http://asheghi4u.blogsky.com/?PostID=16

 

تیتر : بحران دوران بلوغ

خلاصه : بحران دوران بلوغ چیست و چگونه بر آن پیروز شویم ؟

متن کل خبر : براي نوجوان دوره نوجواني بعنوان مرحله اي از زندگي ، پديده اي نوظهور است .

هميشه نوجواني بعنوان دوره اي مستقل در مراحل زندگي انسان مطرح بوده است . گرچه آغاز نوجواني بطور كامل مشخص نيست ولي عموماً شروع نوجواني با پديده بلوغ همزمان و خاتمه آن شروع دوره جواني است .

دوره اي كه شخصي مسئوليت اعمال خود را مي پذيرد .

همان گونه كه نوروز ، روز نو است و خبر از روزهاي دل انگيز و اتفاقات جديد دارد و شكوفه هاي نوروزي با شكوه و زيبايي ظاهر مي شوند و به تدريج رشد كرده ، تبديل به ميوه شده ، رسيده و كامل مي گردند .

نوجواني و بلوغ نيز بهار زندگي است .

بهاري كه آغاز تغيير وتحولات جسمي روحي در افراد است . هر فرد فقط يك بار بهار بلوغ را تجربه مي كند .تعريف بلوغ:

فرآيند بلوغ يكي از پيچيده ترين دوره هاي زندگي و در عين حال لذت بخش ترين و دل انگيز ترين دوره زندگي هر فرد است . نوجوان در اين دوره تمايلات و خواهش هاي متضادي دارد . مثلا با اين كه مي خواهد با دوستانش باشد . به تنها بودن نيز علاقمند است . در اين دوره نوجوان نه كودك به حساب مي آيد و نه هنوز به درستي بالغ گرديده است ولي در مرز بين اين دو مرحله ( كودكي و بزرگسالي ) قرار مي گيرد .ويژگيها و خصوصيات رواني در سالهالي اوليه نوجواني:

۱- مرحله احساس هويت :

در اين دوران فرد هويت فردي ، اجتماعي خود را به دست مي آورد .

بحران هويت يكي از بحرانهاي خطرناك نوجوان است .

۲- تغييرات شديد وملموس جسمي ، روحي و جنسي :

تغييرات ناگهاني ناشي از وضعيت جسماني ، تضادهاي روحي و موجب نگراني در فرد مي شود .

۳- رشد هيجاني و عاطفي :

در دختران نوجوان احساسات و عواطف متعدد و غير قابل پيش بيني وجود دارد كه گاه در تضاد با يكديگرند و سبب نوسانات واضح خلقي مي گردد .

صفات عاطفي و هيجاني دختران نوجوان را مي توان در موارد زير خلاصه كرد :

۱- زود رنجي

۲- نگراني ، ترس و وحشت

۳- حجب و حيا و شرم

۴- افكار رويايي ، گوشه گيري ، درون گرايي

۵- خود شيفتگي ، خود آرايي ، خود نمايي

۶- دوستي ومحبت

۷- خشم ، ناسازگاري و پرخاشگري

۸- استقلال طلبي

۴- رشد اجتماعي :

دوره نوجواني ، دوره نوسانها ، فعاليت ها و رفتارهاي هيجان انگيز در بعد اجتماعي است گرچه نوجوان به نظر بزرگسالان اهميت مي دهد . اما انديشه هاي همسالان خود را به بزرگسالان ترجيح مي دهد و سعي مي كند در ميان انها پذيرفته شده و نقش داشته باشد.

۱- رشد اخلاقي :

رشد اخلاقي با رشد اجتماعي ارتباط نزديكي دارد و براي ادامه زندگي سالم و سازنده ضروري است ، بطور معمول صفات اخلاقي مطلوب اكتسابي هستند .

انواع اختلالات رواني و رفتاري در نوجوانان

۱- رفتارهاي ناهنجار اجتماعي :

خود سري و مخالفت با والدين ، معلم و پزشك عدم شركت در رويدادهاي خانوادگي و جدال با خواهران و برادران ، ايجاد موانع در راه تحصيل ، زندگي خانوادگي .

۲- افسردگي :

گوشه گيري و در خود فرو رفتن در سنين نوجواني تا حدودي طبيعي است اما اگر از حد طبيعي تجاوز كند بعنوان اختلال افسردگي بايد مورد توجه قرار گيرد.

افسردگي عبارت از بروز علائم افسردگي بيش از هفته اي ۳ بار و هر بار بيش از ۳ ساعت در نوجوانان بصورت غم واندوه ،بيحوصلگي ،بيقراري و اشكال درتمركز مي باشد . احساس بي علاقه گي نسبت به همه چيز ، گريه كردن هاي مكرر ، لذت نبردن از زيباييهاي زندگي و

با مشاوره روانپزشكي و درمانهاي مختلف غير داروئي و داروئي مي توان به آنها خانمه داد .

۳- رفتارهاي خشونت آميز:

رفتارهاي خطر آفرين در اثر مصرف مواد مخدر تشديد مي شوند و منجر به حوادث مختلف مثل فقر و خودكشي ، به خصوص در ميان نوجوانان پسر مي گردد .

۴- مشكلات تحصيلي :

دشواري هاي رواني يا محيطي زمينه ساز اين مشكلات هستند .

مدرسه هراسي ، مدرسه گريزي و عدم پيشرفت تحصيلي نمونه هايي از مشكلات تحصيلي هستند .

۵- هراس از مدرسه و منزل :

گريز از خانه نشانه فشار محيط بد رفتاريها ، مشكلات رواني خود نوجوان است . رفتار صحيح با نوجوان و حل به موقع و درست مشكلات از بروز اين رفتارها پيشگيري مي كند .

۶- بيماريهاي وخيم رواني :

پيكوز ، اسكيزوفرني ، در جريان فشارهاي هيجاني ديده مي شود . معمولاً سايكوز بزرگسالان با پشت سر گذاشتن يك دوره سايكوز در نوجواني همراه است .

الف- مهارتهاي شاد زيستن

زندگي تغيير پذير است اگر خودمان را تغيير دهيم

با خودتان رقابت كنيد نه با ديگران

شما در هر مرحله و رتبه اي از ثروت ، دانايي و قدرت و منزلت اجتماعي كه باشيد مسلماً افرادي بالاتر از شما وجود دارند . به جاي انكه سعي كنيد به ديگران برسيد سعي داشته باشيد كه توانايي هاي خود را روز به روز افزايش دهيد .

اگر هدف شما حد بالاي هر چيز باشد اگر به آن نرسيد مسلماً شكست خورده ايد اما اگر مقصد شما رسيدن از يك نقطه به نقطه بالاتر و نه بالاترين نقطه باشد احتمال كاميابي شما قطعاً بيشتر است و مسلماً آدمهايي كه احساس پيروزي و موفقيت مي كنند از نظر رواني سالمترند .

هدفمند زندگي كنيم و براي رسيدن به هدف نقاط قوت و ضعف خود را بشناسيم .

ب- براي شاد زيستن تلاش كنيد.

براي داشتن يك زندگي شاد ، به تلاش نيازمنديم و نگرش ها در اين مورد بسيار با اهميت است . تلاش امتياز و شوق انسان براي يادگيري ، خود آزمايي آزمايش و تجربه است .

اشتباه عده اي از مردم اين است كه تنها براي رسيدن به يك هدف كه همان هدف نهائي است تلاش مي كنند و نه براي لذت بردن از كار كردن .

و به همين علت است كه وقتي به اهداف مورد نظر نمي رسند مايوس وافسرده مي شوند .

اگر ما به خاطر دوست داشتن و لذت از كار ، آن را به انجام برسانيم ديگر شكي وجود نخواهد داشت ، نتايج خود به خود عايد مي شود .

ج: محدوديت هاي خود را قبول كنيد :

انتظارات نامعقول از خود نداشته باشيد و قبول كنيد كه خداوند در وجود شما استعدادها و محدوديت هايي قرار داده است كه با آگاهي از آنها مي توانيد انتظارات از خود را عقلاني و منطقي كنيد .

اگر هوش شما در حد متوسط است از خود انتظار نداشته باشيد كه به مراتب علمي كه نوابغ و سرامدان دست يافته اند نايل شويد .

اگر از نظر رواني قدرت تحمل تنش و فشار را نداريد مسئوليت هاي سنگين وپر استرس را نپذيريد ، و سلامت رواني خود را به خطر نيندازيد ، زيرا در اين موقعيت ها احتمال شكست و ناكامي به مراتب بيشتر است .

آيا براي شاد زيستن دانش و مهارتي كسب نموده ايد ؟

براي شاد زيستن مهارتهايي وجود دارد كه با بهره گيري از انها مي توانيد نقش موثري در شاد زيستن خود داشته باشيد .

الف- در زمان حال زندگي كنيد :

آرامش ذهني و كارآئي فردي ما به ميزان توانايي براي زيستن در لحظه حال بستگي دارد ، گذشته از ديروز و اتفاقاتي كه افتاده و آنچه فردا ممكن است پيش بيايد ، حال جايي است كه ما در آن هستيم .

از اين ديدگاه كليد شادي و خوشحالي ما در متمركز كردن ذهن در لحظه حال است . يكي از نكات خوب و مهم در مورد بچه ها اين است كه آنها خود را بطور كامل در لحظه حال غرق مي كنند. كاملاً درگير فعاليت هاي كنوني خود مي شوند كه اين فعاليت ها حتي ممكن است تماشاي يك پروان ، نقاشي كردن و هر چيز ديگر باشد كه كودك انرژي خود را صرف آن مي كند .

اما وقتي بزرگ مي شويم همزمان هنر فكر كردن و نگران بودن را ياد مي گيريم ، به مشكلات گذشته و آينده اجازه مي دهيم كه در زمان حال ما جمع شوند ، همچنين ياد مي گيريم كه لذت ها و شادي هاي خود را به عقب بياندازيم و به اين اميد باشيم كه شايد آينده بهتر از حال باشد .

ب: لبخند بزنيد :

خوشرو بودن نه تنها از شدت تنشها و استرسهاي فردي مي كاهد بلكه باعث مي شود اطرافيان شخصي و كساني كه بنحوي با او ارتباط دارند ، با حضور او احساس راحتي ، شادماني و تجديد روحيه كنند و با برخورد مناسب خود موجب افزايش اعتماد بنفس و شادماني وي را فراهم آورند .

ج : گاهي كودك شويد :

گاهي لازم است مانند بچه ها و دنياي شاد و آزاد و بي غل و غش آنها كمي خود را رها كنيد ، بخنديد ، شوخي كنيد ، شوخ طبعي را در خود پرورش داده و گاهي از بازي كردن لذت ببريد ، نقاب بزرگسالي را براي تفريح و خوشي برداشته و هميشه سنگين ، منظم و جدي نبوده و نسبت به جهان با شكوهي كه در آن زندگي مي كنيم احساس حرمت و شگفتي داشته باشيد .

د: قاطع باشيد :

قاطعيت به معناي ابراز خشم و پرخاشگري نيست بلكه به آن معناست كه خواسته ها و احساسات خود را صريح و بي پرده و بدون اضطراب يا خشونت و تندي بيان كنيد و در مقابل خواسته ها و توقعات نامعقول ديگران مقاومت نماييد .

چنين برخوردي هم باعث افزايش عزت نفس و حس احترام به خود مي شود و هم مانع از آن مي شود كه با فرو خوردن و عدم بيان احساس خود نسبت به اطرافيان و خواسته هاي نامعقول آنها ، قلب خود را پر از بغض و كينه نسبت به آنها نماييم .

هـ - اوقاتي را براي خود اختصاص دهيد :

به ياد داشته باشيد كه جسم و روان شما حقوقي دارند كه هيچ كس بيش از شما شايسته برآوردن آن حقوق نيست . لازم است انسان در زمانهاي خاصي فقط براي خود زندگي كند و آنچه را دوست دارد انجام دهد و به آنچه علاقمند است بپردازد و در غير اينصورت نقش حاصل از كارها و مسئوليت هاي اجباري و گاه نامطلوب ، او را از پاي در خواهد آورد . مطمئناً كساني مي توانند به ديگران احترام بگذارند و به جامعه خود خدمتي كنند كه در درجه اول به خود بعنوان يك انساني كه جانشين خداوند در طبيعت است احترام بگذارند و جاي حود را با پرداختن بيش از حد به تكاليف و غفلت از حقوق خود فرسوده نسازند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تیتر : چگونگی آموزش به نوجوانان و برخورد با آنها در دوران بلوغ

خلاصه : گفتگویی با دکتر فرمهینی فراهانی

دبیر علمی کنگره علمی خانواده و سلامت

متن کل خبر : در دوران بلوغ آموزش بايد چطور باشد؟ چون اين سؤال خيلي از خانواده‌هاست. آنها احساس مي‌کنند وقتي فرزندشان بالغ مي‌شود ، خودشان بيشتر دستپاچه مي‌شوند. نمي‌دانند چطور درباره ي اين مسائل بايد سر صحبت را باز کنند.

 

آموزش زودرس و شتاب‌زده ي مسايل جنسي به کودکان مي‌تواند به اندازه ي آموزش‌هاي با تأخير و پنهان‌سازي آسيب‌زا باشد. آموزش‌هاي جنسي بايد به تدريج، زمان‌بندي‌شده، متعادل و متناسب با ويژگي‌هاي سني و با لحاظ حرمت و احترام و همچنين پرهيز از افراط و تفريط داده شود.

 

ارائه ي تربيت جنسي دو شکل دارد. يک شکل مستقيم که مستقيماً اطلاعات جنسي را در اختيار بچه‌ها قرار مي‌دهيم. به ويژه مسايلي که در ارتباط با وظايف شرعي زمان بلوغ است. گاهي وقت‌ها اين آموزش‌ها شکل غيرمستقيم دارد که ممکن است مناسب‌تر هم باشد.

 

- گاهي اوقات بچه‌ها شروع مي‌کنند دراين باره سؤال‌هايي مي‌پرسند و ما غافلگير مي‌شويم. نمي‌دانيم که چطور بايد جواب بدهيم. حتي گاهي اين سؤالات را نشنيده مي‌گيريم. شما اين را قبول داريد؟ اگرنه، بفرماييد که به عنوان يک پدر يا مادر، به اين سؤالات چطور بايد پاسخ دهيم؟

 

* در پاسخ به سؤالات جنسي کودکان قبل از بلوغ بايد يک سري مسايل مورد توجه قرار بگيرد: اول اين که وقتي با اين سؤال‌ها مواجه شديم، بايد به خودمان مسلط باشيم و از نگراني و شرم دچار لکنت نشويم. دوم اين که بايد شنونده ي خوبي باشيم و اجازه بدهيم کودک سؤالش را کامل بپرسد.

 

موقع جواب دادن هم نبايد جواب‌هاي ما با شوخي و مسخرگي همراه باشد. نبايد دروغ گفته شود. مثلاً بعضي پدر و مادرها به فرزندشان مي‌گويند ما تو را خريديم. اين اطلاعات غلط باعث مي‌شود بچه‌ها وقتي کمي بزرگتر شدند، به پدر و مادرشان بي‌اعتماد شوند. پس پاسخ‌ها بايد درست باشد و بر مبناي خرافه‌ها نباشد.

 

آموزش بايد تدريجي باشد. لازم نيست همه ي اطلاعات را يک جا در اختيار کودک قرار دهند و بايد از شرح و بسط بي‌مورد پرهيز کنند. همان طور که اشاره شد، بايد متناسب با سن و درک کودک و به زبان ساده و قابل‌فهم باشد. در سنين دبستان و پيش از دبستان پاسخ‌ها اگر غير مستقيم باشد، بهتر است. در ضمن اگر سؤالي را اشتباه پاسخ داديم، بايد به اشتباه‌مان اقرار کنيم و اطلاعات درست را در اختيار آنها قرار دهيم.

 

- خيلي از والدين هستند که نه اين اطلاعات را دارند و نه از اين شيوه‌ها خبر دارند. از کجا بايد چيزهايي شبيه به اينها را ياد بگيرند؟

 

* مسئله فقط کمبود اطلاعات و دانش پدر و مادرها دراين باره نيست. در يک تحقيق که چند سال قبل انجام داديم، از پدر و مادرها پرسيديم که چرا شما آموزش‌هاي جنسي به فرزندتان نمي‌دهيد، پاسخ‌ها متفاوت بود، عده‌اي مي‌گفتند حيا مانع مي‌شود، گروه ديگري مي‌گفتند ما مي‌خواهيم اين اطلاعات را بدهيم، اما خودمان هم نمي‌دانيم چطور اين کار را انجام دهيم، گروه ديگر هم از پيامدهاي منفي اين اطلاعات هراس داشتند.

 

پس موانع اين عدم آموزش فراوان است، اما اگر مسئله ي کمبود آموزش باشد، اين اطلاعات بايد از طريق رسانه‌هاي جمعي، انجمن اولياء و مربيان، کارگاه‌هاي آموزشي که در ديگر کشورها تحت عنوان آموزش‌هاي شهروندي سازمان‌هاي غيردولتي اين کار را انجام مي‌دهند. اما بايد درست گفته شود و حساسيت ايجاد نشود.

 

- والديني هم هستند که اين اطلاعات را ندارند و مي‌گويند ما که از اين شيوه‌ها بلد نيستيم، خوب، بچه خودش بزرگ مي‌شود و يواش يواش چشم و گوشش باز مي‌شود. اين چه اشکالي دارد؟ سؤال من اين است که آموزش ندادن مسايل جنسي به بچه‌ها چه عوارضي دارد؟

 

*اگر آموزش‌هاي لازم در سن مناسب به فرزندان داده نشود، ممکن است آنها در سن بالا از منابع ديگر اين اطلاعات را به شکل نادرست و بي‌حد و حصر به دست بياورند. در يک تحقيق که انجام داده‌ايم از نوجوانان اول دبيرستان پرسيديم اطلاعات جنسي را از کجا به دست مي‌آوريد. در پاسخ 44 درصد دوستان، 20 درصد کتاب، 13 درصد والدين، 11درصد معلم‌ها و 9 درصد رسانه‌هاي مختلف مانند ماهواره و اينترنت را منبع کسب اطلاعات جنسي معرفي کردند.

 

- خب، اين چه اشکالي دارد؟

 

*اين آمارها نشان مي‌دهد والدين، مدارس و معلم‌ها نتوانسته‌اند نقش خود را به خوبي انجام دهند. فراموش نکنيد که کسب اطلاع از دوستان، به ويژه اگر اين دوستان اختلاف سني داشته باشند، خيلي خطرناک و نامناسب است.

 

ممکن است با تجربه کردن علائم بلوغ که اطلاعي از آن ندارند، دچار سردرگمي و افسردگي شوند، حتي موارد کمي اين حالت منجر به خودکشي شده‌ است. نتيجه ي يک تحقيق هم نشان داده 36 درصد دختران و 11درصد پسران بعد از وقوع بلوغ شان شوکه شده و به شدت دچار سردرگمي مي‌شوند.

 

- بعضي خانواده‌ها تصور مي‌کنند آموزش مسايل جنسي به فرزندان باعث مي‌شود آنها، به اصطلاح، چشم و گوش‌شان باز شود. يا اين که اگر پدر و مادر درباره ي اين مسائل با فرزندان‌شان حرف بزنند، حرمت بين آنها شکسته مي‌شود. نظر شما چيست؟

 

 

* من هم موافقم که موضوع، موضوع بسيار حساس و ظريفي است. اما معتقدم اگر در ارائه ي آموزش‌هاي جنسي به فرزندان عفت کلام را رعايت کنيم و حرمت‌ها را حفظ کنيم و اطلاعات را به شکل غيرمستقيم ارائه دهيم، اين مشکل پيش نمي‌آيد. در بحث آموزش‌هاي جنسي رعايت عفت و حيا خيلي مهم است.

 

ميزاني از شرم و حيا لازم است اما نبايد مانع از اين شود که ما اطلاعات جنسي به فرزندانمان بدهيم. بايد توجه داشت در طرح مسايل جنسي از به کارگيري کلمات سبک و زشت پرهيز کنيم. زياده‌گويي نکنيم و به حواشي نپردازيم.

 

- اين طور که مي‌گوييد وظيفه ي پدر و مادرها دراين باره خيلي زياد مي‌شود. واقعاً مي‌توان انتظار داشت که والدين بتوانند اين همه وقت بگذارند و بار آموزش همه ي مسائل را خودشان بکشند؟

 

* البته يکي از وظايف مهم والدين در برابر فرزندشان، همين بحث آموزش و تربيت جنسي است. سخت است ولي به هر حال بار اصلي اين وظيفه به عهده ي آنهاست. بعضي پدر و مادرها در تربيت جسمي ، تغذيه و سلامت جسم و تربيت اجتماعي و عقلاني فرزندشان خيلي دقت مي‌کنند، اما تصور مي‌کنند آموزش‌هاي جنسي وظيفه ي آنها نيست.

 

توجيه آنها هم اين است که موضوع، موضوع سخت و حساسي است. اما از والدين که بگذريم، تربيت جنسي در درجه ي بعد وظيفه ي مدرسه، نظام آموزشي و جامعه هم هست.

 

- مدارس ما چقدر در اين باره پشتيباني شده‌اند؟ اصلاً برنامه‌ريزي‌اي براي اين کار شده‌است؟ مي‌دانند چه چيز را بايد چطور آموزش دهند؟

 

* البته اين برنامه‌ريزي‌ها هنوز انجام نشده، چون هنوز به اهميت و ضرورت آموزش جنسي در مدارس پي نبرده‌ايم و اين موضوعي است که کارشناسان گوناگون تربيتي بايد دور هم بنشينند و هر چه سريع‌تر درباره ي آن تصميم بگيرند و برنامه بريزند.

 

- غير از مدرسه به جامعه هم اشاره کرديد. منظورتان از آموزش از طريق جامعه دقيقاً چيست؟

 

* برخي موضوعات هست که اگر در جامعه رعايت شود، تربيت جنسي صحيح‌تر و سالم‌تر صورت مي‌گيرد. مثلاً جلوگيري از روابط عنان گسيخته ي بين زن و مرد يا اين که خانم‌ها زيورها و زينت‌هايشان را به ديگران نشان ندهند. يا مسئله ي هويت جنسي و اين که معلوم شود فردي زن است يا مرد.

 

برخي مسائل هم هست که ظاهراً ربطي به مسائل جنسي ندارد، اما مطالعات نشان داده که به طور غيرمستقيم روي سلامت جنسي نوجوانان و جوانان تأثير دارد، مثل ترويج ورزش همگاني، پرکردن اوقات فراغت، رفع بيکاري و مسائلي مانند اينها. به طور کلي مي‌توان گفت خانواده، مدرسه و جامعه نقش مکمل دارند و اگر يکي کارش را نادرست انجام دهد، دچار مشکل مي‌شويم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تیتر : بلوغ زودرس جنسى در دختران

خلاصه : بلوغ زودرس جنسى در دختران

متن کل خبر : در اكثر اوقات بلوغ زودرس جنسى يك خصيصه فاميلى است كه به طور طبيعى اتفاق مى افتد اما بعضى مواقع نيز در اثر يك بيمارى شديد عضوى, مثل ضايعات و تومورهاى هيپوتالاموس, مننژيت و انسفاليت ايجاد مى شود. اما در درجه اول بايد بلوغ جنسى واقعى را از بلوغ جنسى كاذب تشخيص داد.

نكته مهم اين است كه در جريان بلوغ واقعى دوره قاعدگى به طور طبيعى انجام مى شود. وجود پوليپ روده و هيپرپيگمانتاسيون مخاطى و لكه هاى شير قهوه اى روى پوست ـ كم كارى تيروئيد يا هيپوتروئيديسيم ممكن است عواملى براى تشخيص بلوغ زودرس جنسى باشند و يا در تشخيص به ما كمك نمايند.

به هر حال تشخيص بموقع و درمان سريع بيمارى براى بيمار منافع زيادى دارد. زيرا بسيارى از كودكان مبتلا به بلوغ زودرس عاقبت به علت بسته شدن سريع اپى فيز استخوانها دچار كوتاهى قد و قامت و حتى كوتولگى مى شوند.

 

وقتى جوانه و برجستگى سينه در دختران, قبل از 8 سالگى ظاهر شود يا شروع عادت ماهانه قبل از 9 سالگى باشد در واقع بلوغ جنسى زودرس اتفاق افتاده است. هنگامى كه صفات ثانوى جنسى با ژنوتيپ (جنسيت ژنتيكى و غددى) فرد متناسب باشد يعنى به صورت ژنتيك زن ساز باشد و ظاهر فرد نيز دختر باشد اين را اصطلاحا بلوغ جنسى زودرس همان جنس((sosexual)) مى گويند. و همين حالت در پسران نيز ممكن است اتفاق بيفتد. اما اگر صفات ثانويه جنسى (ظاهر فرد) با جنسيت ژنتيكى هماهنگ نباشد يعنى به صورت مردسازى در دختران و يا زن سازى در پسران باشد مى گويند آن فرد دچار بلوغ زودرس غير همان جنسى يا((Heterosexual)) شده است.

 

بلوغ زودرس جنسى دختران به صورت((Isosexual)) يا همان جنسى به دو صورت عمده بروز پيدا مى كند:

 

در يك گروه بلوغ زودرس جنسى واقعى است يعنى با شروع بلوغ طبق روال عادى اما زودتر از موعد مشخص مى شود. در اين گروه هورمونهاى گنادوتروپين دچار افزايش ترشح مى شوند و سيكلهاى قاعدگى نيز افزايش پيدا مى كنند. معتقدند كه بيش از 90 درصد بلوغ جنسى زودرس جنبه سرشتى دارد و علت مشخصى برايش نمى توان پيدا كرد. يعنى محور سيستم عصبى مركزىCNS)) )), هيپوتالاموس و هيپوفيز, زودتر از موعد طبيعى فعال مى شود و تكامل زودرس پيدا مى كند اما علت ناشناخته است. نكته جالب توجه اين است كه در بيش از 50% از اين بيماران نوار مغز يا ((الكتروانسفالوگرافىEEG )) آنها غير طبيعى است. در واقع بروز صفات ثانويه جنسى و شروع زودرس و زياد قاعدگى و تخمك گذارى ممكن است منجر به بروز و تشديد اختلالات اعصاب و روان شود. با توجه به اين موضوع مهم شروع درمان به محض تشخيص قطعى, الزامى است.

 

درمان دارويى عمدتا به وقفه ترشح هورمونهاى ((گنادوتروپين)) معطوف مى شود. از آنجايى كه بلوغ زودرس غالبا با بسته شدن زودرس صفحه رشد استخوانها نيز همراه است و باعث كوتاهى قد مى شود, متإسفانه هميشه با اقدام درمانى نمى توان جلوى اين عارضه را گرفت ولى به هر حال شروع سريع تر درمان در اين مورد هم موثر است.

 

در حدود 10% از موارد بلوغ جنسى زودرس در اثر بيماريهاى جسمى مغز مثل تومورهاى مغزى, انسفاليت, مننژيت, صدمات و ضربه به جمجمه هيدروسفالى و ساير بيماريها به وجود مىآيد. اين گروه از بيماران دچار بلوغ زودرس جنسى داراى علت شناخته شده هستند. در هر صورت بايد اين دو گروه را از نظر علت شناسى از هم تشخيص داد چرا كه گاهى بعضى از اين بيماران كه جزو گروه با علت ناشناخته قرار مى گيرند مبتلا به تومور مغزى هستند. بنابراين ضمن انجام آزمايشات هورمونى بايستى سيتى اسكن و ياMRI از مغز به عمل آيد اما با همه اينها آنچه كه در رابطه با ضايعات تومورال به تشخيص بيشتر كمك مى كند, وجود علايم و نشانه هاى عصبى همراه بلوغ زودرس جنسى است. در صورتى كه وجود تومور مغز قطعى شود عمل جراحى و راديوتراپى ضرورى است و ميزان و درصد موفقيت درمان به پيشرفت ضايعه دارد.

 

در گروه ديگرى از دختران مبتلا به بلوغ زودرس جنسى علت را بايد در غده فوق كليوى بيمار جستجو كرد. البته اين ضايعه به ندرت اتفاق مى افتد اما در صورت وقوع به صورت هيپرپلازى يا افزايش فعاليت مادرزادى غده فوق كليوى است معتقدند كه اين دسته از بيماران با كمبود آنزيمى به نام ((21 هيدروكسيلاز)) مواجه هستند.

نوع ديگر بلوغ زودرس جنسى, كاذب است

 

وقتى فردى به ظاهر دختر علايم زن نمايى به علت افزايش توليد هورمون استروژن داشته باشد اما دوره ماهانه نداشته و يا تخمك گذارى نمى كند اين فرد دچار بلوغ زودرس جنسى كاذب مى شود. علل مختلفى براى ايجاد اين نوع بلوغ وجود دارد. شايع ترين علت آن كيستها يا تومورهاى تخمدانى مترشحه استروژن مى باشد. اين نوع تومورها با پوليپهاى روده اى همراه است. در اينجا هم سونوگرافى تخمدانها و سيتى اسكن مى تواند در تشخيص و شناسايى آسيب و علت بيمارى كمك زيادى كند.

بلوغ زودرس جنسىHetrosexual يا غير همان جنسى

 

حالتى است كه در دختران نابالغ اتفاق مى افتد كه دچار علل مردسازى مى شوند. پرفعاليتى و هيپرپلازى مادرزادى غده فوق كليوى و همچنين بعضى از تومورهاى تخمدانى يا غده فوق كليوى باعث ترشح هورمونهاى جنسى مردانه يعنى آندروژنها مى شوند كه در اندامهاى تناسلى بيمار ابهام ايجاد مى شود بخصوص پركارى غده فوق كليوى كه با اشكال متنوعى از ابهام در دستگاه تناسلى خارجى همراه است.

 

در مواجهه با بيماران دچار بلوغ زودرس به چه علايمى بايد توجه كنيم؟

همان طور كه قبلا گفتيم اين مشكل مى تواند به صورت اشكال متنوع و علايم مختلفى همراه باشد. تشخيص بموقع و اقدام سريع درمانى اغلب كمك زيادى به رفع مشكل بيمار مى كند. بروز علايم ثانويه جنسى به طور زودرس يكى از علايم مهم است. يكى از اين علايم پرمويى و رويش زودرس موهاى زير بغل و ناحيه زهار است. حتى گاهى رويش مو در صورت هشداردهنده است. اگر چنانچه اعضاى تناسلى خارجى دخترى مبهم باشد و در تشخيص مذكر و مونث بودن او ترديد وجود دارد در اسرع وقت بايد به پزشك مراجعه شود.

شواهدى از علايم كم كارى تيروئيد و سابقه مصرف داروهاى حاوى استروژن عواملى هستند كه منجر به بلوغ زودرس كاذب مى شوند و بايد مورد توجه قرار بگيرند. رشد نامتناسب و يا متوقف شده طولى استخوانها نيز مهم است. سردردهايى كه با تغييرات جنسى زودرس همراهند از اهميت خاصى برخوردارند.

وجود ناراحتى گوارشى همراه مثل پوليپهاى روده قابل توجه اند. وجود برخى تغييرات مخاطى و تغيير رنگ مخاط و پوست و لكه هاى شير قهوه اى پوستى ممكن است در تشخيص بيمارى موثر باشد.

گاهى نيز با وجود ترشح شير از سينه به طور زودرس يا ((گالاكتوره)) بايد به فكر بلوغ زودرس جنسى باشيم.

نكته مهم ديگرى كه بايد به آن توجه كنيم وجود علايم عصبى و روانى است. اضطراب و افسردگى ممكن است در اثر بروز عدم تعادل هورمونى و يا ناشى از اختلال در هويت جنسى ايجاد شوند; بنابراين تشخيص بموقع و درمان سريع و مناسب در پيشگيرى از بيمارى اعصاب و روان و حفظ بهداشت روانى به طور نسبى موثر است.

