تفسير علمي با اهداف تربيتي قرآن در تضاد است

 

4 مهر 1386 ساعت 16:15

تفسير علمي قرآن كريم به عنوان رويكردي رايج در عصر حاضر مورد استفاده قرار گرفته و باعث مي‌شود تا كارشناسان علوم قرآني توان خود را در اين حوزه آزمايش كنند و اين در حالي است كه چنين اتفاقي با اهداف تربيتي و هدايتي قرآن در تضاد است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيدعلي‌اكبر حسيني مدير گروه تفسير ترتيبي و ترجمه مركز فرهنگ و معارف قرآن و مشاور علمي بخش پژوهش در گفت‌وگو با ستاد خبري پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن‌كريم با بيان اين مطلب گفت: تفسير علمي يكي از اقسام تفسير در عصر حاضر است كه در گذشته به عنوان يك جريان تفسيري در كنار تفاسير عرفاني و ديگر رويكردهاي تفسيري مطرح نبوده‌است.

 

وي افزود: نشانه‌ها و رگه‌هاي تفسير علمي را تنها مي‌توان در تفاسير كهن رد‌گيري و شناسايي كرد زيرا ماهيت اين نوع تفسير به شكل جريان تفسيري مطرح نبوده‌است.

 

مدير گروه تفسير ترتيبي و ترجمه مركز فرهنگ و معارف قرآن تصريح كرد: اساس تفسير علمي بر اين نظريه بنياد گذاشته شده كه مي‌توان نظريه‌ها و فرضيه‌هاي علمي اعم از تجربي و قوانين علوم انساني را از آيات قرآني استخراج كرد يعني وقتي سخن از تفسير به ميان مي‌آيد مقصود برداشت‌هاي برگرفته از دلالت الفاظ و عبارات است.

 

وي ادامه داد: تفسير علمي تفسيري است كه مفسر مي‌كوشد تا يافته‌هاي علمي جديد و اكتشافات خود را با استفاده دلالت الفاظ از قرآن استخراج كند.

 

مشاور علمي بخش پژوهش با اشاره به دو رويكرد افراطي و تفريطي در حوزه تفسير گفت: درباره تفسير علمي گاه ديدگاه‌هاي متفاوت و حتي متعارضي وجود دارد كه برخي آن را در عرصه قرآن پذيرفته و هرگونه موضوع و فرضيه علمي را در لابلاي آيات جست‌و‌جو مي‌كنند و برخي ديگر ساحت قرآن را بي‌ارتباط با گزاره‌هاي علمي تعريف كرده و هدف از نزول آن را هدايت و تربيت انسان مي‌دانند.

 

وي با تاكيد بر جامعيت قرآن و معناي آن يادآوري كرد: وقتي سخن از جامعيت و كمال قرآن به ميان مي‌آيد مراد از آن، مطابقت محتوا و پيام با هدفي است كه قرآن در حوزه هدايت انساني از آن ياد مي‌كند.

 

حجت‌الاسلام‌والمسلمين حسيني افزود: با تدبر و تفكر در آيات قرآن‌مجيد و آموزه‌هاي روشن و نوراني آن خواهيد ديد كه قرآن بيش از هر چيز ديگري در انديشه هدايت بشر و تربيت انسان بوده و هر آن چه را به طور مستقيم و غيرمستقيم بازگو مي‌كند براي تامين اين هدف است.

 

وي تصريح كرد: اگر برخي از آيات به طور مستقيم و غيرمستقيم در عرصه امور دنيوي و كاوش و تحقيق پيرامون علوم تجربي وارد شده‌است، تنها به هدف بيان نشانه‌هايي از عظمت و نظم و ساختار جهان است تا انسان‌ها از اين راه به عظمت خالق خود آگاه گردند ولي به طور كلي قرآن تحقيق و كاوش در علوم طبيعي و مادي را به عقل و علم انسان‌ها واگذار كرده است.

