگ بنی اسرائیل « بلعم باعورا » را هوا پرستی معرفی می کند و می فرماید : « وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ... ؛ و اگر مىخواستيم حتما (مقام) او را به وسيله آن آيات (به اجبار) بالا مىبرديم ، و لكن او (را طبق قانونمندي هستي ، آزاد گذاشتيم و او) به پستى گراييد و دل بر زمين بست و از هواى خود پيروى نمود »
مهمترین عامل مخالفت مردم در برابر حرکت اصلاحی انبیا هم ، هواخواهی آنان بود ، چرا که سخنان حیات بخش پیامبران الهی با خواسته های نامشروع برخی از مردمان همساز نبود ، لذا با آنان به مخالفت پرداختند : « هر زمان پيامبري ، براى آنها چيزى آورد كه دلخواه و خوشايند شان نبود ، گروهى را تكذيب كرده و گروهى را مىكشتند »
ملاك هواي نفس اين است كه غريزة كور و مرز نشناس ، بدون حسابگري عقل ، ارضا شود ، اما اگر قبل از انجام هر كاري و ارضاي غريزه اي ، خوب بينديشيم و تصميمي عاقلانه اتخاذ شود ، تصميمي است خردمندانه نه هواپرستانه . عقل نيرويي است حسابگر كه مي سنجد اين كارِ مورد نظر ، چه تأثيري نسبت به آينده و سرنوشت و آخرت دارد ، به تناسب اين آگاهي و محاسبه و سنجش تصميم مي گيرد و به دنبال آن ، اقدام مي كند كه نتيجة مطلوبي داشته باشد ، اما غريزه ، محاسبه اي ندارد ، بلكه كششي است مبهم ، شبيه جذب و انجذاب مغناطيسي كه انسان را چشم بسته نسبت به عواقب و آينده كار ، به سويي مي كشد
راه مبارزه با هواهاي نفساني ، اين است كه كشش هاي ديگري در مقابل آنها ايجاد و تقويت شود و بر آنها پيروز گردد و گرنه تا وقتي كه اين هواها ، يكه تاز ميدان نفس ما هستند ، كاري نمي توان كرد ، بلكه در برابر آنها مغلوب مي شويم .
3ـ تحولات درونی ، منشأ تحولات بیرونی است .
اي عزيز ، تو بازنده متولد نشدي ، بلكه افكار و انديشه هاي آلوده ات و خود گويي هاي منفي ات ، موجب شكست تو مي شوند . تو بايد از زندان باورهاي غير منطقي ات ، رها شوي و آنها را دوباره باز سازي كني و باور كني كه خداي رحمان ، حامي توست و تو به إذن و اراده اش ، آينده ات را به زيبايي خلق مي كني ؛ آنگاه به مصداق « أدعونی أستجب لکم » خداوند برکاتش را بر تو تمام خواهد نمود . « وَ أَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى »
سنّت دائمی خداوند این است كه نعمت ها و موهبتهاي الهی ، بستگی به سرمايه هاي دروني انسان دارد ، بنابراين اگر باورها و رفتارهای او ، موافق با فطرت توحیدی اش باشد ، نعمت ها و موهبت های خداوند ، تداوم دارد ، و هر گاه آنان حال خود را تغيير دهند ، قانون الهي هم تغيير مي كند .
« و اگر اهل قريهها ايمان بياورند و تقوى پيشه كنند ، ما درهاى بركات را از آسمان و زمين بروي شان مىگشاييم ، ولى تكذيب كردند ، ناگزير ما نيز به آنچه كردند گرفتارشان ساختيم »
« اگر شكر بورزيد به يقين نعمتتان را زياد مىكنم و اگر كفر بورزيد ، بدانيد كه عذاب من شديد است » و یا فرمود : « آيا جزاى احسان جز احسان است »
« و آنچه رنج و مصيبت به شما مىرسد همه از دست اعمال ناشايست خود شما است در صورتى كه خداي رحمان ، بسيارى از اعمال بد را مىآمرزد » و فرمود : « ... خداوند ، نعمتى را كه بر ملتي عنايت فرموده ، تغيير نمي دهد ، مگر آنكه ايشان خود را تغيير دهند »
۱۲- ترك زمينه گناه
كه مهمترين آن عبارت از است :
الف ـ كنترل چشم
گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات « چشم چراني» و نگاه به نامحرم است .