 

دکتر حسین برهانی

www.roham.ws

 

 

 

تیتر : بهداشت روانی دوران بلوغ

خلاصه : دراین مقاله با رفتارهایی که از نوجوان در سنین بلوغ سر میزند،اخلاقهایی که پیدا میکند و رفتارهایی که باید با او داشت آشنا میشوید

متن کل خبر : نوجواني يكي از مهمترين و پرارزشترين دوران زندگي هر فرد محسوب مي‌شود زيرا سر آغاز تحولات و دگرگوني‌هاي جسمي و رواني در اوست و بلوغ نقطه عطفي در گذر زندگي او از مرحله كودكي به بزرگسالي است. بر اساس تعريف سازمان جهاني دوره نوجواني به گروه سني 10 تا 19 سالگي اطلاق مي‌شود و در اكثر كشورهاي جهان به خصوص كشورهاي درحال توسعه بخش قابل توجهي از جمعيت را نوجوانان تشكيل مي‌دهند. با توجه به اين واقعيت كه نوجوانان، پدران و مادران فردا هستند پرداختن به مسائل بهداشتي‌شان (به خصوص بهداشت روان آنان) نه فقط براي خود آنها بلكه براي خانواده‌ها، جامعه و نسل آينده سودمند است و در برنامه توسعه هر كشوري مي‌بايست به مسائل آنها توجه خاص شود. آشنا شدن با پديده‌هاي جديد در زندگي، ‌انسان را از بار هيجاني همراه آن پديده كه غالبا اضطراب و آشفتگي است مي‌رهاند، مطالعات روانشناختي نشان داده است كه تاثير منفي عوامل استرس‌زا كه همراه با آگاهي قبلي است بسيار كمتر از زماني است كه عوامل استرس‌زا ناگهان و بدون مقدمه به انسان وارد مي‌شوند. در زمينه برخورد با پديده بلوغ جنسي و تغييرات جسماني و رواني متعاقب آن هر اندازه آگاهي نوجوانان ما بيشتر باشد نتايج مبحث اين مرحله از زندگي در مسير آينده نوجوان بيشتر است. آگاهي نداشتن و يا عدم آگاهي كامل و صحيح، نوجوانان را گيج و سردرگم مي‌كند و اين حالات نتايج منفي و زيانباري بدنبال خواهد داشت. والدين و مربيان وظيفه دارند اطلاعات كافي در خصوص تغييراتي كه در طول و به دنبال بلوغ جنسي در نوجوان اتفاق مي‌افتد به تدريج و با استمرار ارائه كنند. عدم ارائه اطلاعات كافي و صحيح در مورد بلوغ باعث مي‌شود كه نوجوان از منابع ديگر كه معمولا انحرافي است، اطلاعات كسب كند و اين اطلاعات غلط مي‌تواند او را به انحراف كشاند. والدين و مربيان از يك تا دو سال قبل از بلوغ كامل نوجوان مي‌بايستي اقدامات زير را انجام دهند. - او را آماده كنند كه به زودي و بتدريج تغييراتي را در جسم و روان خود احساس خواهد كرد. - به طرق مختلف او را مطمئن كنند كه تغييرات ايجاد شده طبيعي است. - از اينكه اين تغييرات در او شروع شده به او تبريك بگويند و خاطرنشان كنند كه دوره جديدي در زندگي او آغاز شده است. - به او يادآوري نمايند كه اين تغييرات در جهت تكامل فردي و قدمي بسوي اجتماعي شدن اوست به همين دليل وظايف فردي و اجتماعي جديدي براي او منظور شده است. - خاطرنشان كنند كه اين تغييرات قطعا شروع مي‌شود اما زمان دقيق و مشخصي ندارد؛ بنابراين اگر ديرتر از ديگران هم شروع شود يك امر طبيعي است . - به او بگويند كه تغييرات جسماني همراه با تغييرات رواني خواهد بود اين تغييرات رواني در سه بعد هيجاني، خلقي و رفتاري اتفاق مي‌افتد. نكته مهم در دوره بلوغ برقراري ارتباط صحيح با نوجوان است. كودك دلبند ديروز شما با تغييراتي كه درجسم و روانش روي مي‌دهد پا به دوران بزرگسالي مي‌نهد. او اينكه مي‌خواهد هويت جديدي را براي خودش به دست آورد، طبيعي است كه در برقراري رابطه با او مشكلاتي براي شما بوجود آيد. براي اين كه روابط شما والدين و مربيان با فرزند يا دانش‌آموز نوجوانشان صميمانه‌تر و گرمتر باشد، لازم است كه به نكات زير توجه كنيد. پذيرش نوجوانان: گام اول براي ايجاد و تحكيم يك رابطه دوستانه و صميمي با نوجوان اين است كه او را با همه كمي‌ها و كاستي‌هايش قبول داشته باشيد. كاستي‌هاي رفتاري او را همچون نقاط قوت و توانايي‌هايش بپذيرد و او را به عنوان فردي كه داراي استقلال، سليقه‌هاي خاص و عقايد قابل ارائه است،‌ نگاه كنيد. احساساتش را پذيرفته و اعتماد به نفس او را با كم اهميت جلوه دادن اشتباهات و تقدير از كارهاي پسنديده‌اش بالا ببريد. نوجوانانتان را درك كنيد: درك و برداشت از زندگي و مسائل آن متفاوت از برداشتي است كه نوجوان دارد. او زندگي را به ساده‌ترين وجه ممكن مي‌نگرد، بطوري كه عقايدش براي شما پوچ و مسخره است. نسبت به عقايدش بي‌اهميت نباشيد وي را مورد تمسخر قرار ندهيد. چرا كه اين استهزاء به تداوم رابطه عاطفي با فرزندان لطمه مي‌زند. ارتباط را دو طرفه كنيد: در بسياري از اوقات و به دلايل گوناگون ممكن است شما والدين و مربيان به نوجوان بگوييد كه چه بكند و چه نكند و از او توقع حرف‌ شنوي نيز داشته باشيد. اين برخورد با نوجوان كه حاكي از ارتباط يك طرفه، معيوب و غير قابل دوام است، منجر به سركشي و عصيان نوجوان در برابر دستورات شما مي‌شود و به رابطه عاطفي و صميمانه بين شما و او لطمه مي‌زند. در اين مواقع بهترست در برخورد با نوجوان، هر زمان كه سخني را گفتيد از او نيز سخني بشنويد و نظر او را نسبت به وظايف محوله‌اش جويا شويد. از دادن پند و اندرز مستقيم خودداري كنيد: نوجوانان از شنيدن نصيحت و اندرز مستقيم و اينكه آنها را يكجا ارائه كنيد و اشكالات رفتاري و گفتاري‌شان را تذكر بدهيد گريزان هستند. نوجوانان اعمال خود را بي‌نقص مي‌دانند و تحمل شنيدن پند و اندرز از جانب شما را ندارند. جهت اصلاح رفتار، آنها را بطور غير مستقيم نسبت به اعمال و رفتار نادرست‌شان آگاه كنيد و خودتان الگويي براي آنها باشيد تا با پيروي از رفتار و گفتار شما روش صحيح برخورد را فرا گيرند. آزادي عمل به نوجوانتان بدهيد همچنان كه به كودك نوپا اجازه مي‌دهيم تا گاهي خود به تنهايي راه رفتن را امتحان كند و دفعاتي هم به زمين افتد، بايد به نوجوان هم اجازه داد كه تا حدودي پيامدهاي رفتارهايش را تجربه كند و طعم برخي سختيها را چشيده و براي زندگي مقاوم شود. براي ارتباط با نوجوان وقت كافي بگذاريد: نوجوانان نيازمند توجه هستند، آنها مي‌خواهند صحبت كنند. اعتراض كنند و از هيجانات و اتفاقاتي كه در مدرسه مي‌افتد و يا از دوستانشان مي‌شنوند، حرف بزنند؛ هر چه زمان اين ارتباط با شما به عنوان مادر، پدر و يا مربي بيشتر باشد خرسندي آنها بيشتر شده و امكان ارتباط نادرست و غلط آنها كمتر خواهد شد. توجه به تاثير مشكلات اجتماعي: مشكلات اجتماعي تاثيرات ناخوشايندي بر نوجوانان دارد. عدم مداخله شما والدين و مربيان در بهبود شرايط اجتماعي، تاثير تلاش‌هايتان را در خانه و مدرسه كمرنگ مي‌كند. انرژي سرشار نوجوانان نياز به تخليه دارد: در اين سنين نوجوان داراي انرژي فراوان جسماني است، بخشي از اين انرژي در غريزه جنسي نهفته است كه در شروع دوران نوجواني به طريق مقبول اجتماع قابليت ندارد. نوجوان مقادير ديگري از انرژي جسماني خود را به صورت رفتارهاي پرخاشگرانه مبارزه طلبي، حادثه‌جويي و .. تخليه مي‌كند. تشويق نوجوانان به انجام ورزشهاي مختلف، شركت در فعاليتهاي الگوسازي براي آنان و تحريك آنها بر همانندسازي با آن الگوها باعث مي‌شود تا آنها انرژي خود را به طريق منطقي تخليه كنند. وضعيت تحصيلي نوجوان را پيگيري كنيد: در اين سنين ممكن است كه فرزند شما نسبت به درس اظهار بي‌علاقگي نمايد و به اموري مثل افراط در ورزش كردن، رسيدگي به سر و وضع خود و ... بپردازد، چنانكه مي دانيد پند، اندرز، سرزنش و مقايسه با ديگران كارساز نيست.. لذا علت بي‌توجهي او را نسبت به درس جستجو كرده و سعي در برطرف نمودن مشكل كنيد. آموزش مهارت در برقراري روابط اجتماعي: نوجوانان در دوره بحران بلوغ نسبت به تعلق داشتن خود در گروه كودكان و يا بزرگسالان سردرگم مي‌شوند و ممكن است كه در ميان جمع خانواده يا دوستان و آشنايان، رفتارهاي بزرگتر از سن و يا گاهي كودكانه از خود بروز داده و روابط اجتماعي پسنديده‌اي برقرار نكنند، كه با شركت دادن فرزند نوجوانتان در جمع دوستان و آشنايان مهارت روابط اجتماعي او را افزايش دهيد؛ مثلا با فرزند نوجوان خود به گردشهاي دو نفره برويد و در بسياري از روابط اجتماعي نظير آشنا شدن با ديگران، خريد كردن از مغازه، پيدا كردن نشاني يك موسسه و درخواست انجام كاري از يك اداره با وي تمرين عملي كنيد. استقلال طلبي نوجوان: نوجوان مي‌خواهد از قيد و بندهاي دوران كودكي كه او را به خانواده‌اش متصل كرده است، جدا شود و الگوهاي جديدي را جايگزين آنان كند. از طرفي نيز شديدا به خانواده وابسته است و مي‌خواهد كه توقعاتش را برآورده كنند. لذا حس استقلال‌طلبي خود را با مخالفت، مقاومت كردن و لجبازي با والدين و مربيان نشان مي‌دهد و اين نياز نوجوان براي شما مشكل‌آفرين مي‌شود. براي برخورد با اين رفتار نوجوان، بهترست هميشه با او به لحني صحبت كنيد كه احساس نكند برايش تصميم‌گيري مي‌كنيد آزادي را به تدريج و متناسب با سني كه دارد به او عطا كنيد و نظارت غير مستقيم داشته باشيد و اگر زماني دريافتيد كه از آزادي شما، سوء استفاده كرده به او تذكر داده و او را متوجه اعمالش بكنيد. بدانيد كه حذف آزادي، براي يك مدت كوتاه مي‌تواند برايش آموزنده باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تیتر : بررسی خودارضایی از نظر علمی

خلاصه : لذتی پست و بیمقدار که ویرانگر روح، جسم و ایمان است

متن کل خبر : فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

 

در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسر

بچه در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.

 

در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلانی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شوند. شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است. پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود، ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی، محققین بر این باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و در سن 21 سالگی مرحله ی بلوغ آنها تکامل پیدا می کند. در این زمان رشد بیضه ها و غدد مترشحه داخلی بدن نیز به آخرین حد خود می رسد.

 

ارتباط میان غدد جنسی و غدد درون ریز

 

در ارگانیسم بدن انسان 7 غده مترشحه داخلی وجود دارد. هر یک از این غدد هورمون های متفاوتی را ترشح می کنند که پیام های مختلفی را به اعضای دیگر منتقل میسازند. این غدد مسئول تنظیم و تعدیل عملکردهای مختلف بدن از جمله رشد، فشار خون، دمای بدن، میزان کلسیم، شکر، فسفر، و از همه مهمتر عملکرد جنسی افراد هستند. زمانی که هر یک از این غدد به نحوی قادر به نشان دادن واکنش درست از خود نباشند، بدن ممکن است با انواع و اقسام مختلف اختلالات مواجه شود. به همین دلیل است که برخی از افرادی که در غدد خود با اختلال روبرو می شوند، باید با استفاده از هورمون های مصنوعی نیازهای بدن خود را مرتفع سازند.

 

مهمترین غده درون ریز، غده هیپوفیز نام دارد. این غده توانایی آن را دارد که به کل غدد درون ریز شدت و یا کسرت عمل وارد کند. غده ی هیپوفیز همچنین از جمله مهمترین غده های جنسی نیز محسوب می شود.

 

غده معروف هیپوفیز که محور اصلی کنترل فعالیت های بیضه ای/تخمدانی است، کنترل کلیه ی تنظیمات جنسی در بدن خانم ها و آقایون را به عهده دارد.

 

در مردان این غده فعالیت های جنسی خود را از زمان بلوغ -یعنی درست وقتی که هورمونهایی را به منظور تحریک اعضای جنسی به خون می فرستد- کار خود را شروع می کند.

 

در خانم ها هم غده ی هیپوفیز در دوران بلوغ با ایجاد هورمون هایی که سبب تخمک گذاری در تخمدان ها می شوند، کار خود را شروع می کند. هر یک از تخمک ها حاوی هورمون های جنسی زنانه هستند که سبب ایجاد و گسترش خصوصیات زنانه در بانوان می شوند.

 

همه ی انسان ها در تمام طول زندگی خود دائماً در حال انتقال و تغییر شکل انرژی هستند. همه چیز در زندگی انسان ها شروع و پایانی دارد و رابطه جنسی نیز از این امر مستثنی نخواهد بود.

 

اندام های جنسی انرژی را تولید می کنند که باعث ایجاد تمایلات و گرایش های جنسی در افراد می شود؛ اما به منظور تولید یک چنین انرژیی، اندام های جنسی باید از منبع ذهنی تغذیه شوند. افکار و تصورات جنسی به عنوان مواد اولیه ی تولید اسپرم و انرژی جنسی محسوب می شوند.

 

زندگی یک انسان از تلفیق یک اسپرم با تخمک شکل می گیرد. تنها یک اسپرماتوزوئید (نطفه) این توانایی را دارد که یک انسان جدید خلق نماید. گفته می شود که در هر بار انزال، مردها چیزی در حدود میلیون ها اسپرم از دست می دهند.

 

در یک زمین کشاورزی زمانی که کشاورز تصمیم می گیرد دانه بکارد، بهترین انواع دانه ها را انتخاب می کند، زمین را به خوبی شخم می زند، و دو تا سه دانه می کارد و نه میلیونها- و زمانیکه این دانه ها بزرگ شده و رشد کردند، از آنها استفاده کرده میوه هایشان را میخورد و زندگی می کند.

 

 

به عنوان مثال یک درخت لیمو را در نظر بگیرید. این درخت زمانی به مرحله تکامل خود می رسد که بتواند میوه های رسیده ی لیمو پرورش دهد. اما اگر کسی به این امر توجه نداشته باشد و میوه ها را پیش از رسیده شدن کامل از درخت بچیند، با این کار خود به رشد درخت صدمه وارد کرده و اجازه نمی دهد که درخت به رشد و تکامل نهایی خود برسد. این امر در مورد ارتباط جنسی نیز صدق می کند. اگر فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل بخواهد از انرژی جنسی خود استفاده کند، به بدن خود صدمات جبران ناپذیری وارد می کند که در زیر نگاه کوتاهی به این مشکلات خواهیم داشت.

 

 

ارتباط جنسی و ورزش

 

 

 

 

 

 

اخیراً محققان از وجود نیروی جنسی باخبر شده اند و سعی می کنند تا از این نیرو بـهره گـرفته و آن را بــرای موارد دیگری ذخیـره کرده و به کار گیرند. در ورزش مشت زنـی، هـر مـربی کارآمدی در حیـن دوره ی آمـادگی، بـوکسور خـود را برای 90 روز از بـرقـراری ارتـباط جنسـی منـع مـی کند تا هم انرژی او بیشتر شود و هم بتواند مشتهای محکمـتری بـه حـریف وارد کند. در تیمهای فوتبال نیز بازیکنان از 3 روز قبل از انجام بازی به حومه شهر انتقال داده میشوند تا انرژی آنها بر اثر بـرقـرای رابـطه جنـسی تحـلیل نـرود. در مسابقات قهرمانی جهان در سال 1986م. تیم ملی کشـور آرژانتـین از هـمه تیم ها مدت زمـان بیشتـری را در اردوی آمـــادگی به سر برد و نتـیجـه چه شد: بدون شـکست از مسـابقات بـیرون آمـدند. یـک گـزارش علمی اثبات می کند که: "تستـوسترون نقـش مهـمی را در شـکل دهـی رفتار افراد بازی می کند. این هورمن به عنـوان نوعی محرک شناخته میشود که در کلیه حالات فردی، از جمله عصبانیت و پرخاشگری نیز تاثیر گذار است."

 

 

بنابر گزارش فوق در یک بازی فوتبال به راحتی می توان تشخیص داد که کدام یک از تیمها برنده خواهند شد: "تیمی که در رگ های خونی بازیکنانش میزان تستوسترون بیشتری موجود باشد."

 

 

در "ناسا" که معتبرترین مرکز پژوهش های علمی جهان به شمار می رود، فعالیت های جنسی کلیه ی دانشمندانی که در آنجا مشغول به فعالیت هستند، تحت کنترل است تا پژوهشگران همیشه بتوانند در بهترین وضعیت ممکن ذهنی و جسمی قرار داشته باشند.

 

 

در گذشته مردهای یونان باستان تا سن 140 سالگی عمر می کردند. تا همین چند وقت قبل هم مردم به راحتی تا سن 90 سال عمر می کردند، اما این روزها به دلیل بروز پاره ای از مشکلات نظیر خودارضایی، آزار و اذیت های جنسی، غذاهای صنعتی، استفاده از هورمون های مصنوعی (که مصارف مختلفی دارند، نظیر: چاق کردن و بزرگ کردن زودرس جوجه ها و احشام) فرایند سالخوردگی از سنین پایینی (تقریباً 35 سالگی) شروع می شود. در کل دنیا افراد انگشت شماری هستند که از نظر اقتصادی کنترل همه افراد را به دست گرفته اند. این افراد از قدرت رابطه جنسی نیز به خوبی اطلاع دارند؛ به همین دلیل کلیه ی امکانات موجود را فراهم می آورند تا ذهن انسان های دیگر را تنها به این امر متمرکز کرده، عقل را از سر آنها بپرانند و کاری کنند تا آنها مطابق میلشان عمل کنند. آنها به خوبی می دانند که انسان های کم عقل، سرشار از شهوت هستند، بر روی امیال جنسی خود هیچ گونه کنترلی نداشته و به راحتی میتوان آنها را مطیع خود ساخت.

 

تئوری های پوچ مدرن در مورد ارتباط جنسی

نوگرایانی که بر روی ارتباط جنسی تحقیق و بررسی می کنند، به سادگی به خود اجازه می دهند که قدرت و حق انتخاب جوانان را از بین ببرند. برخی از آنها مواردی نظیر "خود ارضایی" را به جوانان پیشنهاد می کنند. کینسی، مستر و جانسون که به عنوان پایه گذاران مطالعات جنسی نوین شناخته می شوند بر این عقیده اند که یک جوان می تواند چندین مرتبه در طول روز خود ارضایی کند چراکه علم پزشکی هیچ گونه تاثیر جانبی خطرناکی را پیدا نکرده که مربوط به خودارضایی باشد. آنها بر این باورند که اهمیت خود ارضایی به ویژه در زمان بلوغ که خصوصیات های زنانه و مردانه در افراد بروز می کند از اهمیت بیشتری برخوردار می شود و به همان اندازه که در مردها اهمیت دارد برای خانم ها نیز مهم است. این افراد حتی معتقدند که زن و مرد می توانند در طول زمان قاعدگی ، با هم ارتباط جنسی داشته باشند؛ اما پژوهش های علمی اثبات کرده اند که برقراری رابطه جنسی در زمان قاعدگی خطرناک و در عین حال زیان آور است چراکه در این زمان مواد مرده و فاسد از بدن زن خارج می شود که اگر آلت تناسلی مرد با این مواد تماس پیدا کند آنها را جذب کرده، خواص آن از طریق خون به سلول های عصبی مغز انتقال پیدا می کند و بر روی قدرت جنسی مرد تاثیر نامطلوبی می گذارد. تعداد دیگری از این محققان معتقدند که برقراری ارتباط جنسی از راه مقعد بلامانع بوده و می تواند بر طبق توافق طرفین انجام پذیرد. در مقابل این ادعا باید اظهار داشت که هر یک از ارگان های بدن برای انجام دادن کار خاصی ایحاد شده اند و عملکرد مقعد نیز تخلیه مدفوع است. افرادی که این کار را انجام می دهند به عضلات همکش و تنگ کننده ی باسن (Sphincters) خود آسیب وارد کرده و سبب بروز بواسیر و سایر عفونت های شدید روده و اثنی عشر می شوند. شایان ذکر است که برقراری یک چنین روابطی به عنوان عمده ترین عامل انتقال بیماری های جنسی از جمله ایدز در میان مردهای هم جنس باز تلقی می شود.

 

 

ارتباط خودارضایی با ضعف جنسی و انزال زودرس

مثالی که پیشتر در مورد زمین کشاورزی، درخت لیمو، و رسیدن دانه های لیمو برایتان بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید. ما در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اولین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس را از درخت بچیند، عمر درخت کم شده، و توانایی باروری آن نیز به شدت کاهش پیدا میکند. این امر در مورد حیوانات نیز صدق میکند به همین دلیل هم هست که دامپزشکان اهمیت بسیار زیادی برای این امر قائل هستند. باید بدانید که مطلب فوق در مورد انسان ها نیز صحت پیدا می کند. اگر آقایون شروع کنند به برقرای روابط زیاد جنسی با افراد مختلف، و یا پیش از رسیدن به سن 21 سالگی، خود ارضایی را تجربه کرده باشند -یعنی زمانی که اسپرم ها به بلوغ کامل نرسیده اند- این امر خلل جبران ناپذیری را به قوای جنسی شان وارد می کند و بعدها عواقبی را در زندگی جنسی شان به وجود خواهد آورد.

 

ذکر این نکته به این منظور نیست که بعد از 21 سالگی خودارضایی مشکلی ندارد بلکه منظور عوارض قبل از این سن است، که حتما در سنین بالا تر هم این مسئله بروز مشکل خواهد کرد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، زیرا در اسلام این کار به طور کلی حرام میباشد .

 

 

 

 

 

زمانی که مرکز فعالیت های جنسی به دلیل وجود مزاحمت هایی نظیر خود ارضایی و یا آزار و اذیت های جنسی نتواند به درستی رشد پیدا کند، اندوخته قوای جنسی از سن 35 سالگی به بعد رو به تحلیل می رود و این مورد نه تنها تاثیر نامطلوبی بر روی دستگاه تناسلی می گذارد بلکه عملکرد کلیه سیستم های بدن را نیز تحت الشعاع قرار می دهد: دستگاه هاظمه، گردش خون، عملکرد غدد مترشحه، سیستم عصبی و ...

 

این افراد به سرعت از سن 35 سالگی به بعد شاهد فرایند سالخورده شدن خواهند بود. خیلی زودتر از حالت طبیعی توانایی هایشان را از دست می دهند و متاسفانه خیلی سریع روانه گورستان خواهند شد. در چنین شرایطی ارگان های جنسیشان نیز دچار اختلالات مختلفی شده و انواع بیماری های گوناگون جنسی به همراه بیماری هایی نظیر اختلال سیستم عصبی و دگرگونی سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک و غدد درون ریز می شوند.

 

خودارضایی که از جمله نقص های فردی به شمار می رود، سبب ایجاد تصورات شهوانی در ذهن فرد می شود. در دراز مدت فرد عدم تمایل جنسی نسبت به جنس مخالف خود را پیدا می کند، از نظر ذهنی خسته می شود، و دچار ناتوانی های جنسی خواهد شد.

 

 

ساموئل اون ویر در بخش 9 کتاب خود با عنوان "ازدواج موفق" اینطور می نویسد که: "تصورات جنسی و تخیلات شهوانی سبب ایجاد ضعف جنسی و ذهنی می شوند. شاید در نگاه اول اینگونه افراد نرمال به نظر برسند و مانند افراد عادی تحریک پذیر باشند، اما زمانی که می خواهند با طرف مقابل ارتباط برقرا کنند و خواسته های او را براورده سازند، به سرعت ارضا می شوند، آلت تناسلی به حالت اولیه باز می گردد، در بدترین حالت ممکن قرار می گیرند، و دچار ناامیدی و افسردگی می شوند. آنها در توهمات جنسی خودشان را غرق کرده اند که این توهمات هیچ ارتباط و یا شباهتی به دنیای واقعی ندارند. به همین دلیل هنگامیکه در شرایط طبیعی قرار می گیرند، نمی توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست می خورند. "ضعف جنسی-ذهنی ترسناک ترین تراژدی است که می تواند برای هر زن و یا مرد با احساس و با منطقی اتفاق بیفتد."

 

زمانیکه یک فرد جوان دست به خود ارضایی می زند، بازه زمانی، برای او هیچ اهمیتی ندارد و ترجیح می دهد که هر چه سریعتر خود را تخلیه کند. در علم روانشناسی این امر نهایتاً منجر به بروز عارضه ی انزال زودرس در فرد می شود. علاوه بر این، استمناء سبب انبساط عضلات اسفنکتر می شود که این عامل به نوبه ی خود موجبات انزال زودرس را بیش از پیش فراهم خواهد آورد.

 

 

از سوی دیگر نباید از این امر غافل شد که "ملاتونین" هورمون بی چون و چرای جوانی است. فرایند سالخوردگی مستقیماً به ترشح این هورمون در بدن بستگی دارد. این هورمون در زمان جوانی به وفور در بدن ترشح می شود و از سن 25 سالگی به بعد ترشح آن در بدن کاهش پیدا می کند. خود ارضایی، به ویژه در زمان جوانی، باعث از دست رفتن میزان بسیار زیادی ملاتونین در بدن می شود. این امر غده ی کاجی شکلی که در بدن ملاتونین ترشح می کند را ضعیف کرده، خاصیت مغناطیسی موجود در این غده را کاهش می دهد و بطور کلی سبب کاهش طول عمر آن می گردد.

 

 

روابط جنسی نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فیزیکی مضرات بیشماری را در بردارد، بلکه از نظر دینی حرام است و می تواند از نظر روحی و ذهنی نیز بر روی افرادی که این کار ار انجام میدهند، تاثیرات نامطلوبی بگذارد. افرادی که در مکالمات محرک جنسی شرکت میکنند، کسانی که به خواندن مجلات محرک جنسی معتاد هستند، و کسانی که به تماشای فیلم های ضد اخلاقی جنسی گرایش دارند، مبحث ظریف و مطبوع رابطه جنسی را به صورت وحشیانه، به دور از انسانیت، و تنها با رضایت ذهنی با نکبت و بدبختی همراه می سازند. انسان ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند هوشمندانه زندگی کنند.

 

 

 

 

 

عواقب خودارضایی

 

با توجه به رویکرد نفسـانی-عـاطـفی رابـطه جنـسی، فـرویـد معتـقد است که رابطه جنسی محصول گردهمایی یک زن و یک مرد است کـه یـکدیـگر را دوسـت بـدارند و مکمل یکدیگر باشند.

 

 

به همین دلیل هم هست که فروید خود ارضایی را یک نقص فردی نـامگـذاری مـی کند (بـه این دلیل که طرف دوم در این ارتباط وجود ندارد مگر در خیال). در حین خود ارضایی فرد اگر مرد بـاشــد، یک زن را در ذهن خود مجسم می کند و اگر زن بـاشد یک مرد را در ذهن خود مجسم کرده و با او وارد رابـطـه جنسی می شود. در این حال خستگی چند برابر می شود، چرا که فرد هم از نظر جنسی از خود کار می کشد و هم از نظر ذهنی. تصویر شریک جنسی خیالی، مانند یک لوح در ضمیر ناخودآگاه فرد حک می شود و سبب بروز انزال های شبانه ناخواسته می شود. به این ترتیب که فرد هر چقدر بیشتر خود ارضایی کند، میزان این انزال های شبانه افزایش می یابد.

 

 

دمای خارجی بدن انسان 98 درجه فارنهایت است و دمای درونی آن 100 درجه فارنهایت. این دما در زمان خود ارضایی افزایش پیدا می کند. زمانیکه انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب در کیسه ی منی ایجاد می شوند، اما به دلیل خود ارضایی، کیسه ی حاوی منی خیلی زودتر از زمان مقرر تخلیه گردیده است. فرایند طبیعی بدین گونه است که کیسه های منی سعی می کنند تا خود را پر کنند، اما از آنجایی که منی خیلی زودتر از بدن خارج شده، چیزی جز هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد جذب نخواهد شد. این هوا بعداً از طریق کیسه منی به سیستم لنفاوی انتقال داده می شود، سپس به مغز انتقال پیدا کرده و باعث ایجاد شک دمایی شده و فضای سردی را میان ماده ی مغزی و سلول ها ایجاد می کند و این امر واکنش نرمال ماده مغزی، سیستم عصبی و جسمانی را مختل می سازد.

 

 

کیسه منی می بایست به جای جذب هوا، اسپرم جذب کند، اما این امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلاً آزاد شده اند. علاوه بر این جذب هوا از جذب مایع خیلی ساده تر است.

 

 

ساموئل اون ویر، فیلسوف، انسان شناس، و محقق امور جنسی و روانشناس بخش مطالعات جنسی، در کتاب خود با عنوان "یادگیری علوم فردی" در مورد این هوای سرد جذب شده تصریح می دارد که: " در خصوص افرادی که به شخصه استمناء می کنند، به راحتی می توان گفت که چه ایرادی می تواند بوجود آید. زمانی که آنها خود ارضایی می کنند، در حال ارتکاب به جرم در برابر طبیعت هستند. وقتی انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب ایجاد می شوند که این حرکات برای هر مردی کاملاً قابل درک و تشخیص است و به واسطه ی تاثیر خالی بودن کیسه های منی، این کیسه ها سعی می کنند تا خود را پر کنند و به همین دلیل هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد با همان حرکات کرمی شکل، جذب می شود. این سیگنال ها به مغز فرستاده می شوند، به همین دلیل مایع مغزی زیادی در این میان از بین می رود، و در نتیجه فرد از نظر ذهنی خسته می شود. بد نیست بدانید که تعداد بیشماری از مردها به دلیل عمل منفور خودارضایی دیوانه شده اند. مغزی که پر از هوا شود دیگر توانایی تفکر ندارد و قابلیت های ذهنی خود را به طور 100% از دست خواهد داد. به همین دلیل ما هم این عمل نادرست را 100% محکوم می کنیم.

 

 

اسپرم ها حاوی رمز ژنتیکی DNA (اسید دی اکسی ریبونوکلئیکDeoxyribonucleic Acid)، RNA یا اسید ریبونوکلویک (Ribonucleic Acid)، آنزیم ها، کلسیم، فسفر، نمک های بیولوژیک، و تستوسترون می باشند. زمانیکه استمناء صورت می پذیرد، کلیه ی این اجزای حیاتی از بدن فرد بیرون کشیده می شوند و اگر فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشد، امکان رشد کافی را پیدا نمی کند و نیرویی که در این مواد وجود دارد، جذب نشده و از بدن او خارج می شوند.

 

 

از آنجایی که میزان زیادی کلسیم به همراه منی از بدن خارج می شود، فرد احساس خستگی شدید در استخوان ها می کند و ممکن است دچار کوفتگی پا شود. لازم به ذکر است که استخوان های تنومند نشان دهنده ی میزان قدرت فرد هستند. همانطور که می دانید گلبول های قرمز خونی و پلاکت ها در مغز استخوان تولید می شوند. فرد جوانی که خودارضایی می کند، اجازه نمی دهد که مایع مغز استخوان به خوبی شکل بگیرد و باید تا آخر عمر خود شاهد عواقب آن باشد. زمانیکه فسفر بیش از حد طبیعی به واسطه خودارضایی از بدن خارج می شود، مشکلات عصبی از قبیل رعشه برای فرد ایجاد می شود. در زمان خود ارضایی لسیتین نیز از بدن خارج می شود که این امر سبب فرسودگی سیستم عصبی می شود و به مرور زمان موجبات بیحالی، ضعف اعصاب و نهایتاٌ مرگ تدریجی سلول های عصبی را فراهم خواهد آورد.

 

تئوری های پوچ محققان جنسی نوگرا

دکتر اسـپایـتک متخصص برجسته کالبد شناسی امریکایی و رئـیس جامعه عصب شناختی نیـویورک در کـتـاب خـود بـا عنوان "انرژی خالق" اظهار میدارد کـه جنـون هـای متفاوتی بـه واسـطه ی خـود ارضایی و آزار و اذیت های جنسی پدید خـواهد آمـد، چراکه مایـع مـغزی ابتـدا سـرشـار از لسیـتـین است و سپس بـواسطه انـزال غیـرمترقبه، از لسیتین خالی می شود. به همین دلیل ارگان ها بـه جـای آن باید از سایر بافت ها و اعصاب موجود در مغز استفاده کنند.

 

در هـر بار انـزال مـردها چیـزی در حـدود 300 تا 400 میـلیون اسپرم به همراه مقادیر زیادی انرژی از دست می دهند. واقعاً چه می شد اگر انسانها می دانستند که چگونه می توانند این انرژی را به جای خارج کردن از بدن، در بدن خود ذخیره نمایند؟! نتیجه حتماً انسانی شبیه به سوپرمن می شد!

 

 

پروستات غده ای است که دقیقاً در زیر گردنه ی مثانه قرار گرفته است؛ مایعی به رنگ سفید کدر و لزج ترشح می کند که به عنوان وسیله ای برای انتقال اسپرم ها به شمار می رود. این غده تقریباً در سن 21 سالگی به مرحله ی رشد کامل خود می رسد. زمانیکه فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل (در مردان سن 21 سالگی) دست به خود ارضایی می زند، پروستات دچار ضعف و نقصان می شود و این امر سبب بروز اختلالات مربوط به پروستات در سنین چهل سالگی به بعد می شود. این اختلال بدین شرح است که غده ی پروستات بزرگ شده، راه خروج ادرار را مسدود می کند و فرد برای تخلیه ی ادرار باید بالاجبار از سند پزشکی استفاده کند. این عارضه درست مانند وازکتومی، سبب ایجاد ناتوانی جنسی می شود.

 

 

بد نیست بدانید بچه هایی که پدر آنها خودارضایی می کرده، نمی توانند در سلامت کامل روحی و روانی به سر برند. آنها دارای بیماری های گوناگونی هستند چراکه از یک تخم نه چندان سالم بوجود آمده اند.

 

 

خود ارضایی همچنین در خانم ها هم دیده می شود و امری زجر آور و دردناک قلمداد می شود.

 

 

خود ارضایی سبب ایجاد ناتوانی جسمی و انزال زوردس می شود. این امر به وفور در میان مردهای سنین زیر 40 سال قابل مشاهده است.

 

 

ساموئل اون ویر در کتاب دیگر خود با عنوان " آموزش های بنیادین" در بخش "نوجوانی" اینطور نوشته است که: "جرم های خاموشی وجود دارند و پی آمدهای منفوری در پی آن گریبانگیر افراد می شود. اگر فرد مشکلات جنسی اش را مخفی نگه دارد، مرتکب گناه می شود. اگر در مورد مشکلات خود اطلاعات غلط بدهد نیز مرتکب جرم دیگری شده است."

 

 

"فسادی که به واسطه خود ارضایی ایجاد می شود، قابلیت ها و توانایی های مغزی را به طور کامل از بین می برد. افراد باید توجه داشته باشند که ارتباط تنگاتنگی میان منی و مغز وجود دارد. مغز برای منی از اهمیت ویژه ای برخودار است و منی هم برای مغز مهم است. مغز برای منی انرژی ایجاد کرده و سبب انتقال آنها می شود، منی هم ذهن را تصفیه کرده و اگر در جهت درست هدایت شود، توانایی های آن را ارتقا میبخشد."

 

 

"مطالعات فیلسوفانه ای که عمیقاً بر روی عملکرد غده های درون ریز متمرکز شده اند، بر این باروند که بدن طی فرایند خودانزالی انرژی بی شائبه ای را از دست می دهد. چه بسیار افرادی زیادی با چهره های زیبا بوده اند که در اثر انجام این کار زیبایی خود را از دست داده اند! چه بسیار مغزهایی که منحط و فاسد شده اند! و ... همه و همه ی این وقایع به دلیل آن است که انزال در شرایط و موقیعت و زمان مناسب انجام نپذیرفته."

 

 

"آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که این روزها خود ارضایی در خانم ها و آقایون جوان بیش از پیش باب شده است. بیمارستان های روانی مملو از زنان و مردانی هستند که مغزشان به دلیل خودارضایی بیمار گشته. تیمارستان، مقصد نهایی فردی است که به خودارضایی اعتیاد پیدا می کند."

 

 

خودارضایی در خانم ها

خودارضایی در خانم ها نیز به چشم می خورد و این امر، هم دردناک است و هم زجر آور. برخی از مضرات در خانم ها و آقایون مشابه است: اختلال در رشد سیستم عصبی، مغز، خستگی، از دست دادن انرژی و سر زندگی، کاهش قدرت حافظه و عدم تمایل به جنس مخالف. در خانم ها شاهد ناباروری نیز خواهیم بود. بدترین پی آمدی که در خانم ها می توان مشاهده کرد رفتارهای متعارض روانی-اجتماعی است. خانم هایی که مرتکب این امر می شوند به مروز زمان نمی توانند با هیچ مردی ارتباط جنسی برقرار کنند چرا که به تدریج توانایی های اولیه جنسی خود را از دست میدهند. خانمی که خود ارضایی نمی کند، همچنان سرزندگی، زیبایی، برق چشمان، و توانایی جذب بالای خود را حفظ خواهد نمود. خانم ها باید از مشاهده ی تصاویر محرک جنسی خودداری کنند، در مکالمات مبتذل شرکت نکنند، و فقط با افراد شایسته ارتباط دوستی برقرار کنند.

 

 

 

 

 

چگونه می توان از خودارضایی دست کشید؟

پیش از هر چیز باید بدانید که افراد زیادی به مراکزی که به این منظور دایر شده، مراجعه کرده و حتی در موارد خیلی حاد و پیشرفته نیز موفق به جلوگیری از این عمل غیر اخلاقی شده اند. چرا شما یکی از آنها نباشید؟

 

 

باید یاد بگیرید که چگونه می توانید جلوی خود ارضایی را با استفاده از تکنیک هایی که در جلسات آموزشی به شما تعلیم داده می شود، بگیرید. در اغلب این جلسات مشاور سعی می کند تا ضمیر ناخودآگاه بیمار را به کار اندازد.

 

 

در این جلسات به شما آموزش می دهند که تمایلا خودارضایی به عنوان یک عینینت درونی هستند که به ذهن شما حمله ور می شوند. شما باید در مقابل آنها ایستادگی کرده و اجازه ندهید که به درون ذهنتان نفوذ کنند. در ابتدا شاید انجام این کار قدری دشوار باشد و این توانایی را نداشته باشید که فکرتان را بر روی چیز دیگری متمرکز کنید؛ اما با تلاش به راحتی می توانید آنرا تحت کنترل خود در آورید. شما به راحتی قادر خواهید بود آنرا به طور کامل از زندگی خود حذف کنید. اگر فرد در گذشته دائماً خودارضایی می کرده و سپس این کار را متوقف کند، خودش متوجه تغییرات بوجود آمده در زندگی اش خواهد شد و می تواند مقادیر زیادی انرژی و توانایی های ذهنی اش را ذخیره کرده و بدون احساس هیچ گونه ترس و واهمه ای با حقایق زندگی روبرو شود.

 

 

سایر راههای جلوگیری:

 

آدات سالم را در خود تقویت کنید: از تصاویر محرک جنسی اجتناب کنید، به جوک های مبتذل گوش ندهید، دوستان سالم برای خود انتخاب کنید و از پوشیدن زیر پوش های تنگ و چسبان خودداری نمایید.

 

از مصرف بیش از اندازه ی گوشت گاو، به ویژه در وعده غذایی شام خودداری کنید. مصرف یک وعده غذای حیوانی آن هم در نهار کافی است.

 

مقالات مختلفی که در این سایت پیرامون روابط میان زن و مرد وجود دارد را به دقت مطالعه کنید تا آگاهی های کلی شما ارتقا پیدا کند.