 

وي در توضيح اين مطلب بيان داشت: اساسا پرداخت به امور جزيي و كشف اسرار علوم مادي و دنيوي از چنان منزلتي برخوردار نيست كه بيان آن از سوي قرآن به عنوان كرامت و منزلت قرآني به شمار آيد زيرا آن چه را آدمي مي‌تواند از راه خطا و آزمون به دست آورد لازم نيست تا خداوند با نزول آيات آن را تفسير كند.

 

اين محقق علوم قرآني يادآوري كرد: تلاش وحي بر آن است تا بيش از هر چيز ديگري علت غايي خلقت و آفرينش هستي و انسان را در چشم و دل مردمان بيارايد و تبيين كند.

 

وي افزود: اگر به محتواي قرآن و آيات توجه شود مي‌توان معاني‌اي كه بيان علت غايي را به اشكال مختلف بيان مي‌كند را يافت زيرا آيات قرآني سرشار از بيان علت غايي ميان اشياست و اگر به كاربرد واژگان «الله و رب» در قرآن توجه شود كه بيش از چهار هزار بار تكرار شده، به روشني ديده مي‌شود كه قرآن مي‌كوشد تا در همه جا محوريت علت غايي را بنماياند.

 

حجت‌الاسلام حسيني با اشاره به گرايش شديد به تفسير علمي گفت: به نظر مي‌رسد كه علم‌زدگي سايه سنگين خود را بر انديشه جوامع اسلامي گسترانده است و اكنون بايد گفت كه گرايش و شوق مخاطبان به تفاسير علمي در محيط‌هاي دانشگاهي بسيار جدي و تامل‌انگيز است.

 

اين مدرس حوزه و دانشگاه افزود: به نظر مي‌رسد اين گرايش برخاسته از احساس ضعف و حقارت علمي در جامعه اسلامي و در زمان رشد صنعت و علم در اروپا و نهضت علمي آنجاست كه گاه با روح هدايتي قرآن در تضاد است.

 

وي در پايان خواستار تفاسير قرآن با رويكرد هدايتي براي آموزش مفاهيم قرآني شد و خاطر نشان كرد: تفاسير بايد به گونه‌اي باشد كه مردمان در زندگي از آن بهره ببرند و در حقيقت بيانگر آيه‌هاي زندگي و هدايتي بشر باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دکتر پور حسن: امام خمینی(ره) معانی درونی آیات قرآن را جستجو کرده است

دکتر قاسم پور حسن استادیار دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر اینکه امام راحل تلفیقی از رویکرد عرفانی و تفسیر قرآن به قرآن را مورد توجه قرار داد، گفت: حضرت امام(ره) بر تحمیل آرای عرفانی به قرآن پرهیز، از تفسیر ظاهر آیات قرآن عبور و معانی درونی آنها را جستجو کرده است.

دکتر قاسم پورحسن استادیار دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در طول تاریخ قرآن شناسی و قرآن پژوهی رویکردها و مطالعات متعدد و مختلفی نسبت به قرآن شکل گرفت. یک دیدگاه دیدگاه ظاهر گرایانه بود، دیدگاه دوم کلامی و فلسفی و دیدگاه عرفانی.

 

وی افزود: حضرت امام (ره) و مفسرینی مانند علامه طباطبایی معتقد بودند که آیات قرآن براساس سوره انعام و نور، تبیان گر و مبین هستند و هیچ آیه ای که دارای پیچیدگی در معنا و تحریک در لفظ باشد وجود ندارد. مخاطب آیات همه انسانها بوده و امام براساس آیه سوره نحل معتقد به جامعیت قرآن است. بدین شکل که آیات الهی ، آیات صرف عبادت و آخرت نیستند و در ذیل آیه 59 سوره نساء امام اعتقاد دارد که این آیه و آیه قبل دلالت بر نظریه حکومت و ولایت دارد و یکی از مسائل مهم در قرآن را حکومت و اجتماع می داند.

