نقش ايمان در جلوگيرى از مفاسد اخلاقى

فرج الله فرج اللهى

--------------------------------------------------------------------------------

نقش ايمان در جلوگيرى از مفاسد اخلاقى

ايمان چيست؟

فرق اسلام و ايمان

آرامش در سايه ايمان

 

--------------------------------------------------------------------------------


نقش ايمان در جلوگيرى از مفاسد اخلاقى

تنها راه رسيدن به كمال، كرامت انسانى و فضائل اخلاقى؛ و نجات يافتن از مفاسد اخلاقى ايمان به خدا و معاد است.

 

ايمان چيست؟

در قرآن مجيد به معناى خاصى از ايمان اشاره نشده است، اما از نظر لغت و احاديث و مفسران تعريفهائى بيان شده است كه به چند نمونه از آنها اشاره مى‏شود:

ايمان؛ از نظر لغت يعنى تصديق مطلق خدا و صفات او و معاد و بهشت و جهنم و... و تصديق پيامبران و اينكه همگى راستگويانند از طرف خدا. [1] و همچنين به معنى «شرايعى آمده كه به وسيله وحى بيان شده. [2]

مفسر كبير طبرسى مى‏فرمايد:

«ايمان يعنى تصديق و باور كردن تمام چيزهائى كه از طرف خالق يكتا وحى شود و تصديق پيامبران و ملائكه و كتابهاى آسمانى و قيامت و بهشت و دوزخ». [3]

همچنين مرحوم علامه طباطبائى(ره) در معنى ايمان مى‏نويسند:

«ايمان يعنى استقرار اعتقاد در قلب كه از كلمه «امن» گرفته شده. مثل اين است كه مومن به هر چيزى كه ايمان آورده، از شك و ترديد در مورد آن كه آفت اعتقاد است، امنيت مى يابد و ايمان داراى مراتبى است كه مومنين هم به حسب مراتب ايمانشان سنجيده مى‏شوند». [4]

ايمان گوهرى است كه اگر در دل انسان رسوخ پيدا كرد، گفتار و كردارش، ظاهر و باطنش و ... يكى مى‏شود. و علت اينكه ما دوگانگى در گفتار و عمل عده‏اى مشاهده مى‏كنيم، اين است كه آنها فقط به گفتن شهادتين اكتفا كرده‏اند، نه اين كه مبدإ و معاد را باور كرده باشند. ايمانى كه بتواند انسان را در مقابل مفاسد اخلاقى بيمه كند و حفظ نمايد، ايمان به معنى واقعى كلمه است كه همان باور درونى انسان است نه ايمان لفظى كه در زبان گفته شود ولى هيچ خاصيتى نداشته باشد. چنانكه قرآن مجيد درباره جمعى از عربهاى باديه‏نشين مى‏فرمايد:

«آنان گفتند: «ايمان آورده‏ايم»! بگو: شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمى‏كند، خداوند آمرزنده و مهربان است». [5]

در شإن نزول آيه گفته‏اند:

جمعى از طائفه بنى اسد در يكى از سالهاى قحطى وارد مدينه شدند و به اميد اين كه از پيامبر(ص) كمكى دريافت كنند، شهادتين جارى كردند و گفتند ما بدون جنگ مسلمان شده و با زن و فرزند پيش تو آمده‏ايم. اينجا بود كه آيه مزبور نازل و خاطرنشان ساخت كه در اعماق قلبشان ايمان نيست. [6]

 


فرق اسلام و ايمان

اسلام همان اقرار با زبان است كه با گفتن شهادتين محقق مى شود، و با گفتن شهادتين و اظهار اسلام، احكام اسلامى مانند حفظ جان و مال و عرض و ازدواج با همسران مسلمان و ساير قوانين در حق شخص جارى مى‏شود. اعم از اين كه از ته دل باشد يا صرف اظهار اسلام.

امام صادق(ع) مى فرمايد:

«الاسلام يحقن به الدمإ و تودى به الامانه و تستحل به الفروج و الثواب على الايمان». [7]

«به وسيله اسلام خونها محفوظ و امانتها ادإ و فروج (ازدواج با همسر مسلمان) حلال مى‏شود، ولى ثواب بر ايمان است».