 

  

 

 

 

صحبت در باره مسايل جنسي تابويي است که هر چه زود تر بايد شکسته شود چون تبعات ناشي از خود اين تابو و عدم آگاهي مردم نسبت به بهداشت جنسي و رواني، بسيار بيش از مطرح کردن آن است. البته طبق فرمايش دوست عزيزمان SAMAN، بايد ظرفيت کنوني جامعه به شدت محدود شده مان را نيز بايد در نظر بگيريم. در حال حاضر در جامعه ما حساسيت و هيجان خطرناکي در باره مسايل جنسي وجود دارد به طوريکه متاسفانه در نظر عوام و حتي بسياري خواص و حتي افراد تحصيلکرده، واژه مسايل جنسي مترادف است با بي بند و باري جنسي و ايجاد چنين ذهنيتي در باور مردم جنايتي است نابخشودني که چندين نسل را دچار معضلات و آسيبهاي آن خواهد ساخت. مردم جامعه سنتي ما در حال حاضر هيچگونه اطلاعي از بهداشت جنسي و رواني ندارند که در مقاله اصلي اين موضوع به تفصيل به آن پرداخته شد. در عين حال گرايش عجيبي نسبت به اين مسايل در بين اقشار جامعه از پيرو جوان و زن و مرد وجود دارد. چند سال قبل پيش از آغاز برنامه همه جانبه ف_ * ل*_ ت رسينگ سايتهاي غيراخلاقي، در برنامه گفتگوي خبري ساعت 22:30 شبکه دو سيما، آمار نگران کننده اي منتشر شد که حکايت از بازديد 90 درصدي کاربران ايراني اينترنت از سايتهاي غير اخلاقي( که کمتر از 10 درصد کل سايتها ي اينترنتي را شامل مي شود) داشت. صحت و سقم اين آمار موضوع بحث اين مقال نيست اما نمي توان منکر اين گرايش لجام گسيخته در جامعه امروز بود که آغازي است بر انواع و اقسام ناهنجاريهاي فردي و اجتماعي. پس در اين شرايط لزوم آموزش و اطلاع رساني در اين باب از هر زمان ديگر اجتناب ناپذير به نظر مي رسد و هر کوتاهي در اين زمينه موجبات فروپاشي بنيان خانواده و انحطاط اخلاقي جامعه را علي رغم اعمال شديد ترين محدوديتها فراهم خواهد آورد.

 

 

 

 

خانواده و مسائل جنسی کودکان

 

کودک و کشف غریزه:

 

غریزه جنسی نیروی است که از بدو تولد کودک وجود دارد.طرفداران این طرز تفکر قائلند که عصب های غریزه جنسی در لبان کودکان متمرکز است و شیر کودک ازپستان مادر و اصطکاک لب با پستان به حقیقت نوعی ارضای جنسی است.

 

عوامل تحریک غریزه:

 

عواملی است که موجب تحریک و بیداری غریزه در آدمی حقی بصورت ناخواسته فراهم می آورند.

 

این بیداری ها گاهی مربوط به خود فرد،زمانی مربوط به اجتماعش و گاهی مربوط به عوامل دیگر است.در قسمت اول وجود انگل معده،رشد دستگاه تناسلی،دستکاری و لمس،پر بودن مثانه و....

 

در جنبه اجتماعی نوازش های غلط،محیط مختلط،روابط معاشرتی ناروا،دیدن ها و شنیدن ها مؤثرند.در قسمت سوم تماشای عکس ها،پوسترها،ستایش جنس مخالف،آرایش و ذکر داستانهای جنسی در فرد مؤثر است.

 

پرسش های جنسی کودکان و نوجوانان:

 

تکیه بر سئوالات کودکان از والدین از آن بابت است که نوجوانان به علت رشد و فهم و درک خاصشان سعی دارند برای سئوالات خود از کانال های دیگری اطلاع به دست آورند.مهم کودکان خرسالند که درفضای محدود زندگی می کنند و والدین خویش را دنیای خود به حساب می آورند.و اگر والدین و مربیان به سئوالاتشان پاسخ ندهند این خطر وجود دارد که به مراکز دیگر روی آورند.

 

ضرورت پرسش کودکان:

 

پرورش کودکان از خواص و اسرار پدیده ها امری طبیعی است.می خواهیم این اطمینان را به والدین محترم بدهیم که پرسش کودکان در زمینه مباحث جنسی و مسائل مربوط به زایمان و تولد هیچگاه نشانه انحراف او نیست بلکه موضوعی است که باید به آن نیکو توجه شود.

 

زیان منع سؤال:

 

اعمال این روش غلط است که والدین محیط وحشتی در خانه پدید آورند که طفل جرات نکند پرسش های خود را در خانه مطرح کند.والدین باید به پرسش های کودک نیکو جواب دهند و به زبانی شرع پسند او را قانع کنند.

 

موضوع شما در برابر پرسش طفل باید به گونه ای باشد که کودکان هم آن را ساده تلقی کنند و امری غیر طبیعی اش نشمارند و همچنین پاسخ که باید به گونه ای باشد که طفل ناگزیر نشود آن را زا دوستان فاسدعدم پرسش کودکان به دلیل غفلت آنها از این مسائل نیست بلکه می تواند ناشی از کم جرأتی کودکان بدست زمینه سازی نامناسب والدین و یا انکه تودار باشند.

 

علل وانگیزه سئوال

 

1-کنجکاوی و تجسس:

 

کنجکاوی کودکان امری فطری و ذاتی است.منشا و مبنای آن در حیوانات هم وجود دارد.

 

این کنجکاوی ها راهنمای کودک به سوی معرف و کسب اطلاعات لازم جهت زندگی است.

 

2-تعیین از آموخته ها:

 

طفل در مواردی چیز را می آموزد ویا براساس درک و بنش خود امر را تجربه می کند و می خواهد بداند آنچه آموخته درست است یا خیر و برای کسب تعیین درباره مکتسبات و مسائل خود آن را از والدین خویش می پرسد که بدیهی است والدین با جواب درست باید در ایجاد و کسب چنین یقینی کودک خود را مدد دهند.

 

3-جلب توجه:

 

کودکی که پدر و مادر از او غافل شده اند طفل احساس تنهایی و غربت می کند.در چنین شرایطی برای نجات از تنهایی خود و جلب توجه پدر و مادر شروع به پرسش می نماید.

 

 

 

 

 

4-هوس و بیکاری:

 

طفل تنها به خاطر هوس و هم بدان علت که سرگرمی و کار وباری ندارد.از این طریق وقت گذارنی می کند.

 

مشکل والدین در دادن پاسخ:

 

-شرم و حیای بسیار والدن که مانع آن است همه لغات و اصطلاحات را در این رابطه بکار برند.

 

-همه گاه به مصلحت کودک نیست که همه مسائل را در همه سنین بداند و والدین در این مصلحت اندیشی گرفتارند.

 

-برخی از والدین می خواهند حقایقی را ه کودک بگویند ولی از شیوه درست آن                می گریزند.

 

شرایط پاسخ دهند:

 

-شرایط وامکاناتی باید در فرد جمع باشد تا پاسخ ها مؤثر افتد.آن شرایط عبارتنداز:

 

1-شنوده خوب بودن بدین معنی که بر خود مسلط باشیم و بگذاریم جمله سئوالی کودک تمام شود.

 

2-آمادگی فکری و عملی برای پاسخ به سئوالات بگونه ای که جداً برای کودک بدآموز نباشد.

 

3-تسلط برخود بصورتی که از نگرانی و شرم دچار لکنت زبان نشود.

 

4-شیوه بان به گونه ای باشد که اعتماد طفل را به صحت امر و مساله ای جلب کند.

 

 

 

شرایط پاسخ:

 

1-پاسخ ها درست باشند آن چنان که آمیخته با خرافات و اواهام نباشد.

 

2-پاسخ ها ساده باشند.

 

3-پاسخ ها بدآموز و منحرف کننده نباشد.

 

4-پاسخ ها قانع کننده باشد.

 

5-در پاسخ ها تناسب سن و درک و جنس مراعات شود.

 

6-پاسخ ها در این زمینه باید محدود و در حد راهنمایی و ارضای حس کنجکاوی کودکان باشد.

 

تربیت جنسی کودکان و نوجوانان:

 

در زمینه تربیت جنسی کودکان و نوجوانان،که در سطح جهانی نظرات گوناگونی وجود دارد.طرفداران فرویدیسم معتقداند منع ها و تحریم ها زمینه را برای عقده سازی ها در جوامع فراهم خواهد کرد و اثرات همین عقیده هاست که موجبات نابسامانی و جرم را در جامعه فراهم خواهد ساخت.

 

در برابر این ها گروهی قراردارند که مساله جنسی و غریزی را با شرم یاد کرده و اصرار دارند که برای حفظ ارزش و قد است بشر ضروری است که اصلاً نامی از آن به میان نیاید.

 

 

 

 

 

 

 

اندیشه اسلامی در ان رابطه:

 

با توجه به جنبه جنس در آفرینش باید گفت که اسلام در این رابطه هچگونه اعتقادی به پلیدی آن ندارد.به همین نظر کور کردن و ریشه کن کردن آن در انسان مجاز نمی شمارد.

 

اما در عین حال معتقد نیستیم که آن را آزاد و بی بند و بار بگذارند و یا با آموزش های مستقیم بر ان دامن زنند.

 

ضوابط کلی در پرورش جنسی:

 

1-تعدیل:گفتیم که ما براساس تعالیم اسلامی مساله غریزه را طرد نمی کنیم ولی            می کوشیم آن را پر ندهیم.اصل بر تعدیل آن است و با ازدواج این تعدیل برقرار             می شود.

 

2-هدایت:جهت آن در طریق پاسخ به ندای فطرت،اجرای سنت اسلامی،ارضای غریزه،تکمیل و تکامل زوجین،تداوم و بقای نسل،رسیدن به رحمت و مودت در کل یافتن آرامش و سکون برای امکان دست یابی به اندیشه ای است که آدمی را به لقاح پروردگار نزدیک سازد.

 

3-پیشگیری:اسلام ما را توصیه می کند که در روابط با همسر حتی در حضور کودک شیرخوار مراقب باشیم.محیط زندگی کودک را از آلودگی ها و انحرافات دور داریم.

 

4-درمان:در صورتی که غفلتی پدید آمد وانحراف پیدا شد سعی بر درمان است،بدین معنی که همه امکانات و زمینه ها را فذراهم می سازیم تا موجبات اصلاح او را فراهم آوریم.

 

ضرورت آگاهی و هوشیاری

 

-در اواخر سنین نوجوانی حالت بلوغ بوجود می آید و در آن احتلام برای پسران و قاعدگی برای دختران پدید می آید.

 

-مساله غسل برای پسران و دختران در سنین نوجوانی باید آموخته شود.

 

-نوع معاشرت ها و روابط معاشرتی و اخلاق بین دو جنس باید روی تعالیم شرعی باشد.

 

-خود والدین مشی اندیشیده ای در رابطه خانوادگ و رفتار داشته باشند.

 

2-اصول و ضوابط تربیت:

 

آموزش امور جنسی از مسائل مبتلا به خانواده است و پدران و مادران شرعاً وظیفه دارند آداب اسلامی را در این رابطه به افراد بیاموزند.

 

ما می توانیم بعنوان پدر و مادر در کار سازندگی آنان موفق باشیم بدان خاطر که فرزندان ما به ما اعتماد دارند،ما را خیرخواه خود می شناسند.

 

در زمنه تربیت آنها:

 

الف-دادن اطلاعات:این از مسائل مهمی است که فرزندان ما بدانند در چه وضع و موقعیتی هستند.

 

1-در رابطه با پسران:در نظام تربیتی اسلام ضروری است پسران هر چه زودتر از دامن مادران و مراقبت های نظافتی و بهداشتی مادران دور شده و وارد دنیای مردان شوند هم چنین از سنین نوجوانی پدر باید شیوه غسل را به پسر بیاموزد.

 

2-در رابطه با دختران:مادران باید به دخترانشان بیاموزند که چگونه عفت خود را از دستبردها حفظ کنند.مادران باید دختران را زا حدود9-10سالگی به مسائلی چون غسل و کیفیت آن آشنا نمایند و از جنبه های قاعدگی آگاه شان سازند.

 

3-آگاهی از خطرات وامراض:آگاهی های مستقیم و غیر مستقیم والدین و فرزندان دربارۀ بماریها مقاربتی به گونه ای باید تفهیم شد که احساس تفرتی از آن در دلها پدید آید و از فرجام آن بیمناک باشند.

 

ب-تقویت ایمان و اخلاق

 

ج-اشباع از محبت

 

د-آمادگی برای زندگی

 

3-نوع آموزش های لازم

 

آموزش هایی که به فرزندان در رابطه با حیات غریزی نشان داده می شود ممکن است بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم باشد.در آنچه که مربوط به دستورات و تعالیم شرعی است سعی براین است مستقیماً مطلب را به او بیاموزیم،بهمان گونه که در رساله های علمی مراجع تقلید وجود دارد.

 

در آموزش غیر مستقیم:

 

1-از طریق نگهدار حیوانات در خانه

 

2-تولد گل و گیاه

 

3-ذکر داستانها

 

4-ملاحضه وضع نوزادان

 

5-استفاده از فرصتها

 

 

 

فهرست منابع

 

فنون تربیت کودک               دکتر شفیع آبادی

 

مسائل جنسی کودکان          دکتر علی قائمی

 

خانواده و تربیت کودک          دکتر علی قائمی

 

اصول روانکاری(فروید)          ترجمه هاشم رضی

 

بهداشت روانی                     دکتر شاملو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار و مقالات > چگونگی آموزش به نوجوانان و برخورد با آنها در دوران بلوغ

 

         

برگرفته شده از :

 

 

تیتر : چگونگی آموزش به نوجوانان و برخورد با آنها در دوران بلوغ

خلاصه : گفتگویی با دکتر فرمهینی فراهانی

دبیر علمی کنگره علمی خانواده و سلامت

متن کل خبر : در دوران بلوغ آموزش بايد چطور باشد؟ چون اين سؤال خيلي از خانواده‌هاست. آنها احساس مي‌کنند وقتي فرزندشان بالغ مي‌شود ، خودشان بيشتر دستپاچه مي‌شوند. نمي‌دانند چطور درباره ي اين مسائل بايد سر صحبت را باز کنند.

 

آموزش زودرس و شتاب‌زده ي مسايل جنسي به کودکان مي‌تواند به اندازه ي آموزش‌هاي با تأخير و پنهان‌سازي آسيب‌زا باشد. آموزش‌هاي جنسي بايد به تدريج، زمان‌بندي‌شده، متعادل و متناسب با ويژگي‌هاي سني و با لحاظ حرمت و احترام و همچنين پرهيز از افراط و تفريط داده شود.

 

ارائه ي تربيت جنسي دو شکل دارد. يک شکل مستقيم که مستقيماً اطلاعات جنسي را در اختيار بچه‌ها قرار مي‌دهيم. به ويژه مسايلي که در ارتباط با وظايف شرعي زمان بلوغ است. گاهي وقت‌ها اين آموزش‌ها شکل غيرمستقيم دارد که ممکن است مناسب‌تر هم باشد.

 

- گاهي اوقات بچه‌ها شروع مي‌کنند دراين باره سؤال‌هايي مي‌پرسند و ما غافلگير مي‌شويم. نمي‌دانيم که چطور بايد جواب بدهيم. حتي گاهي اين سؤالات را نشنيده مي‌گيريم. شما اين را قبول داريد؟ اگرنه، بفرماييد که به عنوان يک پدر يا مادر، به اين سؤالات چطور بايد پاسخ دهيم؟

 

* در پاسخ به سؤالات جنسي کودکان قبل از بلوغ بايد يک سري مسايل مورد توجه قرار بگيرد: اول اين که وقتي با اين سؤال‌ها مواجه شديم، بايد به خودمان مسلط باشيم و از نگراني و شرم دچار لکنت نشويم. دوم اين که بايد شنونده ي خوبي باشيم و اجازه بدهيم کودک سؤالش را کامل بپرسد.

 

موقع جواب دادن هم نبايد جواب‌هاي ما با شوخي و مسخرگي همراه باشد. نبايد دروغ گفته شود. مثلاً بعضي پدر و مادرها به فرزندشان مي‌گويند ما تو را خريديم. اين اطلاعات غلط باعث مي‌شود بچه‌ها وقتي کمي بزرگتر شدند، به پدر و مادرشان بي‌اعتماد شوند. پس پاسخ‌ها بايد درست باشد و بر مبناي خرافه‌ها نباشد.

 

آموزش بايد تدريجي باشد. لازم نيست همه ي اطلاعات را يک جا در اختيار کودک قرار دهند و بايد از شرح و بسط بي‌مورد پرهيز کنند. همان طور که اشاره شد، بايد متناسب با سن و درک کودک و به زبان ساده و قابل‌فهم باشد. در سنين دبستان و پيش از دبستان پاسخ‌ها اگر غير مستقيم باشد، بهتر است. در ضمن اگر سؤالي را اشتباه پاسخ داديم، بايد به اشتباه‌مان اقرار کنيم و اطلاعات درست را در اختيار آنها قرار دهيم.

 

- خيلي از والدين هستند که نه اين اطلاعات را دارند و نه از اين شيوه‌ها خبر دارند. از کجا بايد چيزهايي شبيه به اينها را ياد بگيرند؟

 

* مسئله فقط کمبود اطلاعات و دانش پدر و مادرها دراين باره نيست. در يک تحقيق که چند سال قبل انجام داديم، از پدر و مادرها پرسيديم که چرا شما آموزش‌هاي جنسي به فرزندتان نمي‌دهيد، پاسخ‌ها متفاوت بود، عده‌اي مي‌گفتند حيا مانع مي‌شود، گروه ديگري مي‌گفتند ما مي‌خواهيم اين اطلاعات را بدهيم، اما خودمان هم نمي‌دانيم چطور اين کار را انجام دهيم، گروه ديگر هم از پيامدهاي منفي اين اطلاعات هراس داشتند.

 

پس موانع اين عدم آموزش فراوان است، اما اگر مسئله ي کمبود آموزش باشد، اين اطلاعات بايد از طريق رسانه‌هاي جمعي، انجمن اولياء و مربيان، کارگاه‌هاي آموزشي که در ديگر کشورها تحت عنوان آموزش‌هاي شهروندي سازمان‌هاي غيردولتي اين کار را انجام مي‌دهند. اما بايد درست گفته شود و حساسيت ايجاد نشود.

 

- والديني هم هستند که اين اطلاعات را ندارند و مي‌گويند ما که از اين شيوه‌ها بلد نيستيم، خوب، بچه خودش بزرگ مي‌شود و يواش يواش چشم و گوشش باز مي‌شود. اين چه اشکالي دارد؟ سؤال من اين است که آموزش ندادن مسايل جنسي به بچه‌ها چه عوارضي دارد؟

 

*اگر آموزش‌هاي لازم در سن مناسب به فرزندان داده نشود، ممکن است آنها در سن بالا از منابع ديگر اين اطلاعات را به شکل نادرست و بي‌حد و حصر به دست بياورند. در يک تحقيق که انجام داده‌ايم از نوجوانان اول دبيرستان پرسيديم اطلاعات جنسي را از کجا به دست مي‌آوريد. در پاسخ 44 درصد دوستان، 20 درصد کتاب، 13 درصد والدين، 11درصد معلم‌ها و 9 درصد رسانه‌هاي مختلف مانند ماهواره و اينترنت را منبع کسب اطلاعات جنسي معرفي کردند.

 

- خب، اين چه اشکالي دارد؟

 

*اين آمارها نشان مي‌دهد والدين، مدارس و معلم‌ها نتوانسته‌اند نقش خود را به خوبي انجام دهند. فراموش نکنيد که کسب اطلاع از دوستان، به ويژه اگر اين دوستان اختلاف سني داشته باشند، خيلي خطرناک و نامناسب است.

 

ممکن است با تجربه کردن علائم بلوغ که اطلاعي از آن ندارند، دچار سردرگمي و افسردگي شوند، حتي موارد کمي اين حالت منجر به خودکشي شده‌ است. نتيجه ي يک تحقيق هم نشان داده 36 درصد دختران و 11درصد پسران بعد از وقوع بلوغ شان شوکه شده و به شدت دچار سردرگمي مي‌شوند.

 

- بعضي خانواده‌ها تصور مي‌کنند آموزش مسايل جنسي به فرزندان باعث مي‌شود آنها، به اصطلاح، چشم و گوش‌شان باز شود. يا اين که اگر پدر و مادر درباره ي اين مسائل با فرزندان‌شان حرف بزنند، حرمت بين آنها شکسته مي‌شود. نظر شما چيست؟

 

 

* من هم موافقم که موضوع، موضوع بسيار حساس و ظريفي است. اما معتقدم اگر در ارائه ي آموزش‌هاي جنسي به فرزندان عفت کلام را رعايت کنيم و حرمت‌ها را حفظ کنيم و اطلاعات را به شکل غيرمستقيم ارائه دهيم، اين مشکل پيش نمي‌آيد. در بحث آموزش‌هاي جنسي رعايت عفت و حيا خيلي مهم است.

 

ميزاني از شرم و حيا لازم است اما نبايد مانع از اين شود که ما اطلاعات جنسي به فرزندانمان بدهيم. بايد توجه داشت در طرح مسايل جنسي از به کارگيري کلمات سبک و زشت پرهيز کنيم. زياده‌گويي نکنيم و به حواشي نپردازيم.

 

- اين طور که مي‌گوييد وظيفه ي پدر و مادرها دراين باره خيلي زياد مي‌شود. واقعاً مي‌توان انتظار داشت که والدين بتوانند اين همه وقت بگذارند و بار آموزش همه ي مسائل را خودشان بکشند؟

 

* البته يکي از وظايف مهم والدين در برابر فرزندشان، همين بحث آموزش و تربيت جنسي است. سخت است ولي به هر حال بار اصلي اين وظيفه به عهده ي آنهاست. بعضي پدر و مادرها در تربيت جسمي ، تغذيه و سلامت جسم و تربيت اجتماعي و عقلاني فرزندشان خيلي دقت مي‌کنند، اما تصور مي‌کنند آموزش‌هاي جنسي وظيفه ي آنها نيست.

 

توجيه آنها هم اين است که موضوع، موضوع سخت و حساسي است. اما از والدين که بگذريم، تربيت جنسي در درجه ي بعد وظيفه ي مدرسه، نظام آموزشي و جامعه هم هست.

 

- مدارس ما چقدر در اين باره پشتيباني شده‌اند؟ اصلاً برنامه‌ريزي‌اي براي اين کار شده‌است؟ مي‌دانند چه چيز را بايد چطور آموزش دهند؟

 

* البته اين برنامه‌ريزي‌ها هنوز انجام نشده، چون هنوز به اهميت و ضرورت آموزش جنسي در مدارس پي نبرده‌ايم و اين موضوعي است که کارشناسان گوناگون تربيتي بايد دور هم بنشينند و هر چه سريع‌تر درباره ي آن تصميم بگيرند و برنامه بريزند.

 

- غير از مدرسه به جامعه هم اشاره کرديد. منظورتان از آموزش از طريق جامعه دقيقاً چيست؟

 

* برخي موضوعات هست که اگر در جامعه رعايت شود، تربيت جنسي صحيح‌تر و سالم‌تر صورت مي‌گيرد. مثلاً جلوگيري از روابط عنان گسيخته ي بين زن و مرد يا اين که خانم‌ها زيورها و زينت‌هايشان را به ديگران نشان ندهند. يا مسئله ي هويت جنسي و اين که معلوم شود فردي زن است يا مرد.

 

برخي مسائل هم هست که ظاهراً ربطي به مسائل جنسي ندارد، اما مطالعات نشان داده که به طور غيرمستقيم روي سلامت جنسي نوجوانان و جوانان تأثير دارد، مثل ترويج ورزش همگاني، پرکردن اوقات فراغت، رفع بيکاري و مسائلي مانند اينها. به طور کلي مي‌توان گفت خانواده، مدرسه و جامعه نقش مکمل دارند و اگر يکي کارش را نادرست انجام دهد، دچار مشکل مي‌شويم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تیتر : بررسی مسائل جنسی در اینترنت

خلاصه : تحلیل اهداف سایتهای فعال در زمینه مسائل جنسی

متن کل خبر : سایت ها و وبلاگها با مطالب جنسی !!!

 

تحقیق و پژوهش - پایگاه شفا : در دنیای امروز نیاز به دنیای مجازی و کارآمد اینترنت امری است ملموس و غیر قابل انکار . به هر کجا مراجعه کنی و در هر گوشه و کناری نیاز به دنیای مجازی اینترنت را احساس می کنی .

 

بحث در خصوص فوائد اینترنت بسیار گسترده است و در این مبحث نمی گنجد . بی حاشیه به اصل مطلب می پردازیم :

 

اینترنت و فعالیت مثبت و منفی در خصوص مسائل جنسی

 

در جامعه اسلامی ایران و با فرهنگ ما ایرانی ها امر فیلترینگ اینترنتی را بسیار لازم و ضروری می دانیم . هر عقل سلیمی می پذیرد که بایستی جلوی ضربه های احتمالی به جامعه و بخصوص نسل جوان گرفته شود .

 

رایانه خود را روشن می کنی و نیاز به کسب آگاهی علمی و یا رفع مشکلات جنسی خود داری . در جستجوگرهای اینترنتی کلمات مورد نظر خود را جستجو می کنی و با برخی سایتها و وبلاگها مواجه می شوی .

 

این سایت ها و وبلاگها چند گروه هستند :

 

1.

گروهی که متاسفانه آمار بالایی هم دارد به مطالب مستحجن و انحرافی جنسی می ژردازند و با تخریب افکار نسل جوان و نوجوان آنها را درگیر مسائل و مشکلات شدید روحی و عاطفی می کنند . مشکلاتی که در مراحلی سبب ضربه هایی جبران ناژذیر می شوند و ...

2.

گروه دوم سایت و وبلاگهایی که به ظاهر هدف علم آموزی و اطلاع رسانی دارند . این گروه نیز خود دو دسته هستند : دسته اول که با نیت انحراف فکری و اخلاقی و حتی فعالیتهای هدفمند سیاسی با درج و انتشار مطالبی که به هیچ عنوان جنبه و منبع علمی ندارند به تخریب علمی کاربرن اینترنتی می پردازند . از جمله تشویق نسل جوان به انجام اعمال جنسی مانند خودارضایی و توجیه اینکه عمل خودارضایی هیچ آسیب جسمی و روحی ندارد و بسیار هم مفید می باشد و ....دسته دوم افراد غیر علمی هستند که ناخواسته با درج و انتشار مطالب افراد دسته اول در وبلاگ و سایت خود به کمک فعالیتهای شوم می روند و دشمنان روحی و عاطفی را در رسیدن به اهدافشان یاری می رسانند و ...

3.

گروه سوم که خوشبختانه روز به روز در حال گسترش هستند افراد علمی می باشند که هدف مشاوره ای و راهنمایی صحیح علمی دارند و مطالب خود را با منابع معتبر و بدون قصد انحرافی ثبت و نشر می دهند و ...

 

در این شرایط کاربران اینترنتی با کمی تفکر و اندیشه براحتی می توانند گروه های بالا را از یکدیگر تفکیک دهند تا دچار انحرافات علمی-اخلاقی-مذهبی و عاطفی نشوند .

 

پدران و مادران در خوابند و جوانان هم در برابر حوادثى كه با سرنوشت مسلّم آنها سر و كار دارد خونسرد و بى تفاوت! بیایید والدینی آگاه برای فرزندان خود باشیم و با تدبیر مناسب و برخرد شایسته نسبت به تربیت رفتاری و عاطفی فرزندان خود گامی مطمئن و صحیحی برداریم .

 

در جامعه امروزی آگاهی از منابع کتب و اینترنت در خصوص مباحث علمی-اخلاقی-سیاسی-مذهبی نیاز ضروری می باشد . صحیح بیاموزیم تا بتوانیم صحیح به دیگران بیاموزیم .

 

مطلب زیر بر گرفته از کتاب ارزشمند مشکلات جنسی جوانان تالیف استاد مکارم شیرازی می باشد . اين كتاب تا كنون ده ها بار چاپ شده و هزاران هزار نسخه از آن منتشر شده، و مايه نجات بسيارى از جوانان گشته است :

 

راستى عجب است در طول سال در دنيا هزاران انجمن، سمينار، كنگره و مانند آن براى مطالعه درباره معادن زير درياها، جانوران مختلف اقيانوسها، مسير بادها و طوفانها، آفات غوزه پنبه و جو دوسر، بر افتادن نسل بزهاى كوهى و كاهش پنگوئن ها، ساختمان درونى كرم شب تاب و مانند اينها تشكيل مى گردد و دانشمندان سراسر جهان در يك جا جمع مى شوند و به بحث مى پردازند.

 

امّا چيزى كه اگر هم صحبتى روى آن مى شود در مقياس خود بسيار كم و ناچيز است مسائل مربوط به جوانان يعنى فعّالترين و گرانبهاترين ذخائر انسانى جامعه ها مى باشد.

 

چه مى توان كرد؟

 

بر دنياى امروز ما عقل و منطق حكومت نمى كند. واقعيات بحساب نمى آيد، غالباً مسير حوادث و مسائل را يك مشت انگيزه هاى شخصى، منطقه اى، احساساتى، تفنّنى و امورى كه بيشتر با سطح و ظواهر اجتماع سر و كار دارد، تعيين مى كند.

 

و الاّ نبايد مسئله اى به اين اهميّت تا اين اندازه فراموش شده باشد، اين سهل انگارى متفكران و دانشمندان بشر مانع از آن نمى شود كه خود جوانان و پدران و مادران مسئوليّتهاى خطير خود را در اين وسط از ياد ببرند - اگر دايه ها را دامان نسوزد عجب نيست دل مادر چرا نسوزد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهى بر تربيت جنسى فرزندان

 

افسربخشى - مدرس

 

كودكان امروز سازندگان فرداى‏جامعه‏اند. سعادت و بقاى هر جامعه‏بستگى به تربيت صحيح آينده سازان‏آن دارد. يكى از ابزار مهم تربيت،شناخت مربى، استعدادها، محيط ومساعد نمودن محيط با توجه به توان‏او و نيازهاى اوليه است كه نتيجه آن‏برآورده شدن نيازهاى والاى فرداست.

 

در اين سخن اجمالى قصد آن داريم به‏بحث پيرامون يكى از اساسى‏ترين‏نيازهاى فيزلوژيك فرد و چگونگى‏رويارويى و بهره‏مندى مطلوب از آن درراستاى اعتلاى فرد و جامعه بپردازيم زيراعدم برخورد صحيح با اين نياز همواره‏بعنوان يك معضل اساسى در جوامع‏شناخته شده است. سعى نگارنده در اين‏مقاله اين است كه با توجه به برداشتهاى‏مختلفى كه از بلوغ جنسى شده عوامل‏موثر در آن را برشمرد و در پايان وظايف‏مربيان و اوليا را بيان نمايد زيراهرجامعه‏اى با توجه به اهداف غايى آن‏به‏گونه‏اى به اين مقوله مى‏پردازد، درجوامعى كه بى‏بندوبارى جنسى رواج‏دارد مسؤولان جامعه اساس تربيت‏جنسى را بر آموزش روابط جنسى‏مى‏گذارند و از سنين دبستان ساعاتى رااختصاص به چگونگى آموزش روابط به‏كودكان مى‏پردازند غافل از آنكه همين‏مطرح نمودنها باعث زودرسى بلوغ دركودك مى‏شود بدون آنكه كودك بداند اين‏بيدارى جنسى را چگونه ى‏بايست‏به‏سامان برساند زيرا هنوز از لحاظ شناختى‏به مرحله بالايى از رشد نرسيده است‏ليكن ما هدف از تربيت جنسى رااطلاعاتى مى‏دانيم كه به فرزند مى‏دهيم تامسائل مربوط به جنسيت‏خويش راتشخيص دهد و به وظايف ومسؤوليتهاى خويش پى‏ببرد و با توجه به‏سلامت جامعه به سازگاريهاى مطلوب‏رسيده، ارزشهاى اخلاقى و فرهنگى راهمواره مدنظر قرار دهد و در مواقع‏مختلف باهشيارى و با توجه به شرع واخلاق موضع لازم را اتخاذ نمايد. تفاوت‏بين ما و غربيها براى تربيت جنسى بسياراساسى است. زيرا ما كليه ريشه و مبانى‏اخلاقى را از جمله زمينه جنسى بطور عام‏از شرع مى‏گيريم و غرب آن را از حيات‏اجتماعى و شرايط عرف و اجتماع اخذمى‏كند به هر حال جامعه سالمى كه‏انتظارش را داريم دختران و پسران رامى‏بايست‏بگونه‏اى تربيت نمايد كه به‏دختر يا پسر بودن خويش قلبا خشنودباشند و به آن افتخار كنند و به گفته شهيدمطهرى: «مقتضاى منطق و تعقل اين‏است كه با سنن و خرافات مبتنى برپليدى علاقه جنسى مبارزه كنيم و در عين‏حال موجبات طغيان و عصيان و ناراحتى‏غريزه را به نام آزادى و پرورش آزادانه‏فراهم نكنيم. سنت مخفى داشتن آن‏زمينه‏ساز عوارض و گاهى هم حرص وعطش بيشتر در كشف است. واقع بينها رابايد پذيرا شد در عين اينكه هدفگرايى رااز ياد نمى‏بريم.»

 

آبراهام مزلو (1) معتقد است كه :

 

اگر ميل جنسى نيز چون ديگرانگيزه‏هاى اوليه انسان، مانند تشنگى وگرسنگى در مسير صحيح بر آورده شوندو بوسيله تعليم و تربيت هدفدار شوند،انسان قادر خواهد بود با كاشتن بذر عشق‏و محبت‏به ديگران، به تعالى رسيده و ازاين طريق به كمال آن دسترسى يابد كه‏همانا كمال جويى، زيبايى طلبى و درنهايت‏خداجويى است. وجود اين نياز درانسان هيچگاه نفى نگرديده است. استادمحمد تقى مصباح يزدى در كتاب‏فردشناسى براى خود سازى به اين ميل‏اشاره مى‏كند و اينطور بيان مى‏كند:«وجود اميال فطرى در انسان لغو و عبث‏نخواهد بود بلكه برعكس عامل مهمى‏براى ترقى و تكامل و رسيدن او به‏سعادت و خوشبختى مى‏باشد و اگرخوشبختى و كمال انسان منحصر به‏سعادت مادى و محدود بود، اميال‏نامحدود و لغو مى‏بود. قرار دادن اين‏اميال در نهاد انسان در صورتى كه ارضاى‏آنها ممكن نباشد، نظير آن است كه راهى‏را به كسى نشان دهند و چنان وانمود كنندكه راهى بس طولانى و دور است، بطورى‏كه شخص مزبور همه نيروهاى خود رابراى پيمودن آن متمركز كند و با سرعت‏به طرف مقصد موهوم حركت نمايد.» (2)

 

بنابراين همانگونه كه روانشناسان ومتخصصين علم رفتار معتقد به وجودغريزه جنسى در انسان مى‏باشند دين‏مبين اسلام هم تاكيد به وجود اين ميل درانسان داشته و دستورات تربيتى مهمى‏براى انسان از سن نوزادى تا سن ازدواج وپس از آن دارد و به اهميت نوع تربيت‏جنسى و آماده نمودن جوان براى استفاده‏صحيح از اين ميل جهت تشكيل خانواده‏تاكيد زيادى مى‏نمايد حتى در طفوليت‏به‏مادر و اطرافيان هنگام نظافت طفل‏گوشزد مى‏كند تا نقاط حساس را كه‏موجب لذت طفل مى‏شود كمتر لمس‏كنند. در عين حال كه از نفرت داشتن آن‏نيز اطرافيان را منع مى‏كند تا كودك ازهويت جنسى خويش دچار شرم وخجلت نشده و دچار آشفتگى نقش‏نگردد (3) ، البته در تربيت اين ميل بايدتوجه داشت راه افراط را نپيمود كه چون‏فرويد انگيزه اصلى رفتار انسان را تنها به‏غريزه جنسى نسبت دهد و تبعيت از اين‏عقيده خانواده را دچار سردرگمى نموده درنتيجه افسار گسيختگى در روابط جنسى رابه دنبال داشته است. بطورى كه آخرين‏آمار از نوزادان آمريكا نشان مى‏دهد كه‏بيش از 4 ميليون كودك از مادران زير 19سال بدنيا آمده‏اند و بنابه اطلاعات‏بدست آمده در واشنگتن مردم بر عليه‏آزادى سقط جنين دست‏به تظاهرات‏مى‏زنند و ابراز مى‏نمايند كه از بين بردن‏كودكان مانع برقرارى و استحكام خانواده‏شده است. (4) حال آنكه بخوبى مى‏دانيم‏در اين نوع جوامع، بى‏بندوبارى جنسى تاچه حد رايج است. گاه نيز تفريطخانواده‏هاى متعصب نه به پيروى از شرع‏بلكه به خاطر طفره رفتن از دادن اطلاعات‏صحيح به كودكان و وادار نمودن آنها به‏پنهان نمودن هويت جنسى خويش كودك‏را به انحراف، بى‏كفايتى، پليدى ، بيمارى‏و گناه مى‏كشاند. به گفته ماكارنكو (5) روانشناس روسى: « مسائل مربوط به‏تربيت جنسى مستلزم توانايى فوق العاده‏و نزاكت‏خاص و تيز هوشى و دلسوزى‏بسيارى است. (6) » پس لازم است تربيت‏جنسى را با سن و رشد فرزند هماهنگ‏نمود زيرا از 1 تا 9 ماهگى كه فعاليتهاى‏حركتى كودك آغاز مى‏شود، ابتدايى‏ترين‏فعاليت او بصرى است. اسلام در اين‏سنين تاكيد زيادى دارد كه والدين اعمال‏زناشويى را در مقابل چشمان كودك انجام‏ندهند. در دوره خردسالى دوره كنجكاوى‏طفل آغاز مى‏شود و كودك سعى مى‏كندمحيط پيرامون خويش را بشناسد، هرچيز تازه يا غير عادى عاملى براى‏كنجكاوى طفل بشمار مى‏رود بطورى‏كه‏حتى باعث ترس و وحشت وى خواهدشد. بنابراين اسلام در مورد پوشاندن‏عورت، خوابيدن فرزندان در رختخواب‏والدين، دستكارى يا تنفر و حمام كردن‏اطفال و جداكردن بستر كودكان از يكديگردستورات زيادى را داده است. در حديثى‏از پيامبراكرم‏«صلى الله عليه وآله‏» نقل شده است كه‏بايد بستر كودكان در شش سالگى از هم‏جدا شود و در حديث ديگرى مى‏فرمايد:«اذا بلغت الجارية سنين فلا يقبلها الغلام والغلام لاتقبله المراة اذا جاوز سبع سنين‏»، دختر بچه شش ساله را پسر بچه نبوسد وهمچنين زنها از بوسيدن پسر بچه‏اى كه‏سنش از هفت‏سال تجاوز كرده است‏خوددارى كنند.»