 

دکتر پورحسن تصدیق کرد: امام تلفیقی از رویکرد عرفانی و تفسیر قرآن به قرآن را مطرح می کند. تفسیر سوره حمد نمونه بارز تفسیر عرفانی امام است.

 

استادیار دانشگاه علامه طباطبایی یادآور شد: در تفسیر عرفانی ظاهر و عبارات قرآن حجبت دارند اما مغز آیات قرآن در معنای باطنی آن است. توجه امام در باب صلاة به اسرار صلاة است. یعنی عبارت و الفاظ قرآن پله اول شریعت هستند و فهم ظرایف و دقائق آیات قرآن پله گوهری تقلی می شوند. امام از سویی تلاش می کند بر تحمیل آرا عرفانی به قرآن پرهیز کند و از سوی دیگر از تفسیر ظاهر آیات قرآن عبورکرده و معانی درونی آیات قرآن را جستجو کرده است.

 

وی این رویکرد را  تحت تأثیر روایتی از امام صادق دانست که می فرماید " قرآن عبارت بشارت ظرائف و دقائق است که یعنی عبارت قرآن ظاهر قرآن و متعلق به عموم مسلمین است بدین معنی که دست یافتن براساس رویکرد استنباط یعنی به دست آوردن مرواریدی از قعر دریا و آبی زلال از زمین و ته چاه.

 

پورحسن گفت: ابن عربی آنچنان که ملاصدرا در کتاب مفاتیح الغیب او را نقد می کند ظواهر قرآن را متوجه نیست و آن را کنار گذاشته است. وی به ابن عربی نقد می کند که عبارات قرآن مهم است. ملاصدرا به ابن عربی در ذیل آیه 17 سوره رعد هشدار می دهد که کنار زدن آیات و ظواهر قرآن سبب تحیر مردم می شود، اما امام با توجه به این مسئله تلاش می کند  ظواهر را کنار زده، با طریق استدلال و فهم عرفانی جوهر و گوهر آیات قرآن را بدست آورد.

 

پورحسن دو هدف مهم در اندیشه های قرآنی امام را مورد تأکید قرار داد و یادآور شد: نخستین هدف امام نشان دادن جامعیت قرآن، تبیان گری، و نور بودن قرآن است که بر این اصل آیات قرآن آموزه های حیات بشری است که نه متعلق به یک عصر است و نه احکام آن متوجه یک زمان و مردمان خاص است. بنابراین امام معتقد است که آیات قرآن و دستور حیات جاودان همه انسانها خواهد بود.

 

وی دغدغه دوم امام در تفسیر آیات قرآن را نشان دادن غنای معنایی آیات قرآن توصیف کرد و اظهار داشت: غنای معنایی در نظر امام به مثابه اعجاز، وحیانی بودن و ماندگاری آیات قرآن است و امام تلاش می کند در تفاسیر خود این دو رویکرد را نشان داده و به اثبات برساند

 

 

 

 

 

 

 

نگرشي درون ديني بر جامعيت قرآن و اسلام

 

 

 

پژوهش هاي مربوط به تاريخ و فرهنگ بشري، گوياي اين حقيقت است كه بشر هيچ گاه بدون دين زندگي نكرده و همواره در جستجوي اين راز بزرگ هستي تلاش مي كرده، گاهي مي توانسته جلوه اي از حقيقت آن را درك كند و زماني به بيراهه مي رفته و اصل آن را انكار مي كرده است؛ همچنين با رشد و تعالي افكار و استعدادهاي انساني، دين در معرض سوالاتي قرار مي گرفته است از جمله اين كه: در صورت تكامل و پرورش خرد و عقل، كارآيي و كاربرد دين چيست؟ آيا دين آموزه هايي قابل اجرا در تمامي نسل ها و جوامع دنيا دارد؟ دين، اصولاً به بيان چه اموري مي پردازد و پاسخگوي كداميك از خواسته ها و نيازهاي بشري است؟ آيا دين همه ابعاد حيات فردي و اجتماعي انسان را در بر مي گيرد؟

 

در اين مقاله مقصود از دين، دين آسماني و حق است كه در طول تاريخ از جانب خداوند توسط پيامبران به بشر عرضه شده است، نه اين كه قابل اطلاق به هر گونه برداشت و فهم از دين باشد.