امام صادق(ع) فرمود : « نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد »
و نيز فرمود : « چشم چراني، تخم شهوت را در دل مي كارد و چنين كاري براي نگاه كننده كافي است كه ، منشأ فتنه گردد . »
پيامبر خدا (ص) فرمود : « نگاه (به نامحرم) تير زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است .... »
اميرمؤمنان (ع) فرمود : « چشمها ، كيمنگاه هاي شيطان است . » پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم ، تا شيطان از آن ، براي تخريب ايمان و نسل ما ، استفاده نكند .
امام باقر (ع) فرمود : جواني از انصار ، در مدينه با زني برخورد كرد . در آن زمان ، مقنعه زن ها تا پشت گوششان را مي پوشاند (گوشها ، گردن و صورت حجاب نداشت) جوان به آن زن خيره شد و چشم از او بر نداشت تا عبور كرد . همين طور كه با نگاه به پشت سرش آن زن را تعقيب مي كرد ، وارد كوچه تنگي شد در اين هنگام صورتش به استخواني كه از ديوار بيرون زده بود برخورد و شكافت . وقتي آن زن رفت ، جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جاري است . با خود گفت : به خدا سوگند ! نزد رسول خدا مي روم و اين ماجرا را با او در ميان مي گذارم . جوان نزد پيامبر رفت . حضرت پرسيد اين چه وضعي است ؟ او جريان را نقل كرد . در اين هنگام جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد : « قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فُرٌوجَهُمْ ذلِكَ اَزْكي لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ» به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند ، اين براي آنها پاكيزه تر است و خدا به آنچه مي كنند ، آگاه است . در ادامه فرمود : « به زنان با ايمان بگو چشمان شان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند »
امام علي (ع) مي فرمايد : « نابينا بودن بهتراز نگاه هاي نا مشروع است »
حضرت علي (ع) فرمود : « چيزي در بدن ؛ كم سپاس تر از چشم نيست ، خواسته اش را ندهيد كه شما را از ياد خدا باز مي دارد »
امام صادق (ع) مي فرمايد : « چه بسا نگاه هايي كه غصه هاي طولاني را در پي دارد . به اين معني كه چشم قوي ترين ابزار حسي است . و چون امكان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود ؛ افسردگي و رنجوري عايد انسان مي شود »
در واقع نگاه هاي آلوده ، آتش درون را شعله ور مي سازد و محصولي جز فحشا ، سياهي دل ؛ مشكلات و نارسايي هاي اجتماعي نخواهد داشت . چشم چراني ؛ بذر شهوت و رويش گاه فسق و فجور است ، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود .
ب ـ كنترل گوش
بايد از شنيدنى هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه ساز حرام هستند پرهيز شود . مانند نوار موسيقى ، صداى شهوت انگيز نامحرم و ... .
امام خمينى(ره) در مورد تأثير موسيقي حرام در ضعف اراده انسان مي نويسد : «اى عزيز، بكوش تا صاحب عزم و اراده شوى كه خداى ناخواسته اگر بىعزم از اين دنيا رحلت كنى ، انسان صورى بى مغزى هستى در آن عالم ، به صورت انسان محشور نشوي ، زيرا كه آن عالم ، محل كشف باطن و ظهور سريره است ؛ و جرأت بر معاصى كم كم انسان را بىعزم مىكند و اين جوهر شريف را از انسان مىربايد ؛ استاد معظم ما مىفرمودند : « بيشتر از هر چه ، گوش دادن به تغنّيات ( موسيقىهاي حرام ) سلب اراده و عزم از انسان مىكند...»
