• رسول خدا (ص) از نگاه بيگانگان
    --   دكتر « ريتين » كه از مورخين بزرگ است مى گويد :
    « دين محمد (ص) از نخستين ساعت ظهور خود ، و در زمان صاحب دعوت يعنى رسول گرامى (ص) ثابت كرد كه يك دين همگانى است . اين آيين مقدس ، كه براى هر نژادى مناسب است ، با هر عقلى نيز موافقت دارد و عقول بشرى ، در هر پايه از مدنيت باشد ، از آن بى نياز نيست » .
    --   « جون اوركس » كه از دانشمندان به نام انگليسى است مى گويد :
    « محمد (ص) در تمام عمر خود ، ذاتش به هيچ پليدى آلوده نشد » .
    --  « مسترجون دى فنيزات » انگليسى مى گويد :
    « محمد از بزرگ ترين خيرخواهان نوع بشر است . ظهور او نشانه يكى از عاليترين عقول در تمام عالم مى باشد ، و اگر آسيا بخواهد به فرزندان خود افتخار كند ، سزاوار است كه به اين رادمرد بزرگ و بى مانند افتخار نمايد . البته ظلم بزرگى است اگر بخواهيم حق بزرگوارى اين مرد را ادا نكنيم ; زيرا اين همان شخصى است كه در هنگام ظهورش ، عرب در درجه انحطاط و توحّش بود كه بر ما مخفى نيست ، و باز مى بينيم پس از بعثت او بر اثر انوارى كه ديانت اسلام در دل هاى آنهايى كه با ميل آن را پذيرفتند ، چگونه اوضاع آن سامان منقلب شد ، به همين جهت است كه شك در بعثت محمد (صلى الله عليه وآله) را شك در قدرت خداوندى كه شامل تمام جهان و جهانيان است بايد دانست » .
    --  « خير الله » مسيحى مى گويد :
    « محمد كسى است كه تمدنى به وجود آورد ، كه چشم عالم را خيره ساخت و هنوز هم مورد احترام ، پسند و تعظيم فلاسفه جهان است . مقدس ترين قوانين را براى زناشويى و جنگ وضع نمود به طورى كه هماره قانون گذاران جهان و مصلحين عالم ، از تعاليم او استفاده كرده و براى وضع قوانين و نظامات از اين دين سهل و ساده استمداد مى جويند ، با اين بيان ، فلاسفه و حكماى يونان و غير يونان كجا مى توانند با اين حكيم بزرگوار و عظيم الشأن عرب ، برابرى كنند ؟» .
    --  دكتر « سموئيل زويمو » مى گويد :
    « پيغمبر مسلمين ، بدون ترديد از بزرگترين پيشوايان دينى ، مصلحين بى مانند ، دانشمندان فصيح و بليغ عالم بوده و با وجود اين ، يك فرمانده شجاع و فداكارى است » .
    --   « مسيو گروسه » در كتاب « تمدن هاى شرقى » مى گويد :
    « محمد وقتى شروع به دعوت نمود ، جوان بلند همت و پاكدامنى بود كه براى مشروع هاى مقدس ، سراسر عزم و اراده بود ، او خيلى بزرگتر و عاليتر از محيطى بود كه در آن زندگى مى كرد . عرب در آن روز كه آن مرد بزرگ ، آنها را به سوى خداپرستى دعوت كرد ، در منجلاب بت پرستى غوطهور بود ، در چنين هنگامى عزم كرد كه آنها را به سوى خداپرستى دعوت كند . حالت اجتماعى و روحى قوم عرب نيز بى اندازه بود ، هرج و مرج عجيبى در ميان آنها وجود داشت ، همديگر را مى كشتند و غارت را امرى جايز مى دانستند ، اخلاق و عادتشان فاسد بود و به تمام معنى وحشى ; بنابراين تصميم گرفت بر طبق دعوت خود ، يك حكومت دموكراسى كه ضامن وحدتشان باشد ايجاد نمايد و اخلاق و عادتشان را اصلاح كند ، او از همان ملت وحشى ، جامعه تربيت يافته اى به وجود آورد » .