 

حال كه اين همه تاكيد را در موردتربيت جنسى در دستورات اسلامى‏دانستيم، لازم است ابتدا با تعاريف بلوغ‏جنسى از ديدگاههاى مختلف آشنا شده وسپس به نقش و وظايف مربيان نسبت‏به‏تربيت جنسى نوجوانان بپردازيم.

 

كلمه بلوغ (7) (سن مردى) معمولا" به‏11 الى 17 سالگى گفته مى‏شود. به لحاظشرعى در كشورهاى مختلف متفاوت‏است وليكن در ايران دختران 9 سالگى وپسران 15 سالگى به سن تكليف مى‏رسندو از اين سن مكلف به انجام واجبات الهى‏مى‏شوند. در جوامع مختلف نوع ديگرى‏از بلوغ نيز مطرح است كه به آن بلوغ‏عرفى ( سن قانونى) گفته مى‏شود. و قانون‏مدنى هر كشور نوجوان را در اين سن بالغ‏و مسؤول رفتار خويش مى‏شناسد. بايداضافه نمود كه اصولا" نوجوانى يا Adaloscence سنين 12 تا 18 سالگى‏است. آغاز آن از سالهاى آخر دوره دبستان‏بعنوان مرحله قبل از بلوغ است كه در اين‏مرحله رشد صفات ثانويه جنسى همراه باتغييراتى در اندامهاى فرد ايجاد مى‏شود.معمولا" اين مرحله با بيم و هراس همراه‏است تا آنكه بيشترين تغييرات در دختران‏و پسران شروع مى‏شود يعنى احتلامهاى‏شبانه در پسران و عادت ماهيانه دردختران، سپس اندامهاى جنسى رشدكافى يافته و احتمالا پس از اين مرحله‏نوجوان مشكلات جسمى و روانى‏خويش را پشت‏سر مى‏گذارد. در اين دوره‏متاسفانه احساسات و عواطف نوجوان برعقلش غلبه دارد زيرا اكثر روانشناسان‏بويژه پياژه حداكثر رشد شناختى ياعقلانى را سنين 14 الى 15 سالگى‏مى‏دانند; از طرفى اين سنين از نظرروانشناسان به سنين جهش عاطفى‏نام‏گذارى شده است. دوره غليان عواطف‏فرداست. نقش كودك در زندگى كاملامشخص است افراد بالغ نيز به نقش خودكاملا واقف هستند. وليكن نوجوان دريك وضع روحى بسيار پيچيده و مبهم‏بسر مى‏برد. قرنها پيش افلاطون دوران‏بلوغ را به يك نوع شراب زدگى روان‏تشبيه كرده است. اسلام نيز به جوانى به‏دو صورت مى‏نگرد. در ديد منفى‏پيامبر«صلى الله عليه وآله‏» مى‏فرمايد: «الشباب شعبة‏من الجنون. (8) جوانى از اقسام جنون وديوانگى است.» و از ديد مثبت‏حضرت‏پيامبر«صلى الله عليه وآله‏» مى‏فرمايد: «اوصيكم‏بالشبان خيرا فانهم ارق افئدة ان ا.. بعثنى‏بشيرا و نذيرا فخالفنى الشبان و فخالفنى‏الشيوخ; (9) به شما در مورد نوجوانان وجوانان به نيكى سفارش مى‏كنم زيرا آنان‏دلى رقيق‏تر و قلبى فضيلت پذيرتر دارندزمانى كه خداوند مرا به پيامبرى‏برانگيخت تا مردم را به رحمت الهى‏بشارت دهم و از عذابش بترسانم جوانان‏سخنانم را پذيرفتند و با من پيمان بستندولى پيران از قبول دعوتم سر باز زدند و به‏مخالفتم برخاستند.» هنگاميكه نوجوان‏توانست‏به هويت جنسى خويش‏بگونه‏اى صحيح پى ببرد آنگاه است كه‏مربى قادر خواهد بود شيوه‏هاى مطلوب‏تعليم و تربيت جنسى را در مورد او به كاربندد. حضرت آيت ا.. مهدوى كنى نيز دراين باره مى‏گويد :

 

«وجود غريزه سركش و مرزنشناس وطغيانگر در انسان مخصوصا در دوران‏نوجوانى كه دوره بحران غرايز به شمارمى‏رود از مسائل انكار ناپذير است، زيراهوسهاى سركش و غرايز و اميال حيوانى‏او را به هوسبازى و شهوترانى و ... دعوت‏مى‏كند. اگر انسان، بانيروى عقل و ايمان‏نتواند خود را كنترل كند و قدرت رام كردن‏غريزه‏هاى ويرانگر را نداشته باشد، از نظرمعنوى تا آنجا سقوط مى‏كند كه ازحيوانات هم پست‏تر مى‏شود. (10) »

 

از عوامل عديده‏اى كه اغلب مانع ازسعى مربيان در اين امر مى‏شود پديده‏زودرسى و ديررسى بلوغ در نوجوانان‏است. به پيدايش زودرس صفات ثانويه‏جنسى البته بدون توانايى توليد مثل،بلوغ زودرس كاذب گفته مى‏شود. درست‏است كه اختلالات فيزيولوژيك، عوامل‏جغرافيايى و عوامل اقتصادى مانندزندگى مرفه، تغذيه خوب در ايجاد آن‏تاثير دارد ولى وسايل فرهنگى و تبليغاتى‏چون سينما، تلويزيون، ويدئو، ضعف‏اعتقاد و نوع روابط دختران و پسران نيز دربروز آن بسيار مؤثرند و متاسفانه بايدگفت در محيطهاى ناسالم اثر منفى اين‏زودرسى در سرنوشت دختران بيشتر مؤثراست تا پسران زيرا دختران دو تا چهارسال زودتر به سنين بلوغ مى‏رسند درحالى كه هنوز از لحاظ عقلى به رشد كامل‏دست نيافته‏اند و همين مساله موجب به‏انحراف كشيدن آنها خواهد شد. همانگونه‏كه زودرسى در زندگى نوجوانان مؤثراست ديررسى آن نيز مى‏تواند بعنوان‏عقب ماندگى رشد در نوجوانان تلقى‏شود. نقش مربيان در اين رابطه بسيار مهم‏است و بايد به نوجوانان اين مساله رابقبولانند كه هر فرد مطابق ساختمان بدن‏خويش رشد مى‏نمايد و كوچكى يابزرگى جثه نشانه برترى يا كهترى يك فردنيست. (11)

 

كهلبرگ (12) معتقد است: «دختر و پسربر اساس تفاوتهاى بيولوژيكى و طبيعى‏كه دارند، رفتارهاى متفاوتى را از خودظاهر مى‏سازند مانند تفاوتهاى موجود درلباس پوشيدن و آرايش مو و... اين رفتارتوسط محيط، تقويت‏يا تضعيف‏مى‏گردد» به عقيده وى كودكان از لحاظرشد جنسى سه مرحله را مى‏پيمايند:

 

1- از سه سالگى كودك بطور اساسى‏تفاوت جنسى بين دختر و پسر رامى‏شناسد. 2- از 5 سالگى و اوج آن در 7سالگى كودك متوجه مى‏شود كه دختران‏بعنوان دختر و پسران بعنوان پسر باقى‏مى‏مانند 3- از 7 الى 11 سالگى سنين‏ثبات جنسى است و هر يك از پسران ودختران به تثبيت جنسى خود مى‏پردازندو مى‏بايست در اين سن نقش جنسى‏مناسب به دختران و پسران آموخته شود.

 

مطالعات نشان داده‏اند كه پدران بيش‏از مادران در يادگيرى نقش جنسى كودكان‏موثرند زيرا پدران در مقايسه با مادران‏حتى از سنين 2 و 3 سالگى نقشهاى‏جنسى متفاوتى را در نظر مى‏گيرند.پسرانى كه روحيه‏اى مردانه و قوى دارندبيشتر داراى پدرانى هستند كه درتصميم‏گيريهاى خانوادگى و در تنظيم‏انضباطهاى خانوادگى شخصيت غالب ومسلطى را در محيط خانواده دارند.بالعكس هنگامى كه پدر نقش منفعلى درخانواده دارد در همانند سازى پسران به‏لحاظ نقش جنسى اثرات سويى‏مى‏گذارد. البته بايد متذكر شد منظور ازنقش جنسى، وظايف و تكاليفى هستندكه طبيعت‏بيولوژيكى، فرهنگ، جامعه وبزرگسالان از هر يك از دو جنس مرد و زن‏انتظار دارند و رويهمرفته بايد گفت از سن‏سه سالگى است كه دختر و پسر خود راباز مى‏شناسند و تلاش مى‏كنند تا نقش‏خويش را بعنوان دختر يا پسر بشناسند.آنچه بايد به كودكان آموخت اين است‏يادگيرند چگونه جنس مخالف خود نباشند.خوشبختانه در مورد دختران اغلب‏مشكلات كمتر است زيرا همواره در كنارمادر هستند و براى الگوپذيرى مادر را درپيش رو دارند ولى متاسفانه پسران اغلب‏با نبود پدر در خانه مواجه مى‏شوند وبراى آموزش نقش جنسى صحيح،محبورند تغيير الگو دهند و لازم است درهمه ادوار رشد كودك، پدر در خانواده‏حضور داشته باشد و نقش فعال و صحيح‏خويش را عهده‏دار گردد. خوشبختانه دراسلام سفارشات زيادى براى جداسازى‏دختر از پسر از 6 سالگى شده است و تاسن تميز مجاز مى‏داند كه دختران باپسران به بازى بپردازند.

 

چنانچه در قرآن‏مى‏فرمايد: (13)

 

«اوالطفل الذين لم يظهروا على‏عورات ...»

 

اولياى اسلام در احاديث‏مختلفى، سفارشات زيادى فرموده‏اند كه‏با دختران و پسران از سنين 6 سالگى‏به‏بعد بايد بطور جداگانه رفتار شود هرچند كه آنها به سن تكليف نرسيده‏اندمتاسفانه اغلب مشاهده مى‏شود اجازه‏هرگونه فعاليت پسرانه قبل از بلوغ به‏دختر داده مى‏شود و به هنگام بلوغ‏شتابزده اقدام به جداسازى دختر و پسرمى‏شود كه منجر به مشكل روانى در دخترمى‏گردد. تحقيقات نشان داده است‏دخترانى كه به آشپزى، خياطى و مطالعه‏علاقمند بوده‏اند در دوره بزرگسالى داراى‏فعاليتهاى متناسب‏ترى با نقش جنسى‏خود بوده‏اند و پسرانى كه به بازيهاى‏رقابتى و حركتى زياد و فعاليتهايى مانندمكانيكى، توپ‏بازى و تفنگ بازى‏پرداخته‏اند در دوران بلوغ مشكلات‏كمترى را در رابطه هويت جنسى خويش‏دارا بوده‏اند. بنابراين بايد به فرزندان دوالگوى مناسب رفتارى كه لزوما ضديكديگر نيست، آموخته شود. بطور مثال،دختران در كمك به كوچكترها پوشاندن‏لباس و غذا دادن و در كمك به بزرگترها،پخت و پز و نظافت را بياموزند ويه‏پسران حمل و نقل اشياء، نظافت‏اتومبيل، خريد نان و ... آموخته شود وهمواره به آنها تاكيد شود كه دو الگو ضديكديگر نيست‏بلكه مكمل يك ديگرند.از اين طريق است كه دختران و پسران ازاينكه دختر يا پسر هستند قلبا راضى وخشنود مى‏شوند و دختر اين باور را كه‏موجودى مقيد، محدود و تحت‏سلطه‏است و پسر نيز اين باور را كه آزاد،قدرتمند و سلطه‏گر است از ذهن خويش‏دور مى‏سازد.

 

از اهم وظايفى كه به اولياء توصيه‏مى‏گردد دادن پاسخ صحيح به سئوالات‏فرزندان است. لازم نيست كليه جزئيات‏مطرح شود. مى‏توان به صورت كلى‏مسائل را بيان كرد نه آنكه دروغ گفت چون‏از اين طريق او را سبت‏به خود بى‏اعتمادخواهيد ساخت و حتى ممكن است طفره‏رفتن از پاسخ، باعث‏شود اطلاعات را ازافراد منحرف و همسالان كم‏تجربه كه‏خود دچار مشكل جنسى هستند بدست‏آورد. مادر و پدر كه محرم راز فرزندهستند اگر خود بعلت‏شرم زياد قادربه‏گفتن مسائل به فرزند نمى‏باشند،مى‏توانند از مربى مدرسه كمك بگيرند.شركت نوجوان در جلسات اجتماعى -مذهبى بطور مستمر، مى‏تواند هويت‏مذهبى اجتماعى متناسبى براى اوبه‏وجود آورد بويژه آنكه در راس اين نوع‏جلسات افرادى شناخته شده و امين قرارگرفته باشند، چه از لحاظ اجتماعى و چه‏از لحاظ شرعى. زيرا در سنين نوجوانى‏ساده‏انديشى دوران طفوليت ديگر از بين‏رفته و نوجوان به قضاوت و سنجش وارزيابى مجدد اشخاص، موضوعات و...مى‏پردازد و با ديد انتقادى به آنان مى‏نگردو كوچكترين عيب و نقص افراد با ذره‏بين‏مخصوص دوره بلوغ، بزرگ مى‏شودبنابراين اگر نوجوان صداقت و سلامت‏اين نوع جلسات را بپذيرد، احساس‏هويت مى‏كند و خود را وابسته به گروهى‏سالم مى‏يابد و چون دراين گروه است‏سعى مى‏كند تا حد امكان خود را از لغزش‏و خطا مصون سازد. از ديگر توصيه‏هايى‏كه به مربيان مى‏شود به هنگام مشاهده‏لغزشهاى نوجوان، آن است كه به جاى‏زدن انگهايى چون بى‏عرضه، عقده‏اى،پست، بى‏شخصيت‏به نوجوان مرتباسخنانى چون والايى، ارزشمند، قدرتمندبا اراده به آنان نسبت داده شود و به‏هيچ‏وجه لازم نيست مسائل جنسى جنس‏مخالف و يا روابط جنسى را با نوجوانان‏مطرح ساخت و تنها به هنگام ازدواج‏گفتن اين مطالب لازم بنظر مى‏رسد و فقطمى‏توان به نشان دادن فيلمهاى آموزشى‏در مورد حيوانات و گياهان بسنده نمود كه‏ان‏شاءا.. از اين طريق خانواده‏هايى سالم‏در نتيجه جامعه‏اى سالم و نسلى سازنده‏سالم را دارا شويم زيرا به كرات، بى بند وبارى روابط جنسى والدين بعنوان‏الگوهاى ناسالم، باعث‏شده تمايلات‏نهفته و پنهان جنسى به ميلى سركش وشديد تبديل شده و خطرات عظيمى رابراى فرد و جامعه به دنبال داشته باشدسخن را هر چند ناقص با جمله‏اى ازلاچتكف (14) به پايان مى‏بريم كه‏مى‏گويد:

 

«براى رام كردن احساسات غريزه بايددانست كه عقل و علم و تربيت، تاب‏مقاومت ندارند و بايد سعى كنند ازاحساس ديگرى، يعنى ايمان استفاده‏كنند. (15) »

 

پى‏نوشتها:

 

1) MAZLO

 

2) مصباح يزدى ، محمد تقى، خودشانسى براى‏خودسازى، ص 43

 

3) روزنامه كيهان 4/11/75، ص 1

 

4) Role confusion

 

5) Makarenko

 

6) لاچتكف و روانشناسى تربيتى جنسى، ص 12

 

7) Puberty

 

8) مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 17،ص‏49

 

9) شباب قريش ص 1

 

10) آيت ا.. مهدوى كنى، محمدرضا، نقطه‏هاى‏آغاز در اخلاق عملى، چاپ اول، ص 22.

 

11) روانشناسى تربيتى ويژه مراكز تربيت معلم،ص‏150

 

12) Kohlberg

 

13) سوره نور ، آيه‏31

 

14) Lachtkof

 

15) كودكان و نوجوانان - ترجمه محمدتقى‏زاده.انتشارات بنياد تهران 1361

 

منابع:

 

1- حق جو، محمد حسين، نيازمنديهاى نسل جوان

 

2- همتى، على‏اصغر، تحليلى بر روابط دختر و پسر در ايران، انتشارات انجمن اولياء و مربيان

 

3- قائمى، على، سازندگى و تربيت دختران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   با ياري خداوند متعال ،کلینیک مشاوره و روان شناسی دانشگاه الزهراء(س)  با مشارکت  دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي  دانشگاه الزهراء (س) « همايش كاربرد انديشه هاي  ديني، عرفاني و هنري در مشاوره و روان درماني» را در8 اسفند ماه 1385 برگزار مي نمايد. هدف از برگزاري اين همايش ،مديريت دانش و ارائه اطلاعات تخصصي با توجه به محورهاي كاربردي  دين و عرفان در تسهيل فرايند مشاوره و روان درماني، تبادل نظر بين اساتيد و متخصصين در خصوص استخراج ديدگاههاي خلاق ، استفاده از يافته هاي پژوهشي در زمينه مشاوره و روان درماني با توجه به محورهاي كلي همايش و ديگر مسائل انساني در طول چرخه رشد از تولد تا سالمندي است. تقويت ديدگاه كل نگر (چند رشته اي و بين رشته اي) نسبت به مسائل انساني ،توجه  زيستي_ رواني_ اجتماعي به مشكلات ،ارائه راهبردهاي تلفيقي و تهيه بانك اطلاعاتي در زمينه عناوين مورد بحث از ديگر هدفهاي همايش است.

 

محورهاي همايش

 

1-مباني نظري انديشه هاي ديني و عرفاني در مشاوره و روان درماني:

 

 ديدگاههاي هستي شناختي اديان و مكاتب عرفاني در مشاوره و روان درماني.

 

 ديدگاههاي  انسان شناختي اديان و مكاتب عرفاني در مشاوره و روان درماني.

 

 ديدگاههاي ارزشي اديان و مكاتب عرفاني در مشاوره و روان درماني.

 

 مفهوم بيماري و سلامت شخصيت از ديدگاه اديان  و مكاتب عرفاني

 

 

2- جنبه هاي كاربردي انديشه هاي دين ، عرفان و هنر در دو حوزه پيشگيري و درمان در مباحث:

 

 مسايل و مشكلات كودكان شامل:

 

 

مسايل تربيتي (تربيت نادرست والدين، نقش تربيت ديني، رشد و پرورش شخصيت سالم ، تربيت حس زيبا شناختي ، ايجاد اميد و .... )

 

‌مسايل و مشكلات رفتاري (بيخوابي، بيقراري ،شب ادراري، لكنت زبان، گوشه گيري ،    پرخاشگري ،ترسها ،ناخن جويدن و...)

 

سوء استفاده از كودكان (بهره كشي اقتصادي ،جنسي ،شغلي و ...)

 

 مسايل و مشكلات نوجوانان عادي و استثنايي :

 

 

مسايل جسماني ناشي از رشد و بلوغ(مشكلات فيزيكي ،كوتاهي يا بلندي قد  و ...)

 

مشكلات تحصيلي (افت تحصيلي ، بي رغبتي به تحصيل ، اضطراب امتحان و...)

 

مسايل و مشكلات جنسي( رابطه با جنس مخالف ، همجنس گرايي ، سوء استفاده جنسي ، عشقهاي نوجواني و...)

 

مسايل و مشكلات سازشي(ناسازگاري با والدين و ديگران ، پرخاشگري و... )

 

 مسايل و مشكلات جوانان:

 

 

اشتغال (بيكاري ، كاريابي ،انتخاب شغل ،تغيير شغل ، عدم رضايت شغلي و...)

 

مشكلات تحصيلي (افت تحصيلي ، كنكور ،انتخاب رشته ، ادامه تحصيل و... )

 

ازدواج (انتخاب همسر ومعيارهاي همسرگزيني و..)      

 

 مسايل و مشكلات دوران بزرگسالي و سالمندي:

 

 

اشتغال (بازنشستگي ، بيكاري و...)

 

مشكلات عاطفي(تنهايي ، از دست دادن همسر ، ازدواج فرزندان ، ترس از مرگ و...)

 

 ازدواج و خانواده:

 

 

اختلافات زناشويي(مشكلات ارتباطي ،سازگاري با خانواده همسر، مسايل جنسي ، تربيت فرزند، مسايل مالي و...)

 

خيانت و روابط نامشروع هر يك از زوجين

 

مسايل و مشكلات ناشي از طلاق ( افسردگي،خشم،مسايل و مشكلات مالي ،مسايل اجتماعي و...)

 

مشكلات و بحرانهاي روانشناختي:(افسردگي ، اضطراب ، ‌فوبيا ، ايدز ،سرطان ،اعتياد ،سوگ ، تروما ،جنگ و...)

 

3-مقايسه جنبه هاي كاربردي انديشه هاي ديني و عرفاني زير با روشها و فنون مشاوره و روان درماني

 

1-3 نقش توبه به عنوان يك روش ديني در مقايسه با روشها و فنون مشاوره و روانشناسي با احساس گناه

 

2- 3 نقش توكل به عنوان يك روش ديني در مقايسه با روشها و فنون مشاوره و روانشناسي با احساس نوميدي.

 

3-3 نقش تفكر و خويشتن سازي در اديان و عرفان در مقايسه با فنون خودسازي در مشاوره و روانشناسي

 

4-3  نقش ايمان و عرفان  در بهداشت روان در مقايسه با اصول بهداشت روان مكاتب روانشناسي غرب.

 

5-3 نقش ذكر و دعا در اديان و عرفان و مكاتب روانشناسي در حل مسايل انساني.

 

6-3  نقش نماز در مقايسه با فنون روانشناسي در رشد شخصيت سالم.

 

7-3 نقش امر به معروف و نهي از منكر (ارزشها )در مقايسه با فنون روانشناسي در برخورد با مسايل انساني(ايدز،اعتياد....).

 

8-3 نحوه مقابله با حسد، خشم ،بدبيني، كينه توزي ،نفاق و... )در اديان و عرفان و مقايسه با فنون روانشناسي.

 

9-3 نقش استفاده از اوقات فراغت در اديان و عرفان در مقايسه با روشهاي روانشناسي در رشد شخصيت سالم.

 

10-3 مقايسه روش تسليم و رضا در اديان و عرفان در مقايسه با روشهاي روانشناسي در استرسها ، بلايا و حوادث و.....

 

11-3 روشهاي كسب اعتماد و عزت نفس در اديان و عرفان و مقايسه با روشهاي روانشناسي.

 

12-3 نقش استخاره (طلب خير كردن) در اديان و مقايسه با روشهاي روانشناسي در انتخاب ، تصميم گيري و حل مساله.

 

13-3 تاثير خوف و رجاء در اديان و عرفان و مقايسه با روشهاي روانشناسي در سلامت روان.

 

14-3 نقش تقدير در اديان و عرفان و مقايسه با روشهاي روانشناسي در پذيرش مسايل انساني.

 

4- بررسي تطبيقي ديدگاههاي ديني ، عرفاني و هنري  با مكاتب مختلف از جمله (رفتار گرايي ، روانكاوي ،

 انسان گرايي و...)

 

زمان برگزاری همایش :

 

8 اسفند ماه 1385 (روز امور تربیتی و تربیت اسلامی)

 

ساعت برگزاری همایش : 8 صبح الی 16 

 

نحوه ثبت نام :

 

شرکت کنندگان می بایست حواله بانکی وجه ثبت نام را به حساب جاری با مشخصات ذیل  پرداخت نمایند و فرم ثبت نام را تکمیل نموده و به Email دبیرخانه همایش Attach  نمایند .

 

نام بانک و شعبه بانک : بانک ملی شعبه دانشگاه الزهراء(س) 

 

شماره حساب: 90044 به نام دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

 

هزینه ثبت نام :

 

نوع ثبت نام

 هزینه

 

دانشجویی

 20000ریال

 

سایرین

 50000 ریال

 

 

مهلت ثبت نام :

 

تا 18 بهمن ماه 1385

 

 آدرس دبیرخانه همایش : تهران میدان ونک خیابان ونک دانشگاه الزهراء(س)  - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی  -

 

پست الکترونیک :                                  cpclinic@alzahra.ac.irتلفن : 021-88960282 

 

توجه مهم : شماره فیش بانکی حتماً در فرم ذکر شود و در روز همایش ، هر شرکت کننده فیش بانکی را بهمراه داشته باشد

 

 

دکتر محمود گلزاری در نشست خبری تشریح کرد؛

 

 حل مسئله غریزه جنسی از سن بلوغ تا ازدواج

 

 آفتاب: مسئله غریزه جنسی از سن بلوغ تا زمان ازدواج ابعاد وسیعی دارد كه فقط با حل مشكلات اقتصادی و توصیه به ازدواج حل نمی‌شود و باید برای پیدا كردن راهكاری اصولی برای آن همایش‌ها و نشست‌های علمی گسترده‌ای در كشور برگزار شود.

 

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی آفتاب، محمود گلزاری، دبیر اولین همایش اسلام و آسیب های اجتماعی امروز با اعلام این مطلب در نشست خبری این همایش در محل سازمان بهزیستی افزود: «معمولاً بین زمان بیداری غریزه جنسی و سن ازدواج یك فاصله حداقل 10 ساله وجود دارد، اینكه هر نوع بیداری غریزه جنسی با توصیه به ازدواج حل شود، عملی نیست، راهكار شتابزده و سطحی نیز نمی‌توان در این مورد داد بلكه باید با برگزاری نشست‌های مفصل و بررسی ابعاد علمی، اجتماعی و مذهبی آن راهكاری برای حل این مسئله پیدا كرد».

 

وی گفت: «‌راهكارهای شتابزده‌ای كه برای حل این مسئله ارائه می‌شود، تاكنون جوابگوی این مسئله نبوده است، رفع مشكلات اقتصادی صرف برای ازدواج جوانان نیز همه مشكل را حل نمی‌كند، از آن طرف البته بزرگنمایی و اغراق موضوع و مربوط كردن همه آسیب‌های اجتماعی، همه طلاق‌ها، اعتیادها، خودكشی و مانند آن به مسائل جنسی نیز درست نیست، اكثر آسیب‌های اجتماعی زنان و دختران مانند فرار از خانه مسئله اولیه‌اش مشكلات جنسی نیست، اما باید ابعاد پنهان و آشكار این مسئله طی بررسی‌های علمی با حضور صاحبنظران در یك همایش علمی گسترده بررسی شود تا به جمع‌بندی برسیم».

 

وی افزود: «اینكه تا چه اندازه توصیه به ازدواج موقت می‌تواند راهكار این موضوع باشد، محل تردید است به خصوص اینكه در این مورد باید به چند روایت تكیه كنیم در حالی كه مثلاً در مورد نماز بیش از 2 هزار روایت معتبر و ترجمه شده به فارسی داریم».

 

وی گفت: « بیشتر بحث‌هایی كه تاكنون در مورد مباحث جنسی در كشور شده است، در مورد اختلالات جنسی بوده است و كمتر در مورد تربیت جنسی و راهكارهای تطبیق این مسئله با فرهنگ ایرانی - اسلامی ما بحث شده است».

 

دبیر علمی همایش اسلام و آسیب‌های اجتماعی كه 10 و 11 تیر در سالن اجتمالات وزارت كشور با حضور رئیس قوه مقننه و وزیر رفاه برگزار می‌شود

 

اضافه كرد: « تعریف ما از آسیب اجتماعی این است كه مسئله‌ای كه موجب سقوط ارزشهای اخلاقی در شعاع گسترده در جامعه بشود، هنجارهای قانونی و عرفی را زیرپاگذارد و آسیبهای اجتماعی دیگری را در خود فرد یا اطرافیان به دنبال داشته باشد، آسیب اجتماعی است، بنابراین تعریف، اعتیاد و طلاق آسیب اجتماعی است اما افسردگی در این تعریف قرار نمی‌گیرد.آسیب اجتماعی می‌تواند بحرانهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی در پی داشته باشد و حتی در مواقعی امنیت یك كشور را هم به خطر اندازد».

 

گلزاری ادامه داد:‌ «مشكل ما با اصحاب رسانه این است كه بیشتر دنبال آمار و رقم هستند، این كه مثلاً آمار معتادان 3 میلیون نفر است یا 5 میلیون نفر، آمار مشكل ما را حل نمی‌كند، ضمن اینكه ما در كشور یك سیستم منطقی برای تهیه آمار آسیبهای اجتماعی نداریم، رسانه ها از آمارهای بالا استقبال می‌كنند و گاهی سیاه نمایی می‌شود و حتی ممكن است حساسیت جامعه نسبت به یك موضوع از بین برود. از آن طرف مسئولان اجرایی گاهی آمار را پایین اعلام می‌كنند كه ممكن است بی خیالی و بی‌توجهی به یك آسیب اجتماعی را باعث شود.

وی گفت: خیلی از آمارهایی كه اعلام می‌شود نیز اساساً علمی نیست، اینكه مثلاً 80درصد طلاقها ریشه در مشكلات جنسی خانواده دارد، یكی از این آمارهاست، در حالی كه مشاهدات ما در طلاق گروه‌های خاص از جمله معتادانی كه به زندان رفته‌اند چنین موضوعی را ثابت نكرده است».

 

گلزاری افزود:‌ «در تعریف ما از آسیبهای اجتماعی فقر جزء آسیبهای اجتماعی نیست بلكه ریشه بسیاری از آسیبهاست كه مانند نداشتن اعتماد به نفس در اكثر آسیب دیدگان اجتماعی دیده می‌شود، البته در مورد برخی آسیبهای اجتماعی مانند آسیبهای ناشی از تجهیزات مدرن مانند اینترنت، موبایل و مانند آن آسیب بیشتر در افراد مرفه‌تر دیده می‌شود».

 

وی گفت: «در مورد فرار از خانه دختران، ملاقاتی كه من با چند نفر از آنها در اورژانس اجتماعی داشتم نشان داد كه بسیاری از آنها فرزند خوانده یك خانواده هستند و مشكلات عاطفی دارند، در برخی از این خانواده‌ها بین فرزنده خوانده و فرزند اصلی خانواده تبعیض روا می‌شود، اگر ما این مسئله را از قبل می‌دانستیم، حتماً بهزیستی هنگام واگذاری بچه‌های بی سرپرست به جز مسائل اقتصادی، مسائل عاطفی و آموزش این خانواده ها را نیز مورد توجه قرار می‌داد».

 

دبیر علمی همایش اسلام و آسیبهای اجتماعی افزود: «ما برای پیدا كردن راهكار كنترل آسیبهای اجتماعی نباید مدل كشورهای غربی را مد نظر قرار دهیم، باید به فرهنگ بومی و اسلامی خودمان توجه كنیم در بسیاری از موارد، استفاده از یك روایت اسلامی تاثیری بسیار عمیق‌تر از اصول مشاوره‌های علمی در خانواده‌های ایرانی دارد».

 

وی گفت: «متاسفانه بیشتر مقالات اولین همایش اسلام و آسیبهای اجتماعی سطحی بود و از 200 مقاله رسیده به سختی 45 مقاله قابل ارائه در همایش تشخیص داده شد».

 

 

 

 

 

 

 

 

گزارشي از رويكرد تازه به مسائل جنسي

 

 

نتيجه اين شد: مردم بايد از آن حرف بزنند، مسئولان براى آن سياستگذارى و برنامه ريزى كنند و جوانان در مورد آن آموزش ببينند. مشكلات جنسى بخش تاريك زندگى‌هاى زناشويى در جامعه ما است. از مشكلات جنسى حرفى زده نمى‌ شود؛ نه مسئولان و نه زنان و نه مردان.

در حالى كه ۵۰ درصد متقاضيان طلاق در كشور چه بگويند كه به علت مشكلات جنسى مى‌خواهند طلاق بگيرند و چه با وجود مشكلات جنسى علت طلاق را چيز ديگرى عنوان كنند به دليل مشكلات جنسى طلاق مى‌گيرند. تا امروز مشكلات جنسى نه در سياستگزارى‌ها و برنامه ريزى‌ها ديده شده است و نه مراكز تخصصى و مورد اعتمادى براى مراجعه مردم وجود داشته. وقتى كارشناسان اعلام مى‌كنند ۱۰ درصد مردان دچار ناتوانى جنسى‌اند و ۴۰ درصد زنان در زندگى زناشويى از اختلالات جنسى رنج مى‌برند به اين معنى است كه درد مرموزى در خانواده‌ها وجود دارد.

 

اين درد، گاهى آن قدر مى‌ماند تا بالاخره از جاى ديگرى بيرون مى‌زند و تازه آن موقع هم خودش را به شكل افسردگى و اضطراب و هزارويك درد جسمى‌ و روانى ديگر نشان مى‌دهد. وقتى نياز جنسى كه از غرايز طبيعى انسانى است به درستى و با هدايت منطقى ارضا نشود نتيجه اش يا طلاق يا ارضاى آن در خارج از خانواده و يا وجود همسرانى است كه از زندگى زناشويى شان لذت نمى‌ برند در حالى كه خود آنها تربيت كنندگان كودكان و نوجوانان اين جامعه هستند.

 

اين مهم كه موضوع دومين كنگره سراسرى خانواده‌ها و مشكلات جنسى بود سال گذشته با استقبال فراوان اساتيد و دانشجويان و ارائه مقالات و حضور پرجمعيت شركت كنندگان روبه رو شد. اكبر‌هاشمى‌ رفسنجانى رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز پيامى‌ براى اين كنگره فرستاد كه مضمون آن رفع موانع بر سر راه آموزش مسائل مورد نياز جامعه بالاخص براى جوانان با رعايت عفت، اخلاق و سياستگزارى شوراى عالى انقلاب فرهنگى و راه اندازى مراكز تخصصى مشاوره و درمان اختلالات و توجه عالمانه به حوائج طبيعى روانى و جسمانى انسان بود.

 

پيام كنگره: تا فرصت از دست نرفته و جامعه بيش از اين در معرض حوادث جدى تر قرار نگرفته بياييم به دور از هرگونه تحجر بينديشيم چه بايد كرد. مخاطبان اين كنگره نخبگان، مسئولان و دست اندركاران نظام بودند. دكتر سيدكاظم فروتن دبير علمى‌ كنگره در بخشى از سخنرانى خود گفت: «هشدار مى‌دهيم مسئولان براى مقابله با خطرات فوق الذكر چه سياست تعريف شده و منسجمى‌ را مدنظر قرار داده‌اند و تا كى بايد مسائل سياسى و اقتصادى و نظاير آن ما را از توجه و برنامه ريزى در جهت رفع مخاطراتى كه به طور خزنده نهاد مقدس خانواده را ويران مى‌كند باز دارد».

