خواب مغناطیسی زنان
خواب مغناطیسی زنان
هنگامي كه راه روشن نباشد و معيارها معلوم نگريده با حجاب و بيحجاب يكسان به اسارت ميافتد به همين علت نميتوان تنها بيحجابان و كم حجابان را اسير مد شناخت هر چند زمينه اين اسارت در ميان اين گروه فراهمتر است نميتوان اميدوار بود كه در گروه با حجاب هيچگاه اين پديده راه نيابد.
از رياست خانه به استخدام كارخانه
كارخانهداران و صاحبان سرمايه پس از شناخت زن با تزيين اندام وي و تاكيد و تبليغ فراوان بر ارزشهاي ظاهري او كوشيدند تا ديگر ارزشهاي آسماني زن فراموش شود و از موهبت و امكانات خدايي زن براي بيشتر كردن سرمايههاي خود بهره جويند در حاليكه به پندار عدهاي زن عنصري ضعيف و خدمتكار مرد ياد شده و ميشود آنها خوب توجه داشتند كه زن قدرتمندترين آفريده خداست كه از نظر توان جسمي از قويتر از مرد نيست ولي از نظر عاطفي و قدرت نفوذ و تاثير بر ديگران به مراتب از مرد با كفايتتر است.
چون روانشناسي صنعتي نظام سرمايهداري بدين جنبههاي وجود زن پيبرد او را از همين راه استثمار كرد آنها مطمئن بودند كه چون قدرت اعتراض و توان جسمي زن كمتر از مرد است پس از استخدام به مزد كم قانع ميشود و شورش و اعتصاب نميكند از اين رو زنان را با حقوق كمتر به خدمت گرفتند
آن هم زناني كه به علت نياز اقتصادي انگيزه بيشتري براي كار داشتند
ماركس بنيانگذار و طراح مكتب كمونيسم در كتابش اين پديده را از يك كارخانهدار بزرگ چنين نقل ميكند:
آقاي E كارخانهدار است ميگويد: من براي كارخانه بافندگيام فقط زنان را استخدام ميكنم البته تنها زنان شوهردار اما نه هر زن شوهرداري را بلكه زني را كه اقتصاد و معاش خانه به او وابسته است زير اين دسته زنان به كار بيرون خانه نياز اقتصادي بيشتري دارند به همين منظور مجبورند تا حد امكان نيروهاي خود را در كارخانه به كار گيرند تا بتوانند در آمد بيشتري براي تامين وسايل ضروري زندگي به دست آورند به علاوه آنان به سبب داشتن فرزند و شوهر عواطف بيشتري دارند و اين به نفع ماست زير همين خوي انساني وادارشان ميكند تا براي سير كردن شكم فرزندان خود و تامين نيازمنديهاي خانواده در كارخانه تلاش بيشتري كنند.
چون زن بيش از مرد جذاب و تاثير گذار است مسئوليت مراكز و فروشگاهها بزرگ را به وي سپردند تا در جلب مشتري و فروش جنس موفقتر باشد در آمد افزونتري براي صاحبان سرمايه كسب كند با مسئوليت سپردن به زن هم از خصايص وجودي او بهرهمند شدند و هم به محيط كار رونق و گرمي بيشتري دادند و نيز مهار مردان را بيش از پيش در دست گرفتند.
رفته رفته هيچ ادارهاي بدون وجود چند زن كارمند داير نبود و هيچ فيلمي بدون او ساخته و نمايش داده نميشد و اين همه نه از خيرخواهي براي معطل نماندن قدرت زنان بلكه همه به منظور سودجويي انجام ميگرفت زير در كشوري كه چندين ميليون نوجوان و جوان پسر بيكارند شعار «اشتغال زنان به منظور معطل نماندن نيروي آنان» جز نيرنگ چيزي نيست.
