نگاهى بر تربيت جنسى فرزندان
افسربخشى - مدرس
كودكان امروز سازندگان فرداىجامعهاند. سعادت و بقاى هر جامعهبستگى به تربيت صحيح آينده سازانآن دارد. يكى از ابزار مهم تربيت،شناخت مربى، استعدادها، محيط ومساعد نمودن محيط با توجه به تواناو و نيازهاى اوليه است كه نتيجه آنبرآورده شدن نيازهاى والاى فرداست.
در اين سخن اجمالى قصد آن داريم بهبحث پيرامون يكى از اساسىتريننيازهاى فيزلوژيك فرد و چگونگىرويارويى و بهرهمندى مطلوب از آن درراستاى اعتلاى فرد و جامعه بپردازيم زيراعدم برخورد صحيح با اين نياز هموارهبعنوان يك معضل اساسى در جوامعشناخته شده است. سعى نگارنده در اينمقاله اين است كه با توجه به برداشتهاىمختلفى كه از بلوغ جنسى شده عواملموثر در آن را برشمرد و در پايان وظايفمربيان و اوليا را بيان نمايد زيراهرجامعهاى با توجه به اهداف غايى آنبهگونهاى به اين مقوله مىپردازد، درجوامعى كه بىبندوبارى جنسى رواجدارد مسؤولان جامعه اساس تربيتجنسى را بر آموزش روابط جنسىمىگذارند و از سنين دبستان ساعاتى رااختصاص به چگونگى آموزش روابط بهكودكان مىپردازند غافل از آنكه همينمطرح نمودنها باعث زودرسى بلوغ دركودك مىشود بدون آنكه كودك بداند اينبيدارى جنسى را چگونه ىبايستبهسامان برساند زيرا هنوز از لحاظ شناختىبه مرحله بالايى از رشد نرسيده استليكن ما هدف از تربيت جنسى رااطلاعاتى مىدانيم كه به فرزند مىدهيم تامسائل مربوط به جنسيتخويش راتشخيص دهد و به وظايف ومسؤوليتهاى خويش پىببرد و با توجه بهسلامت جامعه به سازگاريهاى مطلوبرسيده، ارزشهاى اخلاقى و فرهنگى راهمواره مدنظر قرار دهد و در مواقعمختلف باهشيارى و با توجه به شرع واخلاق موضع لازم را اتخاذ نمايد. تفاوتبين ما و غربيها براى تربيت جنسى بسياراساسى است. زيرا ما كليه ريشه و مبانىاخلاقى را از جمله زمينه جنسى بطور عاماز شرع مىگيريم و غرب آن را از حياتاجتماعى و شرايط عرف و اجتماع اخذمىكند به هر حال جامعه سالمى كهانتظارش را داريم دختران و پسران رامىبايستبگونهاى تربيت نمايد كه بهدختر يا پسر بودن خويش قلبا خشنودباشند و به آن افتخار كنند و به گفته شهيدمطهرى: «مقتضاى منطق و تعقل ايناست كه با سنن و خرافات مبتنى برپليدى علاقه جنسى مبارزه كنيم و در عينحال موجبات طغيان و عصيان و ناراحتىغريزه را به نام آزادى و پرورش آزادانهفراهم نكنيم. سنت مخفى داشتن آنزمينهساز عوارض و گاهى هم حرص وعطش بيشتر در كشف است. واقع بينها رابايد پذيرا شد در عين اينكه هدفگرايى رااز ياد نمىبريم.»
آبراهام مزلو (1) معتقد است كه :
اگر ميل جنسى نيز چون ديگرانگيزههاى اوليه انسان، مانند تشنگى وگرسنگى در مسير صحيح بر آورده شوندو بوسيله تعليم و تربيت هدفدار شوند،انسان قادر خواهد بود با كاشتن بذر عشقو محبتبه ديگران، به تعالى رسيده و ازاين طريق به كمال آن دسترسى يابد كههمانا كمال جويى، زيبايى طلبى و درنهايتخداجويى است. وجود اين نياز درانسان هيچگاه نفى نگرديده است. استادمحمد تقى مصباح يزدى در كتابفردشناسى براى خود سازى به اين ميلاشاره مىكند و اينطور بيان مىكند:«وجود اميال فطرى در انسان لغو و عبثنخواهد بود بلكه برعكس عامل مهمىبراى ترقى و تكامل و رسيدن او بهسعادت و خوشبختى مىباشد و اگرخوشبختى و كمال انسان منحصر بهسعادت مادى و محدود بود، اميالنامحدود و لغو مىبود. قرار دادن ايناميال در نهاد انسان در صورتى كه ارضاىآنها ممكن نباشد، نظير آن است كه راهىرا به كسى نشان دهند و چنان وانمود كنندكه راهى بس طولانى و دور است، بطورىكه شخص مزبور همه نيروهاى خود رابراى پيمودن آن متمركز كند و با سرعتبه طرف مقصد موهوم حركت نمايد.» (2)
بنابراين همانگونه كه روانشناسان ومتخصصين علم رفتار معتقد به وجودغريزه جنسى در انسان مىباشند دينمبين اسلام هم تاكيد به وجود اين ميل درانسان داشته و دستورات تربيتى مهمىبراى انسان از سن نوزادى تا سن ازدواج وپس از آن دارد و به اهميت نوع تربيتجنسى و آماده نمودن جوان براى استفادهصحيح از اين ميل جهت تشكيل خانوادهتاكيد زيادى مىنمايد حتى در طفوليتبهمادر و اطرافيان هنگام نظافت طفلگوشزد مىكند تا نقاط حساس را كهموجب لذت طفل مىشود كمتر لمسكنند. در عين حال كه از نفرت داشتن آننيز اطرافيان را منع مىكند تا كودك ازهويت جنسى خويش دچار شرم وخجلت نشده و دچار آشفتگى نقشنگردد (3) ، البته در تربيت اين ميل بايدتوجه داشت راه افراط را نپيمود كه چونفرويد انگيزه اصلى رفتار انسان را تنها بهغريزه جنسى نسبت دهد و تبعيت از اينعقيده خانواده را دچار سردرگمى نموده درنتيجه افسار گسيختگى در روابط جنسى رابه دنبال داشته است. بطورى كه آخرينآمار از نوزادان آمريكا نشان مىدهد كهبيش از 4 ميليون كودك از مادران زير 19سال بدنيا آمدهاند و بنابه اطلاعاتبدست آمده در واشنگتن مردم بر عليهآزادى سقط جنين دستبه تظاهراتمىزنند و ابراز مىنمايند كه از بين بردنكودكان مانع برقرارى و استحكام خانوادهشده است. (4) حال آنكه بخوبى مىدانيمدر اين نوع جوامع، بىبندوبارى جنسى تاچه حد رايج است. گاه نيز تفريطخانوادههاى متعصب نه به پيروى از شرعبلكه به خاطر طفره رفتن از دادن اطلاعاتصحيح به كودكان و وادار نمودن آنها بهپنهان نمودن هويت جنسى خويش كودكرا به انحراف، بىكفايتى، پليدى ، بيمارىو گناه مىكشاند. به گفته ماكارنكو (5) روانشناس روسى: « مسائل مربوط بهتربيت جنسى مستلزم توانايى فوق العادهو نزاكتخاص و تيز هوشى و دلسوزىبسيارى است. (6) » پس لازم است تربيتجنسى را با سن و رشد فرزند هماهنگنمود زيرا از 1 تا 9 ماهگى كه فعاليتهاىحركتى كودك آغاز مىشود، ابتدايىترينفعاليت او بصرى است. اسلام در اينسنين تاكيد زيادى دارد كه والدين اعمالزناشويى را در مقابل چشمان كودك انجامندهند. در دوره خردسالى دوره كنجكاوىطفل آغاز مىشود و كودك سعى مىكندمحيط پيرامون خويش را بشناسد، هرچيز تازه يا غير عادى عاملى براىكنجكاوى طفل بشمار مىرود بطورىكهحتى باعث ترس و وحشت وى خواهدشد. بنابراين اسلام در مورد پوشاندنعورت، خوابيدن فرزندان در رختخوابوالدين، دستكارى يا تنفر و حمام كردناطفال و جداكردن بستر كودكان از يكديگردستورات زيادى را داده است. در حديثىاز پيامبراكرم«صلى الله عليه وآله» نقل شده است كهبايد بستر كودكان در شش سالگى از همجدا شود و در حديث ديگرى مىفرمايد:«اذا بلغت الجارية سنين فلا يقبلها الغلام والغلام لاتقبله المراة اذا جاوز سبع سنين»، دختر بچه شش ساله را پسر بچه نبوسد وهمچنين زنها از بوسيدن پسر بچهاى كهسنش از هفتسال تجاوز كرده استخوددارى كنند.»