 

وى با تاكيد بر بزرگى خطر ضعف و آسيب پذيرى خانواده‌ها گفت: «نگاهى كوتاه به وضعيت شيوع اختلالات جنسى در جامعه ما را بايد از خواب غفلت بيدار كند. به عنوان مثال بيمارى ديابت كه در سطح ملى براى آن برنامه ريزى مى‌شود و تشكيلات دولتى و غيردولتى نظارت بر آن را برعهده دارند و هزينه‌هاى هنگفتى را در نظر مى‌گيرند فقط ۷ درصد افراد جامعه را در بر مى‌گيرد در حالى كه براى ناتوانى جنسى كه ۸/۹ درصد مردان جامعه از آن رنج مى‌برند برنامه‌اي نداريم و از طرف ديگر ۳۰ تا ۵۰ درصد افراد مبتلا به ديابت و ۶۰ درصد افرادى كه دچار سكته قلبى مى‌شوند و ۵۵ تا ۶۵ درصد مردانى كه مبتلا به نارسايى مزمن تنفسى هستند دچار اين مشكل هستند».

 

در اولين كنگره مشكلات جنسى و خانواده كه مهر سال ۸۲ برگزار شد تنها ۳۰ درصد كار تحقيقاتى ارائه شد اما  در دومين كنگره از بين ۶۰۰ مقاله كه ۵۰ درصد آنها تحقيقى و پژوهشى بودند ۱۵۰ مقاله در جلسات متعدد و همه جانبه كنگره ارائه شد. با توجه به اينكه مشكلات جنسى از مسائلى است كه براى حل آن نياز به توجه چندجانبه دارد در اين كنگره به طور همزمان جلسات متعددى درباره مشكلات جنسى از زواياى روانشناسى و روانپزشكى، زنان و مامايى، طب مكمل، پرستارى و توانبخشى، علوم تربيتى، حقوق و فقه، ادبيات و هنر و رسانه‌هاى گروهى و كارگاه‌هاى تربيت جنسى كودكان و نوجوانان برگزار شد.

 

نگاه زیبایی شناختی بجای نگاه تنی

مشكلات جنسى متاثر از باورهاى غلط فرهنگى و ضعف‌هاى فرهنگى هستند. در واقع مشكلات جنسى آنقدر كه به متن اجتماعى، باورها و آموزه‌هاى رفتارى و روانى فرد در جامعه‌اش مربوط است، به مشكلات اندام جنسى يا فيزيكى او مربوط نمى‌شود. دكتر پرويز آزادفلاح عضو هيات علمى‌ دانشگاه تربيت مدرس در اين باره مى‌گويد: «ما شاهديم كه هر ساله براساس گزارشات سازمان ثبت احوال نرخ طلاق بالا مى‌رود و گرايش‌هاى جوانان به ازدواج پائين مى‌آيد. از طرفى مسائل و مشكلات در خانواده‌ها حاكى از اين است كه زندگى‌ها استحكام جدى ندارند، به نظر مى‌رسد باورها و نگرش‌ها و به طور كلى فرهنگ نادرستى راجع به رفتار جنسى و ازدواج و مسائل زناشويى وجود دارد و تا فرهنگ مورد پالايش قرار نگيرد و باورهاى نادرست حذف نشود شاهد چنين آمارى خواهيم بود. در حال حاضر در طرح مسئله ازدواج اصلى ترين مسائل، مسائل مادى مثل خانه، پول و شغل در نظر گرفته مى‌شود، بدون اينكه بخواهيم منكر اين مسائل شويم بايد بگوييم اينها تنها نكات مطرح براى يك ازدواج موفق نيست.

 

متاسفانه در فرهنگى كه در مفهوم ازدواج مالكيت وجود دارد چگونه انتظار داريم يك رفتار جنسى توام با لذت متعالى در اين زندگى وجود داشته باشد. با داشتن نگاه مالكيتى در ازدواج رفتار جنسى در حد بسيار فرومايه‌اي ايجاد مى‌شود كه مشكلات عديده‌اي را رقم مى‌زند».

 

دكتر آزادفلاح درباره نحوه مداخلات مى‌گويد: «بسيارى از مشكلات و رفتارهاى جنسى كه شاهد آن هستيم با يك مداخله كوچك روانشناسى در دنيا مورد هدف قرار مى‌گيرد و برطرف مى‌شود. منتها مداخلاتى كه در اينجا صورت مى‌گيرد بيشتر در جهت رفع مشكلات ارگان يا اندام جنسى فرد است در حالى كه ما هرگز نيامديم ريشه يابى كنيم كه چه فرهنگ و باور غلطى در خانواده يا ذهن اين دو جوان شكل گرفته كه باعث تجلى اين مشكلات شده است».

 

وى درباره آموزش جنسى قبل از ازدواج مى‌گويد: «اگر آموزش جنسى به شكل درست و از سوى افراد متخصص صورت گيرد بسيار ضرورى است اما من نگران آموزش نديدن جوان‌ها نيستم از اين نگرانم كه بسيارى از كسانى كه آموزش جنسى مى‌دهند تعبير درستى از رفتار جنسى ندارند.پنهان كردن اين قضيه نشان از نگاه حيوانى و زيستى ما به اين موضوع دارد و به ندرت شاهد آن بوديم كه نگاه زيبايى شناختى و نگاه متعالى از عشق و روابط جنسى در آموزه‌هاى ما دخيل باشد.ما دوره‌هاى آموزشى براى زوج‌هاى جوان در كلينيك برگزار كرديم با اين هدف كه نگاه ديگر را با تصحيح باورهاى غلط به آنها ياد بدهيم كه نتايج مثبتى ديديم و زوج‌ها احساس توانمندى مى‌كنند. آموزش رفتار جنسى درست دشوارى ندارد و با هيچ يك از چارچوب‌هاى ما مغاير نيست.

 

وى معتقد است: «اگر نتوانيم ارتباط جنسى را در خانواده فراهم كنيم بايد منتظر بى بند و بارى جنسى و انحرافات جنسى باشيم. اگر چارچوب‌هاى فرهنگى اصلاح نشود گرايش به تشكيل خانواده كاهش مى‌يابد. ترديد ندارم بخشى از علت بالا رفتن سن ازدواج دگرگونى در شرايط اجتماعى است اما بخشى از آن به علت باور‌هاى نادرست و قضاياى فرهنگى است در حالى كه متاسفانه آموزش‌هاى روان شناختى كه از رسانه‌هاى مختلف در جرايد و صداوسيما پخش مى‌شود بعضاً اثر سوء دارند چون تخصص لازم را ندارند نسخه‌هايى براى مردم تجويز مى‌كنند كه آنها را دچار مشكلات عديده‌اي مى‌كند، در حالى كه محدوديت ايجاد شده براى طرح صحيح آموزش‌هاى جنسى خود عاملى براى انتقال نادرست آن است».

 

در حال حاضر تنها مركز سلامت خانواده در دانشگاه شاهد قرار دارد. طبق تحقيقى كه توسط دكتر منصور قوام متخصص روانپزشكى و درمان اختلال جنسى در ۹ ماهه آخر سال ۸۳ از مراجعان به كلينيك سلامت صورت داده است به اين نتايج دست يافته است كه سن شيوع اختلالات در ۵/۲۲ درصد افراد مراجعه كننده بين ۲۹-۲۵ سال است. از نظر جنسيت ۷۰ درصد مراجعان مرد و ۳۱ درصد را زنان تشكيل مى‌دهند. از نظر تاهل ۹۲ درصد مراجعان متاهل و ۵/۸ درصد مجرد بوده اند.شايع ترين مشكلات جنسى در مردان ۳۱ درصد اختلال نعوذ و ۳/۱۱ درصد انزال سريع و در زنان ۶/۱۲ درصد اختلال ارضا نشدن جسمى‌ و ۵/۸ درصد درد جنسى بوده است. ۵۵ درصد بين خود و همسرانشان تنش و اختلافات داشتند. ۹/۴۰ درصد از مراجعان بيمارى‌هاى جسمى‌ و يا روانى همزمان با اختلال جنسى داشته‌اند كه شايع ترين آن افسردگى با ۱۵ درصد بوده است. ۳۰ درصد مراجعان از رفتار درمانى و ۶/۲۲ درصد به دليل داشتن انتظارات درمانى سريع از دارو براى درمان اختلال جنسى خود استفاده كردند. ۶۸ درصد مراجعان يك بار مراجعه كردند اما ۳۲ درصد به دفعات مراجعه كرده‌اند كه نتايج رضايت آميز از درمان جنسى خود گرفته بودند.

 

پيشگيرى به جاى درمان

دكتر رسول روشن استاد دانشگاه شاهد با اشاره به اين نكته كه نياز جنسى مثل ديگر نيازهاى انسان اگر به خوبى هدايت نشود منجر به اختلالات مى‌شود درباره انواع اختلالات جنسى مى‌گويد: «اختلالات جنسى انواعى دارند كه برخى از آن نپذيرفتن هويت جنسى، اختلال در كاركرد‌هاى جنسى در زمينه ميل جنسى، ارضاى ميل جنسى (ارگاسم) و زود انزالى و درد جنسى در زنان هستند».

 

وى با تاكيد بر پيشگيرى به جاى درمان مى‌گويد: «بهتر است به جاى اينكه به درمان اختلال جنسى بپردازيم پيشگيرى كنيم كه لازمه آن آموزش جنسى است. براى تربيت جنسى از زمان كودكى و زمان شيرخوارى دستورات دينى فراوانى داريم. در ازدواج در جامعه ما ضعفى است ما دست دو جوان را در دست هم مى‌گذاريم بدون اينكه به آنها آموزش داده باشيم. جامعه ما جامعه بازى نيست و محدوديت‌هايى دارد كه در بعضى جاها افراط آميز است. بايد به جوان بياموزيم كه ارتباط بيش از آنكه جنبه جسمى‌ داشته باشد جنبه روانى و عاطفى دارد. بايد به جوانان ويژگى‌هاى زنان و مردان آموزش داده شود. گاهى بحث آگاهى را كه مطرح مى‌كنيم بعضى تصورشان اين است كه مى‌خواهيم اشاعه فساد كنيم اما منظور از آگاهى دادن، اطلاعات در زمينه رفتار و اخلاق جنسى، ويژگى‌هاى عاطفى و روانشناختى زن به مرد و بالعكس و اينكه چگونه مى‌توان تضادها را به وحدت و يك انسجام عاطفى تبديل كرده است».

 

دكتر روشن معتقد است بسيارى باورهاى ما پيش از اينكه دينى و علمى‌ باشد عرفى و مطابق با باورهاى ساخته و پرداخته و به نوعى خرافات است. اينها را بايد از هم جدا كنيم. انديشمندان و مسئولان بايد پاسخگوى نيازهاى طبيعى و فطرى انسان‌ها باشند و اين پاسخگويى بايد در دو مرحله صورت گيرد يكى اينكه جنبه‌هاى تئوريك و نظرى اين معضل را بشكافند و در كنار آن به جامعه برنامه ارائه دهند. در حال حاضر ما تنها يك برنامه داريم. نقص و نه اثبات. الان مى‌گوييم كه توجه جوانان را به كارهاى علمى، اوقات فراغت و ورزش و... جلب كنيم اما راهى كه بتواند مسائل جنسى را حل كند ارائه داده نشده است.

 

در حال حاضر بسيارى از خانواده‌ها براى مشكلات جنسى به مراكز مراجعه نمى‌ كنند و اصلاً از آن حرفى نمى‌ زنند و بنابراين مشكلات جنسى پوشيده است و نمى‌ توان از آن آمار دقيقى ارائه داد.در بررسى ميزان رقابت جنسى در كاركنان زن دانشگاه علوم پزشكى كرمانشاه در سال ۸۴ كه توسط كتايون اسماعيلى انجام شد مشخص گرديد ميانگين سن افراد ۷/۳۷ سال بوده است. ۹۱ درصد كارشناس و بقيه كاردان يا كارشناسى ارشد بودند. ۲۳ درصد از كاندوم استفاده مى‌كردند، ۵۴ درصد همسران افراد داراى مدرك كارشناسى بوده اند، ۳/۹۷ درصد افراد داراى اتاق خواب جداگانه بودند و ۷۸ درصد زنان و ۸۰ درصد مردان در كلاس‌هاى آموزش قبل از ازدواج شركت نكرده بودند، ۶۰ درصد زنان جهت رابطه جنسى پيشقدم نمى‌ شدند و رضايت جنسى زنان در پژوهش انجام شده در حد متوسط بوده است.از اين نقطه نظر رفتار جنسى افراد با متن زيستى كه در آن زندگى مى‌كنند بسيار مرتبط است.

 

اين نكته در پژوهش دكتر اكرم خمسه در بررسى ارتباط ميان رفتار جنسى و طرحواره‌هاى نقش جنسيتى در دو گروه از دانشجويان متاهل مشخص شده است. در اين پژوهش آمده است رفتار جنسى جنبه مهمى‌ از كيفيت زندگى زناشويى است كه تركيبى از مفاهيم و نگرش‌ها، احساسات و فعاليت‌ها است و زنانگى و مردانگى را مجموعه‌اي از باورهاى فرهنگى تعريف مى‌كند. از لحاظ جنسى بين زنان و مردان بيشتر شباهت است تا تفاوت اما از لحاظ ارضاى جنسى مردان با ۹۰ درصد بيشتر از زنان رضايت جنسى دارند و زنان به ميزان ۶۰ درصد نسبت به مردان آزردگى و رنجش از رابطه جنسى شان بيشتر است. در همين رابطه زنانى كه الگوهاى كليشه‌اي زنانه مثل (عاطفى بودن، ملايم بودن و حساس بودن) را دارند نارضايتمندى آنها از رفتارهاى جنسى در خانواده‌ها بيشتر است برعكس آنها كه از الگوهاى انعطاف پذير زنانه و مردانه استفاده مى‌كردند رضايتمندى بيشترى داشتند.دكتر خمسه تاكيد مى‌كند بايد بر آموزش‌هاى قبل از ازدواج و با نگاه ويژه بر رفع بر كليشه‌هاى جنسيتى كار كنيم.

 

وى معتقد است يك رابطه جنسى خوب با يك برنامه ريزى، يادگيرى و گفت وگو توام است و اينكه رابطه جنسى بايد به طور ذاتى با مهارت و خبرگى توام باشد غلط است.

 

گفتن از بايدها به جاى نبايدها

واقعيت قضيه: «در حال حاضر در جامعه افراد مختلف ديدگاه‌هاى متفاوت دارند همه معتقدند مشكل وجود دارد ولى وقتى مى‌خواهند آن را مطرح كنند فرهنگ ما جلو مى‌آيد و باعث مى‌شود به عنوان مسئله زشت از طرح آن عقب نشينى كنند. ما در حالت تضاد درونى هستيم».

 

دكتر سيدكاظم فروتن، دبير كنگره علمى‌ مشكلات جنسى و خانواده و متخصص كليه در ادامه تعريف واقعيت قضيه مى‌گويد: «متاسفانه در دانشگاه‌ها هم خيلى كمرنگ به بحث مشكلات جنسى پرداخته مى‌شود خيلى وقت‌ها در كلاس درس سريع از آن رد مى‌شوند چون نه استاد آمادگى صحبت از آن را دارد و نه دانشجو آمادگى پذيرش اين مطالب را».

 

مطابق با نتايج يك تحقيق مشاهده شده مرگ و مير افراد داراى نارسايى قلبى كه سلامت جنسى آنها برقرار است ۵ برابر كمتر از افراد داراى نارسايى قلبى است كه سلامت جنسى ندارند.به علت نبود مراكز درمانى تخصصى در كشور براى درمان اختلالات جنسى آئين نامه‌اي با همكارى مسئولان معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان و اساتيد دانشگاه‌ها تنظيم شده .

اين آئين‌نامه در زمينه راه اندازى كلينيك‌هاى تخصصى بهداشت و سلامت خانواده زيرنظر دانشگاه علوم پزشكى كشور است.در حالى كه در اكثر كشورهاى دنيا آموزش جنسى را در مدارس از مقطع راهنمايى آغاز مى‌كنند در كشور ما در آخرين سال دبيرستان اين آموزش داده مى‌شود و پس از اولين كنگره مشكلات جنسى وزارت بهداشت اقدام به برگزارى دوره‌هاى آموزش قبل از ازدواج در مراكز بهداشتى و درمانى كرده است.

 

دكتر فرهاد جعفرى متخصص پزشكى اجتماعى كه بررسى را در مراكز درمانى داشته است مى‌گويد: «كيفيت كلاس‌هاى آموزشى در مراكز بهداشتى درمانى بسيار پايين است و آموزش‌ها بسيار سطحى و ابتدايى است و زوج‌ها هم تنها براى اينكه آزمايش‌هاى قبل از ازدواج را انجام بدهند و زودتر كارشان به انجام برسد دوره‌اي را مى‌گذرانند و مى‌روند. ما هنوز براى طرح برخى مسائل مشكل داريم مثلاً من در جلسه‌اي كه براى عده‌اي معلم صحبت مى‌كردم متوجه شدم هنوز ظرفيت لازم وجود ندارد. كاندوم انگار كلمه‌اي است كه اسم آن را نبايد گفت. در حالى كه الان دنيا با آنومى‌ ايدز روبه رو است و دنيا تنها برايش يك دو راه پيدا كرده است، آموزش بهداشت و كاندوم. ما مى‌توانيم به درستى از آن حرف بزنيم».

 

دكتر فروتن معتقد است: «ما هميشه روى نبايدها كار كرديم و چيزى به نام بايد جايش نگذاشتيم. بالطبع جوان ما ممكن است نياز طبيعى اش را ناسالم اشباع كند. پس به جاى حل مشكلات به طور طبيعى آنها را ريشه يابى كنيم».

 

دانشگاه شاهد و تنها دانشگاه شاهد

متولى برگزارى كنگره مشكلات جنسى و خانواده‌ها مثل بار قبل تنها دانشگاه شاهد بود. دكتر جعفرى دراين باره مى‌گويد: «به تصور زدن اتهام هيچ كس دنبال اين موضوعات نرفته و نمى‌رود. اين يك موضوع حساس است و ممكن است برچسب‌هايى به افراد زده شود. همين باعث شد دانشگاه شاهد متولى برگزارى كنگره باشد. شايد اگر دانشگاه شاهد سراغ اين موضوع نمى‌رفت هيچ كس تا ۲۰ سال ديگر هم اين موضوع را مطرح نمى‌ كرد. در حال حاضر در سطح بالا همه حمايت مى‌كنند اما موضوع اين است كه چگونه اين موضوعات را به سطح جامعه ببريم تا گاردى ايجاد نشود و حساسيتى در مردم به وجود نيايد».

 

منبع: روزنامه شرق

 

_________________

به اطرافت نگاه کن:نشانه هاي زيادي وجود دارند که به کشفيات تازه اشاره مي کنند.

 

 

 

 

 

 

 

کارشناسان در نشست تخصصی بررسی سلامت جنسی دختران تاکید کردند:

فاجعه در روابط دختران و پسران

 

 

 

مریم میرزا

 

همایش «آونگ‌های بی صدا» درباره سلامت جنسی دختران در حالی از سوی خانه شهریاران جوان، یک‌شنبه هفدهم آذر، برگزار شد، که در آن بیش از هر چیزی به تشویق هر چه بیشتر دختران جوان به ازدواج و تشکیل خانواده پرداخته شد. با این همه، این همایش دری را گشود بر طرح بسیاری از سوال‌های بی جواب دختران جوان حاضر در سالن، که در طول سخنرانی و پس از آن، کتبی و شفاهی سعی داشتند که ابهامات خود را ابهاماتی که تا به حال مهر سکوت خورده بود، برطرف کنند. در این همایش، یک روانشناس، رفتارشناس جنسی و دکترای علوم قرآنی، هر یک از دیدگاه رشته خود به سخنرانی پرداختند.

 

کنترل، عشق نیست

 

موسیقی پاپ، سالن شماره 2 شهریاران جوان را که در پارک ورشو قرار دارد، به هوا برده است. بیشتر صندلی‌ها توسط دختران بسیار جوانی که به نظر می‌رسد دانش آموز باشند، پر شده اند. اما یکی از مسئولان تاکید می‌کند که :«نه، همه دانشجو هستند». با اینکه در دعوت نامه مراسم چیزی قید نشده بود، اما اینجا از ورود مردان، حتی خبرنگاران و عکاسان مرد، به داخل سالن ممانعت به عمل می‌آید. این در حالی است که حضور چند دختر بچه در سالن حتی اعتراض ضمنی یکی از سخنران‌ها را هم به همراه دارد.

 

دکتر‌ بختیاری، روانشناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی، اولین فردی است که به روی سن می‌رود. او که بسیار با هیجان و نمایشی با دختران حاضر در سالن گفت و گو می‌کند، سعی می‌کند بیشتر از خود دختران در تایید حرف‌هایش کمک بگیرد:«بحث من، بحث روابط سالم است که مقدمه‌ای است بر ..»، دختران پاسخ دادند:«بر ازدواج» و او تاکید کرد:«بر انتخاب همسر».

 

بختیاری ادامه داد:«شعار ما این است که درنگ کنید، فکر کنید، گفت و گو کنید». او همچنین در توضیح رفتار جنسی گفت:«فقط جسمانی نیست و ابعاد روانشناختی- اجتماعی نیز دارد. فرهنگ‌های مختلف، دید مختلفی به آن دارند ولی می‌توان به طور کلی گفت، صرفاً در رابطه طولانی مدت است که در آن یک زن و یک مرد، درگیر مسایل عاطفی می‌شوند و صرفاً هم بحث لذت مطرح نیست». او نتیجه گرفت:«بنابراین رفتار جنسی، درون ازدواج است که خوب می‌تواند اتفاق بیفتد، چون رابطه طولانی مدت است».

 

این استاد دانشگاه سپس از حاضران پرسید:«با چه کسی ارتباط برقرار کنیم برای ازدواج؟» و خود پاسخ داد:«با کسی که باورهای یکسانی با ما داشته باشد، احترام دو جانبه وجود داشته باشد، نخواهند همدیگر را شبیه هم کنند، مثلا نباید مدل رابطه، من می‌گویم، تو گوش کن باشد، دوست داشته باشند زمان خود را با هم سپری کنند، احساس اطمینان و اعتماد در رابطه وجود داشته باشد و هر دو طرف کمک کنند به هم تا رشد کنند، اگر یکی گفت نباید بروی دانشگاه و باید مدام در خانه باشی، این یک رابطه درست نیست، یا اگر آن یکی گفت نباید شغل جدید بگیری چون ممکن است در آنجا زن دیگری را ببینی این رابطه...؟» دختران در سالن جواب دادند:«درست نیست».

 

بختیاری افزود: «باید با کسی در ارتباط بود، که بتواند مرزهای ما را درک کند و به انتخاب‌های ما احترام بگذارد، آدمی ‌‌که بداند چطور عواطف خود را نشان دهد، مثلا دعوا بکند و بگوید چون دوستت دارم دعوا می‌کنم. با آدمی ‌باشیم که هدف داشته باشد».

 

این روانشناس، سپس از حاضران خواست که سه هدف اصلی خود در زندگی را بنویسند و تاکید کرد: «تا خودتان هدف نداشته باشید، نمی‌توانید با شخصی باشید که او در زندگی‌اش هدفمند حرکت می‌کند».او سپس به بحث پرهیزگاری پیش از ازدواج وارد شد و آن را موضوع روز همه دنیا اعلام کرد:«چرا که تحقیقات نشان داده نیمی از جوانان که درگیر می‌شوند در رابطه عاطفی، حاضرند هر کاری انجام بدهند که طرف را از دست ندهند، پس احترام وجود ندارد و 61 درصد چنین جوانانی، احساس خوبی نسبت به خود ندارند».او سپس به تعریف عشق پرداخت و گفت: «روانشناسی می‌گوید که عشق یک مثلث است. سه ضلع این مثل تعهد، صمیمیت و روابط شهوانی است. یعنی اگر تعهد و صمیمیت نبود، این عشق نیست». بختیاری ادامه داد:«عشق رمانتیک، فقط بر شهوت و هیجان تاکید می‌کند، که فقط می‌توان در فیلم‌ها پیدایش کرد. در دنیای واقعی عشق در یک رابطه واقعی و در طولانی مدت شکل می‌گیرد».

 

او درباره اینکه چه روابطی «بد » است و باید از آنها پرهیز کرد گفت: «ارتباطاتی که در آنها سوءرفتار وجود دارد، مثلا فرد می‌گوید من به تو علاقه دارم برای همین باید همیشه در کمد باشی تا کسی تو را نبیند، یعنی رابطه‌ای که در آن کنترل وجود دارد. همچنین رابطه‌ای که در آن شریکت تو را تهدید می‌کند. رابطه‌ای که در آن پرخاشگری وجود دارد. رابطه‌ای که در آن شما تحت فشار قرار می‌گیرید که رابطه جنسی برقرار کنید».

 

او در ادامه درباره «رابطه‌های بد» افزود: «به آدمی که یک دفعه ابراز عشق می‌کند، باید مشکوک بود. اینکه یک نفر در خیابان شما را می‌بیند و می‌خواهد بیاید خواستگاری‌تان مشکوک است. نگویید از من خوشش آمده، از خودتان بپرسید در یک نگاه از چه چیز شما خوشش آمده است؟».این استاد دانشگاه ادامه داد: «آدمی ‌که تهدید به آزاررسانی به خود می‌کند، آدمی که نمی‌پذیرد شما می‌توانید رابطه را تمام کنید، آدمی که رفتارهای شکست خورده گذشته خود را به گردن دیگران می‌اندازد، آدم مناسبی برای ارتباط نیست».

 

او در انتها دوباره به سه هدفی بازگشت که ساعتی پیش از دختران تقاضا کرده بود بنویسند و گفت: «سه هدف فرد بزرگسال باید آموزش و یادگیری، ازدواج و بچه دار شدن باشد». و توضیح داد: «مطالعات نشان داده که بهترین روش هم این است که اول درست را بخوانی و بعد ازدواج کنی و بچه دار شوی».

 

او دوباره به بحث پرهیزگاری پیش از ازدواج وارد شد و در حالی که اشاره می‌کرد آمارها نشان دهنده بالا رفتن سن ازدواج در ایران هستند، دوباره تاکید کرد: «پرهیزگاری پیش از ازدواج باعث می‌شود که سلامت روانی افراد حفظ شود. از نظر اقتصادی و اجتماعی با ثبات تر شود و ازدواج با ثبات‌تری هم داشته باشد».

 

48 ساعت، میانگین زمانی آشنایی

تا رابطه جنسی

 

سخنران بعدی که در همایش «آونگ‌های بی‌صدا» سخن گفت، دکتر مرقاتی خویی، متخصص رفتارشناسی جنسی، بود. او ابتدا این سوال را از دختران کرد که: «چه کسی خودش را خوب می‌شناسد؟» و به دختری که دست بالا کرده بود، گفت: «از خود جنسی ات چه می‌دانی؟» که با پاسخ «هیچ» روبه‌رو شد و توضیح داد: «خود جنسی، بخش بزرگی از هویت شما است و کسی که می‌گوید خودم را خوب می‌شناسم، باید خود جنسی خودش را هم به خوبی بشناسد».

 

او گفت: «اولین سازمانی که افراد را تربیت جنسی می‌کنند، والدین هستند که متاسفانه برخی از خانواده‌ها استراتژی خاصی برای چنین تربیتی ندارند». و افزود: «تربیت جنسی یعنی اینکه هر سوالی درباره هویت جنسی و ارگان‌های جنسی خود دارید بپرسید و جواب بگیرید».

 

این رفتارشناس جنسی سپس به توضیح درباره بکارت، محرک‌های جنسی و بیماری‌های جنسی پرداخت:«در کشورهای غربی که می‌توانند از این مسایل سخن بگویند، تحقیقات خوبی هم شده است. تحقیقات در آنجا نشان می‌دهد که 19 میلیون از بیماری‌های جنسی، عفونت‌ها هستند. 50 درصد عفونت‌ها مربوط به جوانان 15 تا 24 سال است. و یک چهارم دختران نوجوان حداقل یکی از این بیماری‌ها را دارند». خویی توضیح داد: «این در جایی است که اطلاع رسانی می‌شود و همه جوانان آگاه هستند، حالا فکر کنید که این آمار چقدر می‌تواند بیشتر باشد در جایی که اطلاعاتی در دست نیست و صرفاً خنده و شرم جای هر چیزی را در رابطه با اطلاع‌رسانی درباره مسایل جنسی می‌گیرد».

 

او افزود: «کج فهمی که درباره مسایل جنسی داریم، باعث می‌شود که اگر علایمی مبنی بر وجود عفونت یا بیماری ببینیم با کسی صحبت نکنیم و برای درمانش اقدامی هم انجام ندهیم، این در حالی است که خیلی از زنان اصلاً نمی‌دانند که عفونت دارند».

 

خویی در توضیح روابط سالم گفت:«حداقل مدت زمانی حدود شش ماه برای رسیدن به رابطه جنسی، در یک رابطه سالم باید زمان صرف شده باشد». و ادامه داد: «اما مطالعات ما نشان داده که میانگین فاصله زمانی بین اولین آشنایی جوانان و نوجوانان و برقراری رابطه جنسی، 48 ساعت است و این فاجعه است».

 

در انتها نیز دکتر عبدالباقی، دکترای علوم قرآنی، به صحبت درباره روابط جنسی پرداخت. او با بیان اینکه:«تربیت جنسی، بر می‌گردد به تربیت کلی‌تری که دختر شده باشد،» سه الگو برای دختران معرفی کرد و به توضیح آیات قرآن درباره رفتارهای آنها پرداخت. این استاد علوم قرآنی، حضرت مریم، دختران شعیب و خواهر موسی را الگوهای جامعی دانست برای آنکه دختران بتوانند در روابط خود با خودشناسی و توجه به آیات قرآن، راه درست را اتخاذ کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

نويسنده:محمد باقر پورامينى

تربيت جنسى در سيره نبوى

خبرگزاري فارس: در اين مقاله، پس از آشنايى با مفهوم تربيت جنسى، به بررسى شيوه‏هاى تربيتى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در سالم سازى تمتعات جنسى مرد و زن و حذف شيوه‏هاى غلط و ناشايست جنسى مى‏پردازيم.

 

درآمد

 

تربيت جنسى به حكم نيروى فوق العاده غريزه جنسى، از مهمترين بخشهاى رفتار شناسى اخلاقى است و درباره اين موضوع، نظرات و ديدگاه‏هاى مختلفى طرح گرديده و ساز و كارهاى متعدد و گاه متضادى ارايه شده است؛ از جمله بسيارى از مكاتب و نظام‏هاى تربيتى سكولار، با تكيه بر مبناى اصالت لذت، اصالت سودگرايى، اصالت وجدان و يااصالت جامعه، با نفى دين و ديدگاه دينى به اين موضوع پرداخته‏اند، آنان ريشه رفتارهاى اخلاقى را در عقلانيت جستجو مى‏كنند.(1)

در برابر، حضور هدايت گرايانه پيامبران الهى و امامان معصوم، تبيين كننده ضرورت نقش دين در تمام عرصه‏ها به منظور فراهم آوردن زمينه رشد و اعتلاى فراگير انسان بوده است، در اين مورد مى‏توان از حضور فراگير پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ياد كرد؛ ايشان هدف مبعوث شدن و محور ماموريت آسمانى خويش را تثبيت، تتميم و تكميل ارزش‏ها و رفتارهاى اخلاقى مى‏دانست(2)، او مى‏كوشد آن دسته از قابليت‏هاى درونى را كه دستمايه انسان براى رسيدن به اوج كرامت، بزرگ منشى و خدا گونه شدن است، شكوفا كند و زمينه بروز آنها را فراهم آورد.(3) در راستاى تحقق اين رسالت، سمت و سو دهى صحيح و سالم به تمايلات جنسى مرد و زن را نيز در زمره آن دانست.

در اين مقاله، پس از آشنايى با مفهوم تربيت جنسى، به بررسى شيوه‏هاى تربيتى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در سالم سازى تمتعات جنسى مرد و زن و حذف شيوه‏هاى غلط و ناشايست جنسى مى‏پردازيم.

 

چيستى تربيت جنسى

 

تربيت(4) شاخه‏اى از علوم تجربى انسان است كه به مجموعه عادات فكرى كه بايد كسب شود و مجموعه خصايل اخلاقى كه بايد رشد كند، اطلاق مى‏شود.(5) همچنين مى‏توان تربيت را به فرايندى از آموزش و پرورش اطلاق كرد كه طى آن تلاش مى‏شود به مخاطب در جهت شكوفا سازى استعدادهاى و قابليت‏هاى درونى‏اش كمك شود.

 

جنسيت يا تمايل جنسى(6) در يك معنا فعاليت شهوانى است كه موجب جذب يك جنس در مقابل جنس ديگر شده، به لذت يا توليد مثل منجر شود، و در معناى ديگر مفهوم زيست شناسى جنسى را در بر مى‏گيرد؛ يعنى همان اندام جنسى مردانه يا دستگاه تناسلى زنانه.(7)

 

«تربيت جنسى» در يك معناى فراتر از احساس جنسى، به رشد شخصيت اجتماعى، اخلاقى و فرهنگى افراد نيز نظر دارد و در اين مقاله با الهام از سيره نبوى، به نوعى فرآيند زمينه سازى و به كارگيرى شيوه‏هايى براى ايجاد صفات و رفتارهاى جنسى سالم و زدودن صفات و رفتارهاى جنسى ناشايست در انسان مى‏پردازيم.

 

ميل جنسى؛ وادادگى يا دلدادگى

 

بلوغ مهمترين رويداد تاريخ جنسى هر فرد در دوران نوجوانى است و طى آن تحولاتى سريع و ناگهانى در رشد جسمانى، فيزيولوژيك و روانى تحقق مى‏يابد، و مى‏توان ظهور جوانه‏هاى بلوغ را مرحله‏اى از تكامل آدمى انگاشت كه در آن، دستگاه جنسى، نظام كلى دفع داخلى و عموما اندام فرد بازسازى مى‏شود.(8) بلوغ جنسى با ترشّح غدد جنسى و ظهور ويژگيهاى ثانوى جنسى از قبيل رويش موهاى زايد و فعاليت غدد عرق در زير بغل و برخى از آثار اختصاصى دو جنس مشخص مى‏شود، پسران با احتلام و دختران با شروع قاعدگى به اين مرحله از رشد، قدم مى‏گذارند.(9) با وجودى كه بلوغ جنسى در دختران زودتر از پسران شروع مى‏شود ليكن پسران پس از بلوغ بيشتر از دختران خواستار اوج لذت جنسى هستند.(10)

 

آنچه مى‏توان بر آن تكيه كرد اين است كه ميل جنسى و گرايش به لذت بردن از اين غريزه فطرى و خدادادى با آغاز بلوغ، در تمام دختران و پسران وجود دارد و به عنوان يكى از نيرومندترين غرايز انسان بشمار مى‏آيد، به گونه‏اى كه نوجوان و جوان خود را در چنگال قوى اين غريزه به نوعى بى‏دفاع، ناتوان و آن را خارج از اراده و اقتدار شخصى احساس مى‏كند.

 

براستى، در برابر اين «نياز» جنسى چه بايد كرد؟

 

دورى و پشت پا نهادن بدان، يا گرايش به ارضاى آن، خواه به هر وسيله ممكن و يا در چهار چوب بايدها و نبايدهاى ترسيمى از سوى دين؟

 

در مسيحيت به نوعى در جهت سركوب شهوت جنسى گام برداشته شده است و رهبانيت و دورى از زن را توصيه مى‏نمايند، در اين ديدگاه، ارباب كليسا با پليد انگاشتن رابطه جنسى، به صورتى افراطى به محدود كردن اين امر پرداخته‏اند.(11) اين نگرش منفى به علاقه جنسى، در آيين‏هاى ديگر نيز به چشم مى‏خورد؛ آن‏گونه كه برتراند راسل مدعى است كه «در همه آيين‏ها، نوعى بدبينى به علاقه جنسى وجود دارد، مگر در اسلام كه هرگز آن را پليد نشمرده است.»(12) البته چنين نگرش منفى به اميال جنسى به نوعى در ميان برخى از مسلمانان نيز وجود داشت كه رسول خدا با نفى رهبانيت و دورى از ازدواج(13)، در زدودن آن تلاش كرد.

 

در نقطه مقابل، نظريه پردازانى چون زيگموند فرويد(14) با اصل انگارى لذت بى‏حد و مرز، انسان را در جهت ارضاى كامل جنسى با هر شكل ممكن آزاد گذارده‏اند، فرويد معتقد بود كه مهار غرايز و عدم ارضاى شهوات جنسى، عقده‏هاى روانى را ايجاد مى‏كند و براى آرام سازى غرايز بايد به اشباع بى‏حد و حصر آن پرداخت؟!! سيماى كنونى غرب به نوعى ترسيم كننده اين ديدگاه است.(15) هر چند كه منتقدان جدى نيز همچون اريك فروم، يونگ و هورناى در برابر فرويد موضع گرفته، به نقد ديدگاه وى پرداخته‏اند.