 

در پاسخ به پرسش هاي طرح شده بايد گفت دين توحيدي داراي جامعيت است و همه اديان آسماني كه از جانب خداوند نازل گرديده اند قبل از اين كه دستخوش تحريف و تغيير قرار گيرند، داراي ويژگي جامعيت در زمانه خود بودند. شرايع پيش از اسلام، علاوه بر جامعيت، از كمال نسبي نيز برخوردار بوده اند ولي شريعت اسلام داراي جامعيت و كمال نهايي است. از همين رو، شريعت پاياني، جاوداني است.

 

مقصود از جامعيت دين، اين نيست كه همه مسايل نظري و عملي مربوط به زندگي مادي و معنوي انسان و همه مسايل خُرد و كلان زندگي انساني و پديده هاي طبيعي توسط پيامبران الهي بيان شده باشد و انسان با مطالعه كتب آسماني از هر گونه جستجو و تحقيق در شناخت آفرينش خويش و هستي بي نياز شود. دين براي اين نيامده كه عقل و انديشه آدمي را تعطيل كند و او را از هر گونه كوشش فكري و تلاش معرفت جويانه باز دارد، نيامده كه وحي را به جاي عقل و حس قرار دهد.

 

 

 

                              

 

بلكه مي خواهد افق هايي از حقايق را كه از دسترس عقل و حس بيرون است، براي انسان روشن كند؛ از اين جهت، وحي مكمل عقل و حس است. هدف و مقصود وحي و دين اين است كه انسان را به سمت كمال واقعي و همه جانبه اش هدايت كند و متناسب با اين هدف و رسالت در سرنوشت حيات مادي و معنوي انسان دخالت دارد، ولي هرگز جايگزين علوم و دانش هاي بشر نمي شود.

 

در بحث از قلمرو و محدوده دين، نظرات برخي از علما را مطرح مي نماييم:

 

علامه طباطبايي در " تعريف دين" مي گويد: "آن، روش مخصوصي است در زندگي كه صلاح دنيا را به طوري كه موافق كمال اخروي و حيات دائمي حقيقي باشد، تامين مي نمايد سپس در شريعت بايد قانون هايي وجود داشته باشد كه روش زندگاني را به اندازه احتياج روشن سازد."(1)

 

وي در تفسير آيه 213 سوره بقره مسايل و اموري را در شناسايي دين طرح مي كند كه براساس آنها انسان، موجودي اجتماعي و استخدام كننده است و همين عامل، موجب اختلاف در تمام شئون حيات بشر مي شود. طبيعت انسان برطرف كننده اختلاف نيست. همچنين عقل بشر نمي تواند او را به كمال و سعادت دعوت كند؛ از اين رو، ضروري است كه پروردگار به طور غير طبيعي، انسان را به راه رسيدن به كمال مطلوب رهنمون شود و قوانين و مقرراتي وضع كند كه با نظام آفرينش انسان هماهنگ باشد.(2)

 

وي همچنين درباره هدف اصلي دين مي فرمايد: "حقيقت دين، تعديل اجتماع انسان در مسير حياتي آن است و به تبع، تعديل حياتي يك فرد را هم در بردارد. دين، اجتماع انساني را در راه فطرت و آفرينش وارد ساخته و موهبت حرّيت و سعادت فطري را- چنان كه مقتضي عدل است- به آن مي بخشد؛ همچنين به يك فرد حرّيت مطلقه داده، آن چنان كه فكر و اراده اش او را رهبري مي كند، و تا جايي كه به حيات اجتماع ضرري نرساند. در انتفاع بردن از جهات حيات، او را آزاد مي گذارد."(3)

 