مقام معظم رهبري حضرت آيت ا... خامنه اي ، در پاسخ به چند استفتا فرمود :
« آموزش موسيقي و نوازندگي به نونهالان و نوجوانان ، موجب انحراف آنان و ترتب مفاسد است و جايز نيست . به طور كلي ترويج موسيقي ، با اهداف عاليه نظام اسلامي منافات دارد . مسؤولين فرهنگي مجاز نيستند.، سليقه هاي شخصي خود را به اسم نشر فرهنگ و معارف ، در آموزش و پرورش نوجوا نان ، به كار بگيرند » . (اجوبه الاستفتائات ، 2/ 19)
« هر موسيقي كه به نظر عرف ، موسيقي لهوي و مطرب ـ يعني مناسب با مجالس عيش و نوش ـ باشد ، موسيقي حرام محسوب مي شود و فرقي نمي كند كه موسيقي كلاسيك باشد يا غيركلاسيك . تشخيص موضوع هم ، موكول به نظر عرفِ مكلف است و اگر موسيقي اين گونه نباشد بخودي خود اشكالي ندارد » . (اجوبه الاستفتائات ، 2/ 19)
« موسيقي مطرب و لهوي آن است كه به سبب ويژگي هائي كه دارد ، انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقي دور نموده و به سمت بي بندوباري و گناه سوق دهد ومرجع تشخيص موضوع ، عرف است » . (اجوبه الاستفتائات ، 2/ 19)
حضرت امام (ره) موسيقي هاي حرام را تهديدي براي نسل نوجوان و جوان مي داند و مي فرمايد : « از جمله چيزهايى كه ذهن جوانان را تخدير مى كند ، موسيقى است . موسيقى سبب مى شود كه مغز انسان ، پس از مدتي ، تبديل مى شود به يك مغز غير جدي و به جاى مغز جدى ، مغز لهوى مى نشيند ، يعني انسان را از جديت بيرون مى كند و متوجه مى كند به جهات ديگر » .
دكتر الكسيس كارل ، فيزيولوژيست و زيست شناس معروف فرانسه مي نويسد : « اصولاً شنيدن موسيقي و كنسرت ، در اعصاب يك نوع اثر تخديري ايجاد مي كند ، اين اثر گاهي آن چنان شديد است كه شنونده را مانند افراد بهت زده مي سازد و لذت فوق العاده اي كه از آن مي برند از همين اثر تخديري است و روشن است كه اين گونه تخديرها زيان هاي فراواني دارد و اگر شدت يابد گاهي ممكن است عقل و انديشه را اسير جذبه ي آهنگ هاي تند موسيقي كند و ديگر نتواند خوب و بد را از تشخيص دهد و بي پروا دست به اعمال نا شايست بزند و در آن حال ، نتواند به عواقب وخيم آن بينديشد »
مقام معظم رهبري در پاسخ به اين سؤال كه : ملاك تمييز موسيقي حلال از حرام چيست ؟ فرمود : « موسیقی اگر انسان را به بیکارگی و ابتذال و بیحالی و واخوردگی از واقعیّتهای زندگی و امثال اینها بکشاند ، این موسیقی ، موسیقی حلال نیست ، موسیقی حرام است . موسیقی اگر چنانچه انسان را از معنویت ، از خدا و از ذکر غافل کند ، این موسیقی حرام است . موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوترانی تشویق کند ، این موسیقی حرام است . نظر اسلام این است . اینهایی را که من گفتم ، بعضی از آنها در موسیقی بیکلام و در سازهاست و بعضی هم حتّی در کلمات ؛ یعنی ممکن است فرضاً یک موسیقی سادهی بیضرری را اجرا کنند ؛ لیکن شعری که در این موسیقی خوانده میشود ، شعر گمراه کنندهیی باشد . شعر تشویق کنندهی به بیبندوباری ، به ولنگاری ، به شهوترانی ، به غفلت و این طور چیزها باشد ، آن وقت حرام میشود .
حضرت امام (ره) موسيقي هاي حرام را تهديدي براي نسل نوجوان و جوان مي داند و مي فرمايد : « از جمله چيزهايى كه ذهن جوانان را تخدير مى كند ، موسيقى است . موسيقى سبب مى شود كه مغز انسان ، پس از مدتي ، تبديل مى شود به يك مغز غير جدي و به جاى مغز جدى ، مغز لهوى مى نشيند ، يعني انسان را از جديت بيرون مى كند و متوجه مى كند به جهات ديگر » .