    --  « جرجيس سال » انگليسى مى گويد :
    « محمد (ص) بهترين و نيكوترين اخلاق را داشت و كاملاً بر عكس كسى بود كه دشمنان او را معرفى مى كنند ، او منزه از هر بدى و پليدى بود ، او كسى بود كه براى اصلاح اخلاق بشر قيام نمود » .
    --   « سرمادك سايكس » مى گويد :
    « شكى نيست كه محمد ، در اثر نبوغ بى مانند خود ، و تعليمات پردامنه اش موفق شد كه فكر و عمل را دارا باشد ، و در اثر همين استعداد ، كشور بى همتايى تشكيل دهد و اين موضوع مسلم است كه او پيامبرى روشنفكر ، قانونگذارى بى نظير و داورى عادل بوده است » .
    --   « ث . ل » كه از دانشمندان بزرگ سرزمين عجائب و غرائب هند است مى گويد :
    « وقتى در امر محمد (ص) تأمل مى كنيم ، از عزم و اراده اين مرد بزرگ ، كه ميان يك ملت زمام گسيخته و بداخلاق و بت پرستى ، پرورش يافته ، در شگفت مى مانيم ; زيرا همه مى دانيم كه او تنها و بدون هيچ مساعدى ، با كمال مردانگى ، بدون ترس و واهمه ، براى تغيير اوضاع آن محيط فاسد قيام كرده و از كشته شدن نهراسيد ، و به وعده هايى كه به او داده مى شد اهميت نمى داد . ما مى خواهيم بدانيم اين نيروى عجيب را چه كسى به اين رادمرد عربى داد ، و آن قوه بيان و نفوذ كلمه را از كجا آورد ، و با چه وسيله اى توانست بردگان را از قيد غلامى آزاد كند و آن اتحاد بى مانند را ميان طبقات بزرگان و اشراف ، و توده مردم برقرار سازد و آنها را دوست و برادر نمايد ؟
    در صورتى كه ما هنوز در هندوستان براى دست ماليدن به بدن ، خونريزى مى كنيم ، ما مى خواهيم بفهميم كه محمد اين نيروى شگرف را از كجا به دست آورد ؟ و آن زندگانى سراسر افتخار ، سرچشمه اش در كجاست . كشور هندوستان هنوز دچار شرابخوارى است و اين پندهاى حكيمانه كه از بزرگان هندو به ما داده شده است ، كوچك ترين اثرى در جلوگيرى از استعمال الكل ندارد ، در صورتى كه مطابق گفته كتاب هاى قديم ، محمد همين كه شراب را حرام كرد ، پيروان و يارانش خم شراب را شكستند و شراب و الكل را دور ريختند .

مى خواهيم بگوييم : در محمد قوه مرموزى بود كه مانند « مانيستيم » تأثير داشت .
ـ « برنارد شاو » فيلسوف بزرگ انگليسى مى گويد :
« من همواره براى دين محمد (ص) بلندترين جايگاه را قائل هستم ; زيرا زندگانى حيرت آور اين مرد ، تأثير عجيبى در من داشته است ، بنابراين معتقدم دين او يگانه دينى است كه با تمام ادوار زندگى بشرى مناسب مى باشد ، و قابليت آن را دارد كه هر نسلى را به خود جلب كند ، اما من پيش بينى مى كنم كه اروپا در آينده ، دين محمد را قبول خواهد كرد ، آثار آن از الآن نمايان است ; زيرا اروپاييان به آن اقبال كرده اند . در قرون وسطى روحانيون دين مسيح ، يا بر اثر تعصب و يا به واسطه نادانى ، كه هر دو بسيار زشت است ، اسلام را به رنگ هاى بدى درآورده و آن را به بدترين شكلى كه مى توانستند معرفى كرده بودند ، در واقع روحانيون آن روز ، دشمن محمد و دين او بودند و تا پاى مرگ بر اين دشمنى باقى ماندند . من تاريخ زندگى و شخصيت او را از اين لحاظ كه مرد بزرگ و نابغه اى است مورد مطالعه قرار دادم ، آن چه بر من محقق شد اين است كه او از دشمنى با مسيح منزه است .