حال كه اين همه تاكيد را در موردتربيت جنسى در دستورات اسلامىدانستيم، لازم است ابتدا با تعاريف بلوغجنسى از ديدگاههاى مختلف آشنا شده وسپس به نقش و وظايف مربيان نسبتبهتربيت جنسى نوجوانان بپردازيم.
كلمه بلوغ (7) (سن مردى) معمولا" به11 الى 17 سالگى گفته مىشود. به لحاظشرعى در كشورهاى مختلف متفاوتاست وليكن در ايران دختران 9 سالگى وپسران 15 سالگى به سن تكليف مىرسندو از اين سن مكلف به انجام واجبات الهىمىشوند. در جوامع مختلف نوع ديگرىاز بلوغ نيز مطرح است كه به آن بلوغعرفى ( سن قانونى) گفته مىشود. و قانونمدنى هر كشور نوجوان را در اين سن بالغو مسؤول رفتار خويش مىشناسد. بايداضافه نمود كه اصولا" نوجوانى يا Adaloscence سنين 12 تا 18 سالگىاست. آغاز آن از سالهاى آخر دوره دبستانبعنوان مرحله قبل از بلوغ است كه در اينمرحله رشد صفات ثانويه جنسى همراه باتغييراتى در اندامهاى فرد ايجاد مىشود.معمولا" اين مرحله با بيم و هراس همراهاست تا آنكه بيشترين تغييرات در دخترانو پسران شروع مىشود يعنى احتلامهاىشبانه در پسران و عادت ماهيانه دردختران، سپس اندامهاى جنسى رشدكافى يافته و احتمالا پس از اين مرحلهنوجوان مشكلات جسمى و روانىخويش را پشتسر مىگذارد. در اين دورهمتاسفانه احساسات و عواطف نوجوان برعقلش غلبه دارد زيرا اكثر روانشناسانبويژه پياژه حداكثر رشد شناختى ياعقلانى را سنين 14 الى 15 سالگىمىدانند; از طرفى اين سنين از نظرروانشناسان به سنين جهش عاطفىنامگذارى شده است. دوره غليان عواطففرداست. نقش كودك در زندگى كاملامشخص است افراد بالغ نيز به نقش خودكاملا واقف هستند. وليكن نوجوان دريك وضع روحى بسيار پيچيده و مبهمبسر مىبرد. قرنها پيش افلاطون دورانبلوغ را به يك نوع شراب زدگى روانتشبيه كرده است. اسلام نيز به جوانى بهدو صورت مىنگرد. در ديد منفىپيامبر«صلى الله عليه وآله» مىفرمايد: «الشباب شعبةمن الجنون. (8) جوانى از اقسام جنون وديوانگى است.» و از ديد مثبتحضرتپيامبر«صلى الله عليه وآله» مىفرمايد: «اوصيكمبالشبان خيرا فانهم ارق افئدة ان ا.. بعثنىبشيرا و نذيرا فخالفنى الشبان و فخالفنىالشيوخ; (9) به شما در مورد نوجوانان وجوانان به نيكى سفارش مىكنم زيرا آناندلى رقيقتر و قلبى فضيلت پذيرتر دارندزمانى كه خداوند مرا به پيامبرىبرانگيخت تا مردم را به رحمت الهىبشارت دهم و از عذابش بترسانم جوانانسخنانم را پذيرفتند و با من پيمان بستندولى پيران از قبول دعوتم سر باز زدند و بهمخالفتم برخاستند.» هنگاميكه نوجوانتوانستبه هويت جنسى خويشبگونهاى صحيح پى ببرد آنگاه است كهمربى قادر خواهد بود شيوههاى مطلوبتعليم و تربيت جنسى را در مورد او به كاربندد. حضرت آيت ا.. مهدوى كنى نيز دراين باره مىگويد :
«وجود غريزه سركش و مرزنشناس وطغيانگر در انسان مخصوصا در دوراننوجوانى كه دوره بحران غرايز به شمارمىرود از مسائل انكار ناپذير است، زيراهوسهاى سركش و غرايز و اميال حيوانىاو را به هوسبازى و شهوترانى و ... دعوتمىكند. اگر انسان، بانيروى عقل و ايماننتواند خود را كنترل كند و قدرت رام كردنغريزههاى ويرانگر را نداشته باشد، از نظرمعنوى تا آنجا سقوط مىكند كه ازحيوانات هم پستتر مىشود. (10) »
از عوامل عديدهاى كه اغلب مانع ازسعى مربيان در اين امر مىشود پديدهزودرسى و ديررسى بلوغ در نوجواناناست. به پيدايش زودرس صفات ثانويهجنسى البته بدون توانايى توليد مثل،بلوغ زودرس كاذب گفته مىشود. درستاست كه اختلالات فيزيولوژيك، عواملجغرافيايى و عوامل اقتصادى مانندزندگى مرفه، تغذيه خوب در ايجاد آنتاثير دارد ولى وسايل فرهنگى و تبليغاتىچون سينما، تلويزيون، ويدئو، ضعفاعتقاد و نوع روابط دختران و پسران نيز دربروز آن بسيار مؤثرند و متاسفانه بايدگفت در محيطهاى ناسالم اثر منفى اينزودرسى در سرنوشت دختران بيشتر مؤثراست تا پسران زيرا دختران دو تا چهارسال زودتر به سنين بلوغ مىرسند درحالى كه هنوز از لحاظ عقلى به رشد كاملدست نيافتهاند و همين مساله موجب بهانحراف كشيدن آنها خواهد شد. همانگونهكه زودرسى در زندگى نوجوانان مؤثراست ديررسى آن نيز مىتواند بعنوانعقب ماندگى رشد در نوجوانان تلقىشود. نقش مربيان در اين رابطه بسيار مهماست و بايد به نوجوانان اين مساله رابقبولانند كه هر فرد مطابق ساختمان بدنخويش رشد مىنمايد و كوچكى يابزرگى جثه نشانه برترى يا كهترى يك فردنيست. (11)
كهلبرگ (12) معتقد است: «دختر و پسربر اساس تفاوتهاى بيولوژيكى و طبيعىكه دارند، رفتارهاى متفاوتى را از خودظاهر مىسازند مانند تفاوتهاى موجود درلباس پوشيدن و آرايش مو و... اين رفتارتوسط محيط، تقويتيا تضعيفمىگردد» به عقيده وى كودكان از لحاظرشد جنسى سه مرحله را مىپيمايند:
1- از سه سالگى كودك بطور اساسىتفاوت جنسى بين دختر و پسر رامىشناسد. 2- از 5 سالگى و اوج آن در 7سالگى كودك متوجه مىشود كه دخترانبعنوان دختر و پسران بعنوان پسر باقىمىمانند 3- از 7 الى 11 سالگى سنينثبات جنسى است و هر يك از پسران ودختران به تثبيت جنسى خود مىپردازندو مىبايست در اين سن نقش جنسىمناسب به دختران و پسران آموخته شود.