جواني فصل پاكدامني ، آزادگي و پيشرفت است ، دوران كسب تجربه هاي جديد براي آباداني مادي و معنوي فرد و جامعه است . چرا به جاي فراگيري آن همه اطلاعات مفيد ، كه مي تواند از ما انسان ديگري بسازد كه از لحظات زندگي ، لذت ببرد ، خودش را با موسيقي ها و خواندن رمان هاي مخرب و فيلم هاي حيا سوز كه كارگردان و تهيه كننده و بازي گرانش بويي از انسانيت نبردند ، سرگرم كند و آرام آرام ، تغييري در نگرش او ايجاد شود كه تعاليم انبيا را ، آشكارا مسخره كند و از دنياي پوچ و بي معنايي كه براي خود ساخته است ، احساس شادماني كند ! چرا ؟! « ولى ، حسرت آينده ، از آنِ كسانى است كه نقدْ انديشانه و دمْ غنيمتى به عمر و زندگى و فرصتها نگاه مىكنند و « آينده » را پاى « لذّت امروز » قربانى مىكنند »
امام علی (ع ) مي فرمايد : « فرصت ها به سرعت ، چونان ابرها ، می گذرند ، پس فرصت های نیک را ، غنیمت شمارید »
نوجوانى سپرى گشت به بازى ، به فراغت ، به نشاط فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات
بعد از آن نيز نفهميدم من ، كه چه سان عمر گذشت ؟ ليك گفتند همه : كه جوان است هنوز ، بگذاريد جوانى بكند بهره از عمر برد ، كامروايى بكند بگذاريد كه خوش باشد و مست
بعد از اين ، باز وِرا عمرى هست يك نفر بانگ برآورد كه او از هماكنون بايد ، فكر آينده كند
ديگرى آوا داد : كه چو فردا بشود ، فكر فردا بكند سومى گفت : همانگونه كه ديروزش رفت
بگذرد امروزش ، همچنين فردايش ... .
فايدة گوش كردن موسيقي هاي مطرب ، جز از بين رفتن سرمايه هاي عمر و غوطه وري در درياي بي تفاوتي نسبت به احكام الهي و مسخره كردن آموزه هاي وحياني و غرق شدن در شهوات چيز ديگري نيست .
لئون تولستوي مي نويسد : « مدتي به موسيقي و مجالس رقص علاقه مند بودم و در اين راه مدتي از زندگي ام را تباه كرده ام ، ولي امروز كه سنّ من بالا رفته ، متوجه اين واقعيت تلخ شده ام كه ديگر نمي توانم در پي سرگرمي هايي باشم كه هيزم بر آتش شهوت مي ريزند ، من ديگر نمي توانم در وقت گذاراني هاي مخالف اخلاق كه به منزله دام هايي براي من و ديگران هستند ، شركت جويم »
موسول اس كي ( كه مدتي نوازنده بود ) مي گويد : « من نمي خواهم برده و نوكر چيزي باشم كه گاهي مرا مي گرياند و گاهي اعضا و جوارحم را بي اختيار به حركت در مي آورد ، و زماني تهييج عشق و شهوت مي كند و بر عقل من حكومت مي نمايد »
شما نمي توانيد حتي يك دانشمند مشهور غربي ( فيزيك دادن و شيمي دان بزرگ ... ) را نام ببريد كه ساعت ها فرصت زندگي اش را در كاباره ها ، ميخانه ها و يا به گوش كردن موسيقي هاي فرصت سوز و از بين برنده غيرت و حيا ، گذرانده باشد .
ملتي كه استعمارگران بتوانند ، هويت ديني و فرهنگي شان را نابود سازند ، اين ملت در برابر تاراج تمام شرف و آبروي شان و نابودي تمام منابع فرهنگي و اقتصادي شان بي تفاوت به نظاره مي نشينند ، و براي درمان درد ناداني و بي خبري ، به موسيقي وارداتي پناه مي برند !
