*** جامعيت اسلام


آية الله بهشتي به جامعيت اسلام توجه مي کند و برداشت تک بعدي از اسلام را با شناخت صحيح آن در تضاد مي بيند.

«اسلام، آئين انسان و انسانيت، و صراط مستقيم و راه راست انسان زيستن است، و به همين جهت به همه جوانب هستي انسان عنايت دارد و هيچ گاه در قالب نگرشها و برداشت هاي تک بعدي نمي شود اسلام را يافت . همان قدر که انسان موجوديست چند بعدي، اسلام هم آييني

چند بعديست. لذا تا بياييم يکي از اين ابعاد را بيش از حد برجسته کنيم و ابعاد ديگر را در آن محو کنيم يا اصلاً فراموش کنيم، از اسلام دور شده ايم.»  ويژگي هاي انقلاب اسلامي ايران ، گفتار نهم ، ص168


متفکر شهيد با بهره برداري از اين تمثيل و تشبيه کوتاه، به ابعاد مختلف تعاليم اسلام و انطباق آن با نيازهاي گوناگون انسان، اشاره مي نمايد:

«وقتي اسلام مي خواهد به انسان به عنوان يک دستگاه نگاه کند، دستگاه کوچک از نظر حجم، و پيچيده و بزرگ از نظر نقش، مي بينيد به اين مجموعه انسان به صورت يک سيستم و يک مجموعه به هم بسته و به هم پيوسته نگاه مي کند و نيازهايش را در همه ابعاد مورد توجه قرار مي دهد. انسان هم جسم است، هم جان، هم نيازهاي بدني دارد، هم نيازهاي روحي، هم نياز اقتصادي و هم نياز معنوي، لذا وقتي مي خواهد راه نشان بدهد براي ارضاي نيازهاي مادي و بدني انسان، چنان آن را با نيازهاي عاطفي، روحي و معنوي مي آميزد، تا نشان دهد که حتي در ارضاي يک نياز مادي نمي توان از نقش آن در ارضاي نيازهاي معنوي غافل بود.»   همان ، ص171


*** جامعه را انسان مي سازد !

قـرآن كـريـم در بـخشى از عبرت خود، زندگى اقوام و امتها را به عنوان مايه تنبه براى اقوام ديگر مطرح مى كند : تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عما كانوا يعلمون . (1)


آنـان امـت و جامعه اى بودند كه گذشتند و رفتند. آنان را است ، دستاوردهاى خودشان و شما را دسـتـاوردهـاى خـودتـان . شـمـا مـسـؤ ول اعـمـال آنـان نـيـسـتـيـد (تـنـهـا مـسـؤ ول اعمال خود هستيد).


قـرآن مـكـرر در تـعـبـيـرات خـود مـوضـوع حـيـات و مـدت و اجل اقوام و امتها را طرح كرده است ، مثلا مى گويد : و لكـل امـة أجـل فـاذا جـاء أجـلهـم لا يـسـتـأخـرون سـاعـة و لا يـسـتـقـدمـون .(2)


زنـدگـى هـر امـتـى را پـايـانـى است ، پس هر گاه پايان عمرشان فرا رسد، نه ساعتى ديرتر بيايند و نه ساعتى زودتر فانى گردند.


قرآن كريم تصريح مى نمايد كه قاعده اى ثابت و تغييرناپذير بر سرنوشت هاى اقوام حاكم است ؛ مى فرمايد:

((فـهـل يـنـظـرون الا سنة الاولين فلن تجد لسنة الله تبديلا و لن تجد لسنة الله تحويلا.(3)

آيـا ايـن مـردم جز سنت و روشى كه بر اقوام پيشين جارى شده است انتظارى دارند؟ هرگز در سنت خدا، تبديل (جانشين شدن سنتى ) يا تغيير (دگرگونى يك سنت ) نخواهى يافت .