استاد مطهري دين را جامع و كامل مي داند و همين امر را رمز ختم نبوت تلقي مي كند: "اسلام به واسطه كمال و كليّت و تماميّت و جامعيتش به نبوت تشريعي پايان داده است."(4)

 

ايشان در جايي ديگر مي نويسند: "اگر اسلام به برخي از عوامل موثر و حاكم بر زندگي انسان توجه نمي كرد و فقط براي برخي از ابعاد زندگي بشر به وضع قانون مي پرداخت، ديگر دين متعادل نمي بود. با اين بيان، لازمه متعادل بودن اسلام، جامعيت آن است."(5)

 

استاد شهيد رمز خاتميت و جاودانگي اسلام را هماهنگي با فطرت انسان مي داند. از نظر ايشان، اسلام طرحي است كلي و جامع و همه جانبه و معتدل و متعادل، حاوي همه طرح هاي جزئي و كارآمد.(6)

 

از آنجا كه دين و فطرت هر دو از پديده هاي الهي هستند، با يكديگر هماهنگي و تفاهم دارند؛ همچنين مقتضاي فطرت آدمي و فطري بودن دين الهي، اين است كه دين از جامعيت برخوردار باشد و مقتضاي دين فطري اين است كه نه تنها قوا و نيروهاي مختلف وجودي انسان ملغي نگردد، بلكه در برنامه دين، تعديل شده و حق هر يك ادا شود.

 

 

 

 

 

جامعيت دين اسلام

 

قرآن كريم در آيات خويش بر جامعيت خود تاكيد كرده است. برخي از آيات با اشاره به تبيان بودن قرآن، بر تفصيل دار بودن هر چيزي در قرآن تاكيد مي كند؛ برخي ديگر اسلام را دين جهاني معرفي مي كند و بعضي نيز دستورات قرآن را جاوداني و كامل مي داند.

 

 

 

الف- تبيان بودن قرآن

 

"... و نزّلناعليك الكتاب تبياناً لكل شيء و هدي و رحمة و بشري للمسلمين... ؛ و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزي است و براي مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگري است، بر تو نازل كرديم." ( نحل/ 89)

 

"... ما كان حديثاً يفتري ولكن تصديق الذي بين يديه و تفصيل كل شيء و هدي و رحمة لقوم يومنون... ؛ سخني نيست كه به دروغ ساخته شده باشد، بلكه تصديق آنچه از كتاب هايي است كه پيش از آن بوده و روشنگر هر چيز است و براي  مردمي كه ايمان مي آورند رهنمود و رحمتي است." ( يوسف/111)

 

در اين دو آيه عبارات: " تبياناً لكل شيء" و "و تفصيل كل شيء" دلالت دارد بر اين كه قرآن جامع مطالب و بيانگر و تفصيل دهنده هر چيزي است. يعني هدف از نزول، روشنگري است؛ زماني توسط آيات قرآن و زماني توسط پيامبر." لتبين للناس ما نزل اليهم"(7) نكته ديگر درعبارت: "لكل شيء" است. يعني روشنگري در معارف و علومي كه به سرنوشت سعادت ابدي انسان مربوط است و مشابه اين تعبير در مورد تورات آمده است.

 

"ثم اتينا موسي الكتاب تماماً علي الذي احسن و تفصيلاً لكل شيء و هدي و رحمة لعلهم بلقاء ربهم يومنون؛ آنگاه به موسي كتاب داديم،

 

براي اين كه ( نعمت را) بر كسي كه نيكي كرده است؛ تمام كنيم، و براي اين كه هر چيزي را بيان نماييم. و هدايت و رحمتي باشد، اميد كه به لقاي پروردگارشان ايمان بياورند." (انعام/ 154)

 

"و كتبنا له في الالواح من كل شي موعظه و تفصيلا كل شيء... ؛ و در الواح ( تورات) براي او در هر موردي بندي، و براي هر چيزي تفصيلي نگاشتيم..."(8)

 

مفسران قرآن در مورد تبيان بودن قرآن و اين كه تفصيل همه چيز در قرآن است مطالبي را بيان كرده اند: شيخ طوسي(9) و طبرسي (10) " تبيان كل شيء" را بيان مشكلاتي مي دانند كه مربوط به امور دين است.