 

اين نوع نگاه به اميال جنسى به نوعى اسير شدن در برابر خواستهاى شهوانى و دورى از سعادت و كمال است و چون اميال آدمى در مرحله معينى توقف ندارد و همواره او را به جلو سوق مى‏دهد، به كاميابى محدود و معقول قانع نمى‏شود و سرانجام آدمى را در دامى بزرگ و نابودى گرفتار مى‏سازد. از اين رو پيامبر در برابر اين دلدادگى محض و تسليم به خواسته‏هاى آزادانه و حريم شكنانه جنسى ايستادگى نمود و انسان را تشويق به تامين و پاسخگوئى سالم نياز جنسى، رهنمون ساخت.

 

كاميابى جنسى

 

غريزه جنسى يك اصل و واقعيت پذيرفته شده‏اى است كه مانند تشنگى، گرسنگى و ساير نيازها، در جهت ارضاء، وجود آدمى را به فعاليت وا مى‏دارد و او را تا حصول نتيجه برمى‏انگيزد.

 

براى ارضاى اين غريزه، شيوه‏هاى مختلفى وجود دارد؛ برخى از آنها مانند ازدواج (خواه دائم يا موقت) با طبيعت انسانى موافق و سازگار است. پاره‏اى ديگر مغاير با طبيعت بشر و فلسفه آفرينش اين غريزه مى‏باشد كه به آن انحراف جنسى مى‏گويند.

 

رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بر حق طبيعى انسان در بهره گيرى از لذت جنسى تاكيد داشتند و تامين اين نياز را با رعايت حريم‏ها و حدود تعريف شده، توصيه مى‏فرمودند. آن حضرت ضمن تشويق به تاهل و ازدواج كردن، به تنظيم و تعديل علاقه جنسى و رعايت اخلاق جنسى سفارش مى‏نمود. زيرا تكيه بر نظام اخلاقى و معنوى، خويشتن‏دارى و كنترل تمايلات جنسى، در فرهنگ اسلامى تا پيش از مرحله ازدواج، اصلى مهم است، تا پس از سپرى شدن دوران نوجوانى و ورود به جوانى به ازدواج اقدام كرده و ضمن بهره جستن از اين لذت، حيات جنسى خويش را در مسير صحيح مستقرسازد.

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ازدواج را وسيله‏اى براى كامجويى سالم لذت جنسى و ارضاى نياز جنسى، عفت و سلامت فرد و جامعه مى‏دانست و مى‏فرمود:

 

«ازدواج بهترين وسيله براى حفظ و فروهشتن نگاه شهوانى، عفت جنسى، پاكدامنى وشرافت انسانى است.»(16)

 

بنابه فرمايش اميرالمؤمنين، رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فراوان اين جمله را مى‏فرمود:

 

«هر كس دوست دارد از سنت من پيروى كند، ازدواج نمايد، زيرا ازدواج از سنت من است.»(17)

 

ايشان با ازدواج هر يك از ياران، خرسند مى‏گشت و پس از اطلاع، درباره او چنين مى‏فرمود: «دينش كامل شد.»(18)

 

حضرت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تجرد را پليد مى‏شمرد و بدترين مردم را عزب‏ها و مجردانى مى‏دانست كه توان ازدواج دارند وليكن بدان روى نمى‏آورند(19)، بى‏شك چنين واكنشى بجا و شايسته است چون روى گردانى از ازدواج، ضمن آسيب رسانى به روح و جسم آدمى، تهديدى براى جامعه نيز به شمار مى‏آيد. روزى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به توصيف قيامت براى مردم پرداخت، مخاطبان از اين سخنان به شدت متاثر شده، گريه كردند. دو نفر از مسلمانان به منزل عثمان بن مظعون آمده و با يكديگر قرار گذاشتند تا روزها روزه بگيرند و شب‏ها عبادت كنند، در بستر نخوابند، گوشت نخورند، با زنان نزديكى نكنند، عطر استمعال ننمايند و... حتى بعضى تصميم گرفتند آلت رجوليت خود را قطع كنند! وقتى اين خبر به پيامبر رسيد، فرمودند: من به چنين روشى مامور نيستم. آن گاه فرمودند: «من هم عبادت مى‏كنم، گوشت مى‏خورم و سراغ زنان مى‏روم. هر كس از سنت من اعراض كند از من نيست.»(20)

 

جوانى از اهالى مد ينه به نام عكّاف مى‏گويد:

 

روزى خدمت رسول خدا رسيدم؛ حضرت فرمود: عكاف! زن دارى؟ گفتم: نه؛ فرمود: آيا در اين‏باره مشكلى دارى؛ گفتم خير، فرمود: تو كه سالم و توانگرى. گفتم: آرى بحمداللّه، فرمود: در اين صورت تو از برادارن شيطانى، يا بايد از راهبان مسيحى باشى، و اگر مسلمانى، بايستى مانند مسلمانان رفتار كنى.(21)

 

رسول خدا براى دگرگونى فرهنگ غلط برخى از ياران، «زنان را وسيله و كانون آرامش» مى‏شمرد(22) و به نوعى بر اين نكته تصريح مى‏كرد كه «از اخلاق پيامبران دوست داشتن زنان است».(23) ايشان در حديثى چنين فرمودند كه «لذتم در زنان قرار داده شده است»(24) اين سخن و روش پيامبر به واقع تفسير حقيقى اين آيه است كه فرمود:

 

«و من ءايته أن خلق لكم مّن أنفسكم أزوجا لّتسكنوا اليها و جعل بينكم مّودّة و رحمة انّ فى ذلك لأيت لّقوم يتفكّرون؛ از نشانه‏هاى او اينكه از (نوع) خودتان همسرانى براى شما آفريد تا با آنها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين (نعمت) براى مردمى‏كه مى‏انديشند قطعا نشانه‏هايى است.»(25)

 

كنترل جنسى

 

عفت و پاكدامنى عمومى به دليل سالم سازى عرصه‏ها و فعاليت‏هاى اجتماعى به عنوان يكى از برترين خصلت‏ها بشمار آمده است. رسول گرامى‏اسلام اصل عفت را به عنوان يك ارزش در جامعه رواج داد و بر پاكدامنى زن و مرد مسلمان و دورى از آلودگى و فحشا پاى فشرد و طنين روح بخش كلام الهى را برايشان بازگو كرد و مؤمنان را مصداق اين آيه قرآنى دانست كه «دامن خود را (از ناپاكى) حفظ مى‏كنند.»(26)

 

عفت جنسى در نظر پيامبر اسلام، بسيار تأكيد شده است، بدان حد كه رسول خدا آن را محبوبترين پاكى نزد خداى تعالى دانسته(27)، انسان با عفت را نيز در گروه محبوبان الهى مى‏شمرد.(28)

 

آن حضرت آرامش و آسايش را از آثار عفت مى‏دانست(29) واز بى‏عفتى امت خود بيم داشت(30) و آنان را از دوزخى شدن به سبب بى‏عفتى جنسى برحذر مى‏داشت.(31)

 

در فرهنگ تربيتى پيامبر اسلام، عفت جنسى داراى گستره‏ى وسيعى است و شامل كاستن روابط بى‏مورد ميان مرد و زن نامحرم، و همچنين لزوم پوشش براى بانوان و پرهيز از چشم چرانى مى‏شود.

 

نگاه شهوت آلود، بذر شهوت را در دل مى‏افشاند(32) و رسول خدا نگاه شهوانى را تيرى مسموم از تيرهاى شيطان مى‏دانست.(33) قرآن كريم نيز به مردان و زنان مؤمن چنين توصيه مى‏كند:

 

«قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم انّ اللّه خبير بما يصنعون و قل للمؤمنات يغضضن من أبصار هنّ و يحفظن فروجهنّ؛ به مردمان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه اين براى آنان پاكيزه‏تر است، زيرا خداوند به آنچه مى‏كنند آگاه است و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را از هر نامحرمى فرو بندند و پاكدامنى ورزند.»(34)

 

در شأن نزول صدر آيه 30 نقل شده است كه روزى در مدينه، مرد جوانى از انصار، زن زبيايى را ديد كه مانند رسم جاهليت روسرى خود را از روى گوش گذارنده و بر پشت افكنده بود و خرامان راه مى‏رفت از مقابل جوانى گذشت و مرد جوان كه نگاهش سخت معطوف به او گشته بود، به دنبال وى وارد يكى از كوچه‏هاى مدينه شد ناگاه استخوان يا شى‏ء تيزى كه داخل ديوار بود، صورت او را دريد. وقتى آن زن دور شد، جوان متوجه شد كه خون از چهره‏اش فرو مى‏ريزد. با خود گفت: سوگند به خدا، نزد رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏روم و او را از اين ماجرا آگاه مى‏سازم. وقتى جوان به حضور پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسيد، حضرت از علت جراحت صورت او پرسيد. جوان ماجرا را بيان كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد «قل للمؤمنين يغضّوا.»(35)

 

رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره چشم چرانى زنان و مردان متاهل مى‏فرمايد:

 

«خشم خدا نسبت به زن شوهردارى كه ديدگانش را به غير همسرش يا به نامحرمان بدوزد، شديد است. در اين صورت خداوند همه اعمال او را بى‏نتيجه (بدون پاداش) مى‏گرداند.»(36)

 

انحرافات جنسى

 

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هم مروّج عفت جنسى بود و هم توصيه به كاميابى مشروع و سالم مى‏فرمود و مردم را از انحرافات جنسى بر حذر مى‏داشت. از جمله اين انحرافات كه آسيب‏هاى شديدى بر فرد و جامعه وارد مى‏سازد، مى‏توان از نمونه‏هايى ذيل ياد كرد:

 

1 ـ زنا: آميزش جنسى ميان مرد و زنى كه از نظر شرعى پيمان زناشويى نبسته‏اند، زنا خوانده مى‏شود. اين نوع رابطه جنسى، راهى زشت و ناروا دانسته شده و همگان را به دورى از آن توصيه شده‏اند.(37) رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مسلمانان را از چنين ارتباط نامشروعى برحذر مى‏داشت. ايشان آلودگى به اين گناه را سبب جدا شدن روح ايمان از قلب مسلمان مى‏دانست و مى‏فرمود:

 

«اى مسلمانان! از زنا بپريزيد، به درستى كه در قرآن شش ويژگى و اثر وجود دارد: سه خصوصيت در دنيا و سه اثر در آخرت؛ اما آثار دنيوى: نور و روشنايى چهره را از بين مى‏برد، فقر را به دنبال دارد، عمر را كوتاه مى‏كند، و در آخرت موجب غضب خدا، سخت گيرى در حساب و جاويد ماندن در آتش جهنم خواهد شد.»(38)

 

براى مجازات زن و مرد زناكار صد تازيانه به عنوان «حد»پيش بينى شده است.(39)

 

2 ـ همجنس خواهى: اين نوع عمل جنسى، يك فعاليت جنسى غير طبيعى و بر خلاف فطرت آدمى‏است كه اسلام آن را تجاوز از مرز فطرت و خلقت مى‏داند.(40) شيوع بيمارى‏هاى مخربى چون ايدز (Aids)در همجنس گرايان، بيانگر غير طبيعى بودن اين عمل جنسى است.

 

بزرگترين پيامد منفى همجنس گرايى، زوال نسل و به هم ريختگى نظم اجتماعى است، از اين رو پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به شدت با عمل زشت و پليد همجنس‏گرايى در مردان (لواط) و همجنس گرايى در زنان (مساحقه) برخورد كرد.

 

آن حضرت، مردان همجنس‏باز را غضب شدگان الهى مى‏شمارد(41) و براى مسلمانان از انجام چنين عمل زشتى كه قوم لوط بدان آلوده بودند نگران بود.(42) ايشان مساحقه بين زنان را نيز به نوعى همانند لواط در ميان مردان مى‏شمارد.(43) و زنان مسلمان را از اين عمل زشت برحذر مى‏داشت.

 

3 ـ واسطه گرى: واسطه شدن ميان مرد و زن براى يك نوع ارتباط جنسى غير مشروع و حرام، زشت و از گناهان كبيره شمرده شده است و رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم چنين واسطه گرانى را لعنت فرموده است؛(44) ايشان درباره نامطلوبى چنين كارى مى‏فرمايد: «هر كس ميان زن و مردى به طور حرام واسطه گرى نمايد، خداوند بهشت را بر او حرام مى‏سازد، جايگاهش دوزخ است، و پيوسته مورد خشم خداست تا آن هنگام كه بميرد.»(45)

 

4 ـ خود ارضايى: استمناء يا خود ارضايى در پسران و دختران يكى از انحراف‏هاى جنسى است، و در منظر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، اين عمل نيز مذموم شمرده شده است.(46)

 

امروزه دانشمندان زيان‏هاى متعددى را براى استمناء ذكر كرده‏اند: از جمله مى‏توان به تحريك افراطى غدد جنسى، ضعف عمومى بدن، ضعف عصبى و عوارض روحى اشاره كرد.(47)

 

5 ـ خود نمايى: اگر حضور زنان در جامعه و در برابر ديد نامحرمان، به گونه‏اى باشد كه سبب جلب نظر ديگران شود.به نوعى خودنمايى است و چنين عملى ناپسند و انحراف شمرده مى‏شود.(48) پيامبر اكرم در اين باره مى‏فرمايد: «هر زنى كه خود آرايى كند و با بهترين لباسش از خانه بيرون رود تا اين كه مردم او را بنگرند، فرشتگان آسمان هفت‏گانه و زمين‏ها او را لعنت و نفرين خواهند كرد.»(49)

 

6. آميزش با حيوانات: چنين آميزشى نيز به عنوان يك انحراف، مذموم دانسته شده است. پيامبر بر آنانكه به آميزش با حيوانات تن مى‏دهد، لعنت فرستاده است.(50)

 

نتيجه گيرى

 

رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به عنوان هدايتگرى مهربان، با تاكيد بر وجود غريزه جنسى در آدمى، به سالم سازى و جهت دهى اشباع آن در ميان مردم پرداخت و ضمن رد انديشه‏هاى افراطى و تفريطى، ازدواج را به عنوان بهترين ساز و كار تامين نياز جنسى معرفى فرمود. آن حضرت در راستاى تثبيت ارزش‏ها و رفتارهاى اخلاقى، عطر فرهنگ عفت را در ميان مردم پراكند و همگان را بر رعايت اين مهم سفارش كرد. ايشان را از ابتلاء به انحرافات جنسى برحذر داشت. بى‏شك با درنگ و تأمل بيشتر در سيره و منش رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و تبيين صحيح آن براى مردم، خاصه نسل جوان مى‏توان نمونه‏اى زيبا از منشور «تربيت جنسى» را به جهان عرضه نمود و جامعه‏اى سالم و انسانى بوجودآورد.

 

 

در خاتمه موارد زير توصيه مى‏شود:

1) ميل‏جنسى و گرايش به لذت‏بردن از اين غريزه فطرى با آغاز بلوغ، در تمام دختران و پسران وجود دارد، سمت و سو دهى صحيح براى ارضاى اين غريزه ضرورى است.

 

2) دين، نه سركوب شهوت جنسى را توصيه مى‏كند و نه انسان را در جهت ارضاى كامل جنسى با هر شكل ممكن آزاد مى‏گذارد، بنابراين بايد در برابر خواسته‏هاى حريم‏شكنانه جنسى ايستادگى كرد، و نسل جوان را به پاسخگويى سالم نياز جنسى رهنمون ساخت.

 

3) عفت و پاكدامنى عمومى بايد به عنوان يك ارزش و فرهنگ در جامعه ترويج شود؛ زيرا التزام به اين فرهنگ مى‏تواند روابط ميان مرد و زن نامحرم را سامان دهد و پوشش مناسب براى بانوان و پرهيز از چشم چرانى را نهادينه سازد.

 

4) يكى از وظايف مهم در تربيت جنسى، آموزش واقعيت رفتارى روحى افراد از جنس مخالف است كه دقت و توجه والدين و مربيان را در اين راستا مى‏طلبد.

 

5) انحرافات جنسى، آسيب‏هاى شديدى بر فرد و جامعه وارد مى‏سازد؛ ضمن زشت انگاشتن و ناهنجار بودن آنها، مى‏بايست كاميابى مشروع و سالم توصيه نمود. ارائه الگوهاى نمادين و غيركلامى و بهره‏گيرى از زبان نامرئى بهترين شيوه مى‏باشد.

 

6) ازدواج، سالم‏ترين رويكرد براى كاميابى جنسى است كه با طبيعت آدمى و فلسفه آفرينش اين غريزه همخوانى دارد. سخت‏گيرى‏ها، توقعات و سنت‏هاى بومى غلط والدين، افكار آرمانى و گاه نادرست جوانان، سن ازدواج را به تأخير انداخته است. سخت‏گيريهاى بى‏مورد درباره ازدواج بايد تاحد ممكن كاهش يابد و خانواده‏ها شرايط را براى ازدواج مناسب فرزندانشان با سهولت و دقت فراهم آورند.

 

فهرست منابع

1 ـ امينى، ابراهيم، اسلام و تعليم و تربيت، قم، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.

2 ـ برقى، احمدبن محمدبن خالد، المحاسن.

3 ـ تميمى، نعمان‏بن محمد، دعائم الاسلام، قاهره، انتشارات دارالمعارف، ج2.

4 ـ حر عاملى، محمدبن حسن، وسايل الشيعه، قم، موسسه آل البيت، سال 4109.

5 ـ سبزوارى، محمد، جامع الاخبار، قم، موسسه آل البيت، 1414.

6 ـ شكوهى، غلامحسين، مبانى و اصول آموزش و پرورش، مشهد، انتشارات آستانقدس رضوى، 1378.

7 ـ شيخ صدوق، محمد، الخصال، قم، موسسه النشرالاسلامى، سال 1403.

8 ـ ــــــــ ، محمد، من لايحضره الفقيه، قم موسسه النشرالاسلامى، 1413.

9 ـ شيخ طوسى، محمد، الامالى، نشر دارالثقافة، سال 1414.

10 ـ طباطبائى، محمدحسين، سنن النبى، بيروت، نشر موسسه البلاغ، سال 1409.

11 ـ ــــــــ ، محمدحسين، الميزان فى تفسير القرآن، بيروت، نشر موسسه الاعلمى،سال 1420.

12 ـ كجباف، محمدباقر، روان‏شناسى رفتار جنسى، تهران، نشر روان.

13 ـ كلينى، محمدبن يعقوب، الكافى، تهران، انتشارات اسلاميه.

14 ـ كوفى، محمدبن اشعث، الجعفريات، تهران، مكتبة نينوى الحديثه.

15 ـ گروهى از نويسندگان، روان‏شناسى رشد، ترجمه رحمانيان، تهران، انتشارات آگاه،1367.

16 ـ مالينووسكى، برانيسلاو، ميل جنسى و فرونشاندن آن در جوامع نامتمدن، ترجمهمحسن ثلاثى، تهران، انتشارات اميركبير، 1355.

17 ـ محدث نورى، ميرزا، مستدرك الوسائل، قم، موسسه آل‏البيت، ج 14، سال 1408.

18 ـ مصباح، على و ديگران، روان‏شناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، قم،پژوهشكده حوزه و دانشگاه، 1374.

19 ـ مصباح، محمدتقى، فلسفه اخلاق، انتشارات اطلاعات، تهران، 1374.

20 ـ مطهرى، مرتضى، اخلاق جنسى، تهران، انتشارات صدرا، 1370.

21 ـ مجلسى، محمدتقى، روضة المتقين، تهران، نشر موسسه كوشان‏پور.

22 ـ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، الوفاء ج 70

23 ـ عبدالعظيم، المندزى، الترغيب و الترهيب، بيروت، نشر دارالاحياء التراث العربى.

* اين مقاله ترجمه و تلخيصى است از كتاب «التربية الجنسية للاطفال و البالغين»، يوسف مدن، الطبعة الاولى، بيروت: دارالمحجة البيضاء، 1416/ 1995.

--------------------------------------------------------------------------------

1. مصباح، محمد تقى؛ فلسفه اخلاق، تهران: انتشارات اطلاعات، 1374، ص197.

2. «بعثت لاتمم مكارم الاخلاق»: مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت: الوفاء، ج 70، ص372.

3. امينى، ابراهيم؛ اسلام و تعليم و تربيت، قم: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى ايران، ص12.

4. Education.

5. شكوهى، غلامحسين؛ مبانى و اصول آموزش و پرورش، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوى، 1378، ص 21.

6. Sex or sexuality.

7. كجباف، دكتر محمد باقر؛ روان شناسى رفتار جنسى. تهران: نشر روان، ص12 و 13.

8. مالينووسكى، برانيسلاو؛ ميل جنسى و فرو نشانى آن در جوامع نامتمدن، ترجمه: محسن ثلاثى، تهران: انتشارات امير كبير، 1355.

9. مصباح، على و ديگران؛ روانشناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، قم: دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، 1374، ص398.

10. گروهى از نويسندگان؛ روانشناسى رشد، ترجمه: رحمانيان، تهران: انتشارات آگاه، 1367.

11. مطهرى، مرتضى؛ اخلاق جنسى، تهران: انتشارات صدرا، 1370، ص12.

12. همان، ص18.

13. «لا رهبانية فى الاسلام»؛ محدث نورى، مستدرك الوسائل، قم: موسسه آل البيت، 1408، ج 14، ص155.

14. Sigmund Freud.

15. اخلاق جنسى، ص37 و 38.

16. «هوا اغض للبصر و اعف للفرج واكف و اشرف». مستدرك الوسايل، ج14، ص153.

17. «فان رسول اللّه كثيرا ما كان يقول: من كان يحى ان يتبع سنتى فليتزوج، فان من سنتى التزويج». بحار الانوار، ج 10، ص93.

18. «لم يكن احد من اصحاب الرسول يتزوج الاقال رسول اللّه كمل دينه». تميمى، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، قاهره، دارالمعارف، ج 2، ص190.

19. مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت: دارالفاء، ج 103، ص221.

20. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، تهران: انتشارات اسلاميه، ج 5، ص494؛ دعائم الاسلام، ج2، ص190.

21. نورى، ميرزا؛ مستدرك الوسايل، قم: موسسه آل البيت، ج 14، ص155، و 156.

22. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ص351.

23. كوفى، محمد بن اشعث، الجعفريات، تهران: مكتبة نينوى الحديثه، ص182.

24. طباطبائى، محمد حسين، سنن النبى. بيروت: موسسة البلاغ، 1409 ق، ص118.

25. سوره روم (30)، آيه 21.

26. «و الّذين هم لفروجهم حافظون»؛ سوره معارج (70)، آيه 29؛ مؤمنون (23)، آيه 5.

27. «احب الفاف الى اللّه تعالى عفاف البطن و الفرج». ورام بن ابى فراس، مجموعه ورام، قم: انتشارات مكتبة الفقيه، ج2، ص30.

28. «ان اللّه الحيىّ المتعفف». شيخ طوسى، الامالى، قم: دارالثقافة، 1414، ص39.

29. بحار الانوار، ج 78، ص81.

30. «ثلاث اخافهن على امتى من بعدى.. شهوة البطن و الفرج». كافى، ج 2، ص79.

31. «اكثر ما تلج به امتى النار الاجوفان: البطن و الفرج». شيخ صدوق، الخصال، قم: موسسه‏النشر الاسلامى 1403، ج 1، ص78.

32. «النظرة بعد النظرة تزرع فى القلب الشهوة»؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، قم: موسسه النشر الاسلامى، 1413، ص18.

33. «النظرة سهم مسموم من سهام ابليس»: سبزوارى. محمد و محمد، جامع الاخبار، قم: موسسه آل البيت، 1414، ص407.

34. سوره نور (24): 30 و 31.

35. طباطبايى، محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، بيروت: موسسه الاعلمى، 1420، ج 15، ص116.

36. حر عاملى. وسايل الشيعه، قم: موسسه آل البيت: 4109 ق، ج 14، ص172.

37. «ولا تقربوا الزّنى انّه كان فاحشة و ساء سبيلا»؛ سوره اسرى (17): آيه 32.

38. خصال، ج 1، ص 320، بحار الانوار، ج 76، ص21.

39. «الزّانية و الزّانى فاجلدوا كلّ واحد منهما مائة جلدة و لا تأخذكم بهما رأفة فى دين اللّه ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الآخر و ليشهد عذابهما ربّكم طائفة من المؤمنين». سوره نور (24): آيه2.

40. «و تذرون ما خلق لكم ربّكم من أزواجكم بل أنتم قوم عادون»؛ سوره شعراء (26)، آيه 166.

41. مجلسى، محمد تقى، روضة المتقين، تهران: موسسه كوشانپور، ج 10، ص60.

42. «ان اخوف ما اخاف على امتى من عمل قوم لوط»؛ المنذرى، عبد العظيم، الترغيب و الترهيب، بيروت: نشردار الاحياء التراث العربى، ج 3، ص285.

43. «مساحقه النساء بمنزلة اللواط فى الرجال» مستدرك الوسائل، ج 28، ص 166.

44. «لعن رسول اللّه الواصله و المتوصله يعنى الزانيه و القواده»؛ وسائل الشيعه، ج 20، ص351.

45. «من قادبين امراة و رجل حراما حرم اللّه عليه الجنه و مآواد جهنم و ساءت مصيرا و لم يزل فى سخط اللّه حتى يموت»؛ مستدرك الشيعه، ج 20، ص351.

46. «ناكح الكف ملعون»: مستدرك الوسائل، ج 14، ص356.

47. روان شناسى رفتار جنسى، ص185.

48. سوره نور، آيه 31.

49. بحار الانوار، ج 73، ص329.

50. «لعن اللّه من وقع على بهيمة»؛ مستدرك الوسائل، ج 14، ص355.

 

............................................................................................................

منبع:فصلنامه تربيت اسلامي، شماره 8

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقاله - سردبيري

شماره : 8501200346

 

85/01/20 - 18:39نويسنده:محمدباقر كجباف

رفتارشناسي جنسي در انديشه ديني

خبرگزاري فارس: . در مقاله پيش رو، پس از معناشناسي رفتار جنسي، آموزش و تربيت جنسي پيش از ازدواج مطرح مي‌شود و به منظور ارايه‌ي راهكارهاي عملي جهت جلوگيري از بروز اختلالات و انحرافات جنسي، همراه با ذكر مصاديق، آموزش‌هاي مربوط به دوره‌ي بلوغ مورد تأكيد قرار مي‌گيرد .

 

چكيده:

 

بررسي رفتار جنسي، به عنوان يكي از رفتارهاي اساسي در زندگي انسان، به ويژه پس از ازدواج، از اهميت بسياري برخوردار است. اهميت اين موضوع به اين جهت است كه هويت جنسي انسان حدود سنين 3-2 سالگي شكل گرفته و به منظور بقاي نوع بشر و ايجاد آرامش در زندگي تا مرگ تداوم مي‌يابد. از آن‌جا كه رفتار جنسي تا حدود زيادي اكتسابي و مبتني بر يادگيري است، نياز به آموزش و تربيت ويژه دارد. به اين منظور، نوشتار حاضر در راستاي شناخت رفتار جنسي مطلوب با الگوبرداري از انديشه‌هاي اسلامي، به تبيين ضرورت تربيت جنسي و تعيين حدود و كيفيت آن مي‌پردازد. در تأليف پيش رو، پس از معناشناسي رفتار جنسي، آموزش و تربيت جنسي پيش از ازدواج مطرح مي‌شود و به منظور ارايه‌ي راهكارهاي عملي جهت جلوگيري از بروز اختلالات و انحرافات جنسي، همراه با ذكر مصاديق، آموزش‌هاي مربوط به دوره‌ي بلوغ مورد تأكيد قرار مي‌گيرد و سرانجام در بحث رفتار جنسي در روابط زناشويي، به عوامل ايجاد روابط جنسي مطلوب، آداب آميزش جنسي و آثار رفتار جنسي مطلوب در روابط زناشويي پرداخته مي‌شود.

 

واژگان كليدي:غريزه جنسي، آموزش جنسي، روابط زناشويي، رفتار جنسي، بلوغ جنسي، انحرافات جنسي.

 

غريزه‌ي جنسي به عنوان يكي از مهم‌ترين غرايز بشر، عامل بقاي نسل آدمي است. تاريخ بشر گوياي آن است كه انسان در جهت توليد مثل به آميزش جنسي نيازمند بوده و به جنس مخالف تمايل دارد. غريزه جنسي در دوران بلوغ و نوجواني با گرايش به جنس مخالف، بروز مي‌كند و به معناي ميل فطري، رواني و بالاخره فيزيكي است كه به جهت خاصي فرد را به حركت درمي‌آورد و به «رفتار جنسي» مي‌انجامد.

بر اساس فرهنگ‌ها و ديدگاه‌هاي مختلف، مفهوم غريزه‌ي جنسي، متفاوت ارزيابي شده است. در قرن‌هاي گذشته، بشر اطلاعات خود را درباره رفتار جنسي از دين و ادبيات به دست آورده و بر اساس چنين آگاهي‌هايي از تمايلات جنسي خود بهره‌مند شده است. يونانيان باستان در افسانه‌هاي خود چنين ابراز داشته‌اند كه انسان‌ها داراي خلقت دوگانه هستند؛ بعضي از انسان‌ها مؤنث دوگانه و برخي مذكر دوگانه‌اند؛ بنابراين علاقه به جنس مخالف ظاهراً ناشي از شكاف نيمي مذكر و نيمي مؤنث و تمايل به هم‌جنس ناشي از شكاف (مذكرـ مؤنث) دوگانه است (Hyde, 1986: 4).

نگرش دين يهود به مقوله فوق، بيشتر به منظور توليد مثل و داشتن وارث و جانشين بوده است. اين دين، پسران را در سن 13 تا 18 سالگي و دختران را در سن 12 سالگي به ازدواج توصيه مي‌كند(Lindzy & Thompson, 1988: 421). در دين يهود، از يك سو، اعمال جنسي زن، گناه‌آلود و ناپاك معرفي شده و از سوي ديگر توصيه شده است كه در پرتو ازدواج، ارضاي تمايلات جنسي به درون خانواده منتقل شود و زن در خانواده مورد حمايت قرار گيرد. بر اساس چنين اعتقادي، ديدگاه يهود، نگرشي دوگانه و متضاد را در اين زمينه ارائه مي‌دهد.

در مسيحيت نيز، نسبت به زن نگرش يكساني وجود ندارد؛ با وجود اينكه زنان را به رهبانيت دعوت مي‌كند، آنان را به واسطه‌ي امكان برقراري روابط جنسي با مردان، دلفريب دانسته و در اين صورت، سركوب شهوت جنسي را به مردان سفارش نموده و خواسته است تا در اين جهت به كليسا روي آورند (همان).

با ظهور اسلام، ديدگاه گذشته نسبت به زنان و به طور كلي نسبت به غريزه جنسي، متحول شد؛ چنان كه اسلام ارضاي تمايل جنسي را در نظام خانواده و در پرتو ازدواج امري پسنديده به حساب آورد و بر آن تأكيد ورزيد و به انسان‌ها اجازه داد كه تمايل جنسي خود را از طريق آميزش با همسر خويش ارضا كنند. اسلام علاوه بر ازدواج دائم، امكان ازدواج موقت را تحت شرايطي خاص به منظور ارضاي غريزه‌ي جنسي فراهم ساخته است. از اين جهت است كه در دين اسلام، ازدواج تنها راه ابراز و ارضاي تمايل جنسي به شمار مي‌آيد و به هيچ وجه سركوب غريزه‌ي جنسي جايز دانسته نشده است؛ بلكه هرگاه امكان ازدواج فراهم نباشد، به «استعفاف» امر مي‌شود. قرآن كريم در سوره نور آيه 33 مي‌فرمايد: «وليستعفف الّذين لايجدون نكاحاً حتّي يغنيهم الله من فضله»، «و آنان كه امكان ازدواج ندارند، بايد عفت نفس پيشه كنند تا خدا آن‌ها را به لطف خود بي‌نياز گرداند.» عفت نفس به معني كنترل غريزه جنسي است. در اين معنا، كساني كه از لحاظ مالي يا آمادگي روحي، امكان ازدواج ندارند، با شيوه‌هاي خاصي به كنترل غريزه‌ي جنسي توصيه شده‌اند كه شرح آن در مباحث آتي خواهد آمد.

 

معناشناسي «رفتار جنسي»

 

علوم مختلف زيست‌شناسي، روان‌شناسي و مردم‌شناسي، رفتار جنسي را متفاوت معنا كرده‌اند. زيست‌شناسان رفتار جنسي را چنين تعريف مي‌كنند: «به هر نوع رفتاري كـه احتمال تركيب اسـپرم و تخمك را افزايش دهـد، رفتـار جنسـي گفتـه مي‌شـود.» (Hyde, 1986: 3) در اين تعريف بر وظيفه‌ي توليد مثل تأكيد شده است. تعريفي كه زيست‌شناسان درباره‌ي رفتار جنسي مطرح كردند، با كشف اسپرم به وسيله‌ي «آنتون فن ليوون هوك»[i] و همكارش «جان هام»[ii] آغاز شد؛ تا اين‌كه در سال 1875 براي اولين بار لقاح باروري بيضه به وسيله‌ي «اوسكار هرت وينگ»[iii] با استفاده از اسپرم در خارپوست دريايي صورت گرفت. اگر چه سلول تخم ماده در انسان به طور مستقيم تا قبل از قرن 19 مشاهده نشده بود، ليكن زيست‌شناسان ترجيح دادند كه رفتار جنسي را بر اساس لقاح و توليد مثل تعريف كنند.

روان‌شناسان نيز رفتار جنسي را چنين تعريف كرده‌اند: «رفتاري كه برانگيختگي جنسي ايجاد نموده و احتمال رسيدن به اوج لذت جنسي را افزايش مي‌دهد.» (همان)

بررسي مردم‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعي نشان مي‌دهد كه در فرهنگ‌هاي مختلف روش‌هاي ارضاي ميل جنسي و به عبارت ديگر رفتارهاي جنسي، به صورت‌هاي مختلفي تحقق مي‌پذيرد.

با رشد و پيشرفت علوم رفتاري، مطالعه رفتار جنسي بشر ضروري به نظر مي‌رسد. گزارش‌هاي كينزي[iv] (1953) درمورد رفتار جنسي مردان و زنان، از جمله پژوهش‌هاي مهمي است كه در اين زمينه صورت گرفته است. وي در يك مطالعه‌ي تاريخي با 5300 مرد و 5900 زن مصاحبه كرد. نتيجه اين مصاحبه‌ها علاوه بر كسب اطلاعاتي مهم، معيار مقايسه‌اي را نيز در اين زمينه به‌دست داد. كينزي معتقد بود كه بهترين شاخص نگرش يك شخص، رفتار ظاهري اوست (Bancroft, 1983: 108). بر اساس چنين اعتقادي، كينزي درباره‌ي نگرش‌ها و واكنش‌هاي هيجاني زنان بررسي‌هايي به عمل آورده و نتايج حاصل را گزارش كرده است.

هانت[v] نيز نتايج تحقيق خود را درباره‌ي رفتار جنسي در مردان و زنان در مقايسه با بررسي‌هاي كينزي، در خلال سال 1969 در كتابي به نام «رفتار جنسي» نگاشت و در اوايل دهه‌ي 1970، آن را منتشر كرد. حاصل مقايسه پژوهش‌هاي هانت و كينزي بيانگر آن است كه در آمريكا، در دهه‌هاي اخير آميزش جنسي قبل از ازدواج رواج يافته، از تفاوت‌هاي نقش جنسي زنان و مردان كاسته شده و تفاوت ارضاي تمايل جنسي در طبقه‌هاي اجتماعي مختلف از ميان رفته است.

هانت در 24 ايالت از ايالات متحده‌ي امريكا تحقيق كرده است كه در آن 982 مرد و 1044 زن شركت داشتند. از اين عده،90 درصد سفيد پوست،10 درصد سياه‌پوست،

71 درصد متأهل، 25 درصد مجرد و 4 درصد، مدت‌ها قبل ازدواج كرده بودند (همان: ص276). در نتايج حاصل از تحقيق هانت، افزايش آميزش جنسي قبل از ازدواج در آمريكا، بيانگر آن است كه جامعه‌ي آن زمان امريكا تا حدودي نسبت به گذشته، از آزادي رفتارهاي جنسي بيشتري برخوردار بوده است.