در زماني كوتاه مصاحبه با بانوان شروع شد و شگفت آن كه در اين مصاحبهها فقط بانواني پذيرفته ميشدند كه زيبا، خوشاندام، با ادب، مهربان و خوش برخورد باشند آنان پس از يك آموزش كوتاه مدت اصول مديريت و اداره كردن مراكز و فروشگاهها را فرا مي گرفتند و به كار مشغول ميشدند حقوق ماهانه ايشان نيز بستگي به ميزان فروش كالا و جلب مشتري داشت. مهمترين وظيفه اينان در محل كار يا فروشگاه ايجاد جاذبه و دلربايي براي جلب مراجعهكنندگان بود گاه همين امر سبب ميشد كه مشتريان به جاي خريد اندكي جنس دهها برابر خريد كنند در حقيقت زن وسيلهاي بود كه مشتريان نه به خاطر نيازهاي عاقلانه بلكه به سبب پيروي هوس به خريد جنس رو كنند به گفته سعدي:
حقيقت سرايي است آراسته
هوا و هوس گرد برخاسته
نبيني كه هر جا كه برخاست گرد
نبيند نظر گر چه بيناست مرد
زنان فروشنده وظيفه داشتند كه پيوسته با سيمايي دلربا و موهاي مرتب و لباس نو در فروشگاه حاضر شوند و هر چند مدت به فروشگاهي ديگر روند يعني در حقيقت مانند كالا جا به جا شوند.
رفته رفته هيچ كالايي به فروش نميرسيد مگر اين كه يك زن معرف آن بود خواه آن كالا غذاي گربه و سگ باشد يا ماده تميز كننده دستشويي چه او مواد آرايش زنان را بفروشد و چه لباس مردان را.
تنها مانع پيشرفت اين طرح سودجويانه عامل بازدارنده فرهنگي بود كه دنياي زنان را از مردان متمايز مي ساخت و آن جز پوشش مناسب اندام (حجاب) چيزي نبود عاملي كه زن را از جلوهگري در حضور بيگانه باز ميدارد و افراد هوسران را از او نااميد ميسازد اگر آنها مي توانستند اين مانع را از ميان بردارند به همه منظور خود نايل ميشدند.
در ابتدا بايد به شيوهاي خيرخواهانه و زيركانه به ما ثابت ميكردند كه حجاب تنها به پوشيدن لباسهاي سنتي نيست ميشود زني بدون اين پوشش خود را از بقيه افراد بهتر حفظ كند چنان كه ميتوان پوشش سنتي داشت و كم حجاب بود.
اين سخن بدون در نظر گرفتن انگيزه طرح آن گفته اي نسنجيده نبود ولي چون انگيزه آن پايمال كردن حقوق زن بود جز تباهي براي وي رهاوردي نداشت.
پس از دور افكني پوشش بهتر:
آدمخواران غرب در پوشش كنگرهها و گفتگوهاي عملي تنها يك سخن به زن غربي و شرقي آموزش دادند و آن اين كه:
بانوي امروزي! پوشش سنتي (مانند چادر زنان شرق) براي فعاليتهاي تو مايه زحمت است چه افرادي كه با كنار گذاشتن اين پوشش توانستند به دنياي جديدي قدم نهند بيآن بياحترامي كند هرگز لازم نيست برهنه باشيد با همان جامعه زير اين پوشش هر طور كه هست بيرون آييد رنگ و نماي لباستان ساده و عادي باشد يا با مد جديد – مهم نيست. تناسب لباسها نيز اهميتي ندارد آنگاه كه متين و با شهامت در همه جا دوشادوش مردان حضور يابيد خطري شما را تهديد نميكند.
اين طرح پر فريب بيآن كه استدلال در بر داشته باشد زنان غرب را از هويت خويش دور ساخت و پوششهاي بهتر را از آنان سلب كرد آنها اگر هم پيش از اين جامهاي به شكل چادر نداشتند اغلب روي لباسهاي خود جامهاي ميپوشيدند كه بدن و بقيه لباسها را ميپوشاند.
اما در شرق و به ويژه در جوامع اسلامي…!