در آفریقاي جنوبی که بيشترين معدن طلا و الماس دنيا در آن كشور وجود دارد ، و مردمانش فقير ترينند و گروه گروه از نبود حداقل تغذية مورد نياز مي ميرند ؛ و به جای آب گوارا ، آب متعفن می نوشند ، اما در اثر تبلیغات سوء و استحمار قدرت هاي استعماري ، در همة ساعات شبانه روز ، بزم رقاصی آنها برپاست ؛ دسته دسته دور هم جمع می شوند و با یک طبل ، شروع به رقصیدن می کنند . وقتی از آنها ، بپرسيد از چه امكانات و سرمايه اي بر خورداريد ؟ آنها نخواهند گفت که ما داراي معادن بي شمار الماس و طلا و مس هستيم ، بلکه خواهند گفت : آفریقایی ها ، یک نژاد هنرمندند ، مردم اين سرزمين ، از وقتی كه از مادر متولد می شوند ، رقص بلد اند ! . (همان)
در جنوب آمریکا ، کشوری است به نام « برزیل » كه اغلب آنها ، سیاه پوست هستند و قسمت عمده قهوه جهان در اين کشور توليد مي شود و سه چهارم در آمد کشور برزیل از فروش قهوه به دست می آید ، اما بیشترین کشوری که از قهوة برزيل بهره مند مي شود ، كشور آمریکا است . جوانان برزیلي دو آرزو بيشتر ندارند : یکی این که جزء ارکست موزیک های جاز شوند ؛ دوم این که مثل « پله » فوتبالیست بشوند . آنها در حالی که از حداقل امكانات رفاهي محرومند و در حدود 32 میلیون کودک بی سرپرست خیابانی ، که سنشان شش تا پانزده سال است ، در آنجا وجود دارد ؛ در وقت برداشت و بسته بندي و صدور دانه های قهوه به آمریکا ، مرتب در حال رقصیدن و شنيدن موزیک جاز هستند . ( همان )
این شواهد تاریخی به ما نشان می دهد که موسیقی در همه اعصار حربه اي بوده در دست دشمنان دين و بشر . و در ترويج موسيقى هاي مبتذل كه مناسب مجالس لهو و لعب است و انسان را دچار افكار شيطانى كند و از امور معنوى دور نمايد ، از هيچ تلاشي دريغ نمي ورزند . موسيقى مبتذل علاوه بر ضررهاى معنوى و اخلاقى مانند شهوترانى ، مردن دلها ، محروم شدن از لذت انس با خدا ، پاره شدن پردههاى عصمت ، سبك شدن عقل ، زمينه را براى فراهم شدن گناه ، عدم استجابت دعا ، بر جسم و اعصاب هم آثار سويى دارد كه امروزه از نظر علمى ثابت شده است .
كمترين آگاهى نسبت به حوادث جهان و پديدههاى شومى چون مواد مخدر ، مراكز فحشا و كلوپهاى قمار ، بيانگر اين واقعيت روشن است كه ، امروزه گسترش مواد مخدر در بين تودهها ـ به ويژه جوانان ـ ( و يا تهييج نسل نو در رو كردن به فيلمهاى فاسد يا مجلات مبتذل ) تنها جنبه تجارى ندارد . (مكارم شيرازي ، تفسير نمونه، 1/ 22 ) بلكه با انگيزه ي سياسى ، باعث سستى ، بىحالى ، بىقيدى و بىبند و بارىِ نيروهاى مفيد و مولّد و فعال جامعه مىشود و كسانى كه بايد لحظههاى زرّين زندگى خويش را ، به امروز و فرداهاي خود بينديشند ، در غفلت و بىخبرى فرو مىروند ، و تنها به خوشگذرانىهاى ويرانگر رو مىكنند ، تا به اصطلاح خود : « خوش باشند (!) ، غم و غصه را دور بريزند (!) و خوشبختى را در آغوش بگيرند (!) » غافل از آنكه روزها و لحظهها ، سرمايهاى گذرا و از دست رفتنى اند كه شيطان و شيطانصفتان در كمين چنين سرمايهاى هستند تا ما را ورشكسته و از دست رفته ببينند و خود را شادكام و موفق در غارت جوانى و تاراج زندگى بسيارى از انسانها بنگرند !! « وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ » (عصر،1-3)
كمترين آگاهى نسبت به حوادث جهان و پديدههاى شومى چون مواد مخدر ، مراكز فحشا و كلوپهاى قمار ، بيانگر اين واقعيت روشن است كه ، امروزه گسترش مواد مخدر در بين تودهها ـ به ويژه جوانان ـ تنها جنبه تجارى ندارد . و نيز تهييج نسل نو در گرايش به فيلمهاى فاسد يا مجلات مبتذل ، فقط جلوه اقتصادى ندارد ، بلكه با غرض سياسى ، باعث سستى ، بىحالى ، بىقيدى و بىبند و بارى نيروهاى مفيد و مولّد و فعال جامعه مىشود و كسانى كه بايد لحظههاى زرّين زندگى و ايام سرنوشتساز جوانى خويش را به امروز و فرداها بينديشند و رهتوشههاى دانش و مهارت هاي زندگي را ، براي ساختن خانواده و جامعه خويش ، كسب كنند ، در غفلت و بىخبرى فرو مىروند ، و تنها به شوخىهاى كاذب و خوشگذرانىهاى ويرانگر رو مىكنند ، تا به اصطلاح خود : «خوش باشند (!) ، بىخيال شوند (!) ، غم و غصه را دور بريزند (!) و خوشبختى را در آغوش بگيرند (!) » غافل از آنكه روزها و لحظهها ، سرمايهاى گذرا و از دست رفتنى است كه شيطان و شيطانصفتان در كمين چنين سرمايهاى هستند تا ما را ورشكسته ، سر به زير و از دست رفته ببينند و خود را شادكام و موفق در غارت جوانى و تاراج زندگى بسيارى از انسانهايي كه مي توانستند انسان هاي زيبايي باشند و به خدا برسند ، بنگرند !!