مطالعات نشان دادهاند كه پدران بيشاز مادران در يادگيرى نقش جنسى كودكانموثرند زيرا پدران در مقايسه با مادرانحتى از سنين 2 و 3 سالگى نقشهاىجنسى متفاوتى را در نظر مىگيرند.پسرانى كه روحيهاى مردانه و قوى دارندبيشتر داراى پدرانى هستند كه درتصميمگيريهاى خانوادگى و در تنظيمانضباطهاى خانوادگى شخصيت غالب ومسلطى را در محيط خانواده دارند.بالعكس هنگامى كه پدر نقش منفعلى درخانواده دارد در همانند سازى پسران بهلحاظ نقش جنسى اثرات سويىمىگذارد. البته بايد متذكر شد منظور ازنقش جنسى، وظايف و تكاليفى هستندكه طبيعتبيولوژيكى، فرهنگ، جامعه وبزرگسالان از هر يك از دو جنس مرد و زنانتظار دارند و رويهمرفته بايد گفت از سنسه سالگى است كه دختر و پسر خود راباز مىشناسند و تلاش مىكنند تا نقشخويش را بعنوان دختر يا پسر بشناسند.آنچه بايد به كودكان آموخت اين استيادگيرند چگونه جنس مخالف خود نباشند.خوشبختانه در مورد دختران اغلبمشكلات كمتر است زيرا همواره در كنارمادر هستند و براى الگوپذيرى مادر را درپيش رو دارند ولى متاسفانه پسران اغلببا نبود پدر در خانه مواجه مىشوند وبراى آموزش نقش جنسى صحيح،محبورند تغيير الگو دهند و لازم است درهمه ادوار رشد كودك، پدر در خانوادهحضور داشته باشد و نقش فعال و صحيحخويش را عهدهدار گردد. خوشبختانه دراسلام سفارشات زيادى براى جداسازىدختر از پسر از 6 سالگى شده است و تاسن تميز مجاز مىداند كه دختران باپسران به بازى بپردازند.
چنانچه در قرآنمىفرمايد: (13)
«اوالطفل الذين لم يظهروا علىعورات ...»
اولياى اسلام در احاديثمختلفى، سفارشات زيادى فرمودهاند كهبا دختران و پسران از سنين 6 سالگىبهبعد بايد بطور جداگانه رفتار شود هرچند كه آنها به سن تكليف نرسيدهاندمتاسفانه اغلب مشاهده مىشود اجازههرگونه فعاليت پسرانه قبل از بلوغ بهدختر داده مىشود و به هنگام بلوغشتابزده اقدام به جداسازى دختر و پسرمىشود كه منجر به مشكل روانى در دخترمىگردد. تحقيقات نشان داده استدخترانى كه به آشپزى، خياطى و مطالعهعلاقمند بودهاند در دوره بزرگسالى داراىفعاليتهاى متناسبترى با نقش جنسىخود بودهاند و پسرانى كه به بازيهاىرقابتى و حركتى زياد و فعاليتهايى مانندمكانيكى، توپبازى و تفنگ بازىپرداختهاند در دوران بلوغ مشكلاتكمترى را در رابطه هويت جنسى خويشدارا بودهاند. بنابراين بايد به فرزندان دوالگوى مناسب رفتارى كه لزوما ضديكديگر نيست، آموخته شود. بطور مثال،دختران در كمك به كوچكترها پوشاندنلباس و غذا دادن و در كمك به بزرگترها،پخت و پز و نظافت را بياموزند ويهپسران حمل و نقل اشياء، نظافتاتومبيل، خريد نان و ... آموخته شود وهمواره به آنها تاكيد شود كه دو الگو ضديكديگر نيستبلكه مكمل يك ديگرند.از اين طريق است كه دختران و پسران ازاينكه دختر يا پسر هستند قلبا راضى وخشنود مىشوند و دختر اين باور را كهموجودى مقيد، محدود و تحتسلطهاست و پسر نيز اين باور را كه آزاد،قدرتمند و سلطهگر است از ذهن خويشدور مىسازد.
از اهم وظايفى كه به اولياء توصيهمىگردد دادن پاسخ صحيح به سئوالاتفرزندان است. لازم نيست كليه جزئياتمطرح شود. مىتوان به صورت كلىمسائل را بيان كرد نه آنكه دروغ گفت چوناز اين طريق او را سبتبه خود بىاعتمادخواهيد ساخت و حتى ممكن است طفرهرفتن از پاسخ، باعثشود اطلاعات را ازافراد منحرف و همسالان كمتجربه كهخود دچار مشكل جنسى هستند بدستآورد. مادر و پدر كه محرم راز فرزندهستند اگر خود بعلتشرم زياد قادربهگفتن مسائل به فرزند نمىباشند،مىتوانند از مربى مدرسه كمك بگيرند.شركت نوجوان در جلسات اجتماعى -مذهبى بطور مستمر، مىتواند هويتمذهبى اجتماعى متناسبى براى اوبهوجود آورد بويژه آنكه در راس اين نوعجلسات افرادى شناخته شده و امين قرارگرفته باشند، چه از لحاظ اجتماعى و چهاز لحاظ شرعى. زيرا در سنين نوجوانىسادهانديشى دوران طفوليت ديگر از بينرفته و نوجوان به قضاوت و سنجش وارزيابى مجدد اشخاص، موضوعات و...مىپردازد و با ديد انتقادى به آنان مىنگردو كوچكترين عيب و نقص افراد با ذرهبينمخصوص دوره بلوغ، بزرگ مىشودبنابراين اگر نوجوان صداقت و سلامتاين نوع جلسات را بپذيرد، احساسهويت مىكند و خود را وابسته به گروهىسالم مىيابد و چون دراين گروه استسعى مىكند تا حد امكان خود را از لغزشو خطا مصون سازد. از ديگر توصيههايىكه به مربيان مىشود به هنگام مشاهدهلغزشهاى نوجوان، آن است كه به جاىزدن انگهايى چون بىعرضه، عقدهاى،پست، بىشخصيتبه نوجوان مرتباسخنانى چون والايى، ارزشمند، قدرتمندبا اراده به آنان نسبت داده شود و بههيچوجه لازم نيست مسائل جنسى جنسمخالف و يا روابط جنسى را با نوجوانانمطرح ساخت و تنها به هنگام ازدواجگفتن اين مطالب لازم بنظر مىرسد و فقطمىتوان به نشان دادن فيلمهاى آموزشىدر مورد حيوانات و گياهان بسنده نمود كهانشاءا.. از اين طريق خانوادههايى سالمدر نتيجه جامعهاى سالم و نسلى سازندهسالم را دارا شويم زيرا به كرات، بى بند وبارى روابط جنسى والدين بعنوانالگوهاى ناسالم، باعثشده تمايلاتنهفته و پنهان جنسى به ميلى سركش وشديد تبديل شده و خطرات عظيمى رابراى فرد و جامعه به دنبال داشته باشدسخن را هر چند ناقص با جملهاى ازلاچتكف (14) به پايان مىبريم كهمىگويد:
«براى رام كردن احساسات غريزه بايددانست كه عقل و علم و تربيت، تابمقاومت ندارند و بايد سعى كنند ازاحساس ديگرى، يعنى ايمان استفادهكنند. (15) »
پىنوشتها:
1) MAZLO
2) مصباح يزدى ، محمد تقى، خودشانسى براىخودسازى، ص 43
3) روزنامه كيهان 4/11/75، ص 1
4) Role confusion
5) Makarenko
6) لاچتكف و روانشناسى تربيتى جنسى، ص 12
7) Puberty
8) مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 17،ص49
9) شباب قريش ص 1
10) آيت ا.. مهدوى كنى، محمدرضا، نقطههاىآغاز در اخلاق عملى، چاپ اول، ص 22.