قرآن كريم نكته فوق العاده آموزنده اى در مورد سنتهاى تاريخ يادآورى مى كند و آن اين كه مردم مى توانند با استفاده از سنن جاريه الهيه در تاريخ ، سرنوشت خويش را نيك يا بـد گـردانـنـد، بـه ايـن كـه خـويش و اعمال و رفتار خويش را نيك يا بد گردانند ؛

يعنى :  سـنـتـهـاى حـاكـم بـر سـرنـوشـتـهـا در حـقـيـقـت يـك سـلسـله عـكـس العـمـل هـا و واكـنـشـهـا در بـرابـر عـمـلهـا و كـنـش هـاسـت .  عـمـلهـاى مـعـيـن اجـتـمـاعـى عـكـس العـمـل هـاى مـعـيـن بـه دنـبـال خود دارد. از اين رو در عين آنكه تاريخ با يك سلسله نواميس قـطـعـى و لا يـتـخـلف اداره مـى شـود، نـقش انسان و آزادى و اختيار او به هيچ وجه محو نمى گردد

قرآن آيات زيادى در اين زمينه دارد؛ كافى است كه براى نمونه آيه 11 از سوره مباركه رعد را بياوريم :

* ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم *

خداوند وضع حاكم و مستولى بر قومى را تغيير نمى دهد مگر آنكه آنچه در خلق و خوى و رفتار خود دارند تغيير دهند.

شهيد صدر در كتاب خود (اقتصادنا) بوضوح روشن مى‏سازد كه : اسلام نيروى محرك تاريخ را خود انسان و اراده او مى‏داند .

پي نوشت:.    1 - سوره بقره ، آيه 134 و 141.  2- سوره اعراف آيه 34.       3- سوره فاطر، آيه 43.   

***  ديدگاه مقام معظم رهبرى، حضرت آيت الله خامنه اي

ايشان مهم ترين عامل عقب ماندگى را نشناختن انسان و پايمال كردن صفات ويژه ى انسان مى داند :

وضع زندگى بشر در سايه ى تمدن كنونى و در خط سير فعلى، انسانيت را به فنا و نابودى تهديد مى كند ; يعنى صفات ويژه ى انسان را پايمال مى سازد و به اين دليل، برپا شدن مجتمع اسلامى ضرورتى است حتمى و اجتناب ناپذير .


هم چنين به عوامل ذيل اشاره مى نمايند:


1. بى اطلاعى از حال انسان;    2. آشفتگى و سردرگمى زندگى انسان ها;    3. تمدن مادى كنونى;


4.  ملت هاى به اوج تمدن رسيده، و ملت هايى كه بى اعتنا به صفات ويژه ى انسانى اند، كوشيده اند روش ماشينى و حيوانى را بر زندگى انسان، تطبيق دهند و نابخردانه، اين مايه ى برترى انسان از حيوان و ماشين را ناديده گرفته اند .]


5.  نظام سرمايه دارى; چنان كه مى فرمايند:   اين جنون نفع پرستى، زاييده ى آيين ننگين و ظالمانه ربا خوارى بود كه از آغاز با نظام سرمايه دارى در هم آميخته و آن چنان در آن نظام رخنه كرده بود، كه پايه ى اقتصاد جديد به شمار مى آمد و خود از سويى ديگر همه ى ارزش هاى اخلاقى و انسانى و اجتماعى را مفاهيمى پوچ و بى معنى مى گرفت و اجازه نمى داد كه اين مفاهيم در قوانين اقتصادى، كوچك ترين دخالتى كرده و آبى بر آتش  اين جنون عالم سوز بپاشند... انحطاط اخلاقى يكى ديگر از ارمغان هاى نظام سرمايه دارى است .


6. برداشت هاى نادرست و بدفهمى نسبت به مفاهيم دينى. ايشان در درك نادرست جوامع از مفهوم با ارزش صبر چنين مى فرمايند:   متاسفانه بلاى تحريف، كه بلاى عمومى يا اغلبى واژه هاى اسلامى است، اين واژه(يعنى واژه ى صبر) را نيز، بى نصيب نگذارده و... هنگامى كه در يك جامعه ى ستمكش و بى اراده و اسير، عوامل فساد و انحطاط مطرح شود، بزرگ ترين وسيله براى ستمگران و مفسدان و بزرگترين عامل و مشوِّ عقب ماندگى و انحطاط و فساد خواهد بود


***  دورى از قرآن اولين عامل انحطاط


شروع انحطاط ملت اسلام پس از برترى ، فاصله گرفتن از « قرآن مجيد » بود . كتابى كه جامع ترين و بهترين دستورات را براى زندگى مردم آورد و مهمترين سنگر ، براى محفوظ ماندن آنان از گناه ، و مفاسد و عقب افتادگى ها بود .