 

مفاهيم بنيادين در رفتارشناسي جنسي

 

مهمترين مفاهيمي كه در بررسي رفتار جنسي قابل بحث و بررسي است، شامل موارد ذيل مي‌شود:

 

الف ـ جنسيت يا تمايل جنسي[vi]

اين مفهوم به دو معني به كار مي‌رود؛ اولين معني آن فعاليت شهواني است كه به لذت يا توليد مثل منجر شود و دومين معناي آن مفهوم زيست‌شناسي جنسي را دربر مي‌گيرد. وجود كروموزم‌هاي زنانه، تخمدان‌ها و مهبل براي تعيين جنسيت زن، اهميت زيادي دارد؛ اگرچه برخورداري از احساس زنانه براي زن بودن اهميت بيشتري دارد. همان‌گونه كه وجود كروموزم‌هاي مردانه و آلت جنسي مردانه و بيضه‌ها براي تشخيص جنسيت مرد ضروري است؛ اما وجود اين ويژگي‌ها به طور ضروري احساس مرد بودن را نشان نمي‌دهند(Lindzy & Thompson, 1988: 417). داشتن ويژگي‌هاي رواني مردانه، احساس مردانگي را روشن مي‌سازد و به تمايز احساس مردانه و زنانه منجر مي‌شود.

 

ب ـ هويت جنسي[vii]

مفهوم فوق، بيان كننده‌ي آن است كه فرد خود را مذكر يا مؤنث بشناسد. هويت جنسي بر اساس زيست‌شناسي افراد بنا مي‌شود و به تجربه‌هاي اجتماعي فرد بستگي دارد و براي اين‌كه ثبات و دوام يابد، به گذشت زمان نياز دارد (همان).

هر كودكي تا سن 3-2 سالگي، تقريباً با قاطعيت مي‌تواند بگويد: «من يك پسرم» يا «من يك دخترم.» به عقيده‌ي رابرت استولر[viii]، هويت جنسي به طور ضمني به جنبه‌هاي رواني مردانگي و زنانگي اشاره دارد و مفهوم جنس، جنبه‌ي اجتماعي و جنسيت، بُعد زيست‌شناختي هويت جنسي را نشان مي‌دهد. غالباً بين اين دو مفهوم هماهنگي وجود دارد؛ يعني مردها مردانه و زن‌ها زنانه رفتار مي‌كنند؛ اما گاهي ممكن است، بين جنس و جنسيت به صورت متضاد يا متعارض نيز رشد كنند (كاپلان، 1368: ص80).

در زمينه‌ي عوامل تشكيل دهنده‌ي هويت جنسي، علاوه بر جنبه‌هاي زيست‌شناختي و ژنتيكي، مي‌توان به نگرش‌هاي والدين و گرايش‌هاي فرهنگي نيز اشاره كرد؛ به عبارت ديگر، آموزش‌هاي خانوادگي و اجتماعي علاوه بر جنبه‌هاي زيست‌شناختي و ژنتيكي، هويت جنسي شخص را پي‌مي‌ريزد.

 

ج ـ نقش جنسي[ix]

 

«نقش جنسي» نوعي انتظار فرهنگي است كه چگونگي ارتباط مردان و زنان را با يكديگر تعيين نموده و هم‌چنين فعاليت افراد را بر اساس ارزش‌ها و علاقه آن‌ها مشخص مي‌كند (Lindzy & Thompson, 1988: 418).

نقش جنسي با هويت جنسي ارتباط دارد. عامل عمده در كسب نقش مناسب جنسي، يادگيري‌هاي فرد است. گاهي نقش جنسي با هويت جنسي تضاد دارد. ممكن است شخصي با يك فرد هم‌جنس همانندسازي كند؛ اما با اين وجود، لباس، آرايش مو، يا ساير ويژگي‌هاي غير هم‌جنس را برگزيند. حتي ممكن است شخصي با جنس مخالف خود همانندسازي نموده و به اقتضاي موقعيت، ويژگي‌هاي رفتاري فرد هم‌جنس را برگزيند.

نقش جنسي را جان ماني[x] چنين تعريف مي‌كند: به هر آن‌چه فرد براي شناساندن خود به عنوان يك پسر يا مرد يا يك دختر يا زن انجام مي‌دهد و انتظارات اجتماعي را برآورده مي‌سازد، نقش جنسي گفته مي‌شود. نقش جنسي، به تدريج از طريق تجاربي كه شخص در تعامل با محيط به دست مي‌آورد و با اين وجود، از طريق دستورها و تلقين‌هاي آشكار، شكل مي‌گيرد (كاپلان، 1368: ص14).

 

آموزش و تربيت جنسي

 

الف- ضرورت ابتناي رفتار جنسي بر تربيت جنسي

آموزش و تربيت جنسي در مراحل مختلف رشد انسان، به منظور پيشگيري از بروز انحرافات جنسي و اخلاقي ضروري است. در اهميت تربيت جنسي كافي است گفته شود كه پايه و اساس بسياري از انحرافات بعدي تا پايان دوران جواني، بر آموزش و پرورش جنسي استوار است. بر اساس ديدگاه‌هاي آسيب‌شناسان جرم و جنايت، بخش زيادي از جرايم كه تا سنين بيست و نه سالگي انجام مي‌شود يا جنسي است يا داراي رنگ و هواي جنسي؛ مثل برخي موارد سرقت كه جوانان براي تأمين خواسته‌هاي جنسي بدان دست مي‌زنند (رك. كي‌نيا، 1362: مقدمه).

به دليل اهميت تربيت جنسي، دستورالعمل‌هاي ديني بسياري در مراقبت از كودكان و نوجوانان، به جهت پيشگيري از لغزش‌ها و صيانت آنان از خطرات و عوارض ناشي از تمايلات جنسي ارائه شده است كه مي‌توان به برخي از آن‌ها اشاره كرد:

سفارش به تقويت مباني مذهبي و اخلاقي، آموزش راه و رسم صيانت از خود و دفاع از شرافت انساني خويش، رعايت ضوابط در معاشرت‌ها، ايجاد شرايط مناسب در خواب و استراحت، تفكيك بستر فرزندان، مراقبت در دفع و تخليه‌ي كودك، مراعات لازم در نحوه‌ي پوشش، آموزش مقدمات لازم براي ورود به دنياي بلوغ و نوجواني، آشنايي با تغييرات جسماني و رواني دوره بلوغ، توجه دادن به خطرها و عوارض آسيب‌زا، كنترل غيرمستقيم در عرصه‌ي حالات، مواضع و آمد و شدها، آموزش تكاليف شرعي و سعي در واداشتن به انجام وظيفه‌ي ديني بر اساس شناخت و باور.

والدين به اين نكته بايد توجه داشته باشند كه فرزندان از ادراك و فهم لازم در زمينه‌هاي مختلف متناسب با سن خويش برخوردارند؛ بنابراين لازم است مراقب روابط خود با همسر خويش بوده و چه بسا شوخي‌ها، كنايات، اشارات و مطايباتي كه والدين در حضور فرزندان با يكديگر دارند، در شكل‌گيري رفتارهاي نامناسب در آن‌ها مؤثر باشد. كودكان و نوجوانان در زمينه روابط جنسي و مقدمات آن، كنجكاوي زيادي از خود نشان مي‌دهند. آن‌ها در نحوه‌ي روابط والدين، كيفيت پوشش آن‌ها و ... دقت كرده و مي‌خواهند از آن آگاه شوند. دختران و پسران در دوره كودكي و حدود 7-6 سالگي و نوجوانان در حدود 14-13 سالگي از نقش خود به عنوان مادر و پدر اطلاع دارند؛ اگرچه از چگونگي نقش خود آگاهي ندارند و در برخي موارد نوعي تقليد و همانندسازي از زندگي يك زن و شوهر را نشان مي‌دهند كه مبيّن اهميت آموزش و تربيت جنسي است. لازم است پدران و مادران، فرزندان را در مورد مسايل جنسي به صورت تدريجي از حسن و قبح، منع و جوازها آگاه نمايند.

 

ب- حدود و ثغور آموزش و تربيت جنسي

 

تربيت جنسي در دوره كودكي و نوجواني، آمادگي لازم را براي آموزش‌هاي جنسي پيش از ازدواج فراهم مي‌سازد. اين نكته حائز اهميت است كه كيفيت آموزش و تربيت جنسي بر حسب مراحل سه‌گانه (پيش از ازدواج، حين ازدواج و پس از ازدواج) متغير و متفاوت است.

بر اساس گزارش «الدرمن»[xi] رئيس انجمن دفاع از كودكان، از هر بيست نوجوان آمريكايي، ده نفر از لحاظ جنسي فعال هستند و چهار نفر از وسايل ضدبارداري استفاده مي‌كنند؛ دو نفر حامله مي‌شوند و يك نفر متولد مي‌شود. در مطالعه‌اي كه «جان هاپكينز»[xii] انجام داد، دريافت كه يك نفر از هر 5 نفر پانزده ساله‌ها و يك نفر از هر 3 نفر شانزده ساله‌ها و 43 درصد از هفده ساله‌ها، از لحاظ جنسي فعال هستند. «لوئيس هريس پل»[xiii] دريافت كه 57 درصد از هفده ساله‌ها، 46 درصد از شانزده ساله‌ها و 29 درصد از پانزده ساله‌ها، از لحاظ جنسي فعال هستند و هشتاد درصد از دختراني كه وارد دانشگاه مي‌شوند، حداقل يكبار رابطه جنسي داشته‌اند (Shahid Athar, 1990: 7).

با توجه به پژوهش‌هاي فوق، اهميت تربيت جنسي پيش از ازدواج آشكار مي‌شود؛ اگرچه اين تحقيقات در امريكا صورت گرفته است، اما احتمال بروز چنين مسايلي در كشورهاي ديگر از جمله ايران نيز وجود دارد؛ بنابراين لازم است ضمن تدارك آموزش‌هاي لازم و ضروري براي جوانان و نوجوانان، حفظ حريم‌ها و تناسب آموزش‌هاي مذكور را با سنين افراد در نظر داشت. يك دوره آموزش مسايل جنسي مي‌تواند دربرگيرنده‌ي موضوعاتي از قبيل عناوين ذيل باشد:

 

1-آموزش جنسي پيش از ازدواج

 

1-1-رشد و تحول جنسي

1-1-1- الگوي زماني مربوط به نوجواني

2-1-1- تغييرات فيزيكي در نوجواني

3-1-1- نياز به زندگي خانوادگي

2-1- فيزيولوژي سيستم توليد مثل

1-2-1- اندام‌ها، قاعدگي، اختلالات جنسي براي دختران

2-2-1- اندام‌ها، احتلام، انحرافات جنسي براي پسران

3-1- مفاهيم مربوط به رشد جنين و تولد

4-1- بيماري‌هاي آميزشي انتقالي (سرايت كننده و واگيردار)

5-1- جنبه‌هاي ذهني، هيجاني و اجتماعي نوجوانان و جوانان

6-1- جنبه‌هاي اخلاقي، مذهبي و اجتماعي جوانان و ميانسالان

 

2- آموزش جنسي حين ازدواج

3-آموزش جنسي پس از ازدواج

 

ج- تربيت جنسي پيش از ازدواج

 

والديـن و مربيـان آموزشـي، هم‌چنيـن رسـانه‌هاي گـروهي، عهده‌دار تربيـت و آموزش‌هاي ضروري جنسي جوانان و نوجوانان‌اند. متوليان تربيتي جامعه بايد با تمهيدات آموزشي و تربيتي لازم و پاسخ‌گويي‌هاي مناسب، از پيش‌رسي بلوغ جنسي قبل از بلوغ فكري جوانان جلوگيري كنند. آموزش و تربيت جنسي پيش از ازدواج بايد به وسيله مربياني انجام شود كه آموزش و تجربه‌ي لازم را كسب كرده باشند و در زمان و مكان مناسب و با بيان روشن در حد نياز مخاطبين مسايل جنسي را تبيين كنند. مربيان، به خصوص والدين به عنوان الگوهاي عملي، بايد مراقب رفتارهايي كه توجه فرزندان را به مسايل جنسي معطوف ساخته و باعث پيش‌رسي بلوغ جنسي در آن‌ها مي‌شود، باشند. آرايش و نحوه‌ي پوشش مادران، تعويض لباس والدين دور از نگاه نوجوانان، روابط محرم و نامحرم و مسايلي از اين قبيل بايد مورد توجه قرار گيرد.

 

1- رشد و تحول ميل جنسي

 

در آموزش پيش از ازدواج، توجه به رشد و تحول ميل جنسي از ديدگاه اسلام، لازم و ضروري است. با بررسي آيات قرآن و احاديث معصومين (ع)، سير تحول غريزه‌ي جنسي، طي سه مرحله قابل تبيين است:

 

ـ تولد تا 6 سالگي

 

در اصطلاح قرآن، فرد از هنگام تولد تا بلوغ، طفل ناميده شده است؛ آن‌جا كه مي‌فرمايد: «و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستأذنوا...» (نور، 59)، «هنگامي‌كه اطفال شما بالغ شدند، (بايد براي ورود به خانه نامحرمان) اجازه بخواهند...». در برخي احاديث، از واژه صبي و صبيه نيز استفاده شده و قرآن اين اصطلاح را براي كودكي هم كه در گهواره باشد، به كار مي‌برد؛ چنان‌كه مي‌فرمايد: «كيف نكلّم من كان في المهد صبياً» (مريم، 29)، «ما چگونه با طفل در گهواره سخن گوييم

با توجه به آيات فوق، طفوليت و صبي واژه‌هايي است كه ماقبل بلوغ را نشان مي‌دهد. بر اين اساس دوره‌ي تولد تا بلوغ را مي‌توان به دو مرحله‌ي تولد تا 6 سالگي و 6 سالگي تا بلوغ تقسيم كرد.

سفارش‌ها و توصيه‌هاي گرانقدر پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه معصومين(ع) در تربيت جنسي كودكان بيانگر آن است كه مرحله‌اي از تمايلات جنسي در آغاز دوره‌ي كودكي وجود دارد؛ گرچه كودك هوشيارانه از آن آگاه نيست؛ اما عوامل بيروني ناهوشيار بر رفتار جنسي تأثيرگذار است. پيامبر اسلام(ص) درباره‌ي رابطه جنسي والدين و چگونگي آن به دور از چشم و گوش كودك مي‌فرمايد: «قسم به آن‌كه جانم در دست اوست، اگر مردي با زن خويش نزديكي كند، در حالي‌كه در آن خانه كودكي بيدار باشد كه آن دو را ببيند و كلام يا صداي تنفس آن‌ها را بشنود، هرگز رستگار نخواهد شد؛ خواه پسر باشد و خواه دختر، زناكار خواهد شد.» (حر عاملي، 1403ق: ج14، باب 67، ح1، 7) امام محمد باقر(ع) نيز مي‌فرمايد: «زنهار از آميزش در جايي كه كودكي تو را مي‌بيند كه قادر است به خوبي آن حال را براي ديگران توصيف كند.» (همان: ح8)

با توجه به احاديث فوق روشن است كه كودك هر عمل يا سخني را از والدين به عنوان الگو ياد مي‌گيرد و آن را تكرار مي‌كند. در اين سن، كودكان بسياري از اعمال و گفتار را تقليد مي‌كنند و با والدين خود همانندسازي مي‌نمايند. در اين سن، كودكان با آلت جنسي خود بازي مي‌كنند و مي‌خواهند جنسيت خود را شناخته، از تفاوت‌هاي جنسي مذكر و مؤنث آگاه شوند. در اين مرحله، هر پسر يا دختري از جنسيت خود آگاه مي‌شود و در پايان اين مرحله، نقش جنسي خود را به خوبي ايفا مي‌نمايد.

 

ـ 6 سالگي تا بلوغ

 

در اين مرحله، پسران و دختران نقش جنسي خود را به خوبي دريافته، انتظاري را كه ديگري از آن‌ها در اجراي نقش مردانه يا زنانه دارد، برآورده مي‌سازند.

يكي از موارد مهم در آموزش و تربيت جنسي، جلوگيري از پيش‌رسي بلوغ است تا بدين وسيله از ايجاد فاصله ميان بلوغ جنسي و بلوغ فكري جلوگيري شود. از اين رو اولين گام، شناخت علل و عوامل پيش‌رسي بلوغ است. برخي از اين عوامل عبارتند از:

 

1- عوامل ارثي يا ژنتيكي كه از گذشتگان و نسل‌هاي قبل به فرزندان انتقال يافته و از كنترل انسان خارج است؛ چنان كه علامه طباطبايي در تفسير الميزان ذيل تفسير آيه «قل كلّ يعمل علي شاكلته»، «بگو هر كسي بر اساس شخصيت و شاكله خود عمل مي‌كند»، معناي شاكله را به عوامل ارثي و محيطي خلق و خوي انسان نسبت داده و مي‌فرمايد: «بعضي مزاج‌ها زودتر فوران كرده و تمايل به جفت جنسي پيدا مي‌كنند...» (طباطبايي، 1397ق: ج13، ص203)

2-عامل تغذيه؛ به ويژه غذاهاي هورمون‌دار و مصرف زياد مواد پروتئيني از قبيل گوشت، تخم مرغ و ... .

3- عوامل اجتماعي و فرهنگي؛ مثل تماشاي فيلم‌هاي مهيج و تحريك كننده، مشاهده صحنه‌هاي شهواني، شنيدن برخي از داستان‌هاي جنسي يا ذكر مشاهدات برخي صحنه‌ها، تصويرها، طنزها، كنايات و استعارات.

4-عوامل حسي از قبيل لمس، اختلاط زياد دوجنس مخالف و نوازش‌هاي بي‌مورد.

5-عوامل مؤثر پوستي؛ مثل وجود اگزما در اطراف دستگاه تناسلي، وجود و بروز انگل‌هاي معدي، وضع لباس از نظر چسبندگي به بدن، زبري و نرمي آن و ... .

با توجه به موارد فوق، والدين و مربيان بايد نوجوانان را راهنمايي و هدايت نمايند و به طور كلي در مورد انواع غذاها، نوع لباس پوشيدن، استحمام و شيوه نظافت، وضعيت خواب و بيداري، روابط و معاشرت‌ها، ديدن و شنيدن‌ها و ... مراقبت زيادي داشته باشند.

اسلام به منظور پيشگيري از بروز انحراف‌هاي جنسي، برنامه‌ها و توصيه‌هاي خاصي ارائه كرده است تا با بهره‌گيري از آن‌ها، تمايلات جنسي به طور طبيعي و فطري رشد نمايد و از بروز اختلال‌ها، انحراف‌هاي جنسي و بلوغ زودرس جلوگيري كند. برخي از اين توصيه‌ها عبارتند از:

 

ـ عدم بوسيدن دختر و پسر 6 سال به بالا؛ بر طبق نظر اسلام بوسيدن پسر و دختر در چنين سنيني براي مرد و زن نامحرم جايز نيست. در حديثي از امام علي(ع) روايت شده كه فرمود: «اذا اتت علي الجارية ستّ سنين لم يجز ان يقبلها رجل ليست هي بمحرم له و لا يضّمها اليه»، «هنگامي‌كه دختر بچه‌اي به سن 6 سالگي رسيد، جايز نيست مرد نامحرم او را ببوسد يا او را در آغوش بگيرد و به خود بچسباند.» (همان: ص28)

ـ عدم جواز بوسيدن دختران و پسران توسط يكديگر؛ پيامبر اسلام (ص) مي‌فرمايد:

«اذا بلغت الجارية ستّ سنين فلا يقبلها الغلام و الغلام لا تقبله المرأة اذا جاوز سبع سنين»، «هنگامي‌كه دختربچه‌اي به سن 6 سالگي رسيد، پسربچه او را نبوسد و هنگامي‌كه پسربچه از سن 7 سالگي گذشت، زن او را نبوسد.» (همان)

جاريه و غلام دو واژه‌اي هستند كه در قرآن و روايات به كودكاني گفته مي‌شود كه به حد بلوغ نرسيده‌اند (نك. مريم، 7 ؛ مريم، 20؛ صفات، 101؛ ذاريات، 28).

ـ جدا كردن بستر خواب كودكان؛ در احاديث مختلف، جداسازي بستر خواب دختر و پسر از يكديگر و از هم‌جنس خود و همچنين جدا كردن بستر آن‌ها از پدر و مادر خويش در سنين مختلف و حتي پيش از بلوغ توصيه شده است. اين جداسازي را برخي در ده سالگي و برخي زودتر از آن توصيه نموده‌اند و در مجموع در ديدگاه‌هاي روان‌شناسي حتي در سنين 6-5 سالگي و گاهي زودتر از آن نيز مطرح شده است. پيامبر اسلام (ص) در اين زمينه مي‌فرمايد: «در سن ده سالگي بستر خواب كودكان، اعم از پسر و پسر، پسر و دختر، دختر و دختر را از يكديگر جدا سازيد.» (حرعاملي، 1403ق: ج14، ص28)

قرآن كريم نيز به مرحله قبل از بلوغ كودكان، توجه خاصي مبذول داشته و خطاب به مؤمنان مي‌فرمايد: «اي مؤمنان بايد كنيزان شما و كودكاني كه به حد بلوغ نرسيده‌اند (در شبانه‌روز) سه بار از شما اجازه بخواهند: پيش از نماز صبح، هنگام ظهر كه جامه‌ها از تن برمي‌گيريد و پس از نماز عشا، اين سه وقت هنگام خلوت شماست.» (نك. نور، 58)

از آيه و روايت فوق چنين نتيجه مي‌شود كه اگر كودكان بدون اجازه وارد اتاق والدين شوند، چه‌بسا والدين را در حال آميزش ديده و بر اثر آن رشد طبيعي جنسي آن‌ها آسيب ببيند و به بلوغ زودرس يا به اختلال‌هاي جنسي ديگر مبتلا شوند. به همين دليل، روابط جنسي والدين بايد به دور از نگاه كودك صورت گيرد و كودكان ياد بگيرند كه هنگام ورود به اتاق خواب والدين با اجازه وارد شوند. بنابراين بايد در مرحله اول و دوم عوامل بروز دهنده، تشديدكننده و مخرب را از بين برد.

 

ـ بلوغ

 

موريس دبس در كتاب مراحل تربيت، درباره بلوغ چنين مي‌گويد: «اثر حيات جنسي در رفتارهاي گوناگون نوجوان ديده مي‌شود؛ وقتي اين امر را از ساير جنبه‌هاي فعاليت او جدا مي‌كنيم، خطر اين است كه افكار وسواسي و وحشت‌هاي دوره‌ي بلوغ در او پرورش يابد. حتي كودك هم نوعي فعاليت جنسي از خود نشان مي‌دهد كه هنوز رنگ تناسلي ندارد و ناديده انگاشتن آن با خطرات جدي همراه است.» (دبس، 1362: صص163-162)

در اين مرحله وظايف والدين و مربيان را مي‌توان به صورت زير برشمرد: اول اين‌كه بايد نوجوان را از وقوع تغييرات غافلگير كننده آگاه ساخت. دوم اين‌كه بايد از ظهور برخي انحراف‌هاي جنسي جلوگيري كرد و هرگاه با چنين انحراف‌هايي روبه‌رو شد، آن‌ها را هدايت نمود. ناداني و شتاب‌زدگي در امور جنسي، در واقع دو خطر بزرگ در اين مرحله از رشد آدمي است. در اين دوران وظيفه‌ي آگاه كردن نوجوان در درجه‌ي اول به عهده‌ي والدين است و والدين مي‌توانند در صورت لزوم شخص ديگري را به عنوان نماينده خود مأمور اين كار كنند؛ به عنوان مثال دختران، بايد پيش از وقوع عادت ماهانه از آن مطلع شوند تا وقتي چنين شد، بدون اين‌كه به وحشت بيافتند يا احساس شرم كنند، بدانند كه اين امر كاملاً طبيعي است و چه احتياط‌هايي را بايد انجام دهند (همان: ص164).

 

بلوغ جنسي در دختران

 

در دختران، تغييرات جسمي مربوط به بلوغ جنسي تقريباً با علايم و خصوصيات زير آشكار مي‌شوند:

 

1-بزرگ شدن سينه

2- روئيدن و رشد موهاي زهاري صاف و كم‌رنگ

3- حداكثر رشد سريع بدن

4- ظهور موهاي زهاري مجعد

5- شروع قاعدگي

6- رشد موهاي زير بغل

 

حدود سني قاعدگي از ده تا هفده سالگي و متوسط آن در سن 13 سالگي است. اولين قاعدگي قبل از 9 سالگي و پس از 18 سالگي بسيار به ندرت اتفاق مي‌افتد؛ چنان كه در هفتاد و پنج درصد از دختران، اولين قاعدگي در سنين 12 تا 14 سالگي روي مي‌دهد. قاعدگي نشانه‌ي كاملي از بلوغ جنسي نيست؛ ممكن است پس از اولين قاعدگي در دوره‌هاي بعدي، بي‌نظمي‌هايي مشاهده شود و به نظر مي‌رسد كه قاعدگي بسياري از دختران قبل از اين‌كه تخمدان‌ها قادر به توليد تخمك‌هاي قابل باروري باشد و نيز قبل از اين‌كه رحم آن‌ها آمادگي بارداري داشته باشد، شروع مي‌شود. فورد[xiv] و بيچ[xv] شواهدي به دست مي‌دهند، مبني بر اين‌كه تعداد بسيار كمي از دختران قبل از سن 15 سالگي قادر به توليد مثل هستند؛ حتي احتمال باروري آن‌ها در مقايسه با سال‌هاي بعد بسيار كمتر است (گروه نويسندگان، 1367: صص443-442).

 

بلوغ جنسي در پسران

 

تغييرات ظاهريِ بلوغ جنسي پسران با خصوصيات زير آشكار مي‌شود:

 

1- رشد سريع و به حداكثر رسيدن اندازه‌ي بيضه و آلت جنسي

2- ظهور موهاي بلند و نرم در قسمت زهاري

3-تيره‌تر و بلندتر شدن موهاي نرم پشت لب به خصوص در دو طرف انتهايي

4- آشكار شدن و رشد موهاي نرم در دو طرف صورت در جلوي گوش‌ها

5- بم شدن صدا

6- حداكثر رشد موهاي كليه‌ي قسمت‌هاي بدن

 

در مطالعه‌اي كه توسط هدلي ديموك (1970) صورت گرفت، معلوم شد كه 65 درصد پسران بين سنين 14 و 15 سالگي به مرحله بلوغ جنسي مي‌رسند (همان: ص443).

 

بانكرافت مي‌گويد: «اين فرضيه تقريباً به اثبات رسيده است كه در سنين بلوغ به خصوص در پسران، پاسخ‌هاي جنسي افزايش مي‌يابد. سرچشمه‌ي اين تغييرات را به عوامل هورموني نسبت مي‌دهند. در پسراني كه تجربه‌هاي خودارضايي و رسيدن به اوج لذت جنسي را كسب كرده‌اند، تنها تغيير مشاهده شده در بلوغ، انزال است كه رخ مي‌دهد. تغيير عمده در مرحله‌ي بلوغ ممكن است واكنش هيجاني به محرك‌هاي جنسي باشد.» (Bancroft, 1983: 21)

همان‌طور‌كه اشاره شد، ويژگي اصلي بلوغ در پسران، احتلام و انزال و در دختران، عادت ماهيانه است. دو نشانه‌ي ديگر نيز، در فتاواي مشهور شيعه علامت بلوغ دانسته شده است كه عبارت از: برآمدن موي اطراف عورت و رسيدن به پايان پانزده سالگي (سال قمري) براي پسران و پايان سن نه سالگي (سال قمري) براي دختران است.

بعضي از فقها مانند فيض كاشاني، بلوغ دختران را ـ بنابر پاره‌اي از روايات ـ سيزده سالگي دانسته‌اند. بسياري از فقهاي اهل سنت، بلوغ پسران را در سن هجده سالگي و در دختران همين سن يا اندكي كمتر از آن دانسته‌اند.

 

با توجه به اختلاف آب و هواي مناطق مختلف، سن بلوغ متفاوت است. موريس دبس مي‌گويد: «سني كه در آن اولين عادت ماهيانه ظهور مي‌نمايد، با شرايط مختلف تغيير مي‌كند. عادت ماهيانه در ممالك گرمسير زودتر از مناطق سردسير شروع مي‌شود. در لاپوني، هجده سالگي و در حبشه، 9 تا 10 سالگي آغاز بلوغ شناخته شده است.» (دبس، 1362: ص30)

قرآن كريم، احتلام را نشانه‌ي بلوغ جنسي مي‌داند و از بلوغ جنسي به بلوغ نكاح ياد مي‌كند؛ ولي بلوغ عقلي را، داشتن رشد و توان تدبير امور اجتماعي و اقتصادي و تشخيص مصلحت از فساد معرفي كرده و مي‌فرمايد: «يتيمان را آزمايش كنيد تا هنگامي كه به سن زناشويي برسند؛ در آن هنگام اگر از آن‌ها رشدي ديديد، اموالشان را به ايشان بدهيد.» (نساء، 6)

 

2- كنترل و تسلط بر ميل جنسي

 

يكي از مباحث مهم و ضروري در تربيت جنسي پيش از ازدواج، شيوه‌هاي كنترل و تسلط بر غريزه‌ي جنسي است؛ ضمن تأكيد بر اهميت موضوع فوق، به مهمترين روش‌هاي كنترل ميل جنسي اشاره مي‌شود:

 

ـ روزه‌داري

 

پيامبر اسلام (ص) مي‌فرمايد: «اي گروه جوانان هر كدام از شما كه قدرت ازدواج دارد، ازدواج كند و اگر براي وي مقدور نيست، روزه بگيرد؛ زيرا روزه شهوت جنسي را كنترل مي‌كند» (صبور اردوبادي، 1367: ص108).

 

ـ ورزش‌هاي بدني

 

ورزش‌هاي بدني نظير كوهنوردي، شنا و ... نيز مي‌توانند انسان را در مراقبت و تسلط بر اين غريزه كمك كنند.

 

ـ رعايت حدود شرعي

 

رعايت قوانين شرعي، از جمله طريقه‌ي سخن گفتن زنان با مردان است كه بايد از جانب زنان مراعات شود؛ يعني در تكلم و سخن گويي با مردان از خود نرمي و عشوه‌گري نشان ندهند و توجه مردان را به خود جلب نكنند؛ بلكه چنان با جديت و قاطعيت سخن گويند كه هيچ علامت دلربايي ديده نشود (كجباف، 1381: ص160). امام خميني در تحريرالوسيله مي‌فرمايد: مكالمه زنان با مردان در صورتي‌كه تهييج‌كننده باشد (با نرمي گفتار و نيكويي صدا) حرام است (خميني، 1360: ص236).

مسأله‌ي ديگر، توقف نكردن زن و مرد نامحرم در محل خلوت است. امام خميني در رساله احكام مي‌فرمايند: اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند كه كسي در آن‌جا نباشد و ديگري هم نتواند وارد شود، چنان‌چه بترسند كه به حرام بيفتند، بايد از آن‌جا بيرون بروند.

از مجموع آن‌چه به طور مختصر در بررسي كنترل ميل جنسي مطرح شد، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه كنترل نگاه و چشم، كنترل خيال و فكر، روزه‌داري، ورزش و در نهايت حفظ حريم زن و مرد و رعايت حدود شرعي، انسان را بر طغيان ميل جنسي مسلط خواهد ساخت (كجباف، 1381: ص106).

 

انحرافات جنسي

 

همان‌طور كه پيش از اين بيان شد، در دوره بلوغ، هويت جنسي از طريق تمايل به جنس مخالف شكل مي‌گيرد و آمادگي براي ازدواج به وجود مي‌آيد؛ در صورتي‌كه از طريق ازدواج به شيوه‌هاي صحيحي كه بعد از اين بيان خواهد شد، تمايلات جنسي ارضا شود، سلامت رواني پديد مي‌آيد؛ در غير اين صورت ممكن است به اختلال جنسي- رواني و در نهايت به انحراف جنسي بيانجامد.

روش‌هاي مختلفي در بررسي معيارها و تعريف «انحراف» يا «غيرعادي بودن» رفتار جنسي وجود دارد:

 

ـ روش آماري: بر اساس اين معيار، رفتاري را كه اكثريت جامعه انجام مي‌دهند و مورد قبول آن‌ها است، رفتار عادي تلقي مي‌شود و هر رفتار جنسي كه كمياب و نادر تحقق مي‌پذيرد، انحراف جنسي محسوب مي‌شود (Hyde, 1986: 458). روشن است كه اين معيار از انحراف نمي‌تواند صحيح و درست باشد؛ زيرا از يك طرف، برخي رفتارهاي جنسي سالم در ميان افراد به ندرت انجام مي‌گيرد و نمي‌توان به آن انحراف گفت؛ از طرف ديگر چه بسا جامعه‌اي به يك انحراف جنسي مبتلا شود و همه‌گير بودن آن رفتار، نمي‌تواند معيار سلامت باشد. متأسفانه اين معيار، درباره‌ي كنش‌هاي رواني و اجتماعي انحراف‌هاي جنسي اشخاص، هيچ‌گونه اطلاعي را به انسان ارائه نمي‌دهد.

 

ـ روش جامعه‌شناختي: در اين روش، مشكل وابستگي فرهنگي آشكارا روشن است. يك جامعه‌شناس، انحراف جنسي را شكستن قوانين اجتماعي مي‌داند. بر اساس اين معيار، تفاوت‌هاي فرهنگي باعث مي‌شود كه در هر جامعه‌اي نوع خاصي از رفتارهاي جنسي انحراف شمرده شود كه دست كم مخصوص همان جامعه است. چه بسا در جامعه يا فرهنگ خاصي، يك رفتار جنسي انحراف شمرده شود، ولي همان رفتار در جامعه‌ي ديگر عادي و طبيعي باشد.

 

ـ روش روان‌شـناختي جديـد: بـر اساس اين روش، يكسري معيارهاي كلي وجود دارد كه بر اساس آن‌ها مي‌توان انحراف جنسي را تشخيص داد. آرنولد باس[xvi] در كتاب آسيب‌شناسي رواني خود سه معيار براي تشخيص انحراف جنسي ارائه كرده است:

 

1ـ فرد از انجام آن ناراحت و در رنج است.

2ـ عدم كفايت

3ـ عجيب و غريب بودن

 

وي معيار سوم را چنين توضيح مي‌دهد كه عجيب و غريب بودن يك رفتار جنسي در فرهنگ‌هاي مختلف، متفاوت است؛ اما دو معيار ديگر به طور تقريبي در هر فرهنگي مي‌تواند مطرح باشد. آرنولد باس معيار چهارمي را اضافه نموده و آن آسيب بدني يا رواني به خود شخص يا ديگران است. رفتارهاي جنسي كه موجب صدمه‌ي بدني يا رواني به خود فرد يا آزار دادن ديگري باشد، نيز انحراف و غير طبيعي خوانده مي‌شوند (همان: ص460).

 

كاپلان[xvii] و سادوك[xviii] معتقدند كه با توجه به پيچيده بودن رفتارهاي جنسي بشر نمي‌توان دقيقاً رفتار جنسي طبيعي را ترسيم كرد. آن‌ها عقيده دارند كه حتي در برخي شرايط كه مورد قبول ديگران نيست، رفتار جنسي مي‌تواند طبيعي باشد؛ از جمله اين‌كه: «روابط جنسي فرد با همسر خود به تنهايي صورت نگيرد، يا روش‌هاي تحريك جنسي به اعضاي جنسي اوليه منحصر نباشد يا حتي رفتار جنسي به اوج لذت متقابل رضايت بخشي منجر نگردد؛ در چنين شرايطي باز هم رفتار جنسي طبيعي و بهنجار است.» (كاپلان؛ سادوك، 1368: ص11)

 

كاپلان و سادوك معيارهاي رفتار جنسي غيرطبيعي را چنين تبيين مي‌كنند: «در شرايط فوق و معيارهاي محدود بالا، اگر رفتارها وسواس‌گونه، انحصاري، مخرب يا همراه با اضطراب و احساس گناه شديد باشند، مي‌توان آن‌ها را انحراف ناميد» (همان).

 

انحراف جنسي از ديدگاه اسلام، به رفتارهاي جنسي گفته مي‌شود كه خارج از حدود فطرت و توأم با نگراني و اضطراب است. برخي از اين انحرافات در متون اسلامي و ديني عبارتند از:

 

1ـ زنا (آميزش جنسي با غير همسر مشروع خود)

2ـ لواط (هم‌جنس‌گرايي مرد با مرد)

3ـ سحق (هم‌جنس‌گرايي زن با زن)

4ـ آميزش با محارم (مثل مادر، خواهر،...)