ما بايد محمد را نجات دهنده بشريت بدانيم ، و من معتقد هستم كه اگر شخصى مانند او متصدى حكومت عالم امروز شود ، به طور قطع مشكلات آن را حل خواهد كرد و صلح و آرامش و سعادت را كه جهان كمال احتياج به آنها را دارد ، فراهم خواهد آورد .
خوشبختانه در قرن نوزدهم عده اى از دانشمندان اروپا ، مانند : « كارلايل » ، « گوته » و « گيبون » به ارزش حقيقى دين محمد پى بردند و بر اثر آن ، تحول عجيبى در اروپا نسبت به دين اسلام به وجود آمد و موفقيت زيبايى يافت ; ولى در اين قرن ، اروپا در راه توجه به اسلام پيشرفت زيادى كرده و علاقه شديدى نسبت به دين محمد از خود نشان مى دهد و شايد در قرون آينده ، از اين جلوتر برود و معتقد به آن شود و به فايده عقيده محمدى اعتراف نمايد ، و تصديق كند كه براى حل مشكلاتش بهترين وسيله باشد . از همين جا مى توانيد تصديق كنيد كه پيش گويى من بجا بوده و در همين وقت عده زيادى از افراد ملت من و ساير اروپاييان دين محمد را قبول كرده اند ، در هر صورت به طورى كه مى توان گفت : تحول اروپا و توجهش به اسلام شروع شده است » . (1)
خوانندگان ارجمند با اين اعترافات و هزاران اعتراف ديگر ، از دانشمندان بيگانه و غير مسلمان درباره شخص پيامبر و آيين كامل و جامعش ، باز مى توان گفت دين اسلام مانع از ترقى و تعالى است ؟ مسلم اين قضاوت در حق آيين يهوديت و مسيحيت و ساير اديان صحيح است ; اما اين گونه بر آيين مقدس و پاك اسلام قضاوت كردن از كمال بى انصافى و بى خردى است .
1 ـ آيين اسلام شماره 30 ـ 1 ـ چاپ 1323 شمسى مقالات آقاى خليلى .

با آگاهي از  اعترافات تحليل گران و شخصيت هاي سياسي و فرهنگي غرب در زمينه جامعيت و توان مندي اسلام, مي توان به بخشي از علل رويكرد گسترده جوامع غربي به اسلام دست يافت و آن را مورد تحليل دقيق تري قرار داد .
--  كلاوس كينكل وزير اسبق امور خارجه آلمان اخيراً طي مقاله اي كه در مطبوعات اين كشور به چاپ رسيده است با تصريح به اين واقعيت كه :  موضوعاتي از قبيل جدايي دولت از جامعه و جدايي دين از سياست كه در عنصر روشنگري قرن 18 در اروپا مطرح شد در مورد اسلام صدق نمي كند مي نويسد:

اسلام پاسخ هاي روشني به مسائل مختلف داده و اين دين از يك سيستم فكري عملي منسجمي برخوردار است, اسلام نه تنها ديني است كه مداوم قلمرو و دامنه خود را توسعه مي دهد بلكه توانايي حضور اجتماعي اين دين در جوامع بشري روبه افزايش است. 
--   پرفسور برنارد لوئيس از دانشگاه برينستون آمريكا نيز طي سخنراني در همايش  اسلام در اروپاي غربي اظهار داشت :     آن گونه كه امروز در غرب فهميده مي شود اسلام تنها يك رشته اعتقادات فردي نيست بلكه يك نظام قوانين متنوع است. 
--   پرفسور خوزه مارتينز رئيس دانشكده تاريخ باستان دانشگاه كمبلوتنسه و عضو هيئت علمي آكادمي تاريخ رئال مادريد با تذكر اين مطلب كه گرچه من اروپايي هستم اما بي طرف صحبت مي كنم اظهار داشت:
 اسلام ديني كامل است و جامع با تمام قوانين صحيح زندگاني, من شخصاً قرآن را پنج بار مطالعه كرده ام در سطر سطر آن قانون و ثبات ديده مي شود و از آن گذشته به نظر من اسلام ديني بسيار آسان و فهميدني است و... ولي شما مي بينيد در مسيحيت به اندازه اي روايات گيج كننده است كه گاهي يك كشيش هم سرنخ تثليث را از دست مي دهد . وي افزود:  در نهايت در مسيحيت به يك مذهب مي رسيد ولي در اسلام مجموعه قوانين خواهي رسيد. 