 

زمخشري (11) معتقد است كه آيه در ارتباط با امور ديني است و خداوند امور مربوط به سعادت افراد را بيان كرده، برخي را با صراحت گفته و برخي را به سنت ارجاع داده است. رشيد رضا(12) كمال دين را عقايد و احكام و آداب عبادت- به تفصيل- مي داند، اما معاملات را به اجمال و اولي الامر را از محورهاي كمال دين و جامعيت آن تلقي مي كند.

 

علامه طباطبايي در تفسير آيه 89 سوره نحل آورده است كه تبيان به معناي بيان است، زيرا قرآن كتاب هدايت عموم بوده و مراد از كل شيء همه آن چيزهايي است كه برگشتن به هدايت باشد، از معارف حقيقيه مربوط به مبدا، معاد، اخلاق فاضله، شرايع الهيه، قصص و مواعظي كه مردم در امتداد و راه يافتن به آن محتاجند و قرآن تبيان همه اينهاست.(13)

 

 

 

ب- جهاني بودن قرآن

 

جهاني بودن دين اسلام به اين معنا است كه تعاليم قرآن به جامعه و نژاد خاصي اختصاص ندارد بلكه خطاب به همه مردم جهان است.

 

"و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين؛ و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم." (انبياء/107)

 

"و ما هو الا ذكر للعالمين؛ و حال آن كه (قرآن) جز تذكاري براي جهانيان نيست." ( قلم/52)

 

"و ما ارسلناك الا كافة للناس بشيراً و نذيرا ولكن اكثر الناس لا يعلمون؛ و ما تو را جز ( به سمت) بشارتگر و هشدار دهنده براي تمام مردم، نفرستاديم. ليكن بيشتر مردم نمي دانند." ( سبا/28)

 

"تبارك الذي نزّل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيراً؛ كسي بزرگ ( و خجسته) است بر بنده خود كه فرقان ( كتاب جدا سازنده حق از باطل) را نازل فرمود، تا براي جهانيان هشدار دهنده اي باشد."

 

 

 

ج- جاودانگي قرآن

 

"... و انه لكتاب عزيز لا ياتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد... ؛ و به راستي كه آن كتابي ارجمند است. از پيش روي آن و از پشت سرش باطل به سويش نمي آيد وحي ( نامه) است از حكيمي ستوده (صفات)." (فصلت/41-42)

 

"... و اوحي الي هذا القرآن لانذركم به و من بلغ ... ؛ و اين قرآن به من وحي شده تا به وسيله آن، شما و هر كس را ( كه اين پيام به او برسد) هشدار دهيم..." (انعام/19)

 

خداوند در اين آيه بيان مي دارد كه نزول قرآن به منظور انذار و برحذر داشتن مخاطبان تا روز قيامت است.

 

"... اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً... ؛ امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براي شما ( به عنوان) آييني برگزيدم... ." ( مائده/3)

 

 

 

جامعيت قرآن در روايات

 

1- امام علي (ع) مي فرمايد: اگر دين جامع نباشد ناقص خواهد بود؛ نه خدا دين ناقص فرو فرستاده و نه پيامبرش در رساندن پيام دين كوتاهي كرده است.

 

"ام انزل الله ديناً ناقصاً فاستعان بهم علي اتمامه، ام كانوا شركاء له؟ فلهم ان يقولوا و عليه ان يرضي و ام انزل ديناً تاماً فقصر عن تبليغه و ادائه، و الله سبحانه يقول: ما فرطنا في الكتاب من شيء و فيه تبياناً لكل شيء. (14) آيا خداوند دين ناقصي را فرو فرستاده تا با كمك ديگران تمام كند؟ يا آنها در تكميلش شريك هستند تا آنها بگويند و خداوند بر آن راضي باشد؟ يا خداوند دين كاملي فرستاده، اما پيامبر در رساندن پيام و بيانش كوتاهي كرده است؟ در حالي كه خداوند مي فرمايد: ما هيچ چيزي را در كتاب فرو گذار نكرديم و قرآن بيانگر هر چيزي است."