11) روانشناسى تربيتى ويژه مراكز تربيت معلم،ص150
12) Kohlberg
13) سوره نور ، آيه31
14) Lachtkof
15) كودكان و نوجوانان - ترجمه محمدتقىزاده.انتشارات بنياد تهران 1361
منابع:
1- حق جو، محمد حسين، نيازمنديهاى نسل جوان
2- همتى، علىاصغر، تحليلى بر روابط دختر و پسر در ايران، انتشارات انجمن اولياء و مربيان
3- قائمى، على، سازندگى و تربيت دختران
با ياري خداوند متعال ،کلینیک مشاوره و روان شناسی دانشگاه الزهراء(س) با مشارکت دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهراء (س) « همايش كاربرد انديشه هاي ديني، عرفاني و هنري در مشاوره و روان درماني» را در8 اسفند ماه 1385 برگزار مي نمايد. هدف از برگزاري اين همايش ،مديريت دانش و ارائه اطلاعات تخصصي با توجه به محورهاي كاربردي دين و عرفان در تسهيل فرايند مشاوره و روان درماني، تبادل نظر بين اساتيد و متخصصين در خصوص استخراج ديدگاههاي خلاق ، استفاده از يافته هاي پژوهشي در زمينه مشاوره و روان درماني با توجه به محورهاي كلي همايش و ديگر مسائل انساني در طول چرخه رشد از تولد تا سالمندي است. تقويت ديدگاه كل نگر (چند رشته اي و بين رشته اي) نسبت به مسائل انساني ،توجه زيستي_ رواني_ اجتماعي به مشكلات ،ارائه راهبردهاي تلفيقي و تهيه بانك اطلاعاتي در زمينه عناوين مورد بحث از ديگر هدفهاي همايش است.
محورهاي همايش
1-مباني نظري انديشه هاي ديني و عرفاني در مشاوره و روان درماني:
ديدگاههاي هستي شناختي اديان و مكاتب عرفاني در مشاوره و روان درماني.
ديدگاههاي انسان شناختي اديان و مكاتب عرفاني در مشاوره و روان درماني.
ديدگاههاي ارزشي اديان و مكاتب عرفاني در مشاوره و روان درماني.
مفهوم بيماري و سلامت شخصيت از ديدگاه اديان و مكاتب عرفاني
2- جنبه هاي كاربردي انديشه هاي دين ، عرفان و هنر در دو حوزه پيشگيري و درمان در مباحث:
مسايل و مشكلات كودكان شامل:
مسايل تربيتي (تربيت نادرست والدين، نقش تربيت ديني، رشد و پرورش شخصيت سالم ، تربيت حس زيبا شناختي ، ايجاد اميد و .... )
مسايل و مشكلات رفتاري (بيخوابي، بيقراري ،شب ادراري، لكنت زبان، گوشه گيري ، پرخاشگري ،ترسها ،ناخن جويدن و...)
سوء استفاده از كودكان (بهره كشي اقتصادي ،جنسي ،شغلي و ...)
مسايل و مشكلات نوجوانان عادي و استثنايي :
مسايل جسماني ناشي از رشد و بلوغ(مشكلات فيزيكي ،كوتاهي يا بلندي قد و ...)
مشكلات تحصيلي (افت تحصيلي ، بي رغبتي به تحصيل ، اضطراب امتحان و...)
مسايل و مشكلات جنسي( رابطه با جنس مخالف ، همجنس گرايي ، سوء استفاده جنسي ، عشقهاي نوجواني و...)
مسايل و مشكلات سازشي(ناسازگاري با والدين و ديگران ، پرخاشگري و... )
مسايل و مشكلات جوانان:
اشتغال (بيكاري ، كاريابي ،انتخاب شغل ،تغيير شغل ، عدم رضايت شغلي و...)
مشكلات تحصيلي (افت تحصيلي ، كنكور ،انتخاب رشته ، ادامه تحصيل و... )
ازدواج (انتخاب همسر ومعيارهاي همسرگزيني و..)
مسايل و مشكلات دوران بزرگسالي و سالمندي:
اشتغال (بازنشستگي ، بيكاري و...)
مشكلات عاطفي(تنهايي ، از دست دادن همسر ، ازدواج فرزندان ، ترس از مرگ و...)
ازدواج و خانواده:
اختلافات زناشويي(مشكلات ارتباطي ،سازگاري با خانواده همسر، مسايل جنسي ، تربيت فرزند، مسايل مالي و...)
خيانت و روابط نامشروع هر يك از زوجين
مسايل و مشكلات ناشي از طلاق ( افسردگي،خشم،مسايل و مشكلات مالي ،مسايل اجتماعي و...)
مشكلات و بحرانهاي روانشناختي:(افسردگي ، اضطراب ، فوبيا ، ايدز ،سرطان ،اعتياد ،سوگ ، تروما ،جنگ و...)
3-مقايسه جنبه هاي كاربردي انديشه هاي ديني و عرفاني زير با روشها و فنون مشاوره و روان درماني
1-3 نقش توبه به عنوان يك روش ديني در مقايسه با روشها و فنون مشاوره و روانشناسي با احساس گناه
2- 3 نقش توكل به عنوان يك روش ديني در مقايسه با روشها و فنون مشاوره و روانشناسي با احساس نوميدي.
3-3 نقش تفكر و خويشتن سازي در اديان و عرفان در مقايسه با فنون خودسازي در مشاوره و روانشناسي
4-3 نقش ايمان و عرفان در بهداشت روان در مقايسه با اصول بهداشت روان مكاتب روانشناسي غرب.
5-3 نقش ذكر و دعا در اديان و عرفان و مكاتب روانشناسي در حل مسايل انساني.
6-3 نقش نماز در مقايسه با فنون روانشناسي در رشد شخصيت سالم.
7-3 نقش امر به معروف و نهي از منكر (ارزشها )در مقايسه با فنون روانشناسي در برخورد با مسايل انساني(ايدز،اعتياد....).
8-3 نحوه مقابله با حسد، خشم ،بدبيني، كينه توزي ،نفاق و... )در اديان و عرفان و مقايسه با فنون روانشناسي.
9-3 نقش استفاده از اوقات فراغت در اديان و عرفان در مقايسه با روشهاي روانشناسي در رشد شخصيت سالم.
10-3 مقايسه روش تسليم و رضا در اديان و عرفان در مقايسه با روشهاي روانشناسي در استرسها ، بلايا و حوادث و.....
11-3 روشهاي كسب اعتماد و عزت نفس در اديان و عرفان و مقايسه با روشهاي روانشناسي.
12-3 نقش استخاره (طلب خير كردن) در اديان و مقايسه با روشهاي روانشناسي در انتخاب ، تصميم گيري و حل مساله.