كتابى كه از مرده ترين ملت ها ، بهترين جامعه را به وجود آورد و سيادت و آقايى آنان را بر تمام جهانيان تضمين كرد .  آل عمران (3) : 110  .


قرآن مجيد به عنوان چراغ روشنگر زندگى ، از طرف خداى متعال به انسان عرضه شد و وعده داد :


 در سايه عمل به آن ، انسان به تمام معارف و حقايق عالى دست يابد .


جدايى از اين معدن گرانبها و سرشار و پر سرمايه ، اولين عامل عقب افتادگى ملت اسلام از زمان هاى گذشته شد ، و اين عقب ماندگى به تدريج از قرون قبل شروع شد و متأسفانه تا امروز كه توسعه همه جانبه يافته است .


مدت ها مى گذشت كه جامعه اسلامى از قرآن فاصله گرفته بود ، ولى هنوز مسلمين از بركت معنويت اسلام بر سر پا بودند ; امّا به تدريج از درون آنها حال خمودگى ، ركود مادى و معنوى شروع شد و تا امروز كه با ديدگان خود ضررهاى غير قابل جبران را مى نگرند ، ادامه يافته است .


البته قبل از ورود برنامه هاى اسلامى و علوم الهى ( كه نتيجه زحمات دانشمندان اسلام بود ) به اروپا و مغرب زمين ، مسلمين اين چنين گرفتار ناراحتى نبودند ; ولى پس از بيدارى آنان ، و رشد زندگى مادى در اروپا ، غفلت و غرور و عياشى و شهوت پرستى جامعه اسلامى ، رشته سيادت در آنجا قرار گرفت و ملت اسلام توسط برنامه هاى استعمارى آنان ، در معرض چپاول و يغماگرى ، دزدى ، بردگى غرب و دريوزگى از جهان اروپا قرار گرفتند .

 

با كمال تأسف به همان نسبت كه اروپا و مغرب زمين در سايه علم و دانش با سرعتى شگفت انگيز ، به سوى تعالى و ترقى مادى در حركت بود ، مسلمانان هم بر اثر غفلت و دورى از منبعى چون قرآن ، به انحطاط و پستى رهسپار شدند .


قرآن سرمايه پروردگار عالم در ميان توده بشرى است . قرآن كريم معجزه جاويد بزرگ ترين شخصيت انسانى است . حقِّ كتاب الهى از هر حقى بزرگ تر و برتر است و اداى حق اين كتاب ، از طرف انسان از هر فريضه اى واجب تر است


قرآن راهنماى بشر به سوى سعادت ، و بازدارنده انسان از ذلّت ، شقاوت ، بدبختى و هلاكت است .

 

در سراسر جهان ، قرآن نه فقط به عنوان كتابى كه داراى احكام فقهى است شناخته شده ; بلكه به عنوان كتابى شناخته شده كه حاوى قوانين سياسى ، قضايى ، جزايى ، مدنى ، اجتماعى ، جسمى ، روحى ، مادى ، معنوى و اخلاقى است .


كتابى كه با توانايى كامل ، بشر را از هر جهت اداره مى كند ; ولى با كمال تأسف در اداره امور ملت اسلام ، جايش خالى است ; زيرا تنها بهره اى كه از او برده مى شود ، به عنوان تبرك در پاره اى از مراسم هاى زندگى است ، مانند : بستن به بازوى طفل براى رد چشم زخم ، و قرار دادن كنار سفره عقد براى صميميت و شگون ، و به همراه داشتن براى محفوظ ماندن از حادثه . اگر هم عده اى از دانشمندان بر آن شرح و تفسير بنويسند ، فقط در خور استفاده علمى محض آنهم براى استفاده عده اى محدود است ، نه عملى . اين است اولين عامل انحطاط مسلمين .

 

اين كتاب مجموعه قوانين از تكاليف زندگى روزانه تا تشريفات دينى ، از تزكيه نفس تا حفظ بدن و بهداشت عمومى در زندگى و از حقوق اجتماعى تا فردى و از اخلاقيات تا بيان رذايل و از مكافات عمل در اين جهان و آن جهان را در بر دارد ، ولى امروز كدام ملّت اسلامى است كه عمل به اين كتاب ، در مجموع مقرراتش قرار گرفته باشد ؟