اما ايمان؛ چنانكه گفته شد، بايد پس از اقرار با زبان و گفتن شهادتين، گفته خود را از جان و دل باور كند و زبان و قلب انسان يكى باشد.

به عبارت ديگر: هر مومنى مسلمان هست ولى هر مسلمانى مومن نيست.

مرحوم طبرسى در اين زمينه به نقل از انس بن مالك حديثى از پيامبر(ص) نقل مى‏كند:

«الاسلام علانيه و الايمان فى‏القلب».

«اسلام، گفتن شهادتين، و ايمان باور قلبى است». [8]

امير مومنان على (ع) مى‏فرمايد:

«الايمان معرفه بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالاركان».

«ايمان عبارت از معرفت قلبى و اقرار كردن با زبان و عمل كردن است». [9]

يعنى ممكن است انسان با گفتن شهادتين، مسلمان باشد ولى خيلى از گناهان را مرتكب شود. چرا كه ايمان در قلب او جاى نگرفته، ولى اگر ايمان قلبى داشته باشد، حتى در خلوت نيز خداوند را حاضر و ناظر مى‏بيند و از گناه صرف‏نظر مى‏كند.

اگر امروزه جرائم روز به روز بيشتر مى‏شود، ظلم واجحاف و تعدى به حقوق ديگران و بى‏عدالتيها و فساد اخلاقى و دزديها زياد شده، به علت كم‏رنگ شدن ايمان است كه دامنگير جامعه‏ها مى‏شود چون قوانين بشرى هر چقدر هم خوب و قوى باشد، بازهم از كنترل همه افراد عاجز است و تنها سرمايه ايمان است كه در پنهان و آشكار كنترل كننده بشر است در مقابل جرائم و خلافكاريها.

 

آرامش در سايه ايمان

يكى از فوائدى كه انسان در سايه ايمان به خدا به آن دست مى‏يابد، آرامش روحى بر اساس آيه «الا بذكر الله تطمئن القلوب» است. حتى در بهبودى بيماريها موثر است چنانكه در گزارشى تحقيقاتى مى‏خوانيم:

به گزارش ايرنا و براساس تحقيقاتى كه در آمريكا صورت گرفته، هر مقدار كه اعتقادات مذهبى عميقتر و محكم‏تر باشد، بهبود بيمارى قلبى با سرعت بيشترى صورت خواهد گرفت.

به گزارش شبكه خبرى «آنانوا» دو متخصص آمريكايى نتايج يافته‏هاى خود را در اين زمينه در نشست سالانه در انجمن آمريكايى توانبخشى بيماريهاى قلبى، عروقى و ريوى ارائه كردند. آنها كه تحقيقات مقدماتى خود را بر روى 21 بيمار از يك بيمارستان قلب در آمريكا انجام داده بودند، اعلام كردند كه كار خود را با پيگيرى تحقيق بر روى 100 بيمار ادامه خواهند داد.

اين دو متخصص گفتند: براساس مطالعه آنها مشخص شده است؛ بيمارانى كه داراى اعتقادات مذهبى بوده و اعمال مذهبى خود را پيش و پس از ابتلا به بيمارى قلبى انجام مى‏دادند، دوره بهبودى كامل بيمارى آنها به 12 هفته كاهش يافت. [10]

بشر امروزه با اينكه به پيش رفته‏ترين تكنيكها و صنعت مجهز شده و با سرعت فوق‏العاده به سوى فتح قله‏هاى آن در حركت است و هر روز كشفيات جديدى را به جهان عرضه مى‏كند.

از ساخت هواپيماها و موشكهاى قاره پيما و كشتيهاى غول پيكر گرفته تا مدرن‏ترين سيستم‏هاى كامپيوترى و شبكه جهانى اينترنت و انترانت كه در كوتاه‏ترين مدت ممكن، اطلاعات و كشفيات جديدى را با ارزان‏ترين هزينه و كمترين زحمت به دست مى‏آورد و در اختيار جهانيان قرار مى‏دهد. حتى روى ثانيه‏ها حساب مى‏كنند كه اگر كشورى چند دقيقه يا چند ثانيه برق نداشته باشد كشور رقيب او در صنعت، صدها سال جلو مى‏افتد.

