نقش اعتقاد به معاد در تأمين بهداشت روانى
نويسنده نعمت الله گرزالدين
اعتقاد به معاد، اثرات سازنده‏اى را در زندگى انسان باقى مى‏گذارد و در رفتار انسان نشانه‏اى از تعادل و تكامل روانى را موجب مى‏گردد و مبدأ و منشأبهداشت روانى مى‏شود. عقيده به معاد به حيات دنيوى معنى و احساس مسئوليت را در انسان بارور و حس درستكارى و وظيفه شناسى را در آدمى پرورش مى‏دهد. اعتقاد به پاداش و كيفر الهى باعث دورى انسان از انحرافات اخلاقى و اجتماعى مى‏گردد.

اعتقاد به معاد و عقيده به پاداش و كيفر الهى قوى‏ترين پشتيبان سجاياى انسانى است. انسانى كه زندگى را صرفا در حيات دنيوى جستجو مى‏كند تمام تلاش خود را در جهت رسيدن به لذتهاى مادى مى‏بيند و هر گونه ناكامى در جهت كسب لذات دنيوى را جدى تلقى كرده و آثار روان شناختى نامناسبى را كه از نشانگان افسردگى مى‏باشد از خود نشان مى‏دهد اما انسانى كه به زندگى پس از مرگ و معاد اعتقاد دارد و مرگ را پايان زندگى دنيوى و آغاز زندگى جاويد مى‏داند، اسير لذات دنيوى و گرفتار تالمات روحى نامناسب نمى‏گردد بلكه به موازات اداره امور زندگى به فكر تامين مقدمات زندگى اخروى و حيات جاويد مى‏باشد چرا كه سعادت اخروى را در گرو مراقبتهاى دنيوى مى داند امروزه برغم پيشرفتهاى حيرت آورى كه انسان به مدد تكنولوژى كسب كرده است ولى در مقابل اين موفقيت علمى به آرامش روانى كه از عناصر پايه سلامتى از ديدگاه سازمان جهانى بهداشت و اساس يك زندگى سعادتمندانه است دست نيافته است بلكه به موازات پيشرفتهاى علمى بر مشكلات و ناراحتيهاى روانى او افزوده شده است از مهمترين علل اين مصائب دورى از خدا و انكار عالم غيب و تكذيب عالم آخرت و معاد مى‏باشد. انكار آخرت و معاد احساس پوچى را در انسان پرورش و موجب نااميدى، ياس، نگرانى، او احساس بى ارزشى در انسان مى‏گردد و علايم فوق در نسب شناسى بسيارى از اختلالات روانى نقش كليدى را ايفاء مى‏نمايند افزايش ميزان خودكشى و بيماريهاى روانى در جوامع بى‏ايمان و منكر مبدا و معاد از مصاديق گفتار فوق مى‏باشد.

آثار سازنده اعتقاد به معاد مهمترين مساله بشر معاصر، عدم سازش و افزايش اختلالات رفتارى است. انسان برغم پيشرفت‏هاى شگرفى كه در علم و صنعت نموده است اما در پناه اين پيشرفتها به آن آرامش خاطر كه تضمين كننده سلامت روانى و اجتماعى است دست نيافته است؛ بلكه به موازات پيشرفت‏هاى علمى و رشد تكنولوژى به مشكلات روانى او افزوده شده است.

اعتدال و تناسب از زندگى آدميان رخت بربسته است و نوعى انسان كاريكاتورى فاقد تناسب به وجود آورده است و بيماريهاى روانى و روان تنى را موجب گرديده است. عصر حاضر را بسيارى از روان شناسان عصر اضطراب نام نهاده‏اند و اضطراب به زعم روان شناسان هسته مركزى بسيارى از بيماريهاى روانى، روان تنى و حتى جسمى تلقى مى‏گردد عصر اضطراب ترس از مرگ را در چشم آدميان زياد و موجى از وحشت در برابر قهر و مرگ را برانگيخته است.

به نظر مى‏رسد كه در گذشته انسانها از مبانى اعتقادى قوى‏تر برجوردار بودند و به جهان ديگرى پس از مرگ اعتقاد داشتند و اين اعتقاد، درد رنج را از آنان كاهش مى داد. ضمنا اعتقاد داشتند كه اگر رنج فراوانى را در زندگى متحمل شدند در عوض پس از مرگ به ميزانى كه در تحمل سختيها از خود شهامت و شكيبايى به خرج داده اند پاداش آن را در بهشت خواهند گرفت.

اعتقاد به اينكه پاداش رنج و تعب انسان در روى زمين پس از مرگ داده مى‏شود در ما اميد و معنا مى‏آفريند. انكار آن موجب افزايش نگرانى، اضطراب، پرخاشگرى و ويران سازى در ما مى‏گردد. اعتقاد به معاد تحمل شدائد و مصائب را براى انسان آسان مى‏نمايد زيرا گذشته از اين كه اتفاقات دنيوى نتيجه قضا و قدر الهى است صبر و شكيبايى در مقابل مصائب داراى اجر عظيمى است.

تحقيقات دو تن از محققان سيليه 1956 و گود وين 1983 نيز بيانگر اين مطلب است كه بر اساس نمراتى كه افراد در مقياس اندازه‏گيرى استرس به دست مى‏آورند مى توان احتمال آسيب پذيرى آنان به بيماريها و حوادث جسمانى و روانى را پيش بينى نمود. اعتقاد به معاد و ايمان به خداوند آثار سوء همه اين شدائد و مصائب را كاهش و نقشى كليدى در تامين بهداشت روانى ايفاء مى‏نمايد. انسانى كه به عالم غيب عقيده دارد و مرگ را پايان حيات دنيوى و آغاز حيات جاويد مى‏داند هرگز گرفتار مصائب و رنج‏هاى دنيوى نمى‏گردد و تمام حوادث و اتفاقات را آزمايشى جهت تكامل معنوى و تامين زندگى جاويد اخروى مى‏داند.

در مكتب انبياء الهى جلب رضايت خدا،اعتقاد به معاد و عقيده به پاداش پس از مرگ قوى‏ترين پشتيبان سجاياى انسانى است. پيروان واقعى پيامبران، معتقدند كه فداكارى با مال و جان و ديگر سجاياى پسنديده سبب رضايت پروردگار مى‏شود و چندين برابر عملى كه انجام مى‏دهند پاداش دريافت مى‏نمايند و اين مفهوم آرامش روانى را در آنان موجب مى‏گردد. لذا افراد مذهبى و معتقد به معاد نسبت به افراد غير مذهبى از طول عمر بيشتر، سلامت روانى بالاتر و مقاومت دفاعى بيشترى در مقابل مشكلات برخوردار مى‏باشند.