13-3 تاثير خوف و رجاء در اديان و عرفان و مقايسه با روشهاي روانشناسي در سلامت روان.
14-3 نقش تقدير در اديان و عرفان و مقايسه با روشهاي روانشناسي در پذيرش مسايل انساني.
4- بررسي تطبيقي ديدگاههاي ديني ، عرفاني و هنري با مكاتب مختلف از جمله (رفتار گرايي ، روانكاوي ،
انسان گرايي و...)
زمان برگزاری همایش :
8 اسفند ماه 1385 (روز امور تربیتی و تربیت اسلامی)
ساعت برگزاری همایش : 8 صبح الی 16
نحوه ثبت نام :
شرکت کنندگان می بایست حواله بانکی وجه ثبت نام را به حساب جاری با مشخصات ذیل پرداخت نمایند و فرم ثبت نام را تکمیل نموده و به Email دبیرخانه همایش Attach نمایند .
نام بانک و شعبه بانک : بانک ملی شعبه دانشگاه الزهراء(س)
شماره حساب: 90044 – به نام دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی
هزینه ثبت نام :
نوع ثبت نام
هزینه
دانشجویی
20000ریال
سایرین
50000 ریال
مهلت ثبت نام :
تا 18 بهمن ماه 1385
آدرس دبیرخانه همایش : تهران – میدان ونک – خیابان ونک – دانشگاه الزهراء(س) - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی -
پست الکترونیک : cpclinic@alzahra.ac.irتلفن : 021-88960282
توجه مهم : شماره فیش بانکی حتماً در فرم ذکر شود و در روز همایش ، هر شرکت کننده فیش بانکی را بهمراه داشته باشد
دکتر محمود گلزاری در نشست خبری تشریح کرد؛
حل مسئله غریزه جنسی از سن بلوغ تا ازدواج
آفتاب: مسئله غریزه جنسی از سن بلوغ تا زمان ازدواج ابعاد وسیعی دارد كه فقط با حل مشكلات اقتصادی و توصیه به ازدواج حل نمیشود و باید برای پیدا كردن راهكاری اصولی برای آن همایشها و نشستهای علمی گستردهای در كشور برگزار شود.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی آفتاب، محمود گلزاری، دبیر اولین همایش اسلام و آسیب های اجتماعی امروز با اعلام این مطلب در نشست خبری این همایش در محل سازمان بهزیستی افزود: «معمولاً بین زمان بیداری غریزه جنسی و سن ازدواج یك فاصله حداقل 10 ساله وجود دارد، اینكه هر نوع بیداری غریزه جنسی با توصیه به ازدواج حل شود، عملی نیست، راهكار شتابزده و سطحی نیز نمیتوان در این مورد داد بلكه باید با برگزاری نشستهای مفصل و بررسی ابعاد علمی، اجتماعی و مذهبی آن راهكاری برای حل این مسئله پیدا كرد».
وی گفت: «راهكارهای شتابزدهای كه برای حل این مسئله ارائه میشود، تاكنون جوابگوی این مسئله نبوده است، رفع مشكلات اقتصادی صرف برای ازدواج جوانان نیز همه مشكل را حل نمیكند، از آن طرف البته بزرگنمایی و اغراق موضوع و مربوط كردن همه آسیبهای اجتماعی، همه طلاقها، اعتیادها، خودكشی و مانند آن به مسائل جنسی نیز درست نیست، اكثر آسیبهای اجتماعی زنان و دختران مانند فرار از خانه مسئله اولیهاش مشكلات جنسی نیست، اما باید ابعاد پنهان و آشكار این مسئله طی بررسیهای علمی با حضور صاحبنظران در یك همایش علمی گسترده بررسی شود تا به جمعبندی برسیم».
وی افزود: «اینكه تا چه اندازه توصیه به ازدواج موقت میتواند راهكار این موضوع باشد، محل تردید است به خصوص اینكه در این مورد باید به چند روایت تكیه كنیم در حالی كه مثلاً در مورد نماز بیش از 2 هزار روایت معتبر و ترجمه شده به فارسی داریم».
وی گفت: « بیشتر بحثهایی كه تاكنون در مورد مباحث جنسی در كشور شده است، در مورد اختلالات جنسی بوده است و كمتر در مورد تربیت جنسی و راهكارهای تطبیق این مسئله با فرهنگ ایرانی - اسلامی ما بحث شده است».
دبیر علمی همایش اسلام و آسیبهای اجتماعی كه 10 و 11 تیر در سالن اجتمالات وزارت كشور با حضور رئیس قوه مقننه و وزیر رفاه برگزار میشود
اضافه كرد: « تعریف ما از آسیب اجتماعی این است كه مسئلهای كه موجب سقوط ارزشهای اخلاقی در شعاع گسترده در جامعه بشود، هنجارهای قانونی و عرفی را زیرپاگذارد و آسیبهای اجتماعی دیگری را در خود فرد یا اطرافیان به دنبال داشته باشد، آسیب اجتماعی است، بنابراین تعریف، اعتیاد و طلاق آسیب اجتماعی است اما افسردگی در این تعریف قرار نمیگیرد.آسیب اجتماعی میتواند بحرانهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی در پی داشته باشد و حتی در مواقعی امنیت یك كشور را هم به خطر اندازد».
گلزاری ادامه داد: «مشكل ما با اصحاب رسانه این است كه بیشتر دنبال آمار و رقم هستند، این كه مثلاً آمار معتادان 3 میلیون نفر است یا 5 میلیون نفر، آمار مشكل ما را حل نمیكند، ضمن اینكه ما در كشور یك سیستم منطقی برای تهیه آمار آسیبهای اجتماعی نداریم، رسانه ها از آمارهای بالا استقبال میكنند و گاهی سیاه نمایی میشود و حتی ممكن است حساسیت جامعه نسبت به یك موضوع از بین برود. از آن طرف مسئولان اجرایی گاهی آمار را پایین اعلام میكنند كه ممكن است بی خیالی و بیتوجهی به یك آسیب اجتماعی را باعث شود.
وی گفت: خیلی از آمارهایی كه اعلام میشود نیز اساساً علمی نیست، اینكه مثلاً 80درصد طلاقها ریشه در مشكلات جنسی خانواده دارد، یكی از این آمارهاست، در حالی كه مشاهدات ما در طلاق گروههای خاص از جمله معتادانی كه به زندان رفتهاند چنین موضوعی را ثابت نكرده است».
گلزاری افزود: «در تعریف ما از آسیبهای اجتماعی فقر جزء آسیبهای اجتماعی نیست بلكه ریشه بسیاری از آسیبهاست كه مانند نداشتن اعتماد به نفس در اكثر آسیب دیدگان اجتماعی دیده میشود، البته در مورد برخی آسیبهای اجتماعی مانند آسیبهای ناشی از تجهیزات مدرن مانند اینترنت، موبایل و مانند آن آسیب بیشتر در افراد مرفهتر دیده میشود».
وی گفت: «در مورد فرار از خانه دختران، ملاقاتی كه من با چند نفر از آنها در اورژانس اجتماعی داشتم نشان داد كه بسیاری از آنها فرزند خوانده یك خانواده هستند و مشكلات عاطفی دارند، در برخی از این خانوادهها بین فرزنده خوانده و فرزند اصلی خانواده تبعیض روا میشود، اگر ما این مسئله را از قبل میدانستیم، حتماً بهزیستی هنگام واگذاری بچههای بی سرپرست به جز مسائل اقتصادی، مسائل عاطفی و آموزش این خانواده ها را نیز مورد توجه قرار میداد».