در آنجا پوششهايي مانند چادر منزلت و سابقهاي ويژه داشت و كنار گذاشتن آن به آساني ممكن نبود در آن ايام هجوم كالاهاي غربي به جوامع اسلامي زمينهاي فراهم كرد كه با پوششهاي ملي و سنتي چندان هماهنگي نداشت و تنوع رنگها و اجناس پوششي را ميطلبيد كه با چادر منافات داشت رفته رفته زمزمه دور افكندن چادر اوج گرفت و صاحبنظران در اين باره به گفتگو پرداختند و برخي مغرضانه و گروهي بياطلاع از فرجام كار و اهداف دشمنان اظهار كردند كه آنچه مهم است پوشيدگي اندام است خواه با چادر باشد يا چيز ديگر زن ميتواند با هر جامهاي كه بدنش را از نامحرمان بپوشاند بيرون آيد! جز اين كه نبايد برجستگيهاي پيكر او نمايان باشد. موانع راه يكي پس از ديگري برداشته شد و بانوان اسلامگرا نيز تا حدي پايگاه خويش را از دست دادند و ارجمندترين پوشيدني خويش را سبك شمردند اما طولي نكشيد كه همگان دريافتند دچار نيرنگي شدهاند كه ديگر به سادگي راه بازگشتي براي در امان ماندن از آسيبهاي آن وجود ندارد. پس از بيارج دانستن پوششهاي رويين كه معولاً بانوان بر ديگر لباسهايشان ميپوشند پيچيدهترين مشكلي كه بانوان مذهبي با رو كردن به لباسهاي تازه به آن رو به رو شدند پديده (مد) بود پيش از اين جامه بانوان مذهبي اگر ساده بود يا غير زيبا چون پوششي پيرامون آن را فراگرفته بود مشكل آفرين نبود اما با دور افكني آن پوشش رويين بيرون آمدن با لباسهاي ساده پيشين بسيار نامناسب
بود و بلكه گاهي مايه تمسخر آن لباس هر نما و جنسي داشت پنهان بود و اگر دوخت و شكل و رنگ آن با هم تناسبي نداشت دشواري ايجاد نميكرد اما اينك چون نمايان است در نظر گرفتن تناسب لباسها از نظر دوخت و مدل امري ضروري است به ناچار بايد لباسي پوشيد كه تا حد امكان زيبا با دوخت خوب و خوشنما باشد .
پيش از اين قبل از دور افكندن پوشش روي لباسها – در بيرون خانه معمولاً كسي از موقعيت اقتصادي زن با اطلاع نميشد اما حال بايد براي بيرون رفتن از خانه به طرزي مردم پسند و به مد روز لباس پوشيد.
يك پژوهشگر برجسته مينويسد:
زبان لباس خسته نميشود لباسها زبان دارند اندازهاش گوياي سن و سال پوشنده است و شكلش معرف شغل و مقام و… و رنگش مرتبط با اخلاق و رفتار طرف و جنسش ميزان تعيين كننده بنيههاي احتمالي اقتصادي و پاكيزگي و چركين بودن و مرتب و نامرتبي آن شاخص شخصيتهاي و از همه مهمتر ژست گرفتن پوشنده و حال دادن به لباس است… و بدتر از همه لباس شهرت كه زباني درازتر از همه البسه دارد و تنها به معرفي نام و نام فاميل و ظاهر پوشنده و يك صفت غالب باطني وي كه حب مقام يا گدا صفتي است اكتفا نكرده زبان گوياي بسياري از صفات و سجاياي طرف است… .
لباس شهرت يك حالت مخصوص انگشتنما دارد كه نيروي اجتماع را كه بايد به سوي كمال و سعادت پيش رود. به سوي خود جلب ميكند و آن را به هدر ميدهد.
و چه لباس شهرتي زبانش درازتر از آن لباس كوتاهتر زن كه چشمهاي بسياري را به چشم چراني كه هميشه مقدمه فسادهاي بزرگتري است وا ميدارد آن هم اغلب نيروي فعال و انساني جواناني كه بايد به پيشبرد رفاه تازه آمدگان چشم بدوزند آنها مسئولاند كه براي آسايش نوزادان و كودكان و سالمندان و پيران چشم بچرخانند در حالي كه اينك او چشم به ساق پاي خواهر آن ميكند و اين چشم به حجم بدن مادر اين و همه با هم مي لولند و همه به هم دروغ ميگويند و بر استدعاي دشمنان مشغولاند.