قبل از انقلاب اسلامي ، طبق آئین نامه وزارت فرهنگ و هنر ؛ به هر نویسنده ای که بهترین کتاب را می نوشت ، پنج هزار تومان جایزه می دادند ، در حالی که در مجله « زن روز » شماره 279 در همان موقع ، نقل كرده است كه : کسی که بهترین ترانه را بخواند ؛ دولت شصت هزار تومان ، به او جایزه می دهد . ( يعني با حساب امروز ، بيشتر از سه ميليون ) یعنی اگر شما توانا ترین دانشمند این کشور باشيد و ناب ترین حرف های علمی و اخلاقی را تأليف کرده باشید ، ارزش شما کمتر از رقاصه اي است که ترانه ای خوانده باشد !
افلاطون حكيم مىگويد : « آن كس كه همه عمر را به ترنّم نغمات و حظ از زيبايى صورت مىگذراند، همان طور كه آهن در اثر آتش نرم مىشود، عنصر «غيرت» در نفس وى ملايم مىگردد و طولى نخواهد كشيد كه «شجاعت» وى نيز تحليل مىرود »
ج ـ كنترل رفتار و گفتار
شنيدن صداى دختر براى پسر، در صورتى كه قصد لذت بردن و خوش آمدن در كار نباشد ، اشكالى ندارد. در عين حال ، بر اساس همان اصل« روابط حداقل » كه گفتيم ، مادام كه ضرورتى در كار نباشد، ترك آن ، عاقلانه تر است .
براى دختر ، شايسته نيست كه در سخن گفتن با پسرى ، صداى خود را نازك كند و با عشوه و ناز ، سخن بگويد ؛ خداى رحمان در قرآن ، به زنان مى فرمايد : « در حرف زدن ، صدا را نازك و مهيج نكنيد كه موجب طمع بيمار دلان گردد . »
و امام على (ع) مى فرمود : « به دختران جوان ، سلام نمى كنم كه مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افكند . »
روح جوان ، فوق العاده تحريك پذير است ، از اين رو اگر رفتارهاي دخنران و پسران در دوستي ها و اظهار محبت ها كنترل نشود ، و مرز هاي اخلاقي و مكتبي شكسته شود ، تمام ذهن و زبان نوجوان و جوان را اشغال مي كند و بي ترديد دچار آسيب هاي اخلاقي ، اجتماعي و رفتاري خواهند شد .
رسول خدا (ص) فرمود : « بين مردان و زنان ، حريم ايجاد كنيد ، زيرا شكستن اين حريم ها آسيبهاي جبرانناپذيري دارد » .
و نيز فرمود : از خلوت كردن با زنان پرهيزيد ! قسم به خدايي كه جانم در دست اوست ، مردي با زني خلوت نمىكند ، مگر اين كه شيطان وارد مىشود. اگر خوكي آلوده به كثافت به انسان اصابت كند بهتر است از اين كه شانه زن بيگانه اي با مرد نامحرم برخورد كند.
«كارِن هورناى» : ارتباط زیادى بین محبّت و تمایلاتِ جنسى وجود دارد ; مثلا بسیارى از تمایلات و كشش هاى جنسى ، اوّلش با مهربانى و دوستى صاف و ساده شروع مى شود ; گاهى هم شخص ممكن است داراى تمایلات جنسى باشد ، ولى خودش آن را با تمایل به مهرورزى اشتباه كند . چنان كه كشش هاى جنسى هم ممكن است انگیزه ى احساسات محبّت آمیز باشد یا كم كم مبدّل به احساسات محبّت آمیز گردد; پس ارتباط نزدیكى بین تمایلات جنسى و احساسات محبّت آمیز وجود دارد (هر چند این ها دو نوع احساس متفاوت مى باشند.)