دبیر علمی همایش اسلام و آسیبهای اجتماعی افزود: «ما برای پیدا كردن راهكار كنترل آسیبهای اجتماعی نباید مدل كشورهای غربی را مد نظر قرار دهیم، باید به فرهنگ بومی و اسلامی خودمان توجه كنیم در بسیاری از موارد، استفاده از یك روایت اسلامی تاثیری بسیار عمیقتر از اصول مشاورههای علمی در خانوادههای ایرانی دارد».
وی گفت: «متاسفانه بیشتر مقالات اولین همایش اسلام و آسیبهای اجتماعی سطحی بود و از 200 مقاله رسیده به سختی 45 مقاله قابل ارائه در همایش تشخیص داده شد».
گزارشي از رويكرد تازه به مسائل جنسي
نتيجه اين شد: مردم بايد از آن حرف بزنند، مسئولان براى آن سياستگذارى و برنامه ريزى كنند و جوانان در مورد آن آموزش ببينند. مشكلات جنسى بخش تاريك زندگىهاى زناشويى در جامعه ما است. از مشكلات جنسى حرفى زده نمى شود؛ نه مسئولان و نه زنان و نه مردان.
در حالى كه ۵۰ درصد متقاضيان طلاق در كشور چه بگويند كه به علت مشكلات جنسى مىخواهند طلاق بگيرند و چه با وجود مشكلات جنسى علت طلاق را چيز ديگرى عنوان كنند به دليل مشكلات جنسى طلاق مىگيرند. تا امروز مشكلات جنسى نه در سياستگزارىها و برنامه ريزىها ديده شده است و نه مراكز تخصصى و مورد اعتمادى براى مراجعه مردم وجود داشته. وقتى كارشناسان اعلام مىكنند ۱۰ درصد مردان دچار ناتوانى جنسىاند و ۴۰ درصد زنان در زندگى زناشويى از اختلالات جنسى رنج مىبرند به اين معنى است كه درد مرموزى در خانوادهها وجود دارد.
اين درد، گاهى آن قدر مىماند تا بالاخره از جاى ديگرى بيرون مىزند و تازه آن موقع هم خودش را به شكل افسردگى و اضطراب و هزارويك درد جسمى و روانى ديگر نشان مىدهد. وقتى نياز جنسى كه از غرايز طبيعى انسانى است به درستى و با هدايت منطقى ارضا نشود نتيجه اش يا طلاق يا ارضاى آن در خارج از خانواده و يا وجود همسرانى است كه از زندگى زناشويى شان لذت نمى برند در حالى كه خود آنها تربيت كنندگان كودكان و نوجوانان اين جامعه هستند.
اين مهم كه موضوع دومين كنگره سراسرى خانوادهها و مشكلات جنسى بود سال گذشته با استقبال فراوان اساتيد و دانشجويان و ارائه مقالات و حضور پرجمعيت شركت كنندگان روبه رو شد. اكبرهاشمى رفسنجانى رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز پيامى براى اين كنگره فرستاد كه مضمون آن رفع موانع بر سر راه آموزش مسائل مورد نياز جامعه بالاخص براى جوانان با رعايت عفت، اخلاق و سياستگزارى شوراى عالى انقلاب فرهنگى و راه اندازى مراكز تخصصى مشاوره و درمان اختلالات و توجه عالمانه به حوائج طبيعى روانى و جسمانى انسان بود.
پيام كنگره: تا فرصت از دست نرفته و جامعه بيش از اين در معرض حوادث جدى تر قرار نگرفته بياييم به دور از هرگونه تحجر بينديشيم چه بايد كرد. مخاطبان اين كنگره نخبگان، مسئولان و دست اندركاران نظام بودند. دكتر سيدكاظم فروتن دبير علمى كنگره در بخشى از سخنرانى خود گفت: «هشدار مىدهيم مسئولان براى مقابله با خطرات فوق الذكر چه سياست تعريف شده و منسجمى را مدنظر قرار دادهاند و تا كى بايد مسائل سياسى و اقتصادى و نظاير آن ما را از توجه و برنامه ريزى در جهت رفع مخاطراتى كه به طور خزنده نهاد مقدس خانواده را ويران مىكند باز دارد».
وى با تاكيد بر بزرگى خطر ضعف و آسيب پذيرى خانوادهها گفت: «نگاهى كوتاه به وضعيت شيوع اختلالات جنسى در جامعه ما را بايد از خواب غفلت بيدار كند. به عنوان مثال بيمارى ديابت كه در سطح ملى براى آن برنامه ريزى مىشود و تشكيلات دولتى و غيردولتى نظارت بر آن را برعهده دارند و هزينههاى هنگفتى را در نظر مىگيرند فقط ۷ درصد افراد جامعه را در بر مىگيرد در حالى كه براى ناتوانى جنسى كه ۸/۹ درصد مردان جامعه از آن رنج مىبرند برنامهاي نداريم و از طرف ديگر ۳۰ تا ۵۰ درصد افراد مبتلا به ديابت و ۶۰ درصد افرادى كه دچار سكته قلبى مىشوند و ۵۵ تا ۶۵ درصد مردانى كه مبتلا به نارسايى مزمن تنفسى هستند دچار اين مشكل هستند».
در اولين كنگره مشكلات جنسى و خانواده كه مهر سال ۸۲ برگزار شد تنها ۳۰ درصد كار تحقيقاتى ارائه شد اما در دومين كنگره از بين ۶۰۰ مقاله كه ۵۰ درصد آنها تحقيقى و پژوهشى بودند ۱۵۰ مقاله در جلسات متعدد و همه جانبه كنگره ارائه شد. با توجه به اينكه مشكلات جنسى از مسائلى است كه براى حل آن نياز به توجه چندجانبه دارد در اين كنگره به طور همزمان جلسات متعددى درباره مشكلات جنسى از زواياى روانشناسى و روانپزشكى، زنان و مامايى، طب مكمل، پرستارى و توانبخشى، علوم تربيتى، حقوق و فقه، ادبيات و هنر و رسانههاى گروهى و كارگاههاى تربيت جنسى كودكان و نوجوانان برگزار شد.
نگاه زیبایی شناختی بجای نگاه تنی
مشكلات جنسى متاثر از باورهاى غلط فرهنگى و ضعفهاى فرهنگى هستند. در واقع مشكلات جنسى آنقدر كه به متن اجتماعى، باورها و آموزههاى رفتارى و روانى فرد در جامعهاش مربوط است، به مشكلات اندام جنسى يا فيزيكى او مربوط نمىشود. دكتر پرويز آزادفلاح عضو هيات علمى دانشگاه تربيت مدرس در اين باره مىگويد: «ما شاهديم كه هر ساله براساس گزارشات سازمان ثبت احوال نرخ طلاق بالا مىرود و گرايشهاى جوانان به ازدواج پائين مىآيد. از طرفى مسائل و مشكلات در خانوادهها حاكى از اين است كه زندگىها استحكام جدى ندارند، به نظر مىرسد باورها و نگرشها و به طور كلى فرهنگ نادرستى راجع به رفتار جنسى و ازدواج و مسائل زناشويى وجود دارد و تا فرهنگ مورد پالايش قرار نگيرد و باورهاى نادرست حذف نشود شاهد چنين آمارى خواهيم بود. در حال حاضر در طرح مسئله ازدواج اصلى ترين مسائل، مسائل مادى مثل خانه، پول و شغل در نظر گرفته مىشود، بدون اينكه بخواهيم منكر اين مسائل شويم بايد بگوييم اينها تنها نكات مطرح براى يك ازدواج موفق نيست.