ويروس لباسها:
اين پايان چارهجويي نبود زير در پي آن وضع نابسامان فرهنگي ويروسي كشف شد كه لباسها را در مدتي كوتاه فرسوده ميكند و زنان را به خريدن لباسي تازهتر ناگريز ميساخت.
قبل از فروريختن منزلت پوششهاي سنتي تنها گذشت زمان و حوادث ناگهاني لباسها را فرسوده ميكرد از همان لباس فرسوده نيز در جايي ديگر استفاده ميشد اما زماني كه آن پوشش دور افكنده شد لباسها گاه در كمتر از يك روز به وسيله ويروس تغيير مد دچار پوسيدگي ميشد اگر لباسي به گرانترين قيمت خريده شده بود چون رسم روز تغيير ميكرد چنان زشت و پوسيده جلوه ميكرد كه گويي لباسي است مربوط به قرن پيش آيا افراد از پوشيدن لباس قرن احساس شرمساري نميكنند؟! روزگاري پيش آمد كه هر زن و مردي كه جامهاي براي دوخت سفارش ميداد به درستي نميدانست عمر آن جامه چقدر است و ويروس تغيير مد چه هنگام به سراغ لباس او خواهد آمد تا آن را بپوشاند گفتهاند زماني مردي پيراهني براي همسرش خريد و با شتاب به سوي خانه ميبرد در بين راه از او پرسيدند اين عجله براي چيست؟ گفت : لباسي براي همسرم خريدهام و اينك به خانه ميبرم ميخواهم قبل از اين كه مد آن از دست رود آن را به همسرم نشان دهم…!
آري ، لباسي كه تا زماني پيش زيبايياش در مجلس عقد و عروسي جلب توجه ميكرد حال كه مد آن تغيير كرده است فقط وسيله تمسخر پوشندهاش است هر چند داراي مرغوبترين جنس و بهترين دوخت باشد از ياد نميبرم كه در سالهاي تحصيل بين سال 1351تا 1356 در كشور ما دختران و حتي پسران با شلوارهايي به دبيرستان و دانشگاه ميآمدند كه دهانه ساق آن در حدود 75 سانتيمتر بود در حالي كه از سالهاي 60 به بعد مد به كلي عوض شد و دهانه شلوارها چنان تنگ شد كه پوشيدن آن بدون بازكردن زيب مخصوص پايين ساق ممكن نبود.
در ديگر پوششها نيز وضع چنين بود در مدت چهار سال پس زا ورود روپوش زنانه ( مانتو) به بازار دوهت و نماي آنها هر دم تغيير ميكرد گاهي مانتوها به قدري تنگ بود كه همه برجستگيهاي بدن را نمايش ميداد و زماني اين قدر فراخ كه دو نفر به راحتي در آن جاي ميگرفت و در ايامي اندازه آن تا بالاي زانو بود و گاهي تا روي كفش در اين همه اعجاب انگيزتر آن كه اگر در فصل رواج هر مد كسي از طرح قبل استفاده ميكرد معلوم ميشد كه از نظر اجتماعي فردي تنگدست يا عقب افتاده است و از همين جا بود كه عقدهها و كينهها و حسادتها پديد ميآمد تقليد و مشاجرات خانوادگي شدت ميگرفت و مردي كه نميتوانست خواستههاي خانوادهاش را برآورده سازد از سوي آنها فردي بيكفايت معرفي ميشد و آنكه وضع مالي بهتري داشت هر چند خداي را هم نميشناخت مردي با كفايت و خانواده دوست ياد ميشد در يك كلام همه معيارها و ارزشها واژگونه شد. از فرداي روزي كه در ايران كشف حجاب رخ داد يكباره حتي برش لباسها و شيوه خياطي آن دگرگون شد مجلههاي بوردا وژورنال كه نمونه لباسهاي اروپايي را نشان ميداد به كشور سرازير گشت چون كسي پارچه ايراني را به خياط ميسپرد تا بر طبق مدل ژورنال براي او مثلاً يك كيت بدوزد خياط اظهار ميكرد كه اين مدل با اين پارچه ايراني دوخته نميشود اللبته شايد راست ميگفت!