--   تحليلگر روزنامه اسپانيايي ا.ب.ت در اين زمينه مي نويسد:
اسلام ديني اجتماعي است كه حتي مي تواند مانند ايران تبديل به حكومت شود مفاهيم اسلام واضح و روان است. 
--    هربرت هيل رينگ هاوس   نويسنده غربي هم در مقاله اي تحت عنوان  شكوفايي اسلام   با بيان اينكه:
  قرآن كتاب دستورالعمل هاي فردي و فقط براي آخرت نيست   مي نويسد:  قرآن زندگي جمعي انسان ها را در اين جهان نيز براساس دستورالعمل هاي خدايي سروسامان مي دهد. 
--   هري سيناين (Harryscnein): سياست مدار سرشناس سوئد, طي مقاله اي در روزنامه dn با عنوان  مذهب و سياست ،  ضمن طرح اين واقعيت كه:  اسلام كه در قرون اخير براي غربي ها ناآشنا شده بود با درگيري اسرائيل با مسلمانان و انقلاب اسلامي ايران سرزبان ها افتاده است   مي نويسد :
 اسلام تنها يك مذهب نيست بلكه يك جنبش سياسي است و حضرت محمد(ص) تنها يك پيامبر نبود يك سياست مدار و يك سردار نظامي نيز بود. 
--   پرفسور  دانل هول سينگر   سخنران كنفرانس بررسي تاثيرات اسلام در شمال آفريقا, نتيجه تحقيقات خود را پيرامون اسلام اين گونه ابراز مي دارد:
 اسلام تنها يك مذهب نمي باشد بلكه يك اسلوب زندگاني است, دين اسلام و حكومت با هم توام و مخلوط هستند. 
--   مورهود كندي, متخصص با سابقه مركز مطالعات عربي و خارجي ايالات متحده آمريكا (كه مديران و تجار را در رابطه با فرهنگ هاي ساير ملل تعليم مي دهد) و رئيس  بنياد كندي   در نيويورك, با پيش بيني اين امر كه  اسلام به زودي به عنوان مهم ترين گروه مذهبي در آمريكا بعد از مسيحيت ظهور خواهد كرد  , در تشريح علل و عوامل رويكرد گسترده بين المللي به اسلام و جذابيت هاي اين دين جهاني گفت :
 ما بايد بپذيريم كه اسلام مانند مسيحيت تنها يك دين و اعتقاد نيست بلكه علاوه بر آن يك سيستم سياسي نيز بوده و حقوق خاص خود را دارد, ضمناً دين اسلام طريقه اي است براي زندگي كردن . 
وي اضافه نمود:  من به عنوان يك دانشجوي دانشگاه هاروارد قوانين وراثت در اسلام را با قوانين ايالت خود مقايسه نمودم و از اينكه قوانين اسلام بسيار انساني تر بوده و روابط خانوادگي را در نظر گرفته است در شگفت ماندم! 
--    تحليلگر و نويسنده روزنامه كريستين مانيتور با بيان تلقي غالبي كه از اسلام در دهه هاي اخير خصوصاً پس از قيام امام خميني در اذهان عمومي پديد آمده مي نويسد:  اسلام به عنوان دارويي براي دردهاي روحي و كيميايي   براي رفع مشكلات سياسي و اقتصادي است, اسلام از آغاز ظهور برخوردي جامع و كامل با همه وجوه ابعاد زندگي در پيش گرفت و با زندگي شخصي افراد به همان اندازه سروكار دارد كه با حيات اجتماعي آنان دارد. 
--   در عصر با بركت امام خميني(ص) به نحو روزافزوني اين باور در ميان انديشمندان و صاحب نظران بين المللي- و به ويژه غربي- رسوخ مي نمايد كه:
 جوهره اسلام با شرايط و احوال (مختلف) انساني قابل انطباق است و ايمان و اطمينان خلل ناپذيري كه به آدميان مي دهد آنان را از سرگشتگي و پوچي تمدن امروز مصون مي دارد  .
بر گرفته از كتاب عصر امام خميني   (مير احمد رضا حاجتي )