متاسفانه در فرهنگى كه در مفهوم ازدواج مالكيت وجود دارد چگونه انتظار داريم يك رفتار جنسى توام با لذت متعالى در اين زندگى وجود داشته باشد. با داشتن نگاه مالكيتى در ازدواج رفتار جنسى در حد بسيار فرومايهاي ايجاد مىشود كه مشكلات عديدهاي را رقم مىزند».
دكتر آزادفلاح درباره نحوه مداخلات مىگويد: «بسيارى از مشكلات و رفتارهاى جنسى كه شاهد آن هستيم با يك مداخله كوچك روانشناسى در دنيا مورد هدف قرار مىگيرد و برطرف مىشود. منتها مداخلاتى كه در اينجا صورت مىگيرد بيشتر در جهت رفع مشكلات ارگان يا اندام جنسى فرد است در حالى كه ما هرگز نيامديم ريشه يابى كنيم كه چه فرهنگ و باور غلطى در خانواده يا ذهن اين دو جوان شكل گرفته كه باعث تجلى اين مشكلات شده است».
وى درباره آموزش جنسى قبل از ازدواج مىگويد: «اگر آموزش جنسى به شكل درست و از سوى افراد متخصص صورت گيرد بسيار ضرورى است اما من نگران آموزش نديدن جوانها نيستم از اين نگرانم كه بسيارى از كسانى كه آموزش جنسى مىدهند تعبير درستى از رفتار جنسى ندارند.پنهان كردن اين قضيه نشان از نگاه حيوانى و زيستى ما به اين موضوع دارد و به ندرت شاهد آن بوديم كه نگاه زيبايى شناختى و نگاه متعالى از عشق و روابط جنسى در آموزههاى ما دخيل باشد.ما دورههاى آموزشى براى زوجهاى جوان در كلينيك برگزار كرديم با اين هدف كه نگاه ديگر را با تصحيح باورهاى غلط به آنها ياد بدهيم كه نتايج مثبتى ديديم و زوجها احساس توانمندى مىكنند. آموزش رفتار جنسى درست دشوارى ندارد و با هيچ يك از چارچوبهاى ما مغاير نيست.
وى معتقد است: «اگر نتوانيم ارتباط جنسى را در خانواده فراهم كنيم بايد منتظر بى بند و بارى جنسى و انحرافات جنسى باشيم. اگر چارچوبهاى فرهنگى اصلاح نشود گرايش به تشكيل خانواده كاهش مىيابد. ترديد ندارم بخشى از علت بالا رفتن سن ازدواج دگرگونى در شرايط اجتماعى است اما بخشى از آن به علت باورهاى نادرست و قضاياى فرهنگى است در حالى كه متاسفانه آموزشهاى روان شناختى كه از رسانههاى مختلف در جرايد و صداوسيما پخش مىشود بعضاً اثر سوء دارند چون تخصص لازم را ندارند نسخههايى براى مردم تجويز مىكنند كه آنها را دچار مشكلات عديدهاي مىكند، در حالى كه محدوديت ايجاد شده براى طرح صحيح آموزشهاى جنسى خود عاملى براى انتقال نادرست آن است».
در حال حاضر تنها مركز سلامت خانواده در دانشگاه شاهد قرار دارد. طبق تحقيقى كه توسط دكتر منصور قوام متخصص روانپزشكى و درمان اختلال جنسى در ۹ ماهه آخر سال ۸۳ از مراجعان به كلينيك سلامت صورت داده است به اين نتايج دست يافته است كه سن شيوع اختلالات در ۵/۲۲ درصد افراد مراجعه كننده بين ۲۹-۲۵ سال است. از نظر جنسيت ۷۰ درصد مراجعان مرد و ۳۱ درصد را زنان تشكيل مىدهند. از نظر تاهل ۹۲ درصد مراجعان متاهل و ۵/۸ درصد مجرد بوده اند.شايع ترين مشكلات جنسى در مردان ۳۱ درصد اختلال نعوذ و ۳/۱۱ درصد انزال سريع و در زنان ۶/۱۲ درصد اختلال ارضا نشدن جسمى و ۵/۸ درصد درد جنسى بوده است. ۵۵ درصد بين خود و همسرانشان تنش و اختلافات داشتند. ۹/۴۰ درصد از مراجعان بيمارىهاى جسمى و يا روانى همزمان با اختلال جنسى داشتهاند كه شايع ترين آن افسردگى با ۱۵ درصد بوده است. ۳۰ درصد مراجعان از رفتار درمانى و ۶/۲۲ درصد به دليل داشتن انتظارات درمانى سريع از دارو براى درمان اختلال جنسى خود استفاده كردند. ۶۸ درصد مراجعان يك بار مراجعه كردند اما ۳۲ درصد به دفعات مراجعه كردهاند كه نتايج رضايت آميز از درمان جنسى خود گرفته بودند.
• پيشگيرى به جاى درمان
دكتر رسول روشن استاد دانشگاه شاهد با اشاره به اين نكته كه نياز جنسى مثل ديگر نيازهاى انسان اگر به خوبى هدايت نشود منجر به اختلالات مىشود درباره انواع اختلالات جنسى مىگويد: «اختلالات جنسى انواعى دارند كه برخى از آن نپذيرفتن هويت جنسى، اختلال در كاركردهاى جنسى در زمينه ميل جنسى، ارضاى ميل جنسى (ارگاسم) و زود انزالى و درد جنسى در زنان هستند».
وى با تاكيد بر پيشگيرى به جاى درمان مىگويد: «بهتر است به جاى اينكه به درمان اختلال جنسى بپردازيم پيشگيرى كنيم كه لازمه آن آموزش جنسى است. براى تربيت جنسى از زمان كودكى و زمان شيرخوارى دستورات دينى فراوانى داريم. در ازدواج در جامعه ما ضعفى است ما دست دو جوان را در دست هم مىگذاريم بدون اينكه به آنها آموزش داده باشيم. جامعه ما جامعه بازى نيست و محدوديتهايى دارد كه در بعضى جاها افراط آميز است. بايد به جوان بياموزيم كه ارتباط بيش از آنكه جنبه جسمى داشته باشد جنبه روانى و عاطفى دارد. بايد به جوانان ويژگىهاى زنان و مردان آموزش داده شود. گاهى بحث آگاهى را كه مطرح مىكنيم بعضى تصورشان اين است كه مىخواهيم اشاعه فساد كنيم اما منظور از آگاهى دادن، اطلاعات در زمينه رفتار و اخلاق جنسى، ويژگىهاى عاطفى و روانشناختى زن به مرد و بالعكس و اينكه چگونه مىتوان تضادها را به وحدت و يك انسجام عاطفى تبديل كرده است».
دكتر روشن معتقد است بسيارى باورهاى ما پيش از اينكه دينى و علمى باشد عرفى و مطابق با باورهاى ساخته و پرداخته و به نوعى خرافات است. اينها را بايد از هم جدا كنيم. انديشمندان و مسئولان بايد پاسخگوى نيازهاى طبيعى و فطرى انسانها باشند و اين پاسخگويى بايد در دو مرحله صورت گيرد يكى اينكه جنبههاى تئوريك و نظرى اين معضل را بشكافند و در كنار آن به جامعه برنامه ارائه دهند. در حال حاضر ما تنها يك برنامه داريم. نقص و نه اثبات. الان مىگوييم كه توجه جوانان را به كارهاى علمى، اوقات فراغت و ورزش و... جلب كنيم اما راهى كه بتواند مسائل جنسى را حل كند ارائه داده نشده است.
در حال حاضر بسيارى از خانوادهها براى مشكلات جنسى به مراكز مراجعه نمى كنند و اصلاً از آن حرفى نمى زنند و بنابراين مشكلات جنسى پوشيده است و نمى توان از آن آمار دقيقى ارائه داد.در بررسى ميزان رقابت جنسى در كاركنان زن دانشگاه علوم پزشكى كرمانشاه در سال ۸۴ كه توسط كتايون اسماعيلى انجام شد مشخص گرديد ميانگين سن افراد ۷/۳۷ سال بوده است. ۹۱ درصد كارشناس و بقيه كاردان يا كارشناسى ارشد بودند. ۲۳ درصد از كاندوم استفاده مىكردند، ۵۴ درصد همسران افراد داراى مدرك كارشناسى بوده اند، ۳/۹۷ درصد افراد داراى اتاق خواب جداگانه بودند و ۷۸ درصد زنان و ۸۰ درصد مردان در كلاسهاى آموزش قبل از ازدواج شركت نكرده بودند، ۶۰ درصد زنان جهت رابطه جنسى پيشقدم نمى شدند و رضايت جنسى زنان در پژوهش انجام شده در حد متوسط بوده است.از اين نقطه نظر رفتار جنسى افراد با متن زيستى كه در آن زندگى مىكنند بسيار مرتبط است.
اين نكته در پژوهش دكتر اكرم خمسه در بررسى ارتباط ميان رفتار جنسى و طرحوارههاى نقش جنسيتى در دو گروه از دانشجويان متاهل مشخص شده است. در اين پژوهش آمده است رفتار جنسى جنبه مهمى از كيفيت زندگى زناشويى است كه تركيبى از مفاهيم و نگرشها، احساسات و فعاليتها است و زنانگى و مردانگى را مجموعهاي از باورهاى فرهنگى تعريف مىكند. از لحاظ جنسى بين زنان و مردان بيشتر شباهت است تا تفاوت اما از لحاظ ارضاى جنسى مردان با ۹۰ درصد بيشتر از زنان رضايت جنسى دارند و زنان به ميزان ۶۰ درصد نسبت به مردان آزردگى و رنجش از رابطه جنسى شان بيشتر است. در همين رابطه زنانى كه الگوهاى كليشهاي زنانه مثل (عاطفى بودن، ملايم بودن و حساس بودن) را دارند نارضايتمندى آنها از رفتارهاى جنسى در خانوادهها بيشتر است برعكس آنها كه از الگوهاى انعطاف پذير زنانه و مردانه استفاده مىكردند رضايتمندى بيشترى داشتند.دكتر خمسه تاكيد مىكند بايد بر آموزشهاى قبل از ازدواج و با نگاه ويژه بر رفع بر كليشههاى جنسيتى كار كنيم.
وى معتقد است يك رابطه جنسى خوب با يك برنامه ريزى، يادگيرى و گفت وگو توام است و اينكه رابطه جنسى بايد به طور ذاتى با مهارت و خبرگى توام باشد غلط است.
• گفتن از بايدها به جاى نبايدها
واقعيت قضيه: «در حال حاضر در جامعه افراد مختلف ديدگاههاى متفاوت دارند همه معتقدند مشكل وجود دارد ولى وقتى مىخواهند آن را مطرح كنند فرهنگ ما جلو مىآيد و باعث مىشود به عنوان مسئله زشت از طرح آن عقب نشينى كنند. ما در حالت تضاد درونى هستيم».
دكتر سيدكاظم فروتن، دبير كنگره علمى مشكلات جنسى و خانواده و متخصص كليه در ادامه تعريف واقعيت قضيه مىگويد: «متاسفانه در دانشگاهها هم خيلى كمرنگ به بحث مشكلات جنسى پرداخته مىشود خيلى وقتها در كلاس درس سريع از آن رد مىشوند چون نه استاد آمادگى صحبت از آن را دارد و نه دانشجو آمادگى پذيرش اين مطالب را».
مطابق با نتايج يك تحقيق مشاهده شده مرگ و مير افراد داراى نارسايى قلبى كه سلامت جنسى آنها برقرار است ۵ برابر كمتر از افراد داراى نارسايى قلبى است كه سلامت جنسى ندارند.به علت نبود مراكز درمانى تخصصى در كشور براى درمان اختلالات جنسى آئين نامهاي با همكارى مسئولان معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان و اساتيد دانشگاهها تنظيم شده .
اين آئيننامه در زمينه راه اندازى كلينيكهاى تخصصى بهداشت و سلامت خانواده زيرنظر دانشگاه علوم پزشكى كشور است.در حالى كه در اكثر كشورهاى دنيا آموزش جنسى را در مدارس از مقطع راهنمايى آغاز مىكنند در كشور ما در آخرين سال دبيرستان اين آموزش داده مىشود و پس از اولين كنگره مشكلات جنسى وزارت بهداشت اقدام به برگزارى دورههاى آموزش قبل از ازدواج در مراكز بهداشتى و درمانى كرده است.
دكتر فرهاد جعفرى متخصص پزشكى اجتماعى كه بررسى را در مراكز درمانى داشته است مىگويد: «كيفيت كلاسهاى آموزشى در مراكز بهداشتى درمانى بسيار پايين است و آموزشها بسيار سطحى و ابتدايى است و زوجها هم تنها براى اينكه آزمايشهاى قبل از ازدواج را انجام بدهند و زودتر كارشان به انجام برسد دورهاي را مىگذرانند و مىروند. ما هنوز براى طرح برخى مسائل مشكل داريم مثلاً من در جلسهاي كه براى عدهاي معلم صحبت مىكردم متوجه شدم هنوز ظرفيت لازم وجود ندارد. كاندوم انگار كلمهاي است كه اسم آن را نبايد گفت. در حالى كه الان دنيا با آنومى ايدز روبه رو است و دنيا تنها برايش يك دو راه پيدا كرده است، آموزش بهداشت و كاندوم. ما مىتوانيم به درستى از آن حرف بزنيم».
دكتر فروتن معتقد است: «ما هميشه روى نبايدها كار كرديم و چيزى به نام بايد جايش نگذاشتيم. بالطبع جوان ما ممكن است نياز طبيعى اش را ناسالم اشباع كند. پس به جاى حل مشكلات به طور طبيعى آنها را ريشه يابى كنيم».
• دانشگاه شاهد و تنها دانشگاه شاهد
متولى برگزارى كنگره مشكلات جنسى و خانوادهها مثل بار قبل تنها دانشگاه شاهد بود. دكتر جعفرى دراين باره مىگويد: «به تصور زدن اتهام هيچ كس دنبال اين موضوعات نرفته و نمىرود. اين يك موضوع حساس است و ممكن است برچسبهايى به افراد زده شود. همين باعث شد دانشگاه شاهد متولى برگزارى كنگره باشد. شايد اگر دانشگاه شاهد سراغ اين موضوع نمىرفت هيچ كس تا ۲۰ سال ديگر هم اين موضوع را مطرح نمى كرد. در حال حاضر در سطح بالا همه حمايت مىكنند اما موضوع اين است كه چگونه اين موضوعات را به سطح جامعه ببريم تا گاردى ايجاد نشود و حساسيتى در مردم به وجود نيايد».
منبع: روزنامه شرق
_________________
به اطرافت نگاه کن:نشانه هاي زيادي وجود دارند که به کشفيات تازه اشاره مي کنند.