5ـ خودارضايي و خودتحريكي (استمنا)

6ـ آميزش با چهارپايان، حيوان خانگي (وطي بهايم)

7ـ آميزش با كودكان (كودك خواهي)

8 ـ دياثه (بي‌تفاوتي مرد هنگامي كه همسرش با ديگري آميزش مي‌كند)

9ـ قياده و دلالي (واسطه‌گري نامشروع)

10ـ مبدل پوشي (پوشيدن لباس‌هاي زنانه توسط مردان و برعكس)

11ـ عريان گرايي (خودنمايي جنسي)

12ـ چشم‌چراني (نظربازي)

 

آثار هر يك از انحرافات جنسي در زندگي فردي، اجتماعي و خانوادگي انسان چنان آسيب‌رسان است كه موجب اختلالات روحي و رواني خواهد شد. با بررسي آيات و روايات معصومين (عليهم‌السلام) اثرات هر يك از موارد فوق را مي‌توان شناخت. در اين رابطه به بعضي از انواع انحرافات اشاره مي‌شود:

 

الف ـ زنا

خداوند متعال در سوره اسري آيه 32 مي‌فرمايد: «و لاتقربوا الزني انّه كان فاحشه و ساء سبيلا»، «به زنا نزديك نشويد، زيرا كاري زشت و بد راهي است.» خداوند زنا را حرام كرده است و حرمت آن را در آيات بسياري از سوره‌هاي مكي مانند فرقان و اسراء و سوره‌هاي مدني مانند نور و ممتحنه تأكيد كرده است.

به طور طبيعي، زنا آثار رواني خاصي را بر مرد و زن ايجاد خواهد كرد؛ از نظر رواني در هنگام عمل جنسي نامشروع ميان مرد و زن، ترس و اضطراب وجود دارد؛ ترس از رسوايي در آينده و اضطراب نسبت به اين‌كه مرد پس از ارضاي جنسي، زن را رها كند و همانند كالايي معيوب در جامعه باقي گذارد. ترس از اين‌كه هر دو مرتكب قانون‌شكني شده‌اند و قانون آنان را مجازات خواهد كرد و به خصوص اگر اعتقاد ديني داشته باشند، علاوه بر ترس و اضطراب قانون‌شكني، احساس گناه هم مي‌كنند و دليل آن پشيماني مكرري است كه در زمان گذشته و حال ميان چنين افرادي ديده شده است. آثار زنا در فرزندان زنا نيز ايجاد مي‌شود. امام صادق (ع) درباره زنازادگان مي‌فرمايد: «اين فرزندان به حرام تمايل دارند و قوانين دين را سبك مي‌شمارند و در معاشرت بد اخلاق هستند.» (رك. فلسفي، 1342: ص145)

امام رضا (ع) در حديث ديگري درخصوص علت حرمت زنا اين‌گونه مي‌فرمايد: «علت حرمت زنا، فساد اجتماعي و فردي و از بين رفتن پيوند ارث و قطع ريشه و نسب ارتباط‌هاي خانوادگي و رابطه پدر فرزندي است. زن زناكار نمي‌‌داند از نطفه كدام مرد باردار شده و فرزندش متعلق به كيست؟ زنازاده نمي‌داند پدرش كيست؟ پيوند خويشاوندي از بين مي‌رود و قرابت شناخته‌شده‌اي نمي‌ماند

پيامبر گرامي اسـلام (ص)، مسلمانان را از زنـا بـرحذر داشـته و آن را بـا شش ويژگي توصيف كرده است: «اي مسلمانان، از زنا بپرهيزيد؛ به درستي كه در آن شش ويژگي وجود دارد: سه خصوصيت در دنيا و سه خصوصيت در آخرت؛ اما آثار دنيوي آن عبارتند از: 1ـ نور و روشنايي چشم را از بين مي‌برد 2ـ فقر را به دنبال دارد 3ـ عمر را كوتاه مي‌كند و آثار آخرتي آن عبارتند از: 1- سخت‌گيري در حساب اعمال در آخرت 2- ‌موجب غضب خدا مي‌شود 3ـ موجب جاويد ماندن در آتش جهنم خواهد شد

از پيامبر اسلام (ص) روايت شده كه فرمود: «وقتي كه كسي زنا مي‌كند، روح ايمان از او جدا مي‌شود.» امام محمد باقر (ع) در تفسير اين سخن پيامبر فرمود: «قول خداي تعالي كه فرمود: و آنان را به روحي از جانب خود تأييد نموده، همين روح است كه (در اثر زنا) از او مفارقت خواهد كرد» (حر عاملي، 1403 ق: ج14، ص235).

 

يكي از آثار زنا، به عنوان كيفر اجتماعي زناكار اين است كه اسلام از ازدواج مؤمنان پاك با مرد يا زن زناكار منع فرموده است: «الزّاني لاينكح الاّ زانيه او مشركه و الزّانيه لاينكحها الاّ زان او مشرك و حرّم ذلك علي المؤمنين.» (نور، 3)

 

علامه طباطبايي ذيل آيه فوق مي‌فرمايد: «زناكار وقتي زناي او شهرت پيدا كرد و حد بر او جاري شد، ولي توبه نكرد، حرام است كه با زن مسلمان و پاك ازدواج كند؛ بلكه بايد با زن زناكار يا مشرك ازدواج كند و هم‌چنين است زن زناكار.» (طباطبايي، 1397ق: ص80) اين كيفر در واقع يك نوع طرد و اخراج از جامعه اسلامي است. در اين زمينه احاديث فراواني وجود دارد؛ امام صادق (ع) فرمود: «با مرد و زني كه به زنا مشهور است، ازدواج نكنيد؛ مگر اين‌كه بدانيد توبه كرده‌اند.» (فلسفي،‌1348: ص151)

 

ب ـ هم‌جنس‌خواهي

 

يكي ديگر از انحرافات جنسي، آميزش با هم‌جنس است. چنين آميزشي برخلاف فطرت انساني است. در خلقت و آفرينش طبيعي و فطري، مرد براي زن و زن براي مرد آفريده شده است. همان‌طور كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ»، (بقره، 187) زنان براي مردان، مايه تقوي و مردان هم براي زنان، لباس تقوي هستند كه با ازدواج يكديگر را از گناه باز مي‌دارند و به كمال مي‌‌‌‌‌رسانند.

خداوند در قرآن كريم خطاب به مردان قوم لوط كه گرايش هم‌جنس‌خواهي داشتند مي‌فرمايد: «آيا از مردم جهان، با مردان آميزش مي‌كنيد و همسرانتان را كه خدا براي شما آفريده است، رها مي‌كنيد؟ بلكه شما گروهي تجاوزكار هستيد.» (شعرا، 166-165) قرآن هم‌جنس‌خواهي را تجاوز از فطرت و خلقت طبيعي معرفي كرده است: «بل انتم قوم عادون»، يعني شما مردمي هستيد كه از حد و مرزي كه فطرت و خلقت برايتان ترسيم كرده است، تجاوز مي‌كنيد.

 

علت تحريم رابطه جنسي مردان با يكديگر و زنان با هم، در سخن حضرت امام رضا(ع) چنين آمده است: «علت تحريم لواط و سحق، به خاطر آن چيزي است كه در زنان تركيب شده و آن‌چه در طبيعت مردان وجود دارد و به خاطر آثاري كه در آميزش مردان با هم و زنان با يكديگر وجود دارد و آن‌ها عبارتند از: 1ـ انقطاع نسل 2ـ‌ به هم خوردن تدبير و نظم زندگي اجتماعي 3ـ ويراني دنيا» (حر عاملي، 1403ق: ج14، ص251)

با عمل هم‌جنس‌گرايي كه نظام طبيعي زوجيت را خدشه‌دار كرده است، بقاي نوع بشر به خطر مي‌افتد، تدبير و برنامه‌ريزي نظام اجتماعي مختل شده و نابساماني دنيا را فرا مي‌گيرد.

 

ج ـ استمنا

 

استمنا به اين معني است كه فرد در رابطه جنسي با خود، كاري كند كه مني از وي خارج شود. خودارضايي هنگامي رخ مي‌دهد كه فرد به قصد انزال مني و لذت جنسي خود را تحريك مي‌كند تا به اوج لذت برسد. از امام صادق(ع) سؤال شد: «استمنا و گناه آن چيست؟» فرمود: «گناهي بزرگ است و خداوند در كتاب خود از اين عمل انسان‌ها را نهي فرموده است. كسي‌كه به چنين عملي دست مي‌زند، گويي با خود ازدواج كرده است؛ اگر از كار وي آگاه مي‌شدم با وي غذا نمي‌خوردم.» سؤال كننده گفت: «اي فرزند رسول خدا، مأخذ اين سخن را كه فرموديد از كتاب خداست، براي من بيان كن.» امام فرمود: «فمن ابتغي وراء ذلك فاولئك هم العادون» (مؤمنون، 7 ؛ معارج، 31)، «كساني كه بيرون از آن‌چه گفته شد، طلب كنند از حد تجاوز كرده‌اند.» سپس چنين ادامه دادند: «و استمنا خارج از اين محدوده است

آثار جسمي و رواني استمنا زيانبار است كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:

 

1ـ تحريك زياد هيپوتالاموس و در نتيجه تحريك افراطي غدد جنسي كه سبب پركاري نامتناسب آن‌ها مي‌شود و بلوغ زودرس را به دنبال دارد.

2ـ كاهش و تخليه مكرر قواي جسمي و روحي كه به ضعف عمومي بدن و بالاخره پيري زودرس مي‌انجامد.

3ـ به علت افزايش جريان خون در اعضاي تناسلي، مغز و مراكز حساس ديگر، پيوسته دچار كاهش نسبي جريان خون مي‌شود.

4ـ ركود فكري، اختلال و ضعف حافظه و كاهش اراده در كساني كه استمنا مي‌كنند، ديده مي‌شود.

5ـ ضعف بينايي و بي‌اشتهايي و در صورت افراط، ضعف استخواني و ناراحتي‌هاي مفصلي در اين افراد شايع است.

6ـ فرد از نظر فكري نوعي توجه نسبتاً مداوم به موضوع‌هاي جنسي پيدا مي‌كند كه اين امر مانع تفكر آزاد وي مي‌شود.

7ـ در مراحل افراطي به ضعف جنسي و انزال زودرس منجر مي‌شود.

8 ـ به علت ارضاي ناقص و غيرطبيعي، بعد از ازدواج غالباً در امور زناشويي با مشكل مواجه مي‌شوند.

9ـ گوشه‌گيري، يأس و بي‌تفاوتي نسبت به مسايل مهم و حياتي، غم و كدورت رواني از عوارض ديگر آن است.

10ـ در موارد شديد خود آزاري ايجاد شده و فرد از آزار رساندن به خود لذت مي‌برد (صبور اردوبادي، 1367: ص124).

 

دـ مبدل‌پوشي

 

يكي ديگر از انحراف‌هاي جنسي اين است كه مردان پوششي زنانه و زنان پوششي مردانه داشته باشند. چنين انحرافي با اختلال هويت جنسي ارتباط دارد؛ يعني مرد احساس مردانه ندارد و زن در واقع خود را زن نمي‌شناسد يا حداقل احساس خوشايندي از جنسيت خود ندارد و از اين جهت لباس جنس مخالف را مي‌پوشد. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «از رسول خدا شنيدم كه مي‌فرمود: خدا لعنت كند مرداني را كه خود را شبيه زنان مي‌سازند و زناني كه خود را به مردان همانند مي‌كنند

با تأمل در روايت فوق روشن مي‌شود كه مردان و زنان بايد متناسب با عرف، سنت و محيط اجتماعي، لباس متناسب خود را بپوشند و اگر كسي لباس جنس مخالف را مي‌پوشد، ناشي از نقص‌ها و كمبودهايي است كه در جنسيت خود مي‌يابد. نگرش او به خودش نادرست است و بايد اصلاح شود.

 

ه‍ ـ عريان‌گرايي

 

اسلام به حجاب زن و مرد توجه خاصي نموده و مردان و زنان را موظف نموده است كه عورت خود را از نامحرم بپوشانند و تنها مورد استثنا، زن و شوهر است كه مي‌توانند اندام جنسي يكديگر را ببينند. هيچ مرد و زن نامحرمي از نظر اسلام مجاز نيستند كه اندام جنسي يا حتي زيبايي‌هاي ظاهري خود را در معرض تماشاي ديگري بگذارند؛ مگر در موارد خاصي كه به سبب رابطه خويشاوندي به ميزان معيني مجاز مي‌شوند. با توجه به ضرورت حجاب در اسلام، نه تنها عريان‌گرايي، بلكه هر گونه بي‌حجابي هم نهي شده است.

 

و ـ چشم‌چراني

 

همان‌طور كه پيش از اين مطرح شد، اسلام به منظور پيشگيري از انحراف جنسي، به مردان و زنان مؤمن دستور مي‌دهد كه نگاه خود را از نامحرم فرو پوشند. كساني كه از امر خدا تجاوز كرده و به طور مكرر نگاه شهوت‌آلود به زنان مي‌نمايند، مرتكب حرام شده و منحرف جنسي شناخته مي‌شوند. خداوند متعال مي‌فرمايد: «اي پيامبر به مؤمنان بگو چشمهايشان را فروپوشانند و دامن خويش را محافظت كنند. اين براي آنان به پاكي نزديكتر است. خدا به آن‌چه مؤمنان انجام مي‌دهند، آگاه است و به زنان مؤمن نيز بگو كه چشمان خويش را از مردان نامحرم بپوشانند.» (نور، 31-30)

منظور از كنترل نگاه، همان‌طور كه از معني واژه «غض نظر» در آيه برمي‌آيد، فرو پوشاندن چشم و ادامه ندادن نگاه است. در حديثي كه از امام محمد باقر (ع) نقل شده، چنين آمده است: «نخستين نگاه اشكال ندارد؛ اما نگاه دوم به زيان توست و نه به نفع تو و در نگاه سوم هلاكت است.» (حر عاملي، 1403ق: ج14، باب 104، ح8)

از سوي ديگر، در پاداش كسي كه نگاه خود را از حرام باز دارد، امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «هرگاه كسي به زني نگاه كند، سپس سر به سوي آسمان بلند كند يا چشم بپوشاند، پيش از آن‌كه نگاهش باز گردد، خداوند از زنان بهشتي او را تزويج خواهد كرد.» (همان) در اين حديث، كنترل نگاه با برگرداندن آن به سوي چيزي است كه انسان را به ياد خدا بيندازد يا دست كم از موضوع مورد توجه بكاهد. در عروةالوثقي، راجع به نگاه مرد و زن نامحرم به يكديگر آمده است كه جايز نيست مرد به زن بيگانه (نامحرم) نگاه كند و هم‌چنين نگاه زن به مرد اجنبي نيز جايز نيست؛ مگر براي ضرورت (از قبيل تشخيص بيماري و درمان) آن هم با شرايط خاصي كه در عروةالوثقي ذكر شده است (رك. يزدي، 1409ق: ص805). امام خميني (ره) مي‌فرمايند: «نگاه مرد به صورت و دو دست زن تا مچ، بدون قصد لذت براي بار اول جايز است؛ ولي تكرار آن جايز نيست.» (امام خميني، 1390 ق: ج2، ص243)

از آن‌جا كه انحرافات جنسي ديگر، از قبيل حيوان‌خواهي (وطي بهايم)، كودك خواهي، دياثة، قيادة و زنا با محارم نسبت به ديگر انحرافات از فراواني كمتري در جامعه برخوردار است، از توضيح آن‌ها صرف‌نظر مي‌شود.

 

رفتار جنسي در روابط زناشويي

 

الف- عوامل ايجاد رفتار جنسي مطلوب در روابط زناشويي

 

1- رضايت زوجين در انتخاب يكديگر

 

رفتار جنسي مطلوب در روابط زناشويي، زماني تحقق پيدا مي‌كند كه زن و مرد به ازدواج با يكديگر راضي باشند و بدون اكراه و اجبار پيوند زناشويي را پذيرفته باشند. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «با هر زني كه مي‌خواهي ازدواج كن و آن‌چه را كه ديگران يا والدين تو براي تو مي‌خواهند، رها كن» (فلسفي، 1352: ص259). رغبت و ميل به همسر يكي از اركان ارضاي غريزه‌ي جنسي است. رضايت زن و شوهر در انتخاب يكديگر، فوايد زيادي در استحكام خانواده دارد كه از آن جمله، ارضاي صحيح و كامل غريزه‌ي جنسي است. عموماً رضايت از يكديگر، محبت و دوستي را به وجود مي‌آورد و در پرتو علاقه و مهرباني نسبت به هم، خواسته‌هاي يكديگر را مراعات خواهند كرد.

 

2- رعايت احترام و محبت متقابل

 

زوجين در راستاي استحكام خانواده و ايجاد يك رابطه جنسي سالم و معتدل، بايد به روابط ميان خود بر اساس صميميت و احترام توجه كافي داشته باشند. امام صادق(ع) در اين رابطه مي‌فرمايد: «مرد در پيوند ميان خود و همسرش از سه چيز بي‌نياز نيست: همدلي با زن تا از اين راه محبت و دلبستگي وي را به خود جلب كند و حسن خلق و متوجه كردن دل زن به سوي خويش با قيافه‌اي كه در چشم زن خوشايند باشد و توسعه دادن معيشت همسر. زن نيز در ارتباط ميان خود و همسر همدلش، از سه خصلت بي‌نياز نيست: خويشتن‌داري از هر آلودگي تا دل شوهر در اعتماد به وي در هر خوش و ناخوش مطمئن باشد و وارسي و مراقبت حال شوهر تا اگر لغزشي از او سر زد، شوهر با او مهربان باشد و اظهار عشق به شوهر با دلربايي و زيبا ساختن خويش در چشم وي.» (الحراني، 1404ق: ص323) مرد بايد ابراز نياز كند و زن به نياز مرد توجه داشته باشد و هم‌چنين هرگاه زن نياز داشته باشد، به گونه‌اي كه به شوهر خود نشان دهد، نياز خود را آشكار سازد و شوهر پاسخ مناسب را ابراز كند. در چنين رابطه‌اي زن بايد با مرد خود مهربان و پاكدامن باشد. زيبائي‌هاي خود را براي همسرش آشكار سازد و در خلوت، مرد هرچه از زن بخواهد در اختيار او بگذارد (حر عاملي، 1403ق: ج14، باب6، ح2). مرد نيز بايد زن را نعمت الهي بداند كه خداوند به وي ارزاني داشته و با او بـه نيكـويي معاشـرت نمايـد و بـه فرمايش قـرآن عمل كنـد كـه فرمـود: «و عاشروهنّ بالمعروف»، (نساء، 19)

 

3- پرهيز از حياي منفي

 

زن و شوهر محرم اسرار يكديگرند و بايد به يكديگر اعتماد كنند؛ در صورتي كه مشكل جنسي داشـته باشـند، بـراي يكديگر بـازگو كننـد و گاهي نيـازمند مشـاور يـا روان‌شناس بوده تا به آن‌ها در حل مسايل كمك كنند. زن و شوهر بايد بدانند، هيچ‌كس (حتي پدر و مادر) به اندازه آن دو نسبت به آن‌ها نزديك نيست و در امور جنسي فقط زن و شوهر هستند كه مي‌توانند از مسايل و مشكلات جنسي يكديگر با خبر باشند و هيچ‌گونه شرم و حيايي بين آن دو در اين رابطه معنا ندارد.

 

4- تفاهم و توافق ميان همسران در روابط جنسي

 

زن و شوهر بايد در ارضاي نياز جنسي به تفاهم و توافق نظر برسند و قبل از انجام مقاربت جنسي، آمادگي‌هاي روانـي و جسماني لازم را كسـب كننـد. ادراك متقابـل و رعايت شرايط يكديگر، باعث ارضاي كامل، صحيح و دو جانبه‌ي غريزه جنسي همسران خواهد شد.

 

5- رعايت اخلاق جنسي

 

در روابط جنسي زناشويي، ضروري است كه زن و شوهر به طور كامل مراقب گفتار و رفتار خود باشند و از اداي عباراتي كه موجب تحقير ديگري شود بپرهيزند؛ زيرا در غير اين صورت، وضعيت رواني يكديگر را مختل ساخته و اين اختلال بر كنش جنسي آن‌ها تأثير منفي خواهد گذاشت؛ به طوري‌كه ممكن است موجب سردي شده و از ادامه‌ي آميزش جنسي ممانعت به عمل آيد؛ حتي گاه ممكن است باعث عصبانيت زوجين شده و خشونت را به دنبال داشته باشد. لازم است همسران در روابط زناشويي به اصول اخلاقي پاي‌بند بوده و احساسات منفي خويش را كنترل نمايند و در صورت عدم ارضاي جنسي به امور اخلاقي وفادار باشند.

 

ب- آداب آميزش جنسي

 

بسياري از احكام و آداب آميزش جنسي در نگاه اسلام، به منظور ايجاد تعادل ميان كميت و كيفيت چنين فعاليتي است. احكامي نظير:

 

ـ استحباب عجله نكردن هنگام مقاربت (رك. يزدي، 1409ق: ص801)

ـ استحباب ملاعبه قبل از آميزش (همان)

ـ رعايت اوقات مستحب و مكروه كه در رساله‌هاي عمليه آمده است. از جمله اوقات حرام آميزش، ايام عادت ماهانه و مدت معيني پس از زايمان است كه مردان از آميزش جنسي با زنان منع شده‌اند. اوقات ديگري كه آميزش حرام شمرده شده، روزهاي ماه مبارك رمضان است كه از اذان صبح تا اذان مغرب مردان و زنان بايد از آميزش امتناع كنند و در صورتي‌كه از روي اراده و اختيار به آميزش جنسي بپردازند، قضا و كفاره واجب مي‌شود (همان). هم‌چنين در حالِ احرام (در ايام حج) نه تنها آميزش جنسي، بلكه بوسيدن و لمس كردن و نظر كردن به شهوت، بلكه هر لذتي از زنان منع شده است (امام خميني، 1390ق: ج1، ص419).

ـ رعايت آداب شب زفاف به عنوان اولين تجربه ارضاي نياز جنسي؛ اين امر از اهميت زيادي برخوردار است به گونه‌اي كه در كتاب‌هاي فقهي در ابواب نكاح، بابي را به آن اختصاص داده‌اند. در اين شب، مستحباتي وجود دارد كه به عنوان آداب زفاف مطرح مي‌شود:

ـ ميهماني دادن به دوستان و خويشاوندان كه موجب ايجاد شادي و نشاط مي‌شود و از لحاظ روان‌شناختي تأثير مهمي در روابط زناشويي خواهد گذاشت.

ـ با وضو بودن عروس و داماد در شب زفاف؛ زيرا وضو نور است و باعث نورانيت قلب مي‌شود و كدورت‌ها را از بين برده و با آرامش به انجام آميزش جنسي مي‌پردازند.

ـ مستحب است كه عروس و داماد دو ركعت نماز بجا آورند و بعد از نماز با خدا راز و نياز كنند. پس از نماز اين دعا توصيه شده است: «خدايا الفت، مودّت و رضايت زن را نسبت به من و رضايت مرا نسبت به او بر من ارزاني دار و ميان ما را به بهترين وجه مجتمع فرما و نيكوترين الفت را به ما عطا كن، همانا تو حلال را دوست مي‌داري و حرام را زشت مي‌شماري

ـ مستحب است، مرد رو به قبله دستش را بر پيشاني زن قرار دهد و بگويد: «خدايا اين زن را به امانت از تو گرفتم و با كلمات تو او را حلال كردم، اگر از اين زن فرزندي به من مقرر فرمودي، او را پر بركت و پارسا و از شيعيان خاندان پيامبر اسلام (ص) قرار ده و براي شيطان در او بهره‌اي قرار مده» و پس از آن مرد با همسر خود به آميزش جنسي بپردازد و افراط و زياده‌روي نكند و با اين وجود، وضع همسر خود را رعايت نمايد.

اسلام به مردان اجازه نمي‌دهد كه به زنان و ميل جنسي آن‌ها بي‌توجه باشند؛ به گونه‌اي كه بر مردان واجب كرده است كه دست كم در طول چهار ماه يكبار با همسر خويش آميزش داشته باشند و از سوي ديگر افراط نيز نبايد صورت گيرد و هر گاه نياز مرد برآورده شد، بسنده كند و به امور ديگر بپردازد. هم‌چنين به زنان توصيه كرده است كه حقوق مردان را رعايت كنند؛ حتي پيامبر(ص) به زنان فرمود: «لا تطولنّ صلاتكنّ لتمنعن ازواجكنّ»، «با طولاني ساختن نماز خويش، مانع خواسته همسران خويش نشويد.» (حر عاملي، 1403ق: ج14، ص117)

 

ج- عوامل افزايش بهره‌مندي جنسي در روابط زناشويي

 

1- عوامل رفتاري

 

ـ پوشش زيبا و مناسب، خودآرايي، رعايت پاكيزگي و اصول بهداشتي

زن و شوهر براي ايجاد رضايت در يكديگر، خود را بايد آراسته سازند. آراستگي ظاهري در لباس پوشيدن و آرايش مناسب ديده مي‌شود. ائمه معصومين(ع) در روايات زيادي به مردان و زنان توصيه كرده‌اند كه خود را براي يكديگر بيارايند. امام محمد باقر(ع) مي‌فرمايد: «سزاوار نيست كه زن خود را بدون آرايش نگهدارد؛ هرچند با آويختن گردنبندي به گردن باشد و هم‌چنين شايسته نيست كه زن هرچند هم سالمند و بزرگسال باشد، دست خويش را حتي اگر با كمي حنا هم شده، بدون خضاب بگذارد.» امام صادق(ع) حقوق مرد بر زن را استفاده از بهترين بوي خوش، پوشيدن لباس‌هاي زيبا و بهترين نوع آرايش و آماده كردن خود براي شوهر دانسته است (حر عاملي، 1403ق: ج14، باب6، ح2).

نكته‌ي قابل توجه اين است كه تشويق زنان به استفاده از لباس‌هاي زيبا و آرايش به عنوان حق شوهر، تنها به محيط خانه اختصاص دارد و اسلام به زنان اجازه نداده است كه خارج از خانه خود را آرايش كنند يا معطر و خوشبو سازند؛ زيرا هم خود در معرض گناه قرار مي‌گيرند و هم ديگران را در معرض گناه قرار مي‌دهند.

علاوه بر آرايش كردن زنان براي شوهران، اسلام به مردان نيز توصيه كرده است كه خود را براي همسرانشان بيارايند. امام موسي بن جعفر(ع) را مشاهده كردند كه محاسن خود را خضاب كرده است. راوي سؤال مي‌كند: آيا خضاب كرده‌ايد؟ فرمود: بلي، آماده ساختن مرد و آرايش كردن وي از جمله چيزهايي است كه عفت زنان را زياد مي‌كند؛ برخي از زنان عفت خود را رها كرده‌اند؛ به دليل اين‌كه شوهران آن‌ها به آرايش خويش توجه نمي‌كنند. آيا وقتي آرايش نكرده‌اي، دوست داري او را بر همان حالي ببيني كه او تو را مي‌بيند؟ راوي پاسخ مي‌دهد: نه، حضرت مي‌فرمايد: پس او هم از تو انتظار آراستگي دارد؛ سپس مي‌فرمايد: از اخلاق پيامبران تميزي، خوشبويي، تراشيدن مو و آميزش با همسر است.» (همان)

از اين‌گونه احاديث مي‌توان نتيجه گرفت كه آراستگي ظاهر مخصوص زنان نيست؛ بلكه مردان هم بايد خود را بيارايند و لباس تميز و زيبا بپوشند؛ به ويژه آراستگي و پاكيزگي هر يك از زن و شوهر قبل از آميزش جنسي، در ارضاي بهتر ميل جنسي مؤثرتر است.

 

ـ رعايت موازين عاطفي در رفتار

 

ابراز محبت و توجه به عواطف يكديگر در رفتارهاي جنسي زناشويي از مواردي است كه در ارضاي بهتر و بهره‌مندي بيشتر همسران بسيار مؤثر خواهد بود.

 

2- عوامل كلامي

 

ـ رعايت موازين عاطفي در گفتار

 

يكي از عوامل مؤثر در روابط زناشويي اين است كه زن و شوهر از به كار بردن كلمات زشت و توهين‌آميز دوري كنند؛ ليكن مي‌توانند در ابراز محبت با سخناني كه باعث تهييج و تحريك جنسي است، همراه با رعايت احترام يكديگر، بهره‌مندي جنسي در روابط زناشويي را افزايش دهند.

 

ـ به كارگيري جاذبه‌هاي كلامي

لحن زيباي كلام و استفاده از واژه‌هاي خوشايند و زمينه‌سازي مناسب براي بروز رفتار جنسي مطلوب يكي از مهمترين عوامل افزايش بهره‌مندي جنسي در روابط زناشويي به شمار مي‌آيد. بايد در نظر داشت كه در دستورات اسلامي سخن گفتن به هنگام آميزش به ميزان كم توصيه شده است و خوب است اگر كلامي گفته مي‌شود، در جهت ايجاد جاذبه و كشش بين زوجين باشد.

 

د- آثار و پيامدهاي رفتار مطلوب جنسي در روابط زناشويي

 

يكي از مؤلفه‌هاي اصلي رضايت زناشويي، رفتار جنسي مطلوب در روابط ميان همسران است؛ اگر رفتار جنسي به‌طور مطلوب و رضايت‌بخش تحقق پذيرد، آثار و پيامدهاي نيكويي به دنبال خواهد داشت كه از آن جمله مي‌توان به استحكام نظام خانواده، سلامت رواني و جسماني زن و مرد و در مجموع سلامت اعضاي خانواده، پيشگيري از بروز پرخاشگري و عصبانيت در زوجين، پيشگيري از بروز اختلالات و انحرافات جنسي، جلوگيري از نزاع و اختلاف خانوادگي و در نهايت كاهش آمار طلاق اشاره كرد. يكي از علل عمده اشاره شده در تحقيقات و پژوهش‌هاي گوناگون پيرامون علل طلاق و از هم گسستگي خانواده‌ها، عدم رضايت مطلوب جنسي در كنش متقابل همسران است. طي بررسي‌هاي گوناگون روشن شده است كه يكي از عوامل اختلاف همسران در هنگام مراجعه به مراكز مشاوره، نارضايتي جنسي زوجين و نرسيدن به اوج لذت جنسي بوده است. نتيجه مشاهدات در تجربيات باليني و مشاوره‌اي نشان مي‌دهد كه بايد به اين مسأله به عنوان يك موضوع جدّي در حل اختلافات زوجين توجه زيادي مبذول داشت و تحقيقات و پژوهش‌هاي گسترده‌اي را دنبال نمود.[xix]

و سرانجام با توجه به مباحث فوق روشن شد كه رفتار جنسي مطلوب و طبيعي و ارضاي نياز جنسي به شيوه‌ي معقول و در حد اعتدال، عامل مؤثري در سلامت رواني و جسماني افراد خواهد بود. از طرف ديگر، به منظور پيشگيري از بروز انحرافات اخلاقي و تأمين بهداشت رواني تمايلات جنسي، لازم است دوره‌هاي عمومي آموزش جنسي را براي نوجوانان و جوانان طراحي نمود و در اين راستا رسانه‌هاي گروهي سالم را جايگزين فرستنده‌هاي مسموم ساخت. به ويژه بر عهده‌ي سازمان‌ها و نهادهايي از قبيل آموزش و پرورش، وزارت علوم، بهداشت و درمان و نيز متوليان فرهنگي كشور است كه با طرح برنامه‌ها و تمهيدات لازم و نيز محتواي مشخص و تعيين مربيان ويژه، (با توجه به ظرافت خاص مباحث مذكور) اطلاع‌رساني سالم را در اين زمينه پيگيري نمايند. قابل تذكر است كه مباحث ارائه شده مي‌بايست از يك سو با فرهنگ ايراني و از سويي ديگر با فرهنگ ديني و مذهبي هماهنگ بوده و با عرف متداول تعارضي نداشته باشد و نيز بايد توجه كرد كه شيوه‌ي ارائه به صورت‌هاي گوناگون و متنوع آموزشي (سمينار، سخنراني و كلاس‌)، هنري (فيلم، تئاتر و...) و تبليغي (پوستر، تراكت، جزوه تبليغي و ...) باشد تا جذابيت لازم را پيدا كند و امكان پيشگيري و حل مشكلات احتمالي را فراهم سازد.

چنان‌كه پيش از اين اشاره شد، روشن شده است كه بسياري از اختلافات همسران، در نتيجه‌ي عدم ارضاي صحيح و مطلوب نياز جنسي كه در پي عدم اطلاع از چنين فرايندي است، پديد مي‌آيد. جهت حل مشكلاتي از اين قبيل نيز بايد آموزش‌هاي جنسي پس از ازدواج را در مراكز مشاوره ايجاد يا تقويت نمود.

متأسفانه،با وجود فراواني و وسعت اطلاعات در اين حوزه، به فرهنگ غني اسلام و قرآن و به ويژه سخنان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) توجه كمتري شده است و لزوم عنايت بيشتر مسئولين و متوليان فرهنگي- تربيتي جامعه مي‌رود.

 

فهرست منابع:

 

 

× قرآن كريم

×الحراني، ابومحمدالحسن: «تحف‌العقول»، قم، مؤسسه نشر اسلامي، چ دوم، 1404ق.

× حرعاملي، محمدبن‌الحسن: «وسايل الشيعه»، بيروت، دار احياء التراث العربي، چ پنجم، 1403ق.

×خميني، سيد روح الله: «تحريرالوسيله»، قم، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چ دوم، 1390ق.

×خميني، سيد روح الله: «رساله احكام»، تهران، انتشارات اسماعيليان، 1360.

×دُبس، موريس: «مراحل تربيت»، علي‌محمد كاردان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چ هفتم، 1362.

×صبور اردوبادي، احمد: «نگاه پاك زن و نگاه‌هاي آلوده به او»، تهران، انتشارات اميركبير، 1367.

×طباطبايي، سيد محمدحسين: «الميزان»، سيد محمد باقر موسوي همداني، انتشارات محمدي، 1397ق.

×فلسفي، محمد تقي: «بزرگسالان و جوان»، تهران، هيأت نشر معارف اسلامي، چ دهم،1352.

×فلسفي، محمد تقي: «جوان»، تهران، هيأت نشر معارف اسلامي، چ پانزدهم، 1348.

× فلسفي، محمد تقي: «كودك»، تهران، هيأت نشر معارف اسلامي، چ پانزدهم، 1342.

×كاپلان، هارولد ؛ سادوك، بنيامين: «خلاصه روانپزشكي»، نصرت‌الله پور افكاري، تبريز، انتشارات ذوقي، چ اول، 1368.

×كجباف، محمد باقر و همكاران: «بررسي رابطه رضايت زناشويي و بروز اختلالات رواني دختران»، مجله مطالعات زنان، پژوهشكده دانشگاه الزهرا، تهران، بهار 1383.

×كجباف، محمد باقر: «روان‌شناسي رفتار جنسي»، تهران، نشر روان، چ دوم، 1381.

×كي‌نيا، مهدي: «مباني جرم شناسي»، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1362.

×گروهي از نويسندگان: «روان‌شناسي رشد»، رحمانيان، تهران، انتشارات آگاه، چ دوم، 1367.

×يزدي، سيد محمد كاظم: «العروة الوثقي»، بيروت، مؤسسةالاعلمي‌للمطبوعات، چ دوم، 1409ق.

Bancroft, J, “Human Sexuality and its Problems”, Edinburgh, Churchill Living stone, 1983.

Hyde, J, “Understanding human Sexuality”, Mc. Grow, New York, 1986.

Lindzy & Thompson, “Psychology”, New York, Worth Publishers, INC, 1988.

Shahid Athar, “Sex Education, Teenage Pregnancy, Sex and marriage: Islamic Perspective”, Indiana University School of medicine, 1990.

--------------------------------------------------------------------------------

* - استاديار گروه روان‌شناسي دانشگاه اصفهان

[i] - Anton Van Leeuwenhok

[ii] - John Ham

[iii] - Oscar Hertwing

[iv] - Kinsey

[v] - Hunt

[vi] - Sex or Sexuality

[vii] - Sexual Identity (Gender Identity)

[viii] - Robert Stoller

[ix] - Sex role

[x] - John Money

[xi] - Elderman, M.W

[xii] - Hopkins, J

[xiii] - Loeis Haris Poul

[xiv] - Ford

[xv] - Beach

[xvi] -Arnold Buss

[xvii] -Kaplan,H

[xviii] -Sadock’s, B

[xix] - از تحقيقات انجام شده در اين زمينه، پژوهش‌هايي است كه درباره بررسي رابطه‌ي رضايت زناشويي و بروز اختلالات رفتاري دختران در شهرستان اصفهان انجام گرفته و مؤلف مقاله با همكاري دانشجويان و همكاران خود به اين نتيجه رسيده است كه هرگاه رضايت زناشويي بين زوجين تقويت شده و افزايش يابد، اختلالات رفتاري فرزندان به نحو چشمگيري كاهش مي‌يابد. (رك. كجباف، 1383)

 

..........................................................................................

منبع:فصلنامه كتاب زنان، شماره 27

 

 

©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved