نماز و آرامش
آثار دنيوي نماز
1ـ آرامش دل و اطمينان خاطر
دليل اول بر آرامش دل
مقدمه اول ـ نماز, ذكر و ياد خداوند است. «اقم الصلوه لذكري» (5)
مقدمه دوم ـ ذكر و ياد خدا آرام بخش است. «يهدي اليه من اناب الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب» (6) ( خداوند كساني را به سوي خود هدايت ميكند كه ايمان آوردند و قلوب آنان در اثر ذكر خدا به اطمينان و آرامش رسيد. آگاه باشيد كه تنها با ذكر خدا قلوب انسانها آرامش مييابد. )
نتيجه: نماز آرامش بخش است. اين نتيجه حاصل يك قياس منطقي و بسيار محكم است.
چگونه ياد خدا و نماز آرامش بخش دلهاست؟
انسان موجودي كمال طلب است و ميخواهد به بالاترين نقطه ترقي و تعالي برسد اما در تفسير تعالي و ترقي اختلاف وجود دارد. گروهي ترقي را به امكانات و رفاه بيشتر, شهرت, قدرت و ثروت گستردهتر ميدانند. و اگر در اين زمينه به اهداف خود دست نيابند يا تنها به اهداف متوسط همچون ثروت, شهرت و قدرت دسترسي پيدا كنند ؛ از دو جهت در بيم و اضطرابند: الف) نگراني از دست دادن امكانات موجود. ب) نگراني به خاطر دست نيافتن به امكانات مطلوب .
اما وقتي خدا به عنوان روزي رسان آگاه, توانا و دل سوز پذيرفتند و در برابرش سربه سجده نهادند اطمينان مييابند كه روزي آنها از هر جا كه خدا بخواهد تامين خواهد شد. و من يتق الله يجعل له مخرجاً و برزقه من حيث لا يحتسب» (7) كسي كه تقوي پيشه كند خداوند راه خروج از سختيها را به او نشان خواهد داد و از آنجا كه گمان نميكند برايش روزي ميرساند.
البته از صفات و شرايط متقي و نمازگزاران, زكوة دادن و ايمان به غيب است. پس با نماز تقوي حاصل ميكنيم و با تقوا روزي خود را بيمه الهي ميكنيم. بدين ترتيب يكي از نگرانيهاي ما بر طرف ميشود و از همين طريق يكي از قلههاي پر افتخار توكل را فتح ميكنيم و آن قله, خدا امور بندهاش را به عهده گرفته و او را كفايت مي كند, «ومن يتوكل علي الله فهو حسبه» (8) آن كس كه بر خدا توكل كند, خدا او را كفايت ميكند. «آن كس كه بر خدا توكل كند, خدا او را كفايت ميكند.» اين يكي از شاخههاي نگراني است. شاخههاي ديگري نيز وجود دارد ترس از شكست مغلوب شدن, ترس از پشت كردن مردم به انسان و از دست دادن محبوبيت و ترس از عقاب اخروي و فروافتادن در آتش و ...
اعتقاد به خداوند رازق, عزيز, شكست ناپذير, غفور آمرزنده رحيم, «مهربان و بخشنده», يا ديگر اسماء و صفاتش به انسان اين اطمينان را ميدهد كه از پشتيباني يك قدرت برتر و بالاتر برخوردار است. «انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياه الدنيا و يوم يقوم الاشهاد» (9) «ما رسولان خود را و نيز كساني را كه ايمان آوردهاند ياري مي كنيم هم در دنيا و هم در روز قيامت كه شاهدان به پاخيزند.» همچنين خدا مي فرمايد: «ان الله يدافع عن الذين آمنوا...»(10) «خداوند از مومنان دفاع ميكند». و
دليل دوم بر آرامش دل
. به قول حافظ
در ضمير ما نميگنجد به غير از دوست كس هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس
با نماز خود را به ذات اقدس الهي كه باقي و جاويدان است پيوند ميزنيم و از اين طريق جاويدان ميشويم و به نداي درون و فطري خود كه ميل به جاودانگي است پاسخ مثبت ميدهيم و آرامش مييابيم. آري هر چه رنگ خدايي بپذيرد جاويد است. اتصال به خداوند با نماز, عمل صالح و خالص و زندگي جاويد در بهشت مخصوص را در پي دارد. بهشتي كه مخصوص افراد مطمئن است. آنان كه رضايت خدا را به دست آورده و خداي سبحان از عمل آنان راضي است. «يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي وادخلي جنتي» (12)
«اي انسان به اطمينان رسيده, در شرايطي كه تو از خدايت راضي و خدايت از تو راضي است به سوي او باز گرد. پس در جرگه بندگان وارد شو و در بهشت جاويدان خودم قدم بگذار.»
مشكل انسان امروز و مشكل گشايي نماز
انسان با بهره گيري از فنآوريهاي جديد در قلمرو تربيت و چه اقتصاد به پيشرفت و رفاه نسبي دست يافته است چرا هنوز دغدغه دارد؟ چرا افسردگي و پوچي بر زندگي او حاكم است؟ جواب اين سوال را بايد در دوري و كنارگيري انسان متمدن امروز از مذهب و اعتقادت ديني بطور عموم واز عبادت و راز و نياز با خالق بينياز بطور خاص جستجو كرد.
استاد محسن قرائتي در اين زمينه مينويسد: «تنها مشكلي را كه در دنياي علم و صنعت امروز حل نكرده مشكل آرامش روحي است. هر روز آمار بيماريهاي رواني و جنون مصرف قرص اعصاب زياد ميشود و ... كمبود امروز بشر علم و تخصيص نيست بلكه دل آرام است. هر كس افرادي را ميشناسد كه داراي ابتكار, قدرت مال و علم هستند اما آرامش لازم را ندارند در مقابل افرادي تهي دست هستند كه بخاطر ايمان به سرچشمه هستي داراي قلبي آرامند. ديد و بينش و اعتقاد خاصي دارند كه حوادث تلخ و شيرين را ميپذيرند و براي آنها تحليل منطقي ارائه ميدهند. آري با ياد خداوند دلها آرام ميگيرد و بهترين ياد خدا همان نماز است.» (13)
نماز و آرامش در سيما و سيره امام خميني(ره)
امام امت الگوي واقعي و عيني يك انسان مومن و خداشناس پس از امامان معصوم(ع) بود. آن عزيز به نماز عشق ميورزيد و همواره در اول وقت فضيلت نماز را به جاي ميآورد و به همين دليل آرامشي وصف ناپذير داشت. در سفر بازگشت حضرت امام از پاريس به تهران در 12 بهمن 1357 خطرات بزرگي هواپيماي حامل ايشان را تهديد ميكرد. ترس از ربوده شدن هواپيما و يا انهدام آن در آسمان توسط فانتومهاي ارتش شاه تمامي اطرافيان امام را فرا گرفته بود. اما امام امت آرامشي ستودني داشت و نماز خود را رأس ساعت مقرر در هواپيما برگزار كرد. يكي از همراهان ايشان ميگويد: «3 ساعتي بود كه از پاريس پرواز ميكرديم امام از جاي خود برخاستند كه براي نماز به قسمت بالا بروند در آن حالت امام باصولت و آرامشي كه در اعماق جان انسان اثري ماندگار ميگذاشت برخاسته و طرف راست عبايشان را با دست گرفته بودند و ... با آرامش و اطمينان براي نماز و استراحت به قسمت بالاي هواپيما رفتند. اما همه ما در نهان اضطراب داشتيم. خود بنده حتي نتوانستم پلكهايم را روي هم بگذارم. (14)بنابراين امام راحل هيچ گونه نگراني به خود راه نميداد و سيمايش آرامش بخش ديگران بود. لذا وقتي خبرنگار در كنار ايشان قرار ميگرفت و پرسيد «اكنون چه احساسي داريد؟» يعني آيا احساس نگراني و ترس داريد؟ امام امت در جواب فرمود: «هيچي» يعني هيچ نميترسم و نگران نيستم (15) اين اطمينان را امام امت از نماز همراه با حضور قلب و گريههاي سحر و اقامه مستمر نماز شب به دست آورده بود. اين آرامش و سكينه در جاي انقلاب شكوهمند و خونين اسلامي موثر افتاد و ملت را نيز آرامش بخشيد و درحركت انقلابي خود مستحكم نمود.
روز دوم فروردين ماه سال 1342 كه مصادف با 25 شوال 1382 هـ. ق سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) بود دژخيمان شاه با لباس مبدل به مدرسه فيضيه حمله كردند و مردم, روحانيون و طلاب را كه آماده عزاداري بودند مورد ضرب و شتم و توهين قرار دادند و گروهي را به شهادت رساندند. همان روز در منزل امام خميني نيز مجلس عزاداري بر قرار بود. نزديكيهاي ظهر مجروحان و مصدومان فيضيه دوان دوان با سر و صورتي خونين به خانه امام آمدند تا قائله خو در را از اين جنايت مطلع كنند و به ايشان براي حفظ جان خود هشدار دهند. يكي از شاهدان عيني ميگويد:
«بعضيها به اين فكر افتادند كه در خانه بسته شود و گويا اين حرف از ناحيه فرزند امام ـ مرحوم آيه الله حاج آقا مصطفي خميني ـ زده شد كه (ناگاه) غضب سنگيني امام را فراگرفت و با فرياد گفت: درب خانه بايد باز باشد. مصطفي بيرون برود. پس از آن امام خطاب به حاضرين و اطرافيان دستور به پاداشتن نماز داد و گفت چه بهتر است برخيزيم و نماز بگذاريم كه اگر دژخيمان حمله كردند و ما در حال نماز باشيم و به فوز بزرگ نائل شويم و در حال رفتن به درگاه خداوند ما را مورد هجوم قرار دهند اين بزرگترين رسوايي براي آنان و برترين موقعيت براي ماست. امام كلماتي به اين مضمون گفتند و به نماز برپا شد.» (16)
2ـ اصلاح فرد در اجتماع
يكي ديگر از آثار نماز دور نگه داشتن نمازگزار از فساد, تباهي و دست نزدن به اعمال زشت وناپسند است. زيرا نماز يعني خدا را حاضر و ناظر ديدن, خود را موظف به اطاعت او دانستن و از او ثبات و ايستادگي در صراط مستقيم طلب نمودن است. ترك واجبات, انجام محرمات و آلوده شدن به اعمال خلاف فطرت و انسانيت خروج از صراط مستقيم است كه نمازگزار در طول شب و روز ده بار در نمازهاي پنج گانه از خداي خود ميخواهد تا در اين صراط و سبيل بماند و منحرف نشود.
وقتي نمازگزار خدا را حاضر و ناظر ببيند, خود را موظف به اطاعت او ميداند و از او ثبات و ايستادگي در صراط مستقيم طلب مينمايد. ترك واجبات, انجام محرمات و آلوده شدن به اعمال خلاف فطرت و انسانيت خروج از صراط مستقيم است كه نمازگزار در طول شب و روز ده بار در نمازهاي پنج از خداي خود ميخواهد تا در اين صراط و سبيل بماند و منحرف نشود.
وقتي نمازگزار خدا را حاضر ديد و با او عاشقانه سخن گفت و محبت او را به دل گرفت از مخالفت با او ميهراسد و خجل ميشود همانطور كه اگر ما پليس راهنمايي را بر سر چهار راه حاضر ببينيم او را آگاه از رفتار خود بدانيم, از چراغ قرمز عبور نميكنيم. و اگر خلافي از ما سر زد وقتي است كه پليس بر سر ماموريت خود نباشد و يا ميباشد و مشغول صحبت است. پس تخلف زائيده غفلت و قدرت حاكم و پليس است و به همين ترتيب گناه ناشي از غفلت ما از علم, قدرت و كيفر پروردگار است. اينجاست كه نماز به كار ميآيد.
نماز ذكر است و موجب تذكر. بنابراين غفلت زداست به شرط آنكه با روح, عشق, توجه و حضور قلب باشد.
خداوند سبحان در اين باره ميفرمايد: «واقم الصلوه, ان الصلوه تنهي عن الفحشا و المنكر» (17) اي پيامبر نماز برپادار همانا (انسانها را) از اعمال زشت و ناپسند باز ميدارد.
نهي تشريعي و نهي تكويني
نماز به دو صورت نمازگزار را از فحشاء و منكر باز ميدارد.
يكي نهي تشريعي به اين معني كه قبولي و كمال نماز مشروط به ترك گناهان است و شارع به هنگام قانونگذاري ترك گناهان را از مقدمات و پيش شرطهاي قبولي با كمال نماز قرار داده است.
صورت دوم, نهي تكويني نماز ذاتاً اثر بازدارندگي از گناهان دارد صرف نظر از اين كه شارع از ما ترك گناه را بخواهد يا نخواهد.(18)
شرط صحت, قبولي و كمال نماز
صحت نماز به دو عامل مهم بستگي دارد:
1ـ صحيح بودن هدف يعني مقصود نمازگزار, كسب رضاي الهي و انجام وظيفه باشد. بنابراين نمازي كه از روي ريا براي خوشايند مردم و كسب وجه اجتماعي باشد نماز ريايي و مشركانه است و باطل خواهد بود. براي حفظ اين خلوص انسان نبايد انتظار ستايش از ديگران داشته باشد.
2ـ صحيح بودن شكل يعني نماز بايد داراي اركان و عناصر مشخصي باشدكه در متن دين براي آن در نظر گرفته شده است: ركوع, سجود, ذكر, طهارت, استقبال و رو به قبله بودن, مباح بودن مكان و لباس نمازگزار و ساير شرايط.
شرط قبولي نماز دوري از فحشا و منكر است. اين خاصيت مغز و محتواي اصلي نماز و نشانه قبولي اعمال و عبادت است هسته بيمغز رشد نميكند و ثمر نميدهد. نماز بدون باز داشتن از بديها همان عبادت بي محتوا است. امام صادق(ع) ميفرمايد: «من احب ان يعلم اقبلت صلوته ام لم تغبل فلينظر هل منعته صلوته عن الفحشا و المنكر فسقدر ما منعته قبلت منه» (20) «هر كس دوست دارد بداند نمازش قبول شده ببيند كه آيا نمازش او را از گناه و زشتي بازداشته يا نه به هر قدر كه نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده است. (21)
اصولاً تقوي عبارتست از دوري انسان از آن چه موجب خشم و غضب پررودگار ميشود همچون رباخواري, سخن چيني, آزار همسايه, بيحرمتي به پدر و مادر و خودداري از اداي واجبات بدني و مالي مثل روزه, حج, خمس, زكوه, و جهاد. خداوند كريم درآيه زير شرط قبولي عمل را «تقوي» ميداند كه خود بيانگر دوري از فحشاء و منكر است. «انما يتقبل الله من المتقين» (22) خدا تنها عمل اهل تقوي را ميپذيرد.
بنابراين اگر كسي مال مردم را غصب كند و سپس آن را در راه خدا انفاق نمايد از او پذيرفته نميشود. و اگر خداوند پاداش عمل نيك را در قرآن ده برابر دانسته است تنها براي عملي است كه با تقوي و در بستر ايمان و خودداري از گناه صورت گيرد.
گناهان مانع قبولي نماز
رواياتي كه از پيامبر و امامان معصوم(ع) نقل شده است به تفصيل به اين نكته اشاره كردهاند كه گناهان فردي و اجتماعي مانع قبولي نماز است. مثلاً كسي كه به محرومان رسيدگي نميكند و براي آنان در مال خود حقي قائل نيست نمازش پذيرفته نيست. امام رضا(ع) ميفرمايد: «من صنم ولم يزك لم تقبل صلوته» (23) هر كس نماز بخواند ولي زكات نپردازد نمازش قبول نميشود, در حديث ديگري علي (ع) مي فرمايد: «هرگاه غذاي نواز راه حلال و درآمد صحيح نباشد تسبيح گفتن و شكر كردن تو را قبول نميكند.» بنابراين اگر كسي بخواهد نماز قبول شده به درگاه خداوند بفرستد؛ بايد با تقوي باشد يعني گرد گناه نگردد و اگر هم تاكنون عادت به انجام گناه داشته از نورانيت نماز بهره بگيرد و از صاحب نماز كه خداوند است شرم كند و اين عادت را ترك نمايد.
غيبت و نماز
, بدخلقي و ... از اوصاف و اعمالي هستند كه موجب قبول نشدن عبادات از جمله نماز ميشود
رسول خدا (ص) فرمود: «من اعناب مسلما او مسلمه لم يفعل ائله صلوته و لا صامه اربعين يوما وليله الالي يفقر صاحبه» (25) كسي كه غيبت زن و مرد مسلماني را بكند تا چهل روز نماز و روزهاش را خدا نميپذيرد مگر آنكه شخص او را ببخشد»
همچنين امام صادق(ع) ميفرمايد: «ان سوء الخلق بفسد العمل كميفسد الخل العسل» (26) بد اخلاقي با مردم چنان عمل را فاسد ميكنند كه سركه عسل را.
حقوق خانوادگي و نماز
پيامبر اسلام فرمود: «من كان له امره بوذيه لم يقبل الله صلوتها و لا حسنه من علمها... و عملي الرجل منل ذلك» (28) هر كس زن بد رفتار و اذيت كنندهاي داشته باشد خداوند نماز و كارهاي نيك آن زن را نميپذيرد مرد نيز همچنين است.
نگاه خشم آگين به پدر و مادر هم مانع قبولي نماز و عبادت ميگردد. يعني تأثير تربيتي نماز را از بين ميبرد و جلوي رشد معنوي آن را ميگيرد.
امام صادق(ع) ميفرمايد: «من نظر الي ابوبه نظر ماقت و هما طالمان له, لم يقبل الله صلوته» (29) «نماز فرزندي كه با خشم به پدر و مادر خود نگاه ميكند قبول نميشود گرچه والدين نسبت به او كوتاهي و ظلمي كرده باشند, گناهان ديگري هم هست كه مانع قبولي نماز ميشود ليكن براي اختصار اين موضوع تفصيل آن در ميگذريم.
در بحارالانوار ميخوانيم كه «روي ان في من الانصار كان يصلي الصلوه مع رسول الله صلي الله عليه و آله و برتكب الفواحش فوصف ذلك لرسول الله صلي الله عليه و آله فغان ان صلوته منهاه فلم بلبث الا ان تاب» (30)
جواني از انصار نمازهاي يوميه را با پيامبر اكرم(ص) به جماعت ميخواند و بسياري از گناهان را نيز مرتكب ميشد چون حال او را براي رسول خدا تعريف كردند حضرت فرمود به زودي نمازش ا و را از گناهانش باز ميدارد؟» (31) در روايت ديگري ميخوانيم «قبل لرسول الله صلي الله عليه و آله ان فلانا يصلي بالنهار و سرق بالليل فقال ان صلوته لتردعه» به رسول خدا عرض كردند فلاني روزها نماز ميخواند و شبها دزدي ميكند حضرت فرمود نمازش او را از اين گناه باز ميدارد.
3ـ آموزش نظم و انضباط
يكي ديگر از آثار نماز آموزش نظم و ترتيب و حسابگري در تمامي اعمال و رفتار است. نماز را بايد در وقت مشخص و معين با آداب و ترتيب معين و مشخص خواند. يعني بر مسلمان لازم است براي هركاري حتي براي عبادت وقت مشخصي در نظر بگيرد و براي آن كارها آمادگي پيدا كند و در هنگام كار تمام توجه خود را به آن معطوف بدارد و از سستي و لااباليگري بپرهيزد. اگر كاري را قرار است دسته جمعي انجام دهيد بايد با هم هماهنگ باشيد و از يكديگر جلو با عقب نيفتيد همان گونه كه در نماز جماعت اين نظم و هماهنگي لازم است. همه بايد در متن جامعه يك دل و يك جهت باشيد و از تفرقه بپرهيزيد همان گونه كه بايد همه به سوي كعبه رو كنند يا اينكه خداوند در همه جاهست. شهيد مطهري در اين باره ميگويد: «وقت نماز صبح از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است. بايد بين اين دو تا باشد. اگر بگويي براي خدا كه تمام ساعات و همه لحظات علي السويه است... آيا فرق مي كند كه اين وقت يا آن وقت باشد؟ نه از نظر خدا فرق نميكند بلكه از تو فرق ميكند تو بايد با اين نماز تربيت شوي بدون شك اين امر (وقت مشخص) در اوج عبادت و رابطه انسان با خدا موثر نيست كه مثلاً اگر يك دقيقه قبل از زوال ظهر نماز را شروع كنيم آن حالت تقرب و توجه قلب به خدا پيدا نشود ولي اسلام اين شرط را قرار داده و نخواسته هرج و مرجي از نظر وقت و زمان باشد. بلكه هدف اسلام نوعي وقت شناسي و تمرين احترام گذاردن به نظم و زماني بوده است.» (33)
نظم در آيات و روايات
نظم, انجام هر كاري در وقت مخصوص به آن است. در قرآن آفرينش آسمانها و زمين را به وقت مشخص محدودي مثل دو روز يا 6 روز نسبت ميدهد كه تفسير خاصي دارد. همچنين روزه را در ماه مخصوصي واجب فرموده و حج را نيز كه عبادتي همگاني است به روزها و اوقات مشخصي محدود كرده است و درباره نماز ميفرمايد: «ان الصلوه كانت علي المومنين كتابا موقوتا» (34) همانا نماز در وقتهاي معين وظيفهاي ثابت براي مومنان است. همچنين امام علي(ع) در وصيت خود به امام حسن و امام حسين(ع) ميفرمايد: «اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من تلفه كتابي بتقوي الله و نظم امركم» (35) «من شما، تمام فرزندان و خاندانم و كساني را كه اين وصيت نامه به آنها ميرسد به تقواي الهي و نظم در كارهاي خود سفارش ميكنم.» در اين سفارش علي(ع) تقوي در كنار نظم قرار ميدهد و يادآوري ميكند كه بينظمي نميتواند همنشين خوبي براي تقوي باشد.
امام خميني(ره) و نظم
حضرت امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران آن چنان به نظم و انضباط در زندگي مقيد بود كه گويا از فرايض و واجبات ديني است. در آن هنگام كه در نجف اشرف بود نظم او در امور به قدري چشم گير و مورد قبول بود كه بعضي از طلاب ساعت خود را با رفت و آمد ايشان به درس و تشريف به حرم مطهر حضرت امير (ع) تنظيم مينمودند. وقت شناسي و نظم در امور از ويژگيهاي معروف آن بزرگ مرد بود. (36)
حجه الاسلام انصاري كرماني پيرامون نظم شگفت انگيز زندگي حضرت امام ميگويد: «يكي از اساسيترين رموز موفقيت امام در زندگي نظم است. اهل منزل امام زندگي ايشان را به صورت يك ساعت خودكار درك كردهاند و لذا دستور العمل كارشان را از روي كار امام منظم ميكنند. دقيقاً ميدانند كه امام چه ساعتي ميخوابند و چه ساعتي بيدار ميشوند كي چاي ميخورند و چه زماني براي ملاقات بيرون ميآيند.» (37)
يكي از خواهران كه در پاريس در اقامت گاه حضرت امام (ره) خدمت نموده است ميگويد «ما دقيقاً اين مسئله را در زندگي امام درك ميكنيم كه نظم يكي از اساسيترين برنامههاي زندگي يك انسان متعهد در برقرار كردن ارتباط با خالق است. ساعات روز و شب امام چنان تقسيم بندي شده بود كه ما بدون اين كه امام را ببينيم ميتوانستيم بگوييم كه الان امام مشغول چه كاري هستند. مثلاً حضرت امام ساعت سه ونيم شب براي برنامههاي عبادي و رسيدگي به اخبار از خواب برميخاستند و صبحانه را ساعت هفت ميخوردند و بعد تا ساعت 9 صبح به كارهاي مربوط به مسائل داخل ايران رسيدگي ميكردند. از ساعت 9 تا 10 كارهاي شخصي مربوط به خودشان را انجام ميدادند. از 10 الي 12 ظهر مصاحبه و ديدارهاي خصوصي داشتند. ساعت 9 شب كه موقع شام ايشان بود. روزي برادران فيلمي را كه از برنامههاي انقلاب فرانسه آورده بودند پيشنهاد كردند كه به امام بگوييم كه بعد از شام آماده است بياوريم؟ به ساعت نگاه كردند و فرمودند حالا ده دقيقه به وقت شام مانده! 38 نكات بسيار ظريف و آموزندهاي در وقت عبادت, درس, رسيدگي به مستحبات, امور شخصي و بيداري امام عزيز راحل وجود دارد كه براي اختصار از نقل آنها صرف نظر ميكنيم.
1- سوره مومنون، آيه 14 - 2- سوره حديد، آيه 25 3- مقدمه آيت الله جوادي آملي بر كتاب سرالصلوه امام خميني، ص 10
4- پيام مقام معظم رهبري به نخستين اجلاس نماز مورخ 5- سوره طه, آيه 14 6- سوره رعد, آيه 28 7- سوره طلاق, آيه 2 8- سوره طلاق, آيه 3 9- سوره غافر, آيه 51 10- سوره حج, آيه38 11- پرستش آگاهانه محمد رضا رضوان طلب، ص 27 12- سوره فجر, آيات 30 و 27 13- يك و صد نكته درباره نماز، محسن قرائتي،ص 46 14- امام در سنگر نماز، ص 71 15- همان منبع، سرگذشتهايي ويژه از زندگي امام خميني و جمعي از فضلا، ج 3،ص 85 16- امام در سنگر نماز، ص 39 17- سوره عنكبوت, آيه 14 18- نماز از ديدگاه قرآن و عترت, محمد محمدي اشتهاردي، ص 83 19- پرتوي از اسرار نماز، محسن قرائتي، ص 62 20- بحار الانوار, علامه مجلسي، ج 82، ص 198 21- پرتوي از اسرار نماز، محسن قرائتي، ص 61 22- سوره مائده, آيه 27 23- بحار الانوار, علامه مجلسي، ج 96، ص12 24- سفينه البحار، ج 1، واژه «حل»، به نقل از پرتوي از اسرار نماز، ص 58 25- جامع السعادات، ملا مهدي نراقي، ج 2، ص 243 26- اصول كافي, شبح كليني، ج 2،ص 321 27- پرتوي از اسرار نماز، ص 60 28- وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 14، ص 116 29- اصول كافي، ج 2، ص 349 30- بحار الانوار, ج 82، ص198
31- هزار و يك نكته درباره نماز، حسبي ديلمي، نكته 316 32- ميزان الحكمه، ج 5،ص 371 33- گفتارهاي معنوي، مرتضي مطهري، ص 8885 34- سوره نساء, آيه 103 35- نهج البلاغه، نامه 47 36- نماز از ديدگاه قرآن و عترت, محمد محمدي اشتهاردي، ص 96 37- سرگذشت هاي ويژه از زندگي امام خميني ـ جمعي از فضلا، ص 61 38- همان منبع، ج 4،ص 49
ايلام: محمد رضا آقاجاني ـ جمال فرزند وحي