و با وجود پيشرفتهاى علمى و صنعتى اين چنينى؛ آرامش روحى ندارد چرا كه يا ايمان ندارد يا خيلى ضعيف است. و نه تنها آرامش روحى ندارد، بلكه يك زندگى سراسر اضطراب و دلهره‏اى دارد و در ورطه فساد اخلاقى غوطه ور است و تشنه محبت و آرامش روحى؛ و به دنبال پناهگاهى مى‏گردد كه مافوق همه قدرتها و احساسها باشد.

ايمان؛ به معناى باور خداى يگانه و قادر مطلق و در پيشگاه او، تنها داروى شفابخش دردهاى بشر سرگردان امروزى است زيرا كه اعتقاد به حقيقت نياز ضرورى انسان در تمام مراحل و ادوار زندگى است. حتى نياز به دليل و برهان هم ندارد چرا كه جهانيان از مكاتب و قوانين ساخته خود نااميد شده و احساس نياز به نيروى ماوراى نيروهاى مادى مى‏كنند. چنانكه همگان ديديم كه شوروى سابق پس از هفتاد سال بريدن از خدا و روى آوردن به ارزشهاى دروغين ماديگرائى بالاخره بيدار شد و ايمان را(و لو به صورت ناقص) نصب العين خود قرار داد و عبرتى شد براى كسانى كه قدر نعمت ايمان به خدا را نمى‏دانند و ساز روشنفكر م‏آبانه و غرب گرايانه‏اى مى‏زنند كه خود غرب از آن فرار مى‏كند.

اگر انسان بخواهد به آرامش روحى برسد، بايد با برنامه منظم و در كنار فعاليتهاى روزانه و مادى خود، به پرورش ايمان در قلب خود بپردازد و وقتى را مخصوص ارتباط خود با خدا قرار دهد و قلب خود را با نور ايمان به خدا تقويت نمايد.

چنانكه اميرمومنان على(ع) مى‏فرمايد:

«للمومن ثلاث ساعات. [11] فساعه يناجى فيها ربه و ساعه يرم معاشه و ساعه يخلى بين نفسه و بين لذتها فيما يحل و يجمل». [12]

«مومنان شبانه روز خود را سه قسمت مى‏كنند:

1. يك ساعت براى مناجات با خدا و تعالى روح؛

2. يك ساعت براى تإمين معاش و اصلاح زندگى،

3. يك ساعت براى ارضاى تمايلات روا و جلب لذائذ مباح».

بديهى است تإمين غذا و جلب لذائذ، مشترك بين انسان و بهائم است. چيزى كه مايه برترى بشر از حيوانات است، روابط روحانى با خداوند و نيل به كمالات عقلى و عاطفى است.

پس تنها راهى كه انسان با پيمودن آن مى‏تواند به كرامت انسانى و فضائل اخلاقى برسد، ايمان به خدا و معاد است؛ ايمانى كه بتواند حضرت يوسف را از توطئه‏هاى همسر عزيز مصر برهاند؛ ايمانى كه اگر حضرت يوسف در آن سن و سال و زيبائى كه تمام زنان اهل مجلس با ديدن آن حضرت دستشان را با كارد بريدند و از خود بيخود شدند، و با «اعلام آمادگى كامل براى هرگونه فساد» [13]از طرف همسر عزيز مصر، و آمادگى زمينه براى هرگونه فساد، ايمان خالص به خداى خود نداشت، به هيچ‏وجه از عهده امتحان الهى برنمى‏آمد. و در واقع نيروئى كه حضرت يوسف را از شر نفس اماره نجات داد، نبود جز ايمان خالص به خداى يگانه. [14]

در يك كلام؛ ايمانى كه بتواند انسان را در برابر مفاسد اخلاقى و اجتماعى و ... محافظت نمايند، ايمان محمدى(ص) و علوى است؛ نه ايمان كليسائى خشك و بى‏روح. ايمانى كه سلمان فارسى را بعد از مرارتها در راه تحقيق، از آغوش مسيحيت به آغوش اسلام آورده و «منا إهل البيت» قرار دهد.