 

2- كليني از امام صادق (ع) نقل مي كند: "ان الله تبارك و تعالي انزل في القرآن تبيان كل شيء حتي و الله ما ترك شيئاً تحتاج اليه العباد حتي لا يستطيع عبد يقول لو كان هذا انزل في القرآن الا و قد انزل الله فيه(15) ؛ همانا خداوند تبارك و تعالي قرآن را بيانگر هر چيزي قرار داده است. حتي به خدا سوگند كه رها نكرده چيزي را كه بندگان خدا به آن احتياج داشته باشند، تا آن جا كه كسي نمي تواند بگويد: اي كاش خداوند آن را در قرآن بيان مي كرده و نكرده است.

 

3- امام صادق(ع) از امام علي (ع) نقل مي كنند: "ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق ولكن، اخبركم عنه الا ان و فيه علم ما مضي و علم ماياتي الي يوم القيامه و فيه خبرالسماء و خبر الارض و خبر الجنة و خبرالنار و خبر ما كان و ماهو كائن. اعلم ذلك كما انظر الي كفي ان الله يقول فيه تبيان كلي شيء... .(16)

 

اين قرآني كه تفصيل حلال و حرام است، بايد او را به نطق در آوريد و مطالب خود را از او بگيريد، او سخن نمي گويد، بايد از او سوال كرد و پاسخ شنيد. بدانيد كه در قرآن دانستني هاي گذشته و آينده تا روز قيامت است. خبر آسمان و زمين و بهشت و جهنم است. اطلاع از حوادثي است كه در پيش رخ داده يا در آينده رخ خواهد داد. من آن را مي دانم، همانند كسي كه به كف دست خود نگاه مي كند؛ به درستي كه خداوند فرموده:

 

" فيه تبيان كل شيء؛ در او تبيين همه چيز است."

 

از مجموع اين روايات چنين استفاده مي شود كه در قرآن، معارفي شامل امور اعتقادي و جهان آفرينش و  اخبار گذشته و آينده و امور عملي و احكام و مقررات شريعت است كه نيازهاي مردم در امر دين است؛ به تعبير ديگر، آنها اساسنامه زندگي انسان خداپرست است. ديگر اين كه اهل بيت (ع) در فهم و بيان قرآن و تفصيل احكام، نقش كليدي دارند و نكته ديگر نفي قاطع ناقص بودن شريعت و كوتاهي نكردن پيامبر در بيان نيازها و معلومات است.

 

 

 

پي نوشت ها:

 

1- ترجمه الميزان، ج2، ص187.

 

2- ترجمه الميزان، ج2، صص180- 188.

 

3- ترجمه الميزان، ج6، ص97.

 

4- ترجمه الميزان، ج3، ص173.

 

5- مجموعه آثار، ج3، ص190/ خاتميت، ص19.

 

6 مجموعه آثار، ج3، صص190- 191.

 

7- ترجمه قرآن از محمد مهدي فولادوند، چاپ اول، قم، دارالقرآن الكريم.

 

8- اعراف/ 145.

 

9- درّالتبيان، ج6، ص418.

 

10- مجمع البيان، ج6، ص318.

 

11- كشاف، ج2، ص628.

 

12- المنارج، ج6، ص 167.

 

13- ترجمه الميزان، ج12، ص469.

 

14- نهج البلاغه، خطبه 18.

 

15- اصول كافي، ج1/ ص59، به تصحيح علي اكبر غفاري .

 

16- همان، ص 61، نورالثقلين، ج 3، ص75.

 

منبع:

 

مجله گلستان قرآن، دكتر اعظم پرچم، عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان.

 

 

گردآوري :وحيد خرميان

 

برگرفته شده از سايت تبيان