امام خمينى (ره) می نویسد : زنـدگـى در دنياى امروز , زندگى در مدرسه است و سعادت و شقاوت هر انسانى به اراده همان انسان رقم مى خورد . اگر بخواهيد عزيز و سربلند باشيد بايد از سرمايه هاى عمر و استعدادهاى جوانى استفاده كنيد و با اراده و عزم راسخ خود ، به طرف علم و عمل و كسب دانش و بينش حركت نماييد .
در نیز می فرماید : « عزيزانم ! من شما را دوست داشته و هميشه شما را دعا مى كنم و با نصيحتى مشفقانه و پدرانه از شما فرزندان خوب و با وفاى خودم ، مى خواهم كه : ... تقوى و پاكى و پاك دامنى را پيشه كنيد و نظم را در زندگى و تمامى مراحل آن حكم فرما سازيد و با جديت ، به تحصيل علوم و كسب معارف و بهره ورى از استعدادهاى الهى خود بپردازيد »
حضرت آيت ... خامنه اي مي فرمايد : « به نظر من ، دانشجوى موفق كسى است كه خوب درس بخواند ، خوب تهذيب اخلاق بكند و خوب ورزش بكند . دانشجويان ، به عنوان نيروهاى متخصص در آينده كشور ، نقش مهمى خواهند داشت »
د ـ حیا در خلوت
الف ـ شیخ رجبعلی خیاط
جناب شیخ رجبعلی خیاط ، از اولیاي خداوند بودند که به خاطر دوری از گناه و پاکدامنی در جوانی به مراتب و مقامات بالایی رسیدند . شيخ مي گويد : « در ایام جوانی دختری رعنا و زیبا دلباخته ی من شد وسرانجام در خانه ای خلوت مرا به دام انداخت ، با خود گفتم : رجبعلی ، خدا می تواند تو را خیلی امتحان کند ، بیا یک بار ، تو خدا را امتحان کن ! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا ، چشم پوشی کن . سپس به خدا گفتم : خدایا من به خاطر تو ، این گناه را ترک میکنم و تو هم بیا و من را برای خودت تربیت کن »
شيخ رجبعلي همانند یوسف (ع) در برابر گناه مقاومت می کند و انجام گناه بزرگ ، اجتناب می ورزد ، بعد از این واقعه ، به عنایت خداوند ، دیده ی برزخی وی روشن می شود و آنچه را که دیگران نمی دیدند و نمی شنیدند ، می دید و می شنید . از آن موقع به بعد ، باب ملاقات های او با امام زمان (ع) برايش گشوده مي شود و مكرراً به دیدار مولایش مشرف شد .
حضرت آیت الله میلانی(ره) در بارة ايشان فرمود : به شیخ عنایتی شد و آن به خاطر دوری وي از گناهی بود که در ایام جوانی ، برايش پيش آمده بود .
ب ـ محمّد ابن سیرین
محمد ابن سیرین همیشه پاکیزه بود و بوی خوش می داد . روزی شخصی از او پرسید : علت چیست که از تو همیشه بوی خوش می آید . گفت : قصه ی من عجیب است . آن شخص او را قسم داد که قصه ی خود را برای من بگو . ابن سیرین گفت : « من در جوانی بسیار زیبا و خوش صورت بودم و شغلم بزازی بود ، روزی زنی به همراه كنيزش به دکانم آمد و مقداری پارچه خرید و بعد از تعيين قيمت به من گفت : همراه ما بیا تا قیمت آن را به تو پرداخت کنیم ؛ در دکان را بستم و همراه ایشان راه افتادم تا به جلوی خانه ی آنان رسیدم ، آنها به درون رفتند ومن پشت در ماندم . پس از مدتی زن بدون آنکه کنیزش همراهش باشد مرا به داخل خانه دعوت کرد ، چون داخل شدم خانه ای دیدم از فرشها و ظروف عالی آراسته ؛ مرا بنشاند و چادر از سر بر گرفت او را در نهایت حسن و جمال دیدم ؛ خود را به انواع جواهرات آراسته بود ، به کنارم نشست و با ظرافت و ناز و عشوه و خوش طبعی با من به سخن گفتن درآمد ; طولی نکشید که غذایی مفصل و لذیذ آماده شد ، بعد از صرف غذا ، آن زن به من گفت : ای جوان میبینی من پارچه و قماش زیاد دارم ؛ قصد من از آوردن تو به اینجا چیز دیگری است و من میخواهم با تو کام دل برآرم . من چون مهربانی ها و عشوه بازی های او را دیدم ، نفس اماره ام به سوی او میل کرد ! ناگاه الهامی به من رسید که گوينده اي از سوره ی « والنازعات » این