البته قوانين و مقررات بشرى تا حدودى توانسته است قسمتى از شوون زندگى بشر را تحت كنترل در بياورد ولى به هيچ وجه به حد كمال نمى‏رساند؛ زيرا ضامن اجرا كه همان ايمان به مبدإ و معاد است، ندارند. چرا كه انسان تا چيزى را باور نكند، نمى‏تواند به آن عمل كند مثلا اگر بدى ظلم و تعدى و دروغ و .... را باور نكند نمى‏تواند از آن پرهيز كند، اگر باور نكند كه روز جزايى هست، از هيچ خلافى رويگردان نيست.

پس ايمان به خدا و معاد نيروئى است مافوق تمام نيروها و تا انسان ايمان دارد، نه تنها به سراغ فساد نمى‏رود، بلكه در مقابل مفسدان مى‏ايستد و از هيچ نيروى فاسد و ظالمى نمى‏ترسد چون پشتوانه‏اش خداست. لذا ما بايد همچنان در مقابل مستكبران بالاخص آمريكا كه همچنان در صدد به فساد كشيدن جامعه ايمانى جوانان ماست، ايستادگى كرده بكوشيم و با تقويت ايمان خود، از كشور و فرهنگ اسلامى و كيان خود دفاع كنيم.

و مى دانيم هر وقت بخواهند ملتى يا كشورى را از پاى درآورند، ايمان و فرهنگ دينى و فضائل اخلاقى آنها را مورد هجوم قرار مى‏دهند بالاخص جوانان را؛ چنانكه در تاريخ اسپانيا(اندلس) مى‏خوانيم:

وقتى كليسا خود را در برابر جوانان با ايمان مسلمان درمانده و شكست خورده مى‏ديد، طرحى ريختند و آن اين بود كه مفاسد اخلاقى را در ميان جوانان مسلمان رواج دادند اعم از شراب و قمار و دختران زيبا و ... حتى يك كشيش باغ انگور خود را اختصاص به شراب جوانان مسلمان مى‏دهد. و در اندك زمانى ايمان و اعتقاد را از جوانان؛ و جوانان را از جامعه اسلامى گرفتند و به مقصود خود كه پس گرفتن اسپانيا از دست مسلمين بود، رسيدند. [15]

بر ما مسلمانان بالاخص شيعيان امير مومنان على(ع) است كه ايمان به خدا و معاد را در درون خود پرورش داده؛ و در كل جامعه اسلامى مخصوصا در كشور امام زمان(ع) ايران؛ گسترش بدهيم. و از اين راه به منويات خود كه همان رسيدن به اهداف عالى انسانى و آرامش روحى و پيشرفت كشور در همه زمينه‏ها در سايه ايمان است، برسيم. انشإالله.

پى نوشت‏ها:

--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مجمع البحرين، طريحى.

[2]. معجم تفسير كلمات القرآن، محمد عدنان سالم.

[3]. مجمع البيان: ج 1، ص 38.

[4]. الميزان: ج 1، ص 45.

[5]. «قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا و لكن قولوا إسلمنا و لما يدخل الايمان فى قلوبكم و ان تطيعوا الله و رسوله لا يلتكم من إعمالكم شيئا ان الله غفور رحيم» حجرات: 14.

[6]. تفسير نمونه، ذيل آيه 14 سوره حجرات.

[7]. كافى: ج 2، باب ان الاسلام يحقن به الدمإ، ح 1.

[8]. مجمع البيان: ج 9، ص 138.

[9]. نهج البلاغه فيض، ج 6، كلام 218. و عيون اخبارالرضا: ج 2، ص 204، حديث 1، 2 و 4.

[10]. روزنامه كيهان، 81/9/3.

[11]. البته منظور از ساعت اين است كه انسان با ايمان؛ شبانه روز خود را سه قسمت مى‏كند. و نه اين كه پشت سرهم بايد انجام دهد.

[12]. نهج‏البلاغه فيض: ص 1271.

[13]. هيت لك.

[14]. «ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربى».

[15]. غروب آفتاب در اندس، ص 14، عبدالجواد قريب، چ 1330 ش - تفسير طنطاوى، ج 21، ص 180 تا 183.

مكتب اسلام - ش 1- سال 81