آیه را تلاوت کرد که : « وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى ؛ اما هر کس بترسد از مقام پروردگار خود و نفس خود را از پیروی هوای نفس بازدارد ، بدرستی که منزل و جايگاه او بهشت خواهد بود » وقتی به یاد این آیه افتادم ، عزم خود را جزم نمودم که دامن پاک خود را به گناه آلوده نکنم . هر چه آن زن تلاش كرد ، من به او توجه نکردم ؛ چون آن زن مرا به خود مایل ندید به کنیزان خود گفت : تا چوب زیادی آوردند . وقتی مرا محکم با طناب بستند زن خطاب به من گفت : یا مراد مرا حاصل کن یا تو را به هلاکت می رسانم . به او گفتم : اگر ذره ذره ام کنی ، مرتکب این عمل زشت نخواهم شد . تا اینکه مرا بسیار با چوب زدند بطوری که خون از بدنم جاری شد . با خود گفتم که باید نقشه ای به کار بندم تا رهایی یابم . گفتم : مرا نزنید راضی شدم . و دست و پایم را باز کردند ، بعد از رهایی پرسیدم : محل قضای حاجت کجاست ؟ راهنمایی کردند . رفتم و تمام لباس هایم را به نجاست آلوده کردم و بیرون آمدم ... در این هنگام فرصت را غنیمت شمرده و به طرف درب شتافتم ; چون به درب خانه رسیدم ، آن را قفل ديدم ، اما وقتی دست به قفل زدم به لطف الهی گشوده شد و من از خانه بیرون آمدم و خود را به کنار جوی آب رساندم و لباسهایم را شسته و غسل نمودم . ناگهان دیدم که شخصی پیدا شد و لباس های نیکویی برایم آورد و بر تنم پوشانید و بوی خوش به من مالید و گفت : ای مرد پرهیزگار تو بر نفس خود غلبه کردی و از روز جزا ترسیدی و فرمان خدا را مخالفت نكردي , این وسیله ای بود برای امتحان تو و ما تو را از آن خلاص کردیم . دل فارغ دار که این لباس تو هرگز چرکین و این بوی خوش هرگز از تو زایل نشود . پس از آن روز بوی خوش از بدنم برطرف نگردیده است » به همین خاطر خدا علم تعبیر خواب را به او عطا فرمود و در زمان او کسی مثل او تعبیرخواب نمی کرد.
ه ـ ترك مصاحبت با دوستان ناباب
دوستانى كه باعث مى شوند انسان مزه گناه را مزمزه كند، در واقع دشمناني اند كه بايد از آنها پرهيز كرد .
« امام سجاد(ع) از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرمود:كذاب، گناهكار ، بخيل ، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است »
و ـ ترك فكر گناه ( كنترل فكر و خيال )
فكر گناه ، عامل مهمي است كه شوق گناه را در انسان ايجاد مى نمايد و پس از آن ، اراده ى عمل و سپس خود گناه محقق مى شود ، مسلماً تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد ، انسان مرتكب آن كار نمى گردد .
غريزه جنسى ، غريزه اى است بس نيرومند ، عميق و پردامنه ؛ كه هرچه انسان به آن ميدان بيشترى بدهد ، ، شعله ورتر مى گردد ، مثل افراد آزمندى كه هرچه پول بيشترى به دست بياورند ، حريص تر مى شوند .
قرآن کريم چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه همه مؤمنان اعلام کرده و مي فرمايد : « به مردان با ايمان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند ، اين براي آنها پاكيزه تر است و خدا به آنچه مي كنند آگاه است ؛ و به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند » .
سيد قطب ، در مورد چرايي تقدم « چشم پوشي از نگاه آلوده » بر « حفظ دامن » مي نويسد : « حفظ دامن و عفت ، پيامد طبيعيِ چشم پوشي از نگاه آلوده است و كنترل نگاه گامي است مؤثر در تقويت اراده و دوري از گناه و سلطه بر خواهشهاي نفساني ؛ از اين رو كنار هم آمدن آن دو ، در يك آيه ، بدين معناست كه يكي سبب و ديگري نتيجه آن است و هر دو گامهايي هستند پي در پي ، در صفحه دل و صحنه زندگي ، تا آرامش و زندگي پاك را